پرش به محتوای اصلی

دایره (هنر)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

دایره (هنر)

کشیدنِ مماس: یک ترسیمِ کارگاهی

می‌خواهید از نقطهٔ MM که بیرونِ دایره‌ای به مرکزِ OO است، خطِ مماس بکشید. وسطِ OMOM را NN بگیرید و دایره‌ای به مرکزِ NN و شعاعِ NONO بکشید؛ این دایره، دایرهٔ اصلی را در TT و TT' قطع می‌کند و MTMT و MTMT' همان مماس‌ها هستند.

چرا؟ OTM\angle OTM زاویه‌ای محاطی روی قطرِ OMOM است، پس 90°90° می‌شود — و مماس دقیقاً خطی است که در نقطهٔ تماس بر شعاع عمود باشد. همچنین MT=MTMT = MT' و MOMO نیمسازِ زاویهٔ TMTTMT' است.

خط و دایره، دایره و دایره

اگر OHOH فاصلهٔ مرکز تا خط باشد: OH<rOH < r دو نقطهٔ اشتراک، OH=rOH = r مماس، و OH>rOH > r بدونِ اشتراک. برای دو دایره با فاصلهٔ مراکزِ dd: برون‌هم اگر d>R+Rd > R+R'، مماسِ برون اگر d=R+Rd = R+R'، متقاطع اگر RR<d<R+R|R-R'| < d < R+R'، و مماسِ درون اگر d=RRd = R-R'. طولِ مماسِ مشترکِ خارجی برابرِ d2(RR)2\sqrt{d^2-(R-R')^2} و مماسِ مشترکِ داخلی برابرِ d2(R+R)2\sqrt{d^2-(R+R')^2} است.

زاویه‌ها: همه‌چیز به کمان برمی‌گردد

زاویهٔ محاطی=12×کمانِ مقابل,زاویهٔ ظلی=12×کمانِ روبه‌رو\text{زاویهٔ محاطی} = \tfrac{1}{2} \times \text{کمانِ مقابل}, \qquad \text{زاویهٔ ظلی} = \tfrac{1}{2} \times \text{کمانِ روبه‌رو}

زاویهٔ ظلی همانی است که یک ضلعش مماس و ضلعِ دیگرش وتر است. و اگر رأسِ زاویه روی دایره نبود:

رأس داخل: M=BC+DE2,رأس خارج: M=DEBC2\text{رأس داخل: } \angle M = \frac{\overset{\frown}{BC}+\overset{\frown}{DE}}{2}, \qquad \text{رأس خارج: } \angle M = \frac{\overset{\frown}{DE}-\overset{\frown}{BC}}{2}

طولِ کمان و مساحتِ قطاع برای زاویهٔ α\alpha درجه:

L=απR180,Sقطاع=απR2360L = \frac{\alpha \pi R}{180}, \qquad S_{\text{قطاع}} = \frac{\alpha \pi R^2}{360}

قطرِ عمود بر وتر آن را نصف می‌کند و کمان‌های دو طرف را هم برابر می‌سازد.

روابطِ طولی

از نقطهٔ MM، حاصل‌ضربِ دو پاره‌خطِ هر خطِ گذرنده از دایره ثابت است — چه MM داخل باشد چه خارج:

MAMB=MCMD,MT2=MAMBMA \cdot MB = MC \cdot MD, \qquad MT^2 = MA \cdot MB

رابطهٔ دوم برای حالتی است که MTMT مماس و MABMAB قاطع باشد. هر دو از تشابهِ مثلث‌ها می‌آیند.

محاطی و محیطی

شرط حکم
چهارضلعیِ محاطی (دایره از رئوس بگذرد) A+C=180°\angle A + \angle C = 180°
چهارضلعیِ محیطی (دایره بر اضلاع مماس) AB+CD=BC+ADAB + CD = BC + AD

مرکزِ دایرهٔ محیطیِ مثلث تقاطعِ عمودمنصف‌ها و مرکزِ دایرهٔ محاطی تقاطعِ نیمسازهاست، و S=rpS = r\,p که pp نیم‌محیط است. هر چندضلعیِ منتظم هم محاطی است هم محیطی.

تلهٔ رایج: پیش از به‌کاربردنِ هر فرمولِ زاویه، اول ببینید رأسِ زاویه روی دایره است، داخل یا خارج — قضیه‌ها برای هر سه حالت فرق می‌کنند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=8MA=8، MB=11MB=11 و OM=2OM=2 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 2222 \sqrt{22}
  • 2212 \sqrt{21}
  • 2+2222 + 2 \sqrt{22}
  • 2232 \sqrt{23}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «2232 \sqrt{23}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد و MC=ROMMC=R-OM، MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطع دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2. پس R2=MAMB+OM2=8×11+22=88+4=92R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 8\times11 + 2^2 = 88+4=92 و R=223R=2 \sqrt{23}. گزینهٔ «2222 \sqrt{22}» فقط از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} به دست می‌آید و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ گزینهٔ «2+2222 + 2 \sqrt{22}» به‌جای رابطهٔ فیثاغورثی، OMOM را مستقیم به MAMB\sqrt{MA\cdot MB} اضافه کرده است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز اغلب فراموش می‌کند که رابطهٔ R2OM2R^2-OM^2 دقیقاً حاصلِ تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) است، نه یک رابطهٔ مجزا؛ باید حتماً از قطربودنِ CDCD برای نوشتنِ MC,MDMC,MD برحسبِ RR و OMOM استفاده کرد.

2. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=7MA=7، MB=9MB=9 و OM=4OM=4 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 4+374 + 3\sqrt{7}
  • 79\sqrt{79}
  • 47\sqrt{47}
  • 373\sqrt{7}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «79\sqrt{79}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد، پس MC=ROMMC=R-OM و MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطعِ دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2 پس R2=MAMB+OM2=7×9+42=63+16=79R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 7\times 9 + 4^2 = 63+16=79 و R=798,89R=\sqrt{79}\approx 8{,}89. **وارسیِ مستقل (تجزیهٔ مختصاتی):** وترِ ABAB را روی خطِ افقی y=hy=h بگذارید و مرکز را مبدأ بگیرید. چون AB=7+9=16AB=7+9=16، نصفِ وتر 88 است و h2=R282=7964=15h^2=R^2-8^2=79-64=15. وسطِ وتر در فاصلهٔ MBMA2=1\frac{MB-MA}{2}=1 از MM است، پس OM2=h2+12=15+1=16OM^2=h^2+1^2=15+1=16 و OM=4OM=4 ✓ — دقیقاً همان دادهٔ صورت. **ردِ گزینه‌های دیگر:** • «373\sqrt{7}» یعنی 63\sqrt{63}، که فقط MAMB\sqrt{MA\cdot MB} است و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد. • «4+374 + 3\sqrt{7}» یعنی OM+MAMBOM+\sqrt{MA\cdot MB}؛ در رابطهٔ فیثاغورثی شعاع‌ها **جمعِ مجذورها** لازم است، نه جمعِ خودِ اندازه‌ها. • «47\sqrt{47}» از MAMBOM2=6316MA\cdot MB-OM^2=63-16 می‌آید، یعنی علامتِ OM2OM^2 برعکس گرفته شده؛ این عدد از 63\sqrt{63} کوچک‌تر است، حال آن‌که شعاع باید از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} بزرگ‌تر باشد. تلهٔ تستی: رابطهٔ R2=MAMB+OM2R^2=MA\cdot MB+OM^2 یک فرمولِ مجزا نیست؛ مستقیماً از تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) می‌آید. بدونِ استفاده از قطربودنِ CDCD نمی‌توان MCMC و MDMD را برحسبِ RR و OMOM نوشت — و علامتِ +OM2+OM^2 همیشه مثبت است.

3. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=3MA=3، MB=11MB=11 و OM=6OM=6 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 33\sqrt{33}
  • 33+6\sqrt{33} + 6
  • 3\sqrt{3}
  • 69\sqrt{69}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «69\sqrt{69}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد و MC=ROMMC=R-OM، MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطع دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2. پس R2=MAMB+OM2=3×11+62=33+36=69R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 3\times11 + 6^2 = 33+36=69 و R=69R=\sqrt{69}. گزینهٔ «33\sqrt{33}» فقط از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} به دست می‌آید و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ گزینهٔ «33+6\sqrt{33} + 6» به‌جای رابطهٔ فیثاغورثی، OMOM را مستقیم به MAMB\sqrt{MA\cdot MB} اضافه کرده است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز اغلب فراموش می‌کند که رابطهٔ R2OM2R^2-OM^2 دقیقاً حاصلِ تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) است، نه یک رابطهٔ مجزا؛ باید حتماً از قطربودنِ CDCD برای نوشتنِ MC,MDMC,MD برحسبِ RR و OMOM استفاده کرد.

4. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=8MA=8، MB=10MB=10 و OM=7OM=7 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 7+457 + 4 \sqrt{5}
  • 31\sqrt{31}
  • 454 \sqrt{5}
  • 129\sqrt{129}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «129\sqrt{129}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد و MC=ROMMC=R-OM، MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطع دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2. پس R2=MAMB+OM2=8×10+72=80+49=129R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 8\times10 + 7^2 = 80+49=129 و R=129R=\sqrt{129}. گزینهٔ «454 \sqrt{5}» فقط از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} به دست می‌آید و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ گزینهٔ «7+457 + 4 \sqrt{5}» به‌جای رابطهٔ فیثاغورثی، OMOM را مستقیم به MAMB\sqrt{MA\cdot MB} اضافه کرده است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز اغلب فراموش می‌کند که رابطهٔ R2OM2R^2-OM^2 دقیقاً حاصلِ تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) است، نه یک رابطهٔ مجزا؛ باید حتماً از قطربودنِ CDCD برای نوشتنِ MC,MDMC,MD برحسبِ RR و OMOM استفاده کرد.

5. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=5MA=5، MB=6MB=6 و OM=8OM=8 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 34\sqrt{34}
  • 30\sqrt{30}
  • 94\sqrt{94}
  • 30+8\sqrt{30} + 8

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «94\sqrt{94}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد و MC=ROMMC=R-OM، MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطع دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2. پس R2=MAMB+OM2=5×6+82=30+64=94R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 5\times6 + 8^2 = 30+64=94 و R=94R=\sqrt{94}. گزینهٔ «30\sqrt{30}» فقط از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} به دست می‌آید و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ گزینهٔ «30+8\sqrt{30} + 8» به‌جای رابطهٔ فیثاغورثی، OMOM را مستقیم به MAMB\sqrt{MA\cdot MB} اضافه کرده است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز اغلب فراموش می‌کند که رابطهٔ R2OM2R^2-OM^2 دقیقاً حاصلِ تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) است، نه یک رابطهٔ مجزا؛ باید حتماً از قطربودنِ CDCD برای نوشتنِ MC,MDMC,MD برحسبِ RR و OMOM استفاده کرد.

6. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=7MA=7، MB=10MB=10 و OM=3OM=3 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 3+703 + \sqrt{70}
  • 70\sqrt{70}
  • 61\sqrt{61}
  • 79\sqrt{79}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «79\sqrt{79}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد و MC=ROMMC=R-OM، MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطع دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2. پس R2=MAMB+OM2=7×10+32=70+9=79R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 7\times10 + 3^2 = 70+9=79 و R=79R=\sqrt{79}. گزینهٔ «70\sqrt{70}» فقط از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} به دست می‌آید و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ گزینهٔ «3+703 + \sqrt{70}» به‌جای رابطهٔ فیثاغورثی، OMOM را مستقیم به MAMB\sqrt{MA\cdot MB} اضافه کرده است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز اغلب فراموش می‌کند که رابطهٔ R2OM2R^2-OM^2 دقیقاً حاصلِ تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) است، نه یک رابطهٔ مجزا؛ باید حتماً از قطربودنِ CDCD برای نوشتنِ MC,MDMC,MD برحسبِ RR و OMOM استفاده کرد.

7. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=5MA=5، MB=11MB=11 و OM=6OM=6 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 6+556 + \sqrt{55}
  • 91\sqrt{91}
  • 55\sqrt{55}
  • 19\sqrt{19}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «91\sqrt{91}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد و MC=ROMMC=R-OM، MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطع دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2. پس R2=MAMB+OM2=5×11+62=55+36=91R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 5\times11 + 6^2 = 55+36=91 و R=91R=\sqrt{91}. گزینهٔ «55\sqrt{55}» فقط از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} به دست می‌آید و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ گزینهٔ «6+556 + \sqrt{55}» به‌جای رابطهٔ فیثاغورثی، OMOM را مستقیم به MAMB\sqrt{MA\cdot MB} اضافه کرده است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز اغلب فراموش می‌کند که رابطهٔ R2OM2R^2-OM^2 دقیقاً حاصلِ تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) است، نه یک رابطهٔ مجزا؛ باید حتماً از قطربودنِ CDCD برای نوشتنِ MC,MDMC,MD برحسبِ RR و OMOM استفاده کرد.

8. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=3MA=3، MB=10MB=10 و OM=4OM=4 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 30\sqrt{30}
  • 46\sqrt{46}
  • 4+304 + \sqrt{30}
  • 14\sqrt{14}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «46\sqrt{46}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد، پس MC=ROMMC=R-OM و MD=R+OMMD=R+OM. طبقِ قضیهٔ تقاطعِ دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2 پس R2=MAMB+OM2=3×10+42=30+16=46R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 3\times 10 + 4^2 = 30+16=46 و R=466,78R=\sqrt{46}\approx 6{,}78. **وارسیِ مستقل (تجزیهٔ مختصاتی):** وترِ ABAB را افقی بگیرید. AB=3+10=13AB=3+10=13، پس نصفِ وتر 6,56{,}5 است و فاصلهٔ مرکز تا این وتر h=466,52=3,751,94h=\sqrt{46-6{,}5^2}=\sqrt{3{,}75}\approx 1{,}94. وسطِ وتر در فاصلهٔ MBMA2=3,5\frac{MB-MA}{2}=3{,}5 از MM قرار دارد، پس OM=1,942+3,52=3,75+12,25=16=4OM=\sqrt{1{,}94^2+3{,}5^2}=\sqrt{3{,}75+12{,}25}=\sqrt{16}=4 ✓ — همان دادهٔ صورت. توجه کنید که قطرِ دایره 2R13,562R\approx 13{,}56 است و از AB=13AB=13 بزرگ‌تر، پس چنین وتری واقعاً وجود دارد. **ردِ گزینه‌های دیگر:** • «30\sqrt{30}» فقط MAMB\sqrt{MA\cdot MB} است و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ ضمناً 23010,952\sqrt{30}\approx 10{,}95 از AB=13AB=13 کوچک‌تر است، یعنی چنین دایره‌ای اصلاً نمی‌تواند وترِ ۱۳ داشته باشد. • «4+304 + \sqrt{30}» یعنی OM+MAMBOM+\sqrt{MA\cdot MB}؛ در رابطهٔ فیثاغورثی باید **مجذورها** جمع شوند نه خودِ اندازه‌ها. • «14\sqrt{14}» از MAMBOM2=3016MA\cdot MB-OM^2=30-16 می‌آید، یعنی علامتِ OM2OM^2 برعکس گرفته شده؛ شعاع همیشه از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} **بزرگ‌تر** است، نه کوچک‌تر. تلهٔ تستی: در این خانواده حتماً باید شرطِ امکان‌پذیری را هم سنجید — نقطهٔ MM روی وترِ ABAB است، پس فاصلهٔ MM تا وسطِ وتر برابرِ MBMA2\frac{|MB-MA|}{2} می‌شود و لاجرم OMMBMA2OM\ge\frac{|MB-MA|}{2}. اگر این نامساوی برقرار نباشد، صورتِ سؤال هندسهٔ ناممکن توصیف می‌کند.

9. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=2MA=2، MB=7MB=7 و OM=7OM=7 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 14\sqrt{14}
  • 35\sqrt{35}
  • 373 \sqrt{7}
  • 14+7\sqrt{14} + 7

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «373 \sqrt{7}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد و MC=ROMMC=R-OM، MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطع دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2. پس R2=MAMB+OM2=2×7+72=14+49=63R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 2\times7 + 7^2 = 14+49=63 و R=37R=3 \sqrt{7}. گزینهٔ «14\sqrt{14}» فقط از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} به دست می‌آید و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ گزینهٔ «14+7\sqrt{14} + 7» به‌جای رابطهٔ فیثاغورثی، OMOM را مستقیم به MAMB\sqrt{MA\cdot MB} اضافه کرده است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز اغلب فراموش می‌کند که رابطهٔ R2OM2R^2-OM^2 دقیقاً حاصلِ تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) است، نه یک رابطهٔ مجزا؛ باید حتماً از قطربودنِ CDCD برای نوشتنِ MC,MDMC,MD برحسبِ RR و OMOM استفاده کرد.

10. در دایره‌ای به مرکز OO، دو وتر ABAB و CDCD در نقطهٔ MM داخل دایره یکدیگر را قطع می‌کنند. CDCD قطر دایره است. اگر MA=5MA=5، MB=6MB=6 و OM=1OM=1 باشد، شعاع دایره کدام است؟

سوال
  • 31\sqrt{31}
  • 29\sqrt{29}
  • 1+301 + \sqrt{30}
  • 30\sqrt{30}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه‌ی «31\sqrt{31}» درست است. چون CDCD قطر است، MM روی این قطر قرار دارد و MC=ROMMC=R-OM، MD=R+OMMD=R+OM (یا برعکس، بسته به سمتِ MM). طبقِ قضیهٔ تقاطع دو وتر: MAMB=MCMD=(ROM)(R+OM)=R2OM2MA\cdot MB = MC\cdot MD=(R-OM)(R+OM)=R^2-OM^2. پس R2=MAMB+OM2=5×6+12=30+1=31R^2 = MA\cdot MB + OM^2 = 5\times6 + 1^2 = 30+1=31 و R=31R=\sqrt{31}. گزینهٔ «30\sqrt{30}» فقط از MAMB\sqrt{MA\cdot MB} به دست می‌آید و اثرِ OMOM را نادیده می‌گیرد؛ گزینهٔ «1+301 + \sqrt{30}» به‌جای رابطهٔ فیثاغورثی، OMOM را مستقیم به MAMB\sqrt{MA\cdot MB} اضافه کرده است. تلهٔ تستی: دانش‌آموز اغلب فراموش می‌کند که رابطهٔ R2OM2R^2-OM^2 دقیقاً حاصلِ تجزیهٔ (ROM)(R+OM)(R-OM)(R+OM) است، نه یک رابطهٔ مجزا؛ باید حتماً از قطربودنِ CDCD برای نوشتنِ MC,MDMC,MD برحسبِ RR و OMOM استفاده کرد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان