No Pain, No Gain: دانشمندانی که تسلیم نشدند
جملهٔ معروفِ «نابرده رنج، گنج میسر نمیشود» عنوانِ این درس است و محورِ آن، زندگیِ دانشمندانیست که با وجودِ سختی، هرگز دست از تلاش نکشیدند. توماس ادیسون در دوازدهسالگی شنواییاش را از دست داد و خودآموز در کتابخانه درس خواند، اما بیش از هزار اختراع ثبت کرد. الکساندر فلمینگ در زمستانِ ۱۹۲۸، درحالیکه روی آنتیبیوتیکها کار میکرد، پنیسیلین را کشف کرد. طاهره صفارزاده، نویسنده و مترجمِ ایرانی، قرآن را در ششسالگی آموخت و بعدها آن را ترجمه کرد.
واژگانِ کلیدیِ درس
| کلمه | معنی | کلمه | معنی |
|---|---|---|---|
| knowledge | دانش | invent | اختراع کردن |
| famous | معروف | experiment | آزمایش |
| medicine | پزشکی / دارو | research | تحقیق |
| build (built) | ساختن | energetic | پرانرژی |
| solve | حل کردن | rapidly | بهسرعت |
| develop | توسعه دادن / رشد کردن | hearing | شنوایی |
| belief | باور، اعتقاد | antibiotic | آنتیبیوتیک |
| quit / give up | رها کردن / تسلیم شدن | penicillin | پنیسیلین |
نکتههای واژگانی
- quit بیشتر برایِ ترکِ عادت یا شغل به کار میرود (He quit smoking.) و give up برایِ رهاکردنِ یک تلاش یا هدف (Never give up your dreams.) - در بیشترِ موقعیتها هر دو جای هم مینشینند.
- belief اسم است و believe فعل: My belief in hard work helped me. در برابرِ I believe in hard work.
- thousands of همیشه با s و با of میآید (thousands of experiments)، اما یک عددِ دقیق مثلِ two thousand نه s میگیرد نه of.
گرامرِ اصلی: Past Progressive (گذشتهٔ استمراری)
ساختار: was/were + فعلing. این زمان برایِ کاری به کار میرود که در لحظهای از گذشته در حالِ انجام بود - بهخصوص وقتی همراهِ یک اتفاقِ ناگهانی (با Simple Past) بیاید:
مثال از متنِ درس: Fleming was working on antibiotics when he found penicillin. یا با while: Razi taught medicine while he was working in Ray Hospital.
Self Pronouns برایِ تأکید
ضمایرِ انعکاسی مثلِ himself، herself، myself وقتی بعد از فاعل یا در انتهایِ جمله بیایند، تأکید میکنند که خودِ آن شخص، بدونِ کمکِ دیگری، کاری را انجام داده: Edison learned science by reading books himself یعنی خودآموز بود.
Action Verbs در برابرِ State Verbs
فعلهایی مثلِ believe، love، know، want حالتِ ذهنی یا احساسی را نشان میدهند و معمولاً فقط در زمانِ ساده به کار میروند، نه در حالتِ استمراری: میگوییم I know the answer، نه I am knowing the answer. فعلِ feel استثناست و بسته به معنا، هر دو حالت را میپذیرد: She feels happy (حالت) و She is feeling better today (روندِ تغییر).
دانشمندانِ ایرانی و جهانی درسِ سوم
| نام | ملیت | حوزه | کارِ مهم |
|---|---|---|---|
| رازی (Razi) | ایرانی | پزشکی | تدریسِ پزشکی در بیمارستانِ ری |
| نصیرالدین طوسی | ایرانی | نجوم | ساختِ رصدخانهٔ مراغه |
| توماس ادیسون | آمریکایی | اختراع | بیش از هزار اختراع، لامپِ برق |
| الکساندر فلمینگ | بریتانیایی | پزشکی | کشفِ پنیسیلین |
| طاهره صفارزاده | ایرانی | ادبیات | ترجمهٔ قرآن |
فرقِ invent و discover
این دو فعل در کنکور بهعنوانِ سؤالِ واژگانی زیاد میآیند: invent یعنی چیزِ تازهای ساختن که قبلاً وجود نداشته (Edison invented the light bulb.)، اما discover یعنی چیزی را که از قبل وجود داشته، پیدا کردن (Fleming discovered penicillin.).
Emphatic Stress: تکیهٔ تأکیدی
وقتی میخواهیم روی یک کلمهٔ خاص در جمله تأکید کنیم، آن را با صدایِ قویتر ادا میکنیم و معنایِ ضمنیِ جمله عوض میشود. مثلاً در جملهٔ "Mina's dress is white." اگر تکیه روی MINA'S باشد یعنی «نه لباسِ کسِ دیگری»، اگر روی DRESS باشد یعنی «نه چیزِ دیگری از مینا»، و اگر روی WHITE باشد یعنی «نه رنگِ دیگری».
روایتِ داستان با دو زمانِ گذشته
برایِ تعریفِ یک داستان، معمولاً از ترکیبِ Past Progressive (برایِ توصیفِ پسزمینه - چه اتفاقی در جریان بود) و Simple Past (برایِ رویدادِ اصلی - چه اتفاقی ناگهان افتاد) استفاده میشود: Last night at 8 o'clock, I was sitting... Suddenly, I heard...