پرش به محتوای اصلی

درس سوم (زبان انگلیسی دوازدهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

سه ساختار، یک ظاهر، سه معنیِ متفاوت

used to + فعل، be used to + فعل، و be used to + Ving/اسم سه ساختارِ شبیه به هم‌اند که در امتحان زیاد قاطی می‌شوند - و درسِ سومِ زبانِ دوازدهم، دقیقاً همین‌جا کار را شروع می‌کند:

ساختار معنی مثال
be used to + فعلِ ساده برایِ ... استفاده شدن Panels are used to collect sunlight.
used to + فعلِ ساده قبلاً ... (عادتِ گذشته) I used to ride a bike.
be used to + Ving به ... عادت داشتن I am used to waking up early.

این ساختار از مکالمهٔ درس بیرون آمده، جایی که عماد و پدرش در مسیرِ سفر به گیلان، توربین‌هایِ بادیِ منجیل را می‌بینند. عماد اول فکر می‌کند آن‌ها بادبزن‌اند، اما پدرش توضیح می‌دهد: "They are actually wind turbines. Wind turbines are used to produce electricity."

واژگانِ کلیدیِ درس

واژه معنی واژه معنی
renewable تجدیدپذیر electricity برق
nonrenewable غیرقابلِ تجدید generate تولید کردن
fossil fuel سوختِ فسیلی solar power انرژیِ خورشیدی
turbine توربین wind power انرژیِ باد
radiation تابش، اشعه hydropower انرژیِ آبی
source / resource منبع pollution / pollute آلودگی / آلوده کردن
consume مصرف کردن environment محیطِ زیست
convert تبدیل کردن absorb جذب کردن
harmful مضر، زیان‌آور demand تقاضا
replace جایگزین کردن use up تمام کردن، مصرفِ کامل

انرژیِ تجدیدپذیر در برابرِ غیرتجدیدپذیر

ویژگی تجدیدپذیر (Renewable) غیرتجدیدپذیر (Nonrenewable)
تمام می‌شود؟ خیر بله
محیطِ زیست را آلوده می‌کند؟ خیر بله
هزینهٔ اولیه بالا پایین
هزینهٔ بلندمدت پایین بالا
مثال باد، خورشید، آب زغال‌سنگ، نفت، گاز

منابعِ تجدیدپذیرِ درس شاملِ Solar، Wind، Hydropower، Tidal، Biomass و Geothermal Energy می‌شود؛ منابعِ غیرتجدیدپذیر هم شاملِ زغال‌سنگ، نفت، گازِ طبیعی و انرژیِ هسته‌ای.

چند نکتهٔ گرامری از مکالمه

جملهٔ "A wind turbine works the opposite of a fan." یعنی «برعکسِ» یک پنکه کار می‌کند - the opposite of برایِ بیانِ تضاد به کار می‌رود. جملهٔ "These wind turbines remind me of what I read..." هم ساختارِ remind sb of sth را نشان می‌دهد (چیزی را به کسی یادآوری کردن) - که نباید با remember sth (به خاطر آوردن) اشتباه گرفته شود. و instead of همیشه با اسم یا Ving می‌آید: Instead of using electricity to make wind, a turbine uses wind to make electricity.

نکتهٔ آخرِ مکالمه دربارهٔ Question Tags است: جملهٔ مثبت، تگِ منفی می‌گیرد و برعکس - This is another source of clean energy, isn't it?

متنِ اصلی: انرژی و راه‌حلِ پاک

متنِ درس با تعریفِ انرژی («توانایی انجامِ کار») شروع می‌شود و انواعِ آن (مکانیکی، الکتریکی، شیمیایی، هسته‌ای) را نام می‌برد. مشکلِ سوخت‌هایِ فسیلی این است که غیرقابلِ‌تجدیدند، محیطِ زیست را آلوده می‌کنند و روزی تمام می‌شوند. راه‌حل، استفاده از انرژیِ پاک است - خورشید، باد، آب، جزر و مد و گیاهان. رایج‌ترینِ این منابع، انرژیِ خورشیدی‌ست: در ایران، طراحیِ ویژهٔ پنجره و بالکن برایِ گرفتنِ حداکثرِ نورِ خورشید استفاده می‌شود، و انرژیِ خورشیدی هم برایِ گرم‌کردنِ آب و هوا و هم برایِ تولیدِ برق (در ساعت، تابلوها، خانه‌ها، حتی ایستگاه‌هایِ فضایی) کاربرد دارد.

استراتژیِ یادداشت‌برداری (Note-Taking)

هنگامِ یادداشت‌برداری از یک متن، فقط ایده‌هایِ اصلی، مثال‌هایِ مهم و کلماتِ کلیدی نوشته می‌شوند - نه جمله‌هایِ کامل. برایِ سرعت‌بخشیدن به این کار، از مخفف‌ها و نمادها استفاده می‌شود:

کلمهٔ کامل مخفف معنی نماد نماد
energy E افزایش
electricity elec. کاهش
for example e.g. منجر به
government gov't مهم

نمونهٔ یک یادداشتِ خوب از متنِ درس: «Clean energy: renewable ✓, don't pollute ✓, sources: wind/water/sun/tides/plants، ↓ demand for fossil fuels».

گرامرِ اول: Passive Voice with Modals

وقتی یک فعلِ وجهی (can، should، must، may...) با جملهٔ مجهول ترکیب می‌شود، ساختار می‌شود:

فاعل + modal + be + V3\boxed{\text{فاعل + modal + be + V3}}

مثال‌ها: We can use solar energy.Solar energy can be used. یا The government must protect the environment.The environment must be protected. از این ساختار وقتی استفاده می‌شود که فاعل مهم نباشد یا مشخص نباشد، و تمرکز روی مفعول باشد.

اشتباهِ رایجِ کنکوری این‌جاست که «be» فراموش می‌شود: Solar energy can uses اشتباه است؛ فرمِ درست Solar energy can be used است - همیشه مدال + be + V3، نه مدال + V3 و نه مدال + Ving.

گرامرِ دوم: Past Perfect Tense

Past Perfect (had + V3) برایِ عملی به کار می‌رود که در گذشته، قبل از عملِ دیگری در گذشته اتفاق افتاده:

Action 1 (زودتر)Past PerfectAction 2 (دیرتر)Past Simple\text{Action 1 (زودتر)} \xrightarrow{\text{Past Perfect}} \text{Action 2 (دیرتر)} \xrightarrow{\text{Past Simple}}

مثال: Joe had studied Chinese before he moved to China. یا با when: When I arrived, the movie had already started. کلماتِ نشانه‌یِ این زمان عبارت‌اند از before، after، when، by the time، already، just. حالتِ منفی با hadn't + V3 و سؤالی با Had + S + V3? ساخته می‌شود.

نوشتار: ساختارِ یک پاراگرافِ کامل

پاراگرافِ خوب سه بخش دارد: Topic Sentence (معرفیِ ایدهٔ اصلی)، چند Supporting Sentence (توضیح، دلیل، مثال)، و Concluding Sentence (نتیجه‌گیری). کلماتِ راهنمایِ کاربردی: برایِ دلیل - because, since, therefore؛ برایِ مثال - for example, for instance؛ برایِ نتیجه‌گیری - in conclusion, as a result. نمونهٔ کوچکی از این ساختار: Wind energy is one of the most useful sources of renewable energy... For example, Manjil in Gilan has many wind turbines... In conclusion, wind energy is a clean and effective solution.

انرژیِ پاک، آن‌طور که درس نشان می‌دهد، فقط یک انتخابِ محیط‌زیستی نیست؛ سرمایه‌گذاری‌ای‌ست برایِ نسل‌هایِ بعدی - همان چیزی که با کاهشِ مصرفِ سوخت‌هایِ فسیلی، امروز شروع می‌شود.

Reference Words در متنِ درس

یکی از رایج‌ترین سؤال‌هایِ کنکور، پیدا‌کردنِ مرجعِ ضمیرهاست. در همین متن: it در جملهٔ «Energy is the ability to do work. It can take...» به energy برمی‌گردد؛ them در «Once we use them up...» به fossil fuels اشاره دارد؛ و these در «These are solar collectors...» به «big shiny panels on the roof». تکنیکِ حل همیشه یکی‌ست: به جملهٔ قبل از ضمیر نگاه کنید و اسمی را پیدا کنید که از نظرِ عدد با آن هماهنگ باشد.

کلماتِ هم‌خانواده (Word Families)

اسم فعل صفت
energy energize energetic
production produce productive
pollution pollute polluted/polluting
electricity electrify electric/electrical
consumption consume consumable
replacement replace replaceable
absorption absorb absorbent
harm harm harmful/harmless

نکتهٔ کنکوری: پسوندهایِ -tion/-sion معمولاً اسم می‌سازند (pollute → pollution)، پسوندِ -able صفتِ «قابل...» می‌سازد (renew → renewable)، و پیشوندِ non- هم مثلِ un-/im-/dis- منفی می‌سازد (renewable → nonrenewable).

هم‌معنی و متضاد

کلمه هم‌معنی متضاد
renewable sustainable nonrenewable
produce generate, create destroy, consume
harmful damaging, dangerous harmless, beneficial
reduce decrease, lower increase, raise
pollute contaminate, dirty clean, purify
convert change, transform maintain, keep

ضرب‌المثل‌هایِ درس

ضرب‌المثلِ انگلیسی معادلِ فارسی
God helps those who help themselves. از تو حرکت، از خدا برکت
Actions speak louder than words. کردار از گفتار بهتر است
Don't put off till tomorrow what you can do today. کارِ امروز را به فردا مینداز
A friend in need is a friend indeed. دوست آن است که گیرد دستِ دوست

چند فرمولِ حفظی برایِ مرور

modal + be + V3(Passive with Modal)\text{modal + be + V3} \quad (\text{Passive with Modal})
had + V3(عملِ زودتر، Past Perfect)\text{had + V3} \quad (\text{عملِ زودتر، Past Perfect})
convert A into B(تبدیلِ A به B)\text{convert A into B} \quad (\text{تبدیلِ A به B})

absorb تقریباً هم‌معنیِ take in است، generate هم‌معنیِ produce، و opposite همیشه با حرفِ اضافهٔ of می‌آید - نکته‌هایِ کوچکی که در جمله‌نویسی و پاسخ به سؤال‌هایِ واژگانی، تفاوت ایجاد می‌کنند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. Sunlight, wind and flowing water will still be here long after the last barrel of oil has been pumped, which is exactly why we call them ______ sources of energy.

  • renewable
  • affordable
  • disposable
  • removable

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «renewable» صحیح است؛ این صفت برای منبعی به کار می‌رود که پس از مصرف دوباره در طبیعت پدید می‌آید و ته نمی‌کشد، و عبارتِ «will still be here long after the last barrel of oil has been pumped» دقیقاً همین ویژگی را توصیف می‌کند. «affordable» یعنی «کم‌هزینه و در توانِ خرید»؛ جمله هیچ اشاره‌ای به قیمت ندارد، بلکه از تمام‌نشدن سخن می‌گوید. «disposable» یعنی «یک‌بارمصرف و دورانداختنی» و دقیقاً نقطهٔ مقابلِ منبعی است که همیشه باقی می‌ماند. «removable» یعنی «جداشدنی» و صفتی برای قطعه و پوشش است، نه برای منابعِ انرژی. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با پسوندِ -able ساخته شده‌اند و همین شباهتِ ظاهری فریبنده است؛ کلید را باید از قرینهٔ «will still be here» (تمام‌نشدن) گرفت، نه از شکلِ کلمه.

2. Coal needed millions of years of heat and pressure to form, so when a seam is finally exhausted there is no way to grow another one, and geologists therefore label it ______.

  • inexhaustible
  • nonrenewable
  • recyclable
  • interchangeable

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «nonrenewable» صحیح است؛ پیشوندِ non- روی renewable یعنی منبعی که پس از پایان‌یافتن در بازهٔ زمانیِ انسانی دوباره ساخته نمی‌شود، و عبارتِ «no way to grow another one» همین را می‌گوید. «inexhaustible» یعنی «تمام‌نشدنی» و برعکسِ چیزی است که جمله توصیف می‌کند. «recyclable» یعنی «قابلِ بازیافت»؛ زغال‌سنگ پس از سوختن به گاز و خاکستر تبدیل می‌شود و بازیافت نمی‌شود. «interchangeable» یعنی «قابلِ تعویض با یکدیگر» و دربارهٔ دو چیزِ هم‌کارکرد گفته می‌شود، نه دربارهٔ پایان‌پذیریِ یک منبع. تلهٔ تستی: بازیافت‌شدن دربارهٔ مادهٔ مصرف‌شده است، اما تجدیدپذیری دربارهٔ بازتولیدشدنِ خودِ منبع در طبیعت؛ خلطِ این دو رایج‌ترین خطای این تیپ سؤال است.

3. Denmark now covers almost half of its electricity needs with wind, which shows that a country can grow economically without ______ its stock of fossil fuels.

  • taking up
  • looking up
  • using up
  • making up

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «using up» صحیح است؛ این فعلِ عبارتی یعنی «تا آخر مصرف‌کردن و ته‌کشاندن»، و جمله می‌گوید رشدِ اقتصادی بدونِ ته‌کشاندنِ ذخیرهٔ سوختِ فسیلی ممکن است. «looking up» یعنی «جست‌وجوکردنِ یک واژه یا اطلاعات» و با مفعولی مانندِ ذخیرهٔ سوخت معنا نمی‌دهد. «taking up» یعنی «شروع‌کردنِ یک سرگرمی» یا «اشغال‌کردنِ فضا» و در این بافت بی‌معناست. «making up» یعنی «از خود ساختن» یا «جبران‌کردن» و ربطی به مصرفِ منابع ندارد. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه فعلِ عبارتی با up هستند و معنیِ هرکدام کاملاً از فعلِ اصلی می‌آید؛ حفظِ جداگانهٔ هر ترکیب لازم است و نمی‌توان از up معنا را حدس زد.

4. Because the two towns already had a dam on the river, engineers preferred ______ to solar panels, which would have needed a much larger area of flat ground.

  • willpower
  • horsepower
  • manpower
  • hydropower

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «hydropower» صحیح است؛ hydro- به معنای «آب» است و این واژه یعنی برقِ تولیدشده از حرکتِ آب، که وجودِ سدِ روی رودخانه در جمله آن را ایجاب می‌کند. «horsepower» یعنی «اسبِ بخار» و یکایی برای اندازه‌گیریِ توانِ موتور است، نه یک منبعِ انرژی. «manpower» یعنی «نیرویِ انسانی» و دربارهٔ تعدادِ کارگران است، نه دربارهٔ تولیدِ برق. «willpower» یعنی «قدرتِ اراده» و مفهومی روان‌شناختی است که با سد و پنلِ خورشیدی هیچ نسبتی ندارد. تلهٔ تستی: جزءِ دومِ هر چهار گزینه power است و همین یکسانیِ ظاهری گمراه‌کننده است؛ معنا را جزءِ اولِ کلمه (hydro-, horse-, man-, will-) تعیین می‌کند.

5. Oil, natural gas and coal all began as the buried remains of ancient living things, and for this reason they are grouped together under the name ______ fuels.

  • fossil
  • mineral
  • liquid
  • nuclear

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «fossil» صحیح است؛ سوختِ فسیلی دقیقاً یعنی سوختی که از بقایایِ دفن‌شدهٔ موجوداتِ زندهٔ باستانی پدید آمده، و جمله همین تعریف را در خود دارد. «mineral» یعنی «کانی» و به موادِ معدنیِ غیرزنده مانندِ نمک و آهن اشاره دارد، نه به بقایایِ موجوداتِ زنده. «liquid» یعنی «مایع»؛ زغال‌سنگ جامد و گازِ طبیعی گازی است، پس این صفت هر سه را پوشش نمی‌دهد. «nuclear» یعنی «هسته‌ای» و به شکافتِ اورانیوم مربوط می‌شود که هیچ منشأ زیستی ندارد. تلهٔ تستی: قرینهٔ تعیین‌کننده «buried remains of ancient living things» است؛ اگر داوطلب فقط به «زیرِ زمین بودن» توجه کند، mineral را انتخاب می‌کند و پاسخ را از دست می‌دهد.

6. A wind turbine does the reverse of what a fan does: instead of spending electricity to make air move, it lets moving air ______ electricity.

  • consume
  • generate
  • absorb
  • replace

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «generate» صحیح است؛ این فعل یعنی «تولیدکردنِ برق» و ترکیبِ generate electricity ترکیبِ استانداردِ همین معناست، که تقابلِ جمله با پنکه آن را ایجاب می‌کند. «consume» یعنی «مصرف‌کردن» و همان کاری است که پنکه انجام می‌دهد، پس با واژهٔ reverse در تضاد است. «absorb» یعنی «جذب‌کردن» و دربارهٔ گرفتنِ نور یا گرماست، نه دربارهٔ پدیدآوردنِ برق. «replace» یعنی «جایگزین‌کردن» و مفعولی مانندِ برق را در این ساختار نمی‌پذیرد. تلهٔ تستی: واژهٔ کلیدی reverse است؛ جمله عمداً کارِ پنکه (مصرفِ برق) را می‌آورد تا داوطلبِ شتاب‌زده همان consume را برگزیند، در حالی که باید نقطهٔ مقابلش انتخاب شود.

7. The panels do not make heat themselves; they simply ______ the radiation that arrives from the sun and pass that energy on to the water in the pipes.

  • reflect
  • reduce
  • absorb
  • refuse

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «absorb» صحیح است؛ این فعل یعنی «جذب‌کردن»، و جمله می‌گوید پنل خودش گرما نمی‌سازد بلکه تابشِ رسیده را می‌گیرد و به آب منتقل می‌کند. «reflect» یعنی «بازتاباندن»؛ اگر پنل نور را بازمی‌تاباند، هیچ انرژی‌ای برای انتقال به آب باقی نمی‌ماند و بندِ دومِ جمله بی‌معنا می‌شد. «reduce» یعنی «کاهش‌دادن» و با مفعولِ radiation معنایی می‌سازد که با «pass that energy on» ناسازگار است. «refuse» یعنی «رد کردن و نپذیرفتن» و فعلی برای کنشِ ارادیِ انسان است، نه برای یک صفحهٔ خورشیدی. تلهٔ تستی: سه گزینه با حرفِ r آغاز می‌شوند و شبیهِ هم دیده می‌شوند؛ تنها قرینهٔ حل، عبارتِ «pass that energy on» است که گرفتنِ انرژی را الزامی می‌کند.

8. Chimneys of the old power station used to ______ thick clouds of sulphur dioxide, and the villages downwind suffered from breathing problems for decades.

  • give in
  • give up
  • give away
  • give off

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «give off» صحیح است؛ این فعلِ عبارتی یعنی «متصاعدکردن و بیرون‌دادنِ گاز، بو یا گرما» و ترکیبِ استانداردِ آن با گازهای خروجیِ دودکش است. «give in» یعنی «تسلیم‌شدن» و فعلی برای کشمکشِ انسانی است، نه برای انتشارِ گاز. «give up» یعنی «دست‌کشیدن از کاری» و با مفعولِ ابرهایِ گازی معنا نمی‌دهد. «give away» یعنی «رایگان بخشیدن» یا «لو دادنِ راز» و در این بافت بی‌ربط است. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با فعلِ give ساخته شده‌اند و فقط حرفِ اضافه فرق دارد؛ قرینهٔ «suffered from breathing problems» نشان می‌دهد گاز از دودکش بیرون رفته، پس تنها ترکیبِ انتشار پذیرفتنی است.

9. Every family that installs a rooftop collector lowers the national ______ for imported gas a little, and thousands of such families together change the market.

  • demand
  • comment
  • command
  • dividend

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «demand» صحیح است؛ این اسم یعنی «تقاضا» و ترکیبِ demand for something تقاضا برای یک کالا را می‌رساند، که با «imported gas» و تأثیر بر بازار کاملاً می‌خواند. «command» یعنی «فرمان» یا «تسلط بر یک مهارت» و با حرفِ اضافهٔ for در این معنا به کار نمی‌رود. «comment» یعنی «اظهارنظر» و کاهش‌یافتنش با نصبِ کلکتورِ خورشیدی هیچ ارتباطِ منطقی ندارد. «dividend» یعنی «سودِ سهام» و اصطلاحی مالی است که به بازارِ سهام مربوط می‌شود، نه به مصرفِ گاز. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه پایانِ مشابه دارند و در نگاهِ سریع یکی دیده می‌شوند؛ قرینهٔ قطعی حرفِ اضافهٔ for و مفهومِ بازار است که تنها با تقاضا سازگار است.

10. Since the factory started dumping untreated liquid into the stream, the water has become too ______ for the fish that used to live there.

  • populated
  • polluted
  • politer
  • polished

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «polluted» صحیح است؛ این صفت یعنی «آلوده‌شده» و ریختنِ پسابِ تصفیه‌نشده در جویبار دقیقاً همین وضعیت را می‌سازد و زیستِ ماهی را ناممکن می‌کند. «populated» یعنی «پرجمعیت»؛ پرجمعیت‌شدنِ آب از ماهی دلیلی برای نابودیِ همان ماهی‌ها نیست و منطقِ جمله را وارونه می‌کند. «politer» یعنی «مؤدب‌تر» و صفتی برای رفتارِ انسان است که دربارهٔ آب بی‌معناست. «polished» یعنی «صیقلی و براق» و دربارهٔ سطحِ فلز یا چوب گفته می‌شود، نه دربارهٔ کیفیتِ آب. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با pol- آغاز می‌شوند و شباهتِ املایی دام اصلی است؛ فقط علتِ ذکرشده در جمله («dumping untreated liquid») تعیین می‌کند کدام معنا لازم است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان