پرش به محتوای اصلی

03_شیمی جلوه ای از هنر، زیبایی و ماندگاری (علوم ریاضی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

چرا یاقوت سرخ است و زمرد سبز؟

یاقوت سرخ در واقع همان Al2O3\text{Al}_2\text{O}_3 (کوراندوم) است که در آن برخی یون‌های Al3+\text{Al}^{3+} با یون Cr3+\text{Cr}^{3+} جایگزین شده‌اند؛ زمرد سبزرنگ نیز به همین یون Cr3+\text{Cr}^{3+} اما در بستری سیلیکاتی وابسته است. راز این رنگ‌ها در ساختار الکترونی فلزهای واسطه نهفته است: این فلزها اوربیتال‌های dd نیمه‌پر دارند و وقتی لیگاندهای اطراف (مولکول‌ها یا یون‌های همسایه) به آن‌ها متصل می‌شوند، اوربیتال‌های dd به دو سطح انرژی متفاوت تقسیم می‌شوند — پدیده‌ای به نام «شکست میدان بلور». الکترون‌ها با جذب بخشی از نور مرئی (ΔE=hν=hc/λ\Delta E=h\nu=hc/\lambda) از سطح پایین به بالا می‌روند، و رنگی که ما می‌بینیم، رنگ مکملِ رنگ جذب‌شده است (مثلاً جذب نور سبز، رنگ قرمز را در چشم ما ایجاد می‌کند). با تغییر عدد اکسایش فلز واسطه، تعداد الکترون‌های dd و در نتیجه رنگ نیز تغییر می‌کند: یون وانادیم به‌ترتیب V2+\text{V}^{2+} بنفش، V3+\text{V}^{3+} سبز، V4+\text{V}^{4+} آبی و V5+\text{V}^{5+} زرد است. همین منطق در طبیعت هم دیده می‌شود: خون انسان با یون Fe2+\text{Fe}^{2+} قرمز و خون خرچنگ نعل‌اسبی با یون Cu2+\text{Cu}^{2+} آبی رنگ می‌گیرد. جدول رنگ‌های مکمل این پدیده را روشن می‌کند: جذب نور بنفش (حدود ۴۰۰ نانومتر) رنگ زرد-سبز، جذب آبی رنگ نارنجی، و جذب قرمز رنگ سبز را در چشم پدید می‌آورد — هرچه انرژی فوتون جذب‌شده بیشتر (طول موج کوتاه‌تر)، رنگ دیده‌شده به سمت طیف قرمز نزدیک‌تر می‌شود.

ساختار لوویس و قانون هشت‌تایی در مولکول‌های رنگین و بی‌رنگ

هر اتم (جز هیدروژن با ۲ الکترون) در ساختار لوویس تمایل دارد ۸ الکترون در اطرافش داشته باشد؛ استثناهایی مانند Be\text{Be} (۴ الکترون) و B\text{B} (۶ الکترون) ناقص می‌مانند، در حالی‌که عناصر دورهٔ سوم به بعد می‌توانند با اوربیتال dd خالی بیش از ۸ الکترون بگیرند. بار جزئی δ+\delta^+ روی اتم الکترون‌دهنده‌تر و δ\delta^- روی اتم الکترونگاتیوتر قرار می‌گیرد و گشتاور دوقطبی از رابطهٔ μ=q×d\mu=q\times d به دست می‌آید. مولکول‌های دواتمی جورهسته مانند H2،Cl2،N2\text{H}_2،\text{Cl}_2،\text{N}_2 چون الکترون‌های پیوندی به‌طور مساوی بین دو هستهٔ یکسان توزیع می‌شوند، ناقطبی‌اند؛ اما مولکول‌های ناجورهسته مانند HCl\text{HCl} و HF\text{HF} به دلیل اختلاف الکترونگاتیوی قطبی می‌شوند. حتی مولکول ظاهراً سادهٔ S=C=O\text{S=C=O} با وجود شکل خطی، چون الکترونگاتیوی اکسیژن از گوگرد بیشتر است، گشتاورهای دو سر برابر نمی‌شوند و مولکول قطبی می‌ماند.

الماس: چرا سخت‌ترین مادهٔ شناخته‌شده است

الماس یکی از دگرشکل‌های کربن است که هر اتمش با چهار اتم کربن دیگر پیوند کووالانسی تتراهدری می‌سازد (عدد کئوردیناسیون ۴)؛ برای جابه‌جاکردن هر اتم باید چهار پیوند کووالانسی قوی شکسته شود، به همین دلیل سختی موس آن ۱۰ (بیشترین ممکن) و نقطهٔ ذوبش ۳۵۵۰ درجه است. الماس همچنین عایق الکتریکی است چون همهٔ چهار الکترون ظرفیت هر اتم کربن درگیر پیوندند و الکترون آزادی باقی نمی‌ماند. در برابر آن، گرافیت هر اتم کربنش را با فقط سه اتم دیگر در صفحه‌ای شش‌گوش پیوند می‌دهد و یک الکترون آزاد از هر اتم آن را رسانا می‌کند؛ بین لایه‌های گرافیت نیروی ضعیف واندروالس برقرار است که به لایه‌ها اجازهٔ لغزیدن روی هم می‌دهد — به همین دلیل گرافیت لغزنده و روان‌کننده است. گرافن، تک‌لایه‌ای جداشده از گرافیت با ضخامت تنها یک اتم، حدود صد برابر فولاد مقاوم و ۹۷.۷٪ شفاف است و کاشفانش (آندره گیم و کنستانتین نووسلوف) با روشی به‌سادگیِ جداکردن گرافیت با دو نوار چسب، جایزهٔ نوبل فیزیک ۲۰۱۰ را گرفتند.

جامدهای کووالانسی، مولکولی، یونی و فلزی

مواد جامد بر اساس نوع نیروی نگهدارندهٔ ذراتشان به چهار دسته تقسیم می‌شوند. در جامد کووالانسی مانند الماس یا سیلیس (SiO2\text{SiO}_2)، پیوند کووالانسی در شبکه‌ای سه‌بعدی گسترده است و هیچ مولکول مجزایی وجود ندارد؛ برخلاف CO2\text{CO}_2 که مولکولی و با نقطهٔ ذوب پایین است، سیلیکون به دلیل ضعیف‌تر بودن پیوند Si-Si\text{Si-Si} نسبت به C-C\text{C-C} نمی‌تواند مانند کربن پیوند π\pi قوی با اکسیژن بسازد، پس SiO2\text{SiO}_2 ساختار شبکه‌ایِ کووالانسی می‌گیرد. در جامد مولکولی مانند یخ، مولکول‌های مجزا با نیروهای بین‌مولکولی (واندروالس، دوقطبی–دوقطبی، یا قوی‌ترینشان پیوند هیدروژنی) کنار هم نگه داشته می‌شوند؛ آب اگر فقط نیروی واندروالس داشت نقطه جوشش نزدیک منفی ۸۰ درجه می‌بود، اما پیوند هیدروژنی آن را به ۱۰۰ درجه می‌رساند. یخ ساختاری شش‌گوش با فضای خالی زیاد دارد که چگالی‌اش را از آب مایع کمتر می‌کند.

قطبیت یک مولکول به دو عامل بستگی دارد: وجود پیوندهای ناهم‌قطبی و عدم تقارن در چیدمان آن‌ها. CO2\text{CO}_2 با وجود پیوندهای قطبی C=O\text{C=O}، چون خطی و متقارن است، گشتاورهای پیوندی‌اش خنثی می‌شوند و ناقطبی است؛ اما H2O\text{H}_2\text{O} به دلیل جفت‌های ناپیوندی اکسیژن که تقارن را می‌شکنند، قطبی است. جامد یونی مانند NaCl\text{NaCl} از دادوستد الکترون بین فلز و نافلز شکل می‌گیرد و با نیروی الکتروستاتیک در شبکه‌ای منظم (در NaCl\text{NaCl} هر یون با ۶ یون مخالف احاطه شده) نگه داشته می‌شود؛ هرچه چگالی بار یون‌ها (بار تقسیم بر شعاع) بیشتر باشد، آنتالپی فروپاشی شبکه و نقطهٔ ذوب بالاتر می‌رود — برای همین MgO\text{MgO} با یون‌های دوباره از NaCl\text{NaCl} آنتالپی فروپاشی بسیار بیشتری دارد. جامدهای یونی برخلاف فلزها شکننده‌اند چون لغزش لایه‌ها یون‌های هم‌نام را روبه‌روی هم قرار می‌دهد و دافعه باعث شکست ناگهانی می‌شود. در جامد فلزی، کاتیون‌های ثابت در دریایی از الکترون‌های آزاد شناورند؛ همین دریای الکترونی رسانایی الکتریکی و گرمایی، جلا، و مهم‌تر برای هنر و صنعت، انعطاف‌پذیری و چکش‌خواری فلزها را توجیه می‌کند، چون لایه‌های کاتیون بدون شکستن پیوند روی هم می‌لغزند.

تیتانیم: فلزی برای طلا و جواهر مدرن

تیتانیم هم سبک‌تر (چگالی ۴.۵۱ در برابر ۷.۹۰ فولاد) و هم مقاوم‌تر در برابر خوردگی از فولاد است — ترکیبی نادر که آن را در ساخت زیورآلات، لوازم پزشکی و صنایع هوافضا محبوب کرده است. این مقاومت از تشکیل لایهٔ نازک و چسبندهٔ TiO2\text{TiO}_2 روی سطح فلز می‌آید که از تماس اکسیژن با فلز زیرین جلوگیری می‌کند؛ آلومینیم نیز با ساخت لایهٔ Al2O3\text{Al}_2\text{O}_3 رفتار مشابهی (پسیواسیون) دارد. آلیاژ هوشمند نیتینول (نیکل و تیتانیم) خاصیت حافظهٔ شکلی دارد و با گرمادهی به شکل اولیهٔ خود بازمی‌گردد؛ از همین ویژگی در سیم ارتودنسی، استنت قلبی و قاب عینک استفاده می‌شود. فلزها بسته به آرایش بلوریشان انواع مختلفی دارند: مکعبی مرکز-رخساره (مس، آلومینیم، طلا) و شش‌گوش فشرده (منیزیم، روی، تیتانیم) با عدد کئوردیناسیون ۱۲، و مکعبی مرکز-بدنه (آهن، تنگستن) با عدد کئوردیناسیون ۸ — همین تفاوت چیدمان اتم‌ها بخشی از تفاوت جلا، چگالی و کارپذیری فلزهای گوناگون در زیورسازی و صنعت را توضیح می‌دهد.

پایداری شبکهٔ یونی و انیون‌های سازندهٔ کانی‌ها

آنتالپی فروپاشی شبکهٔ یونی، یعنی انرژی لازم برای جداکردن کامل یون‌ها از شبکهٔ جامد، با رابطهٔ تقریبی ΔHفروپاشیZ+×Zr++r\Delta H_{\text{فروپاشی}}\propto\dfrac{|Z^+|\times|Z^-|}{r^++r^-} برآورد می‌شود: هرچه بار یون‌ها بیشتر و شعاعشان کوچک‌تر باشد، جاذبهٔ الکتروستاتیک و آنتالپی فروپاشی بزرگ‌تر است. برای همین MgO\text{MgO} (با یون‌های دوبار) آنتالپی فروپاشی نزدیک به پنج برابر NaCl\text{NaCl} دارد، و در یک گروه، با افزایش شعاع کاتیون یا آنیون (مثلاً از F\text{F}^- به Cl\text{Cl}^- به Br\text{Br}^-)، این آنتالپی کاهش می‌یابد. آنیون‌های چهاروجهی سیلیکات (SiO44\text{SiO}_4^{4-})، فسفات (PO43\text{PO}_4^{3-}) و سولفات (SO42\text{SO}_4^{2-}) پایهٔ ساختاری بسیاری از کانی‌ها و سنگ‌های زینتی‌اند که بار هرکدام از جمع بار اتم مرکزی و چهار اکسیژن اطرافش به دست می‌آید.

عامل‌های مؤثر بر نقطهٔ ذوب و جوش

برای مواد مولکولی، هرچه نیروی بین‌مولکولی قوی‌تر باشد نقطهٔ جوش بالاتر می‌رود؛ به همین ترتیب HF\text{HF} با پیوند هیدروژنی نقطهٔ جوشی نزدیک ۲۰ درجه دارد در حالی‌که HCl\text{HCl} و HBr\text{HBr} که فقط نیروی واندروالس و دوقطبی–دوقطبی دارند، در دماهای بسیار پایین‌تر می‌جوشند. گسترهٔ دمایی مایع‌بودن (تفاضل نقطهٔ جوش از نقطهٔ ذوب) نیز شاخصی از استحکام ساختار است: این گستره برای N2\text{N}_2 مولکولی تنها حدود ۱۴ درجه، برای HF\text{HF} حدود ۱۰۰ درجه و برای NaCl\text{NaCl} یونی بیش از ۶۰۰ درجه است — نشانهٔ تفاوت عمیق نیروهای نگهدارندهٔ هر دسته از جامدها.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام گزینه، علت اصلی تفاوت بسیار زیاد در نقطه ذوب CO2CO_2 جامد و SiO2SiO_2 را درست بیان می‌کند؟

  • در CO2CO_2 مولکول‌های مجزا با نیروهای بین‌مولکولی ضعیف وجود دارد، ولی در SiO2SiO_2 شبکه کووالانسی گسترده برقرار است.
  • در CO2CO_2 آرایش خطیِ مولکول است که سبب کاهش محسوس جرم مولی و افت شدید نقطهٔ ذوب می‌شود.
  • در SiO2SiO_2 فقط نیروهای ضعیف واندروالس بین واحدهای سازنده وجود دارد، ولی تعداد آن‌ها بسیار زیاد است.
  • در CO2CO_2 پیوندهای کووالانسی درون مولکولی به‌طور کلی از پیوندهای موجود در SiO2SiO_2 ضعیف‌تر است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «در CO2CO_2 مولکول‌های مجزا با نیروهای بین‌مولکولی ضعیف وجود دارد، ولی در SiO2SiO_2 شبکه کووالانسی گسترده برقرار است» درست است. CO2CO_2 جامدی مولکولی است که ذرات سازنده‌اش مولکول‌های مجزای O=C=OO=C=O با نیروهای بین‌مولکولی ضعیف‌اند؛ اما SiO2SiO_2 جامدی کووالانسی با شبکهٔ سه‌بعدی پیوسته از پیوندهای SiOSi-O است، به همین دلیل نقطهٔ ذوب آن به‌مراتب بالاتر است. «در CO2CO_2 پیوندهای کووالانسی درون مولکولی به‌طور کلی از پیوندهای موجود در SiO2SiO_2 ضعیف‌تر است» نادرست است؛ تفاوت اصلی در نوع جامد (مولکولی در برابر شبکه‌ای) است، نه در قدرت پیوند درون‌مولکولی CO2CO_2. «در CO2CO_2 آرایش خطیِ مولکول است که سبب کاهش محسوس جرم مولی و افت شدید نقطهٔ ذوب می‌شود» نادرست است؛ جرم مولی عامل اصلی این تفاوت نیست؛ نوع جامد (مولکولی/شبکه‌ای) تعیین‌کننده است. «در SiO2SiO_2 فقط نیروهای ضعیف واندروالس بین واحدهای سازنده وجود دارد، ولی تعداد آن‌ها بسیار زیاد است» نیز نادرست است؛ در SiO2SiO_2 اصلاً واحد مجزایی وجود ندارد که بین آنها واندروالس برقرار باشد؛ همهٔ اتم‌ها با پیوند کووالانسی به هم متصل‌اند. تلهٔ تستی: نباید علت تفاوت نقطهٔ ذوب را به جرم مولی یا قدرت پیوند درون‌مولکولی نسبت داد؛ علت واقعی، تفاوت بنیادین در نوع جامد (مولکولی در برابر کووالانسی شبکه‌ای) است.

2. کدام گزینه، دلیل ناقطبی بودن مولکول‌های جورهسته‌ای مانند H2H_2 و Cl2Cl_2 را بهتر بیان می‌کند؟

  • این مولکول‌ها همیشه خطی‌اند.
  • الکترون‌های ظرفیت آن‌ها زوج است.
  • اختلاف الکترونگاتیوی میان دو اتم صفر است.
  • جرم دو اتم برابر است و بارها خنثی می‌شوند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «اختلاف الکترونگاتیوی میان دو اتم صفر است» درست است. در مولکول جورهسته، دو اتم کاملاً یکسان‌اند و در نتیجه الکترونگاتیوی برابر دارند؛ هیچ‌کدام نمی‌تواند جفت‌الکترون پیوندی را بیشتر به سمت خود بکشد، پس ابر الکترونی متقارن می‌ماند، هیچ بار جزئی (δ+\delta^+/δ\delta^-) شکل نمی‌گیرد و گشتاور دوقطبی صفر می‌شود؛ یعنی مولکول ناقطبی است. وارسی مستقل: در H2H_2 هر دو اتم χ=2.1\chi=2.1 و در Cl2Cl_2 هر دو اتم χ=3.0\chi=3.0 دارند؛ در رابطهٔ μ=q×d\mu=q\times d مقدار qq (بار جزئی) صفر می‌شود، پس صرف‌نظر از فاصلهٔ dd، حاصل‌ضرب صفر است. «این مولکول‌ها همیشه خطی‌اند» نادرست است؛ هر مولکول دواتمی به‌ناچار خطی است — حتی HClHCl که قطبی است — پس خطی‌بودن هیچ چیزی دربارهٔ قطبیت تعیین نمی‌کند. «الکترون‌های ظرفیت آن‌ها زوج است» نادرست است؛ زوج‌بودن شمار الکترون‌های ظرفیت هیچ ارتباطی با توزیع بار در پیوند ندارد؛ HFHF هم شمار زوجی از الکترون ظرفیت دارد ولی مولکولی به‌شدت قطبی است. «جرم دو اتم برابر است و بارها خنثی می‌شوند» نادرست است؛ قطبیت از توزیع بار الکتریکی می‌آید نه از جرم، و «خنثی‌شدن بار» ربطی به بار الکتریکیِ کل (که در هر مولکول خنثی صفر است، حتی در HClHCl قطبی) ندارد. تلهٔ تستی: تساوی «جرم» دو اتم را نباید با تساوی «الکترونگاتیوی» آن‌ها یکی گرفت؛ فقط عامل دوم قطبیت را تعیین می‌کند. اگر جرم ملاک بود، N2N_2 و COCO (هر دو با جرم مولی ۲۸) باید رفتار یکسانی می‌داشتند، در حالی که N2N_2 ناقطبی و COCO قطبی است.

3. چرا MgOMgO نسبت به NaClNaCl نقطه ذوب بسیار بالاتری دارد؟

  • زیرا اتم اکسیژن در مقایسه با اتم کلر سبک‌تر است.
  • زیرا MgOMgO فقط در حالت مذاب خود قادر به تشکیل پیوند می‌شود.
  • زیرا MgOMgO ماهیتی مولکولی دارد و NaClNaCl ماهیتی کاملاً یونی دارد.
  • زیرا در MgOMgO هر دو یون بار قدرمطلق ۲ دارند و جاذبه بسیار قوی‌تر است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «زیرا در MgOMgO هر دو یون بار قدرمطلق ۲ دارند و جاذبه بسیار قوی‌تر است» درست است. طبق رابطهٔ بورن-لانده، آنتالپی فروپاشی (و نقطهٔ ذوب) با حاصل‌ضرب بار یون‌ها نسبت مستقیم دارد؛ چون Mg2+Mg^{2+} و O2O^{2-} هر دو بار ۲ دارند (حاصل‌ضرب 44) در برابر بار ۱ در NaClNaCl (حاصل‌ضرب 11)، جاذبهٔ الکتروستاتیک در MgOMgO به‌مراتب قوی‌تر است. «زیرا MgOMgO ماهیتی مولکولی دارد و NaClNaCl ماهیتی کاملاً یونی دارد» نادرست است؛ هر دو ترکیب جامد یونی‌اند، نه اینکه یکی مولکولی باشد. «زیرا اتم اکسیژن در مقایسه با اتم کلر سبک‌تر است» نادرست است؛ جرم اتمی هیچ نقشی در رابطهٔ بورن-لانده ندارد. «زیرا MgOMgO فقط در حالت مذاب خود قادر به تشکیل پیوند می‌شود» نیز نادرست است؛ این ادعا اساساً غلط است؛ MgOMgO در حالت جامد هم پیوند یونی کامل دارد. تلهٔ تستی: تفاوت نقطهٔ ذوب/آنتالپی فروپاشی بین MgOMgO و NaClNaCl ریشه در بار یون‌ها دارد (حاصل‌ضرب بار ۴ برابر)، نه در نوع جامد یا جرم اتمی.

4. کدام گزینه درباره سیلیکات‌ها درست است؟

  • SiO44SiO_4^{4-} بار خنثی دارد و به آنیون نیازی نیست.
  • SiO44SiO_4^{4-} چهاروجهی است و در نمک‌هایش بار یون باید خنثی شود.
  • SiO44SiO_4^{4-} خطی است و فقط با فلزهای واسطه پایدار می‌شود.
  • SiO44SiO_4^{4-} در ترکیب با سدیم فرمول Na2SiO4Na_2SiO_4 می‌دهد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «SiO44SiO_4^{4-} چهاروجهی است و در نمک‌هایش بار یون باید خنثی شود» درست است. آنیون سیلیکات ساختاری چهاروجهی با سیلیسیم در مرکز و چهار اکسیژن در گوشه‌ها دارد و بار آن 44- است که باید توسط کاتیون‌های مناسب خنثی شود (مثلاً چهار یون Na+Na^+). «SiO44SiO_4^{4-} خطی است و فقط با فلزهای واسطه پایدار می‌شود» نادرست است؛ ساختار این آنیون چهاروجهی است، نه خطی، و می‌تواند با فلزهای گروه اصلی (مانند سدیم، کلسیم) هم نمک تشکیل دهد. «SiO44SiO_4^{4-} در ترکیب با سدیم فرمول Na2SiO4Na_2SiO_4 می‌دهد» نادرست است؛ برای خنثی‌سازی بار 44- به چهار (نه دو) یون Na+Na^+ نیاز است؛ فرمول درست Na4SiO4Na_4SiO_4 است. «SiO44SiO_4^{4-} بار خنثی دارد و به آنیون نیازی نیست» نیز نادرست است؛ خودِ نماد 44- در فرمول نشان می‌دهد این یک آنیون باردار است، نه خنثی. تلهٔ تستی: بار سیلیکات (44-) باید دقیقاً با ضرایب کاتیون تطبیق داده شود؛ اشتباه رایج، فرض نسبت یک‌به‌یک یا دو‌به‌یک به‌جای محاسبهٔ دقیق کوچک‌ترین مضرب مشترک است.

5. کدام گزینه، بهترین مقایسه بین NaClNaCl و MgOMgO از نظر چگالی بار است؟

  • چگالی بار هر دو یکسان است چون هر دو یونی‌اند.
  • چگالی بار فقط برای کاتیون‌ها تعریف می‌شود.
  • چگالی بار NaClNaCl بیشتر است چون شعاع آنیونش بزرگ‌تر است.
  • چگالی بار MgOMgO بیشتر است چون یون‌های دوظرفیتی و کوچک‌تر دارد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «چگالی بار MgOMgO بیشتر است چون یون‌های دوظرفیتی و کوچک‌تر دارد» درست است. چگالی بار از نسبت بار به شعاع (ρ=Z/r\rho=|Z|/r) به دست می‌آید؛ چون Mg2+Mg^{2+} و O2O^{2-} هم بار بیشتری (۲ در برابر ۱) و هم شعاع کوچک‌تری نسبت به Na+Na^+ و ClCl^- دارند، چگالی بار MgOMgO به‌وضوح بیشتر است. «چگالی بار NaClNaCl بیشتر است چون شعاع آنیونش بزرگ‌تر است» نادرست است؛ شعاع بزرگ‌تر (نه کوچک‌تر) چگالی بار را کاهش می‌دهد، پس این استدلال از پایه معکوس است. «چگالی بار هر دو یکسان است چون هر دو یونی‌اند» نادرست است؛ یونی‌بودن هر دو ترکیب تضمینی برای برابری چگالی بار نمی‌دهد؛ بار و شعاع یون‌ها باید مستقیماً مقایسه شوند. «چگالی بار فقط برای کاتیون‌ها تعریف می‌شود» نیز نادرست است؛ چگالی بار برای هر یونی (چه کاتیون چه آنیون) به یک شکل تعریف می‌شود. تلهٔ تستی: چگالی بار همیشه از محاسبهٔ مستقیم Z/r|Z|/r به دست می‌آید؛ نباید آن را از روی «نوع پیوند مشترک» یا فقط یک متغیر (بار یا شعاع) به‌تنهایی حدس زد.

6. کدام گزینه درباره مولکول‌های جورهسته و ناجورهسته صحیح است؟

  • جورهسته‌ها فقط در حالت مایع قطبی می‌شوند.
  • ناجورهسته‌ها همیشه و بدون استثنا ناقطبی‌اند.
  • جورهسته‌ها همیشه و بدون استثنا قطبی‌ترند.
  • ناجورهسته‌ها می‌توانند قطبی شوند چون اتم‌ها متفاوت‌اند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «ناجورهسته‌ها می‌توانند قطبی شوند چون اتم‌ها متفاوت‌اند» درست است. در مولکول‌های ناجورهسته، دو اتم مختلف‌اند و معمولاً الکترونگاتیوی متفاوتی دارند؛ همین اختلاف، امکان تشکیل پیوند قطبی و در نتیجه قطبی‌شدن مولکول را فراهم می‌کند. «جورهسته‌ها همیشه و بدون استثنا قطبی‌ترند» نادرست است؛ برعکس، مولکول‌های جورهسته (دو اتم یکسان) همیشه ناقطبی‌اند، نه قطبی‌تر. «جورهسته‌ها فقط در حالت مایع قطبی می‌شوند» نادرست است؛ حالت فیزیکی (جامد/مایع/گاز) هیچ تأثیری بر قطبیت مولکول ندارد؛ مولکول جورهسته در هر حالتی ناقطبی است. «ناجورهسته‌ها همیشه و بدون استثنا ناقطبی‌اند» نیز نادرست است؛ این دقیقاً برعکس واقعیت است؛ ناجورهسته‌ها معمولاً قطبی‌اند (به شرط اختلاف الکترونگاتیوی). تلهٔ تستی: «جورهسته» همیشه ناقطبی و «ناجورهسته» معمولاً قطبی است؛ حالت فیزیکی ماده (جامد/مایع) هیچ نقشی در این طبقه‌بندی ندارد.

7. در مقایسهٔ CO2(s)CO_2(s)، SiO2(s)SiO_2(s) و الماس، کدام گزینه از نظر «ماهیت واحد سازنده» و «نوع نیروی غالب بین ذرات» درست‌تر است؟

  • CO2CO_2 جامد مولکولی است، ولی SiO2SiO_2 و الماس جامدهای شبکه‌ای کووالانسی‌اند.
  • الماس و CO2CO_2 جامد یونی‌اند، ولی SiO2SiO_2 فلزی است.
  • هر سه از مولکول‌های مجزا با نیروهای لاندن تشکیل شده‌اند.
  • CO2CO_2 و SiO2SiO_2 هر دو مولکولی‌اند، اما الماس شبکه‌ای است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «CO2CO_2 جامد مولکولی است، ولی SiO2SiO_2 و الماس جامدهای شبکه‌ای کووالانسی‌اند» درست است. CO2CO_2 از مولکول‌های مجزا با نیروی بین‌مولکولی ضعیف تشکیل شده، در حالی که SiO2SiO_2 و الماس هیچ مولکول مستقلی ندارند و هر دو شبکهٔ پیوستهٔ کووالانسی‌اند. «هر سه از مولکول‌های مجزا با نیروهای لاندن تشکیل شده‌اند» نادرست است؛ SiO2SiO_2 و الماس هیچ مولکول مجزایی ندارند. «CO2CO_2 و SiO2SiO_2 هر دو مولکولی‌اند، اما الماس شبکه‌ای است» نادرست است؛ SiO2SiO_2 نیز مانند الماس شبکه‌ای کووالانسی است، نه مولکولی. «الماس و CO2CO_2 جامد یونی‌اند، ولی SiO2SiO_2 فلزی است» نیز نادرست است؛ هیچ‌کدام از این سه ماده یونی یا فلزی نیستند. تلهٔ تستی: از میان CO2CO_2، SiO2SiO_2 و الماس، فقط CO2CO_2 جامد مولکولی است؛ SiO2SiO_2 و الماس هر دو (با وجود اختلاف در عنصر سازنده) جامد کووالانسی شبکه‌ای‌اند.

8. کدام گزینه دربارهٔ یخ و آب مایع دقیق‌تر است؟

  • آب مایع از یخ سبک‌تر است چون مولکول‌هایش سریع‌تر حرکت می‌کنند.
  • در یخ هیچ پیوند هیدروژنی وجود ندارد و فقط نیروهای لاندن نقش دارند.
  • در آب مایع هر مولکول دقیقاً با چهار مولکول دیگر پیوند هیدروژنی ثابت دارد.
  • چگالی کمتر یخ ناشی از آرایش بازتر شبکهٔ پیوند هیدروژنی آن است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «چگالی کمتر یخ ناشی از آرایش بازتر شبکهٔ پیوند هیدروژنی آن است» درست است. در یخ، هر مولکول آب با چهار مولکول دیگر پیوند هیدروژنی برقرار می‌کند که ساختاری شش‌گوش و باز می‌سازد؛ همین فضای خالی بیشتر در این آرایش، علت چگالی کمتر یخ نسبت به آب مایع است. «در یخ هیچ پیوند هیدروژنی وجود ندارد و فقط نیروهای لاندن نقش دارند» نادرست است؛ پیوند هیدروژنی دقیقاً عامل اصلی ساختار یخ است، نه غایب. «در آب مایع هر مولکول دقیقاً با چهار مولکول دیگر پیوند هیدروژنی ثابت دارد» نادرست است؛ در آب مایع، برخلاف یخ، این پیوندها پیوسته در حال شکستن و تشکیل دوباره‌اند و به ثبات و نظم یخ نیستند. «آب مایع از یخ سبک‌تر است چون مولکول‌هایش سریع‌تر حرکت می‌کنند» نیز نادرست است؛ اولاً آب مایع سبک‌تر نیست (چگالی بیشتری دارد)، ثانیاً سرعت حرکت مولکول‌ها علت مستقیم این اختلاف چگالی نیست؛ آرایش هندسی شبکهٔ پیوند هیدروژنی علت اصلی است. تلهٔ تستی: علت چگالی کمتر یخ، آرایش هندسیِ باز ناشی از پیوند هیدروژنی است، نه سرعت حرکت مولکول‌ها یا نبود پیوند هیدروژنی.

9. با توجه به رابطهٔ μ=q×d\mu=q\times d، کدام برداشت درست‌تر است؟

  • هرچه بار جزئی و فاصلهٔ جدایی بار بیشتر باشد، گشتاور دوقطبی پیوند می‌تواند بزرگ‌تر شود.
  • فقط مولکول‌های دواتمی را می‌توان با این رابطه بررسی کرد.
  • اگر مولکول ناقطبی باشد، همهٔ پیوندهای آن نیز حتماً غیرقطبی‌اند.
  • هر مولکولی که پیوند قطبی داشته باشد، الزاماً گشتاور دوقطبی کل غیرصفر دارد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «هرچه بار جزئی و فاصلهٔ جدایی بار بیشتر باشد، گشتاور دوقطبی پیوند می‌تواند بزرگ‌تر شود» درست است. طبق رابطهٔ μ=q×d\mu=q\times d، گشتاور دوقطبی یک پیوند مستقیماً با بار جزئی (qq) و فاصلهٔ جدایی بار (dd) متناسب است. «هر مولکولی که پیوند قطبی داشته باشد، الزاماً گشتاور دوقطبی کل غیرصفر دارد» نادرست است؛ این دقیقاً تلهٔ اصلی مبحث قطبیت است — اگر آرایش پیوندها متقارن باشد (مانند CO2CO_2)، گشتاورهای پیوندی می‌توانند یکدیگر را خنثی کنند و گشتاور کل صفر شود. «فقط مولکول‌های دواتمی را می‌توان با این رابطه بررسی کرد» نادرست است؛ رابطهٔ μ=q×d\mu=q\times d برای هر پیوند منفرد (در هر مولکولی، دواتمی یا چندپیوندی) قابل‌استفاده است. «اگر مولکول ناقطبی باشد، همهٔ پیوندهای آن نیز حتماً غیرقطبی‌اند» نیز نادرست است؛ برعکس، مولکول می‌تواند پیوندهای قطبی داشته باشد اما به دلیل تقارن، در مجموع ناقطبی باشد (مانند CO2CO_2 یا CCl4CCl_4). تلهٔ تستی: نباید «گشتاور یک پیوند» را با «گشتاور خالص کل مولکول» یکی دانست؛ مولکول می‌تواند پیوندهای قطبی داشته باشد ولی به دلیل تقارن هندسی، در مجموع ناقطبی باشد.

10. کدام مقایسه بین گرافن و گرافیت درست‌تر است؟

  • گرافن یک لایهٔ منفرد از شبکهٔ شش‌ضلعی کربن است، در حالی که گرافیت از روی‌هم‌قرارگرفتن این لایه‌ها تشکیل می‌شود.
  • گرافن یک شبکهٔ سه‌بعدی از پیوندهای sp3sp^3 است و گرافیت یک مولکول بزرگ منفرد به‌شمار می‌آید.
  • گرافن یک مادهٔ کاملاً نارساناست و گرافیت نیز رساناست.
  • گرافیت چون از چند لایهٔ روی‌هم تشکیل شده است، دیگر هیچ پیوند کووالانسی درونی ندارد.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عبارت «گرافن یک لایهٔ منفرد از شبکهٔ شش‌ضلعی کربن است، در حالی که گرافیت از روی‌هم‌قرارگرفتن این لایه‌ها تشکیل می‌شود» درست است. گرافن دقیقاً یک تک‌لایه از همان ساختار شش‌ضلعی گرافیت است؛ گرافیت از انباشت بسیاری از این لایه‌ها روی هم (با نیروی ضعیف واندروالس بین‌لایه‌ای) تشکیل می‌شود. «گرافن یک شبکهٔ سه‌بعدی از پیوندهای sp3sp^3 است و گرافیت یک مولکول بزرگ منفرد به‌شمار می‌آید» نادرست است؛ گرافن (مانند گرافیت) هیبریداسیون sp2sp^2 مسطح دارد، نه sp3sp^3 سه‌بعدی؛ همچنین گرافیت یک مولکول واحد نیست، بلکه شبکه‌ای از لایه‌های به‌هم‌چسبیده است. «گرافن یک مادهٔ کاملاً نارساناست و گرافیت نیز رساناست» نادرست است؛ برعکس، هر دو رسانا هستند و گرافن حتی رسانایی بهتری دارد. «گرافیت چون از چند لایهٔ روی‌هم تشکیل شده است، دیگر هیچ پیوند کووالانسی درونی ندارد» نیز نادرست است؛ درون هر لایه، اتم‌های کربن همچنان با پیوند کووالانسی قوی به هم متصل‌اند؛ فقط بین لایه‌ها پیوند کووالانسی وجود ندارد. تلهٔ تستی: تفاوت گرافن و گرافیت فقط در «تعداد لایه‌ها» است (یک لایه در برابر چند لایهٔ روی‌هم)؛ نوع هیبریداسیون (sp2sp^2) و نوع پیوند درون‌لایه‌ای (کووالانسی) در هر دو یکسان است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان