پرش به محتوای اصلی

درس چهارم (زبان انگلیسی دهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

چهار فعلِ وجهی که باید از هم جدا کنید

can، may، must، should چهار فعلِ وجهی (modal) هستند که هرکدام سطحِ متفاوتی از توانایی، احتمال، اجبار یا توصیه را نشان می‌دهند - و درسِ چهارمِ زبانِ دهم، دقیقاً حولِ همین تفاوت‌ها و موضوعِ گردشگری در ایران ساخته شده است.

Modal قدرت معنیِ مثبت معنیِ منفی
must قوی‌ترین اجبارِ کامل ممنوعیتِ کامل
should متوسط توصیه می‌شود توصیه نمی‌شود
may متوسط احتمال / اجازهٔ رسمی احتمال ندارد / مجاز نیست
can پایه توانایی / امکان ناتوانی

نکتهٔ طلایی: بعد از هر فعلِ وجهی، همیشه فعلِ ساده (بدونِ to و بدونِ s) می‌آید. و هیچ‌وقت دو فعلِ وجهی پشتِ سرِ هم نمی‌آیند - به‌جایِ He can must go باید گفت He must be able to go.

یک نکتهٔ کنکوریِ رایج، تفاوتِ must not و don't have to است: must not یعنی «ممنوع است، نباید» (You must not swim here.)، اما don't have to یعنی «لازم نیست، اما اگر بخواهی می‌توانی» (You don't have to swim.) - این دو معنیِ کاملاً متفاوتی دارند و در امتحان اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند.

واژگانِ گردشگریِ درس

واژه معنی واژه معنی
tourism گردشگری shrine زیارتگاه
tourist گردشگر pilgrim زائر
destination مقصد vacation تعطیلات
attraction جاذبه agent نماینده، کارگزار
hospitable مهمان‌نواز passport گذرنامه
domestic داخلی visa ویزا
international بین‌المللی embassy سفارتخانه
paradise بهشت abroad خارج از کشور

نکته‌های واژگانی: tourism اسمِ غیرقابلِ‌شمارش است اما tourist جمع می‌بندد (tourists). site (مکانِ تاریخی) با sight (دیدنی) اشتباه گرفته نشود - هر دو در بحثِ گردشگری رایج‌اند اما معنایِ متفاوتی دارند.

ایران، بهشتِ گردشگران

متنِ درس، ایران را «بهشتِ واقعیِ گردشگران» معرفی می‌کند - کشوری چهارفصل که طیفِ وسیعی از فعالیت‌ها، از اسکی تا گردش در بیابان، را ممکن می‌کند. ایران به‌خاطرِ جاذبه‌های تاریخی و زیارتگاه‌های مقدس (مثلِ مشهد، قم و شیراز) شناخته می‌شود، همان‌طور که مصر به اهرام، چین به دیوارِ بزرگ، و هند به تاج‌محل معروف است.

قیدهایِ حالت (Adverbs of Manner)

قیدهایِ حالت توضیح می‌دهند یک کار چطور انجام می‌شود و معمولاً با افزودنِ -ly به صفت ساخته می‌شوند (slow → slowly، polite → politely). چند قاعدهٔ استثنا هم مهم است: صفت‌هایِ ختم‌شده به -y با -ily (easy → easily) و ختم‌شده به -ble با -bly (possible → possibly) قید می‌سازند. نکتهٔ طلاییِ کنکور، قیدهایِ بی‌قاعده‌اند: good به‌صورتِ قید می‌شود well (She drives well.، نه She drives good.)، اما fast، hard، late در حالتِ قید همان شکلِ صفت را حفظ می‌کنند.

جایِ قید معمولاً بعد از فعل یا بعد از مفعول است (She reads the book quickly.). یک نکتهٔ ظریفِ دیگر: بعد از فعل‌هایِ حسی مثلِ look، sound، feel، smell - صفت می‌آید، نه قید: She looks happy.، نه She looks happily.

حروفِ اضافهٔ زمان و مکان

برایِ زمان: in برایِ ماه/فصل/سال/صبح-عصر (in springat برایِ ساعت/شب/ظهر (at nighton برایِ روزهایِ هفته (on Wednesday). نکتهٔ رایج: می‌گوییم on vacation نه in vacation، و at night نه in the night.

تکیهٔ تضادی (Contrastive Stress)

وقتی دو چیز را با هم مقایسه یا در تضاد قرار می‌دهیم، هر دو کلمه با تأکید بیان می‌شوند: Should I read the booklet or the website? - این با تکیهٔ تأکیدی (که فقط رویِ یک کلمه است) فرق دارد.

گفت‌وگویِ درس: برنامه‌ریزی برایِ تعطیلات

دیه‌گو، گردشگرِ اسپانیایی، برایِ برنامه‌ریزیِ تعطیلاتش با کارلوس سباتو، کارگزارِ سفر در مادرید، مشورت می‌کند. عبارت‌هایِ کلیدیِ این گفت‌وگو کاربردِ روزمرهٔ زیادی دارند: I am planning for my vacation (زمانِ حالِ استمراری برایِ بیانِ برنامهٔ آینده)، Do you have any suggestion? (پرسیدنِ پیشنهاد به‌شکلِ مؤدبانه)، و What about...? برایِ ارائهٔ پیشنهاد. کارلوس در پایان، ایران را به‌عنوانِ مقصد پیشنهاد می‌دهد.

may در برابرِ can برایِ درخواستِ اجازه

هر دو فعلِ may و can برایِ درخواستِ اجازه به کار می‌روند، اما may رسمی‌تر است: May I sit down? در برابرِ Can I sit down? - هر دو در کتابِ درسی پذیرفته شده‌اند، اما در موقعیت‌هایِ رسمی (مثلِ صحبت با معلم یا بزرگ‌تر) may انتخابِ بهتری‌ست. may برایِ بیانِ احتمال هم کاربرد دارد: It may rain today.

کشورها و جاذبه‌هایِ گردشگری

کشور معروف به
مصر (Egypt) Pyramids
فرانسه، ایتالیا، اسپانیا زیبایی و فرهنگ
برزیل، پرو، شیلی تاریخِ باستانی و طبیعتِ شگفت‌انگیز
هند (India) Taj Mahal
چین (China) Great Wall
ایران (Iran) چهار فصل، جاذبه‌هایِ تاریخی، زیارتگاه‌هایِ مقدس

نکتهٔ کنکوریِ متن: کشورهایِ آمریکایِ جنوبی به‌خاطرِ «تاریخِ باستانی و طبیعتِ شگفت‌انگیز» شناخته می‌شوند، نه غذا یا مراسمِ سنتی - این جزئیات در سؤال‌هایِ درست/غلط اهمیت دارد.

غذا در سفر

بخشِ تکمیلیِ درس دربارهٔ غذا در سفر توصیه می‌کند غذایِ خانگی برایِ سفرهایِ کوتاه مناسب‌تر از فست‌فود است، و در سفرهایِ طولانی می‌توان غذا خرید یا در رستوران غذا خورد. یک نمونهٔ خوب از کاربردِ فعل‌هایِ وجهی در همین بخش است: You should not eat fast or junk food.، Making meals may save time and money.

گردشگری، به بیانِ خودِ درس، مردم و فرهنگ‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند - و همین موضوع، دلیلِ خوبی‌ست برایِ یادگیریِ زبانِ انگلیسی از همین امروز.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. Since the old mines closed, the town has lived almost entirely on ...................., welcoming visitors who come for its lakes and mountain paths.

  • tourism
  • farming
  • banking
  • mining

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«tourism» درست است: جمله می‌گوید شهر با پذیرفتنِ بازدیدکنندگانی که برای دریاچه‌ها و مسیرهای کوهستانی می‌آیند زندگی می‌کند، و صنعتِ پذیرشِ همین بازدیدکنندگان «tourism» نام دارد. «farming» یعنی کشاورزی و به زمین و محصول مربوط است، نه به بازدیدکننده. «banking» یعنی بانکداری و هیچ پیوندی با آمدنِ گردشگر ندارد. «mining» یعنی معدن‌کاری و جمله صریحاً می‌گوید معدن‌ها بسته شده‌اند، پس نمی‌تواند منبعِ درآمدِ فعلی باشد. تلهٔ تستی: «mining» عیناً در جملهٔ اول تکرار شده و همین تکرار وسوسه‌انگیز است، درحالی‌که متن بسته‌شدنِ آن را دلیلِ روی‌آوردن به فعالیتِ تازه می‌داند.

2. Officials keep repeating that .................... is now worth more to the country than oil, because visitors spend money in hotels, shops and restaurants alike.

  • culture
  • tourism
  • weather
  • traffic

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«tourism» درست است: چیزی که «برای کشور از نفت باارزش‌تر» شمرده شود باید یک صنعتِ درآمدزا باشد، و خرجِ بازدیدکنندگان در هتل و مغازه و رستوران دقیقاً درآمدِ «tourism» است. «culture» یعنی فرهنگ که سرمایه‌ای معنوی است و با نفت مقایسهٔ درآمدی نمی‌شود. «weather» یعنی آب‌وهوا و خودش پول تولید نمی‌کند. «traffic» یعنی ترافیک و برای کشور هزینه است نه درآمد. تلهٔ تستی: «culture» جاذبهٔ گردشگری را می‌سازد ولی خودِ صنعت نیست؛ مقایسه با نفت نشان می‌دهد جای خالی یک بخشِ اقتصادی می‌خواهد.

3. Although she now works at a small hotel, she studied .................... at university, so she understands how whole regions plan for the visitors they hope to receive.

  • medicine
  • painting
  • tourism
  • farming

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«tourism» درست است: رشته‌ای که برنامه‌ریزیِ یک منطقه برای پذیرشِ بازدیدکننده را آموزش می‌دهد همان «tourism» است و با کارِ او در هتل هم هم‌خوان است. «medicine» یعنی پزشکی و به درمانِ بیمار می‌پردازد نه به برنامه‌ریزیِ منطقه‌ای برای مهمان. «painting» یعنی نقاشی و مهارتی هنری است. «farming» یعنی کشاورزی و با پذیرشِ بازدیدکننده کاری ندارد. تلهٔ تستی: بندِ «so she understands how whole regions plan for the visitors» تعریفِ همان رشته را در دلِ جمله پنهان کرده؛ بدونِ خواندنِ آن، هر رشتهٔ دانشگاهی ممکن به نظر می‌رسد.

4. Wars and disease damage .................... faster than almost any other industry, because frightened visitors simply cancel their trips and stay safely at home.

  • farming
  • printing
  • banking
  • tourism

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«tourism» درست است: صنعتی که با لغوِ سفرِ بازدیدکنندگانِ ترسیده بلافاصله آسیب می‌بیند همان صنعتِ گردشگری است. «farming» یعنی کشاورزی و لغوِ سفر مستقیماً محصولِ آن را کم نمی‌کند. «printing» یعنی چاپ و به رفت‌وآمدِ مسافر وابسته نیست. «banking» یعنی بانکداری و در جنگ آسیب می‌بیند اما نه از راهِ لغوِ سفر. تلهٔ تستی: جملهٔ علّی با «because» توضیح می‌دهد که آسیب از راهِ «cancel their trips» می‌آید؛ همین قید صنعت‌های غیرِ وابسته به سفر را کنار می‌گذارد.

5. Every foreign .................... who arrives at this airport is handed a small map showing the city's museums, parks and main shopping streets.

  • tourist
  • teacher
  • soldier
  • builder

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«tourist» درست است: کسی که در فرودگاه نقشهٔ موزه‌ها و پارک‌ها و خیابان‌های خرید می‌گیرد بازدیدکننده‌ای است که برای دیدن آمده، یعنی «tourist». «teacher» یعنی معلم و برای تدریس به نقشهٔ دیدنی‌ها نیاز ندارد. «soldier» یعنی سرباز و ورودش به کشور با راهنمای خرید همراه نمی‌شود. «builder» یعنی بنّا و کارش به موزه و پارک ربطی ندارد. تلهٔ تستی: صفتِ «foreign» هر چهار گزینه را ممکن جلوه می‌دهد؛ تعیین‌کننده محتوای نقشه است، نه خارجی‌بودنِ شخص.

6. He earns his living by driving a taxi in summer, when a .................... will happily pay twice the normal fare to reach the old castle.

  • farmer
  • tourist
  • doctor
  • singer

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«tourist» درست است: کسی که برای رسیدن به قلعهٔ قدیمی دو برابرِ کرایهٔ معمول را با خوشحالی می‌پردازد، بازدیدکننده‌ای است که وقتِ محدود و انگیزهٔ دیدن دارد. «farmer» یعنی کشاورز و مقصدش مزرعه است نه قلعهٔ تاریخی. «doctor» یعنی پزشک و دلیلی برای پرداختِ کرایهٔ دوبرابر به قلعه ندارد. «singer» یعنی خواننده و شغلش هیچ توضیحی برای این سفر نمی‌دهد. تلهٔ تستی: قیدِ «in summer» و مقصدِ «the old castle» با هم کار می‌کنند؛ هرکدام به‌تنهایی گزینه‌ای را کنار نمی‌گذارد.

7. A careful .................... reads about local customs before travelling, so that nothing he does by accident offends the people who live there.

  • painter
  • patient
  • tourist
  • teacher

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«tourist» درست است: کسی که «پیش از سفر» دربارهٔ آدابِ محلی می‌خواند تا ناخواسته اهالی را نرنجاند، مسافری است که به سرزمینی بیگانه می‌رود. «painter» یعنی نقاش و شغلش این احتیاطِ فرهنگی را ایجاب نمی‌کند. «patient» یعنی بیمار و نگرانیِ او درمان است نه آدابِ محلی. «teacher» یعنی معلم و جمله هیچ اشاره‌ای به تدریس ندارد. تلهٔ تستی: قیدِ «before travelling» کلیدِ جمله است؛ بدونِ آن هر شغلی می‌تواند «careful» باشد.

8. The guide asked each .................... in the group to carry a copy of the hotel address, because not everyone spoke enough of the local language to ask for directions.

  • citizen
  • native
  • worker
  • tourist

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«tourist» درست است: کسی که زبانِ محلی را نمی‌داند و راهنما نگرانِ گم‌شدنش است، بازدیدکنندهٔ بیگانه‌ای است که با گروه سفر می‌کند. «citizen» یعنی شهروند و شهروندِ همان‌جا زبانِ محلی را می‌داند. «native» یعنی بومی و دقیقاً همان کسی است که نیازی به نشانیِ هتل ندارد. «worker» یعنی کارگر و جمله از کار سخنی نمی‌گوید. تلهٔ تستی: بندِ «not everyone spoke enough of the local language» هر گزینه‌ای را که معنایش «اهلِ همان‌جا» باشد قطعی حذف می‌کند.

9. Because the storm closed the airport for two days, the passengers did not reach their final .................... until well after midnight on Thursday.

  • destination
  • departure
  • direction
  • distance

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«destination» درست است: چیزی که مسافران به آن «می‌رسند» و «نهایی» توصیف می‌شود، مقصدِ پایانیِ سفر است. «departure» یعنی عزیمت و نقطهٔ شروع است، پس «رسیدن به عزیمت» بی‌معناست. «direction» یعنی جهت و جهت مقصد نیست تا به آن رسید. «distance» یعنی فاصله و فاصله را طی می‌کنند نه اینکه به آن برسند. تلهٔ تستی: فعلِ «reach» فقط با مکانِ پایانی می‌نشیند؛ سه گزینهٔ دیگر با «reach» ترکیبِ معناداری نمی‌سازند.

10. He had already booked the flight and packed his bags, yet he had still not chosen a ...................., which is why he kept comparing maps of three different countries.

  • suggestion
  • destination
  • permission
  • collection

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«destination» درست است: کسی که نقشهٔ سه کشور را با هم مقایسه می‌کند هنوز تصمیم نگرفته کجا برود، یعنی مقصدش را برنگزیده است. «suggestion» یعنی پیشنهاد و پیشنهاد را کسی به آدم می‌دهد، نه اینکه با نقشه انتخابش کند. «permission» یعنی اجازه و مقایسهٔ نقشه‌ها راهی برای گرفتنِ اجازه نیست. «collection» یعنی مجموعه و با تصمیمِ سفر بی‌ارتباط است. تلهٔ تستی: تضادِ «yet» می‌گوید کاری که هنوز انجام نشده باید از جنسِ همان بلیت و چمدان باشد؛ یعنی یکی از مراحلِ خودِ سفر.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان