سه ساختار، یک ظاهر، سه معنیِ متفاوت
used to + فعل، be used to + فعل، و be used to + Ving/اسم سه ساختارِ شبیه به هماند که در امتحان زیاد قاطی میشوند - و درسِ سومِ زبانِ دوازدهم، دقیقاً همینجا کار را شروع میکند:
| ساختار | معنی | مثال |
|---|---|---|
| be used to + فعلِ ساده | برایِ ... استفاده شدن | Panels are used to collect sunlight. |
| used to + فعلِ ساده | قبلاً ... (عادتِ گذشته) | I used to ride a bike. |
| be used to + Ving | به ... عادت داشتن | I am used to waking up early. |
این ساختار از مکالمهٔ درس بیرون آمده، جایی که عماد و پدرش در مسیرِ سفر به گیلان، توربینهایِ بادیِ منجیل را میبینند. عماد اول فکر میکند آنها بادبزناند، اما پدرش توضیح میدهد: "They are actually wind turbines. Wind turbines are used to produce electricity."
واژگانِ کلیدیِ درس
| واژه | معنی | واژه | معنی |
|---|---|---|---|
| renewable | تجدیدپذیر | electricity | برق |
| nonrenewable | غیرقابلِ تجدید | generate | تولید کردن |
| fossil fuel | سوختِ فسیلی | solar power | انرژیِ خورشیدی |
| turbine | توربین | wind power | انرژیِ باد |
| radiation | تابش، اشعه | hydropower | انرژیِ آبی |
| source / resource | منبع | pollution / pollute | آلودگی / آلوده کردن |
| consume | مصرف کردن | environment | محیطِ زیست |
| convert | تبدیل کردن | absorb | جذب کردن |
| harmful | مضر، زیانآور | demand | تقاضا |
| replace | جایگزین کردن | use up | تمام کردن، مصرفِ کامل |
انرژیِ تجدیدپذیر در برابرِ غیرتجدیدپذیر
| ویژگی | تجدیدپذیر (Renewable) | غیرتجدیدپذیر (Nonrenewable) |
|---|---|---|
| تمام میشود؟ | خیر | بله |
| محیطِ زیست را آلوده میکند؟ | خیر | بله |
| هزینهٔ اولیه | بالا | پایین |
| هزینهٔ بلندمدت | پایین | بالا |
| مثال | باد، خورشید، آب | زغالسنگ، نفت، گاز |
منابعِ تجدیدپذیرِ درس شاملِ Solar، Wind، Hydropower، Tidal، Biomass و Geothermal Energy میشود؛ منابعِ غیرتجدیدپذیر هم شاملِ زغالسنگ، نفت، گازِ طبیعی و انرژیِ هستهای.
چند نکتهٔ گرامری از مکالمه
جملهٔ "A wind turbine works the opposite of a fan." یعنی «برعکسِ» یک پنکه کار میکند - the opposite of برایِ بیانِ تضاد به کار میرود. جملهٔ "These wind turbines remind me of what I read..." هم ساختارِ remind sb of sth را نشان میدهد (چیزی را به کسی یادآوری کردن) - که نباید با remember sth (به خاطر آوردن) اشتباه گرفته شود. و instead of همیشه با اسم یا Ving میآید: Instead of using electricity to make wind, a turbine uses wind to make electricity.
نکتهٔ آخرِ مکالمه دربارهٔ Question Tags است: جملهٔ مثبت، تگِ منفی میگیرد و برعکس - This is another source of clean energy, isn't it?
متنِ اصلی: انرژی و راهحلِ پاک
متنِ درس با تعریفِ انرژی («توانایی انجامِ کار») شروع میشود و انواعِ آن (مکانیکی، الکتریکی، شیمیایی، هستهای) را نام میبرد. مشکلِ سوختهایِ فسیلی این است که غیرقابلِتجدیدند، محیطِ زیست را آلوده میکنند و روزی تمام میشوند. راهحل، استفاده از انرژیِ پاک است - خورشید، باد، آب، جزر و مد و گیاهان. رایجترینِ این منابع، انرژیِ خورشیدیست: در ایران، طراحیِ ویژهٔ پنجره و بالکن برایِ گرفتنِ حداکثرِ نورِ خورشید استفاده میشود، و انرژیِ خورشیدی هم برایِ گرمکردنِ آب و هوا و هم برایِ تولیدِ برق (در ساعت، تابلوها، خانهها، حتی ایستگاههایِ فضایی) کاربرد دارد.
استراتژیِ یادداشتبرداری (Note-Taking)
هنگامِ یادداشتبرداری از یک متن، فقط ایدههایِ اصلی، مثالهایِ مهم و کلماتِ کلیدی نوشته میشوند - نه جملههایِ کامل. برایِ سرعتبخشیدن به این کار، از مخففها و نمادها استفاده میشود:
| کلمهٔ کامل | مخفف | معنی نماد | نماد |
|---|---|---|---|
| energy | E | افزایش | ↑ |
| electricity | elec. | کاهش | ↓ |
| for example | e.g. | منجر به | ← |
| government | gov't | مهم | ⭐ |
نمونهٔ یک یادداشتِ خوب از متنِ درس: «Clean energy: renewable ✓, don't pollute ✓, sources: wind/water/sun/tides/plants، ↓ demand for fossil fuels».
گرامرِ اول: Passive Voice with Modals
وقتی یک فعلِ وجهی (can، should، must، may...) با جملهٔ مجهول ترکیب میشود، ساختار میشود:
مثالها: We can use solar energy. → Solar energy can be used. یا The government must protect the environment. → The environment must be protected. از این ساختار وقتی استفاده میشود که فاعل مهم نباشد یا مشخص نباشد، و تمرکز روی مفعول باشد.
اشتباهِ رایجِ کنکوری اینجاست که «be» فراموش میشود: Solar energy can uses اشتباه است؛ فرمِ درست Solar energy can be used است - همیشه مدال + be + V3، نه مدال + V3 و نه مدال + Ving.
گرامرِ دوم: Past Perfect Tense
Past Perfect (had + V3) برایِ عملی به کار میرود که در گذشته، قبل از عملِ دیگری در گذشته اتفاق افتاده:
مثال: Joe had studied Chinese before he moved to China. یا با when: When I arrived, the movie had already started. کلماتِ نشانهیِ این زمان عبارتاند از before، after، when، by the time، already، just. حالتِ منفی با hadn't + V3 و سؤالی با Had + S + V3? ساخته میشود.
نوشتار: ساختارِ یک پاراگرافِ کامل
پاراگرافِ خوب سه بخش دارد: Topic Sentence (معرفیِ ایدهٔ اصلی)، چند Supporting Sentence (توضیح، دلیل، مثال)، و Concluding Sentence (نتیجهگیری). کلماتِ راهنمایِ کاربردی: برایِ دلیل - because, since, therefore؛ برایِ مثال - for example, for instance؛ برایِ نتیجهگیری - in conclusion, as a result. نمونهٔ کوچکی از این ساختار: Wind energy is one of the most useful sources of renewable energy... For example, Manjil in Gilan has many wind turbines... In conclusion, wind energy is a clean and effective solution.
انرژیِ پاک، آنطور که درس نشان میدهد، فقط یک انتخابِ محیطزیستی نیست؛ سرمایهگذاریایست برایِ نسلهایِ بعدی - همان چیزی که با کاهشِ مصرفِ سوختهایِ فسیلی، امروز شروع میشود.
Reference Words در متنِ درس
یکی از رایجترین سؤالهایِ کنکور، پیداکردنِ مرجعِ ضمیرهاست. در همین متن: it در جملهٔ «Energy is the ability to do work. It can take...» به energy برمیگردد؛ them در «Once we use them up...» به fossil fuels اشاره دارد؛ و these در «These are solar collectors...» به «big shiny panels on the roof». تکنیکِ حل همیشه یکیست: به جملهٔ قبل از ضمیر نگاه کنید و اسمی را پیدا کنید که از نظرِ عدد با آن هماهنگ باشد.
کلماتِ همخانواده (Word Families)
| اسم | فعل | صفت |
|---|---|---|
| energy | energize | energetic |
| production | produce | productive |
| pollution | pollute | polluted/polluting |
| electricity | electrify | electric/electrical |
| consumption | consume | consumable |
| replacement | replace | replaceable |
| absorption | absorb | absorbent |
| harm | harm | harmful/harmless |
نکتهٔ کنکوری: پسوندهایِ -tion/-sion معمولاً اسم میسازند (pollute → pollution)، پسوندِ -able صفتِ «قابل...» میسازد (renew → renewable)، و پیشوندِ non- هم مثلِ un-/im-/dis- منفی میسازد (renewable → nonrenewable).
هممعنی و متضاد
| کلمه | هممعنی | متضاد |
|---|---|---|
| renewable | sustainable | nonrenewable |
| produce | generate, create | destroy, consume |
| harmful | damaging, dangerous | harmless, beneficial |
| reduce | decrease, lower | increase, raise |
| pollute | contaminate, dirty | clean, purify |
| convert | change, transform | maintain, keep |
ضربالمثلهایِ درس
| ضربالمثلِ انگلیسی | معادلِ فارسی |
|---|---|
| God helps those who help themselves. | از تو حرکت، از خدا برکت |
| Actions speak louder than words. | کردار از گفتار بهتر است |
| Don't put off till tomorrow what you can do today. | کارِ امروز را به فردا مینداز |
| A friend in need is a friend indeed. | دوست آن است که گیرد دستِ دوست |
چند فرمولِ حفظی برایِ مرور
absorb تقریباً هممعنیِ take in است، generate هممعنیِ produce، و opposite همیشه با حرفِ اضافهٔ of میآید - نکتههایِ کوچکی که در جملهنویسی و پاسخ به سؤالهایِ واژگانی، تفاوت ایجاد میکنند.