پرش به محتوای اصلی

Environment & Nature

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

امروز، انتخاب‌های کوچکِ روزمره—از سوخت ماشین تا مصرف پلاستیک—به شکلی بی‌سابقه با سرنوشتِ کرهٔ زمین گره خورده‌اند. واژگانِ محیط زیست یکی از پرتکرارترین موضوعاتِ رایتینگ و ریدینگِ آیلتس، تافل و کنکور است؛ این خلاصه، مهم‌ترین واژه‌ها را با تلفظ، شکل‌های دستوری و مثال کاربردی مرور می‌کند.

واژگان پایه و پرکاربرد

  • Environment /ɪnˈvaɪrənmənt/ — محیط زیست. صفت: environmental، قید: environmentally، فعال محیط زیست: environmentalist.
    We must protect the environment for future generations. (ما باید محیط زیست را برای نسل‌های آینده حفظ کنیم.)
  • Pollution /pəˈluːʃən/ — آلودگی (فعل: pollute، صفت: polluted، ماده آلاینده: pollutant). انواع: air / water / soil / noise / light pollution.
    Factories pollute rivers with chemical waste. (کارخانه‌ها رودخانه‌ها را با زباله‌های شیمیایی آلوده می‌کنند.)
  • Climate Change — تغییرات اقلیمی؛ اصطلاحی علمی‌تر و جامع‌تر از Global Warming که فقط یک جنبهٔ ماجراست.
    Climate change is affecting weather patterns worldwide. (تغییرات اقلیمی بر الگوهای آب‌وهوایی در سراسر جهان تأثیر می‌گذارد.)
  • Greenhouse Gases — گازهای گلخانه‌ای (همیشه جمع). گازهای اصلی: CO₂، متان، اکسید نیتروژن.
    Greenhouse gases trap heat in the atmosphere. (گازهای گلخانه‌ای گرما را در جو به دام می‌اندازند.)
  • Fossil Fuels — سوخت‌های فسیلی (زغال‌سنگ، نفت، گاز طبیعی).
    Burning fossil fuels releases carbon dioxide. (سوزاندن سوخت‌های فسیلی دی‌اکسید کربن آزاد می‌کند.)
  • Renewable Energy — انرژی تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی، برق‌آبی، زمین‌گرمایی)؛ متضاد: non-renewable energy.
    Renewable energy sources are better for the planet. (منابع انرژی تجدیدپذیر برای سیاره بهتر هستند.)
  • Solar Power /ˈsəʊlə ˈpaʊə/ — انرژی خورشیدی؛ ترکیب: solar panels (پنل‌های خورشیدی)، solar farm (مزرعهٔ خورشیدی). دقت کنید با solar system (منظومهٔ شمسی) اشتباه نگیرید.
    This village runs entirely on solar power. (این روستا کاملاً با انرژی خورشیدی کار می‌کند.)
  • Deforestation /diːˌfɒrɪˈsteɪʃən/ — جنگل‌زدایی. نکته: با Desertification (بیابان‌زایی) اشتباه نشود! متضاد: Reforestation (جنگل‌کاری مجدد).
    The Amazon rainforest suffers from massive deforestation. (جنگل‌های بارانی آمازون از جنگل‌زدایی گسترده رنج می‌برند.)
  • Ecosystem — اکوسیستم، بوم‌سازگان؛ هم‌خانواده: ecology, ecological, ecologist, habitat.
    Coral reefs are among the most diverse ecosystems. (صخره‌های مرجانی از متنوع‌ترین اکوسیستم‌ها هستند.)
  • Endangered Species — گونه‌های در خطر انقراض. سلسله‌مراتب خطر: vulnerable → threatened → endangered → critically endangered → extinct.
    Tigers are an endangered species. (ببرها گونه‌ای در خطر انقراض هستند.)
  • Waste — زباله/پسماند (اسم) یا هدر دادن (فعل)؛ صفت: wasteful (اسراف‌کارانه). انواع: household / industrial / toxic / nuclear waste.
    Leaving lights on is a wasteful habit. (روشن گذاشتن چراغ‌ها عادتی اسراف‌کارانه است.)
  • Recycling — بازیافت؛ سه اصل طلایی محیط‌زیستی: Reduce, Reuse, Recycle.
    Recycling reduces the amount of waste in landfills. (بازیافت میزان زباله در محل‌های دفن را کاهش می‌دهد.)
  • Conservation — حفاظتِ عاقلانه و پایدار از منابع؛ نکته ظریف: با Preservation (حفظِ کامل و دست‌نخورده) فرق دارد.
    We must conserve water in dry regions. (ما باید در مناطق خشک در مصرف آب صرفه‌جویی کنیم.)

واژگان آکادمیک برای نمرهٔ ۷ به بالا

واژه معنی مثال
Detrimental زیان‌آور (رسمی‌تر از harmful) Pollution has detrimental effects on public health. (آلودگی اثرات زیان‌آوری بر سلامت عمومی دارد.)
ExacerbateMitigate تشدید کردن ↔ کاهش دادن Human activities exacerbate climate change. (فعالیت‌های انسانی تغییرات اقلیمی را تشدید می‌کنند.)
Proliferation گسترش سریع The proliferation of plastic waste is a global crisis. (گسترش زباله‌های پلاستیکی یک بحران جهانی است.)
Biodiversity تنوع زیستی The loss of biodiversity threatens ecosystems. (از دست رفتن تنوع زیستی اکوسیستم‌ها را تهدید می‌کند.)
Depletion اتمام/کاهش شدید منابع Oil reserves are being depleted rapidly. (ذخایر نفتی به‌سرعت در حال اتمام هستند.)
Contamination آلودگیِ شیمیایی/میکروبیِ خاص (تخصصی‌تر از Pollution) Water contamination can cause serious diseases. (آلودگی آب می‌تواند بیماری‌های جدی ایجاد کند.)
Carbon Footprint ردپای کربنی We should try to reduce our carbon footprint. (باید ردپای کربنی خود را کاهش دهیم.)
Inevitable اجتناب‌ناپذیر Continued pollution will inevitably lead to disaster. (ادامهٔ آلودگی ناگزیر به فاجعه می‌انجامد.)
Advocate حامی / حمایت کردن (از چیزی: advocate for) She is a strong advocate for animal rights. (او حامی سرسخت حقوق حیوانات است.)

ترکیبات طلایی

ترکیب معنی مثال
Tackle/Address the issue به مسئله رسیدگی کردن Governments must tackle the issue of air pollution.
Raise awareness آگاهی‌رسانی کردن Campaigns raise public awareness about recycling.
Eco-friendly سازگار با محیط زیست We prefer eco-friendly products.
Dire consequences عواقب وخیم Ignoring climate change has dire consequences.
A thorny issue مسئلهٔ بغرنج Deforestation remains a thorny issue.
Long-term repercussions پیامدهای بلندمدت Fossil fuels have serious long-term repercussions.
Strike a balance تعادل برقرار کردن Strike a balance between development and conservation.
At an alarming rate با سرعتی هشداردهنده Species are disappearing at an alarming rate.
Disposable culture فرهنگِ مصرف و دورانداختن The disposable culture worsens waste problems.
Take drastic measures اقدامات اساسی انجام دادن We must take drastic measures to save the planet.
Irreversible damage آسیب برگشت‌ناپذیر Pollution can cause irreversible damage to ecosystems.

جدول خلاصهٔ کل واژگان

واژه معنی اشکال مهم
Environment محیط زیست Environmental, Environmentalist
Pollution آلودگی Pollute, Pollutant, Polluted
Climate Change تغییرات اقلیمی Climate, Climatic
Greenhouse Gases گازهای گلخانه‌ای Greenhouse effect
Fossil Fuels سوخت‌های فسیلی Coal, Oil, Natural Gas
Renewable Energy انرژی تجدیدپذیر Clean/Green Energy
Deforestation جنگل‌زدایی Reforestation, Forestry
Ecosystem اکوسیستم Ecology, Habitat
Endangered در خطر انقراض Extinct, Extinction
Recycling بازیافت Recycle, Recyclable
Conservation حفاظت Conserve, Conservationist
Detrimental زیان‌آور
Exacerbate تشدید کردن متضاد: Mitigate
Mitigate کاهش دادن Mitigation
Biodiversity تنوع زیستی
Depletion اتمام منابع Deplete
Emissions انتشار آلاینده‌ها Emit
Sustainable پایدار Sustainability
Advocate حامی / حمایت کردن Advocacy

نکات پایانی: زوج‌های متضاد را با هم یاد بگیرید (Exacerbate ↔ Mitigate)؛ به تفاوت‌های ظریف دقت کنید (Pollution در برابر Contamination، Deforestation در برابر Desertification، Conservation در برابر Preservation)؛ و به‌جای حفظِ تک‌واژه، ترکیب کامل مثل "mitigate the effects of" را یاد بگیرید.

نسخهٔ کاملِ این درسنامه سه متنِ آموزشیِ کامل با ترجمهٔ روان و نکات ریزِ گرامری و همنشینی را هم دارد—برای کسانی که می‌خواهند این واژگان را در بافتِ متنِ واقعی ببینند و تمرین کنند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. The protest outside the chemical plant was organized by a well-known ______ who had spent two decades campaigning against industrial waste.

  • environmentalist
  • agriculturist
  • industrialist
  • archaeologist

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«environmentalist» به معنای «فعال محیط زیست» است و تنها واژه‌ای است که با «دو دهه مبارزه علیه پسماند صنعتی» می‌خواند. «industrialist» یعنی «صاحب صنعت»؛ چنین فردی طرف مقابل این اعتراض است، نه سازمان‌دهندهٔ آن. «agriculturist» یعنی «کشاورز/متخصص کشاورزی» و به مبارزه با پسماند کارخانه ربطی ندارد. «archaeologist» یعنی «باستان‌شناس» و کاملاً بیرون از این بافت است. تلهٔ تستی: پیشوند «industrial» در خودِ جمله ذهن را به سمت «industrialist» می‌کشد، در حالی‌که جمله می‌گوید این فرد دقیقاً علیه پسماند صنعتی مبارزه کرده است.

2. Although the packaging costs slightly more to produce, the company insists that it is far more ______ responsible than the plastic version it replaced.

  • economically
  • politically
  • historically
  • environmentally

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«environmentally» به معنای «از نظر محیط‌زیستی» است و ترکیب «environmentally responsible» اصطلاح ثابتی برای «مسئولانه نسبت به محیط زیست» است که با جایگزینی بسته‌بندی پلاستیکی هماهنگ است. «economically» یعنی «از نظر اقتصادی»، ولی جمله صریحاً می‌گوید هزینهٔ تولید بیشتر شده است. «politically» یعنی «از نظر سیاسی» و با بسته‌بندی کالا بی‌ارتباط است. «historically» یعنی «از نظر تاریخی» و در اینجا معنایی نمی‌سازد. تلهٔ تستی: «costs slightly more» عمداً آمده تا داوطلب گمان کند بحث بر سرِ صرفهٔ اقتصادی است؛ همین قید، «economically» را رد می‌کند نه تأیید.

3. Carbon dioxide is regarded as the single most significant ______ released by vehicles, and reducing it has become the central goal of urban traffic policy.

  • fragment
  • sediment
  • pollutant
  • nutrient

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«pollutant» به معنای «آلاینده» است و دقیقاً همان چیزی است که خودرو منتشر می‌کند و سیاست ترافیکی می‌خواهد کاهشش دهد. «nutrient» یعنی «مادهٔ مغذی»؛ چیزی که باید کاهش یابد مادهٔ مغذی نیست. «sediment» یعنی «رسوب» و به ذرات ته‌نشین‌شده در آب اشاره دارد، نه گاز خروجی اگزوز. «fragment» یعنی «تکه/قطعه» و برای یک گاز به‌کار نمی‌رود. تلهٔ تستی: «pollution» اسمِ خودِ پدیده است اما «pollutant» اسمِ مادهٔ آلاینده؛ چون جمله دربارهٔ یک مادهٔ مشخص (دی‌اکسید کربن) حرف می‌زند، شکل «pollutant» لازم است.

4. The river running past the tannery is so heavily ______ that local authorities have warned residents not to use its water for drinking or irrigation.

  • protected
  • polluted
  • populated
  • preserved

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«polluted» به معنای «آلوده» است و با هشدار دربارهٔ ننوشیدن آب و کارخانهٔ چرم‌سازی کاملاً می‌خواند. «populated» یعنی «پرجمعیت» که دربارهٔ رودخانه معنا ندارد و فقط از نظر ظاهری شبیه پاسخ است. «protected» یعنی «حفاظت‌شده»؛ اگر رودخانه حفاظت‌شده بود، چنین هشداری صادر نمی‌شد. «preserved» یعنی «حفظ‌شده/دست‌نخورده» که باز هم برعکسِ وضعیت توصیف‌شده است. تلهٔ تستی: «polluted» و «populated» فقط در یک حرف تفاوت دارند و در خواندنِ سریع جابه‌جا می‌شوند؛ معیار تشخیص، هشدارِ بهداشتیِ انتهای جمله است.

5. Tests revealed that the well water carried traces of arsenic, and the villagers were told the ______ had reached a level dangerous to human health.

  • preservation
  • evaporation
  • contamination
  • circulation

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«contamination» به معنای «آلودگی با مادهٔ مضر» است و برای ورود آرسنیک به آب آشامیدنی دقیقاً همین واژه به‌کار می‌رود. «evaporation» یعنی «تبخیر» و فرایندی فیزیکی است که خطری برای سلامت نمی‌سازد. «preservation» یعنی «حفظ/نگهداری» و معنای مثبت دارد، حال آنکه جمله از خطر سخن می‌گوید. «circulation» یعنی «گردش» و به جابه‌جایی آب اشاره دارد نه به آلوده‌شدن آن. تلهٔ تستی: «pollution» آلودگیِ عمومیِ محیط است، اما وقتی پای مادهٔ مشخصی مثل آرسنیک در آب یا غذا در میان باشد، واژهٔ تخصصی «contamination» است.

6. Because a single unusually cold winter proves nothing, researchers insist that judgments about global ______ must rest on averages gathered over at least thirty years.

  • weather
  • forecast
  • pressure
  • climate

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«climate» به معنای «اقلیم» است و بنا بر تعریف بر میانگین‌های بلندمدت (دست‌کم سی سال) استوار است، که همان چیزی است که جمله می‌گوید. «pressure» یعنی «فشار» و کمیتی لحظه‌ای است، نه میانگینی سی‌ساله. «forecast» یعنی «پیش‌بینی» و به آینده نگاه می‌کند، در حالی‌که جمله از داده‌های گذشته حرف می‌زند. «weather» یعنی «آب‌وهوای روزمره» و دقیقاً همان چیزی است که جمله آن را ناکافی می‌داند. تلهٔ تستی: تمایز «weather» و «climate» بر سرِ بازهٔ زمانی است؛ عبارت «at least thirty years» نشانهٔ قطعیِ اقلیم است.

7. The sudden failure of the wheat harvest across the region was traced to ______ conditions that no farmer there had experienced in living memory.

  • academic
  • domestic
  • climatic
  • economic

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«climatic» به معنای «اقلیمی» است و شکست ناگهانی محصول گندم در یک منطقه را به شرایط آب‌وهوایی نسبت می‌دهد. «academic» یعنی «دانشگاهی» و ربطی به از بین رفتن محصول ندارد. «domestic» یعنی «داخلی/خانگی» و «domestic conditions» به وضعیت داخل کشور یا خانه اشاره می‌کند، نه به عاملی که کشاورزان تجربه‌اش نکرده‌اند. «economic» یعنی «اقتصادی»؛ بحران اقتصادی قیمت را تغییر می‌دهد نه خودِ برداشت محصول را. تلهٔ تستی: «climatic» صفتِ اقلیم است و با «climactic» (به معنای اوجِ داستان) اشتباه گرفته می‌شود؛ در متن‌های زیست‌محیطی همیشه شکل اول درست است.

8. The heat that would otherwise escape into space is trapped near the surface by ______ gases, which is why average temperatures continue to climb.

  • residential
  • greenhouse
  • industrial
  • commercial

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«greenhouse» در ترکیب ثابت «greenhouse gases» به معنای «گازهای گلخانه‌ای» است و همان گازهایی‌اند که گرما را نزدیک سطح زمین به دام می‌اندازند. «commercial» یعنی «تجاری» و صفتی اقتصادی است که با سازوکار به‌دام‌افتادن گرما بی‌ارتباط است. «residential» یعنی «مسکونی» و دربارهٔ نوع کاربری ساختمان است نه ترکیب جو. «industrial» یعنی «صنعتی»؛ هرچند بخشی از این گازها منشأ صنعتی دارند، اصطلاح علمیِ جاافتاده برای این پدیده «greenhouse gases» است. تلهٔ تستی: «industrial» از نظر معنایی وسوسه‌انگیز است، اما پرسش دنبال نامِ ثابتِ این دسته گازهاست، نه منشأ آن‌ها.

9. The new regulations require every factory in the province to cut its carbon ______ by a quarter before the end of the decade.

  • reactions
  • sanctions
  • emissions
  • donations

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«emissions» به معنای «انتشار گازهای آلاینده» است و «carbon emissions» ترکیب ثابتی است که کاهش آن هدف مقررات زیست‌محیطی است. «donations» یعنی «کمک‌های مالی» و ربطی به کربن ندارد. «reactions» یعنی «واکنش‌ها» و اگرچه در شیمی به‌کار می‌رود، «carbon reactions» عبارتی نیست که مقررات کاهشش را الزامی کند. «sanctions» یعنی «تحریم‌ها» و مفهومی سیاسی است. تلهٔ تستی: این واژه در معنای انتشار آلاینده تقریباً همیشه جمع می‌آید؛ دیدنِ شکل مفرد در گزینه‌ها معمولاً نشانهٔ گزینهٔ نادرست است.

10. Older diesel engines ______ far more fine particles than modern ones, which is why several European cities have banned them from their central districts.

  • omit
  • remit
  • admit
  • emit

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«emit» به معنای «منتشر کردن/ساطع کردن» است و برای خروج ذرات معلق از موتور دیزل دقیقاً همین فعل به‌کار می‌رود. «omit» یعنی «حذف کردن/جا انداختن» و معنایی درست برعکسِ انتشار دارد. «admit» یعنی «پذیرفتن/اعتراف کردن» و فاعلش انسان است نه موتور. «remit» یعنی «حواله کردن/بخشیدن» و کاربردی مالی یا حقوقی دارد. تلهٔ تستی: این چهار فعل فقط در حرف نخست تفاوت دارند؛ کلید تشخیص، معنای ریشهٔ «-mit» (فرستادن) به‌همراه پیشوند «e-» (بیرون) است که «فرستادن به بیرون» می‌شود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان