پرش به محتوای اصلی

Technology & Science

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

مقدمه

موضوع «فناوری و پیشرفت علمی» یکی از حیاتی‌ترین و پرتکرارترین موضوعات در تمام آزمون‌های زبان انگلیسی—از کنکور گرفته تا آیلتس، تافل و جی‌آر‌ای—است، چرا که مستقیماً با زندگی روزمره و آیندهٔ بشر گره خورده است. در ادامه بخشی از واژگان این درسنامه را در سه سطح (پایه، آکادمیک و ترکیبات طلایی) می‌بینید؛ نسخهٔ کامل شامل متن‌های آموزشی با ترجمهٔ کامل و نکات ویژهٔ هر آزمون در پنل کوییزسنتر در دسترس است.


بخش اول: واژگان پایه و ضروری (High-Frequency Basics)

۱. Innovation — نوآوری؛ متفاوت از Invention (اختراعِ چیزی کاملاً جدید). فعل: Innovate، صفت: Innovative.
Technological innovation drives economic growth. (نوآوری فناورانه محرک رشد اقتصادی است.)

۲. Breakthrough — پیشرفت بزرگ، کشف مهم؛ بار معنایی مثبت. ترکیب: a major breakthrough in...
Scientists have made a major breakthrough in cancer research. (دانشمندان به پیشرفت بزرگی در تحقیقات سرطان دست یافته‌اند.)

۳. Artificial Intelligence (AI) — هوش مصنوعی. واژگان مرتبط: Machine Learning، Chatbot.
AI can now diagnose diseases faster than doctors. (هوش مصنوعی اکنون می‌تواند سریع‌تر از پزشکان بیماری‌ها را تشخیص دهد.)

۴. Automation — اتوماسیون، خودکارسازی؛ جایگزینی نیروی انسانی با ماشین. اشکال: Automate، Automated، Automatically.
Automation has replaced many factory workers. (اتوماسیون جایگزین بسیاری از کارگران کارخانه شده است.)

۵. Social Media — شبکه‌های اجتماعی؛ همیشه جمع. ترکیب: Social media addiction.
Social media have changed how young people communicate. (شبکه‌های اجتماعی نحوهٔ ارتباط جوانان را تغییر داده‌اند.)

۶. Gadget — ابزارک الکترونیکی (غیررسمی)؛ معادل رسمی: Device.
Teenagers love the latest gadgets. (نوجوانان عاشق جدیدترین ابزارک‌ها هستند.)

۷. Streaming — پخش آنلاین. ترکیب: Streaming services (مثل نتفلیکس و اسپاتیفای).
Streaming services like Netflix have changed how we watch movies. (سرویس‌های پخش آنلاین نحوهٔ تماشای فیلم را تغییر داده‌اند.)

۸. Privacy — حریم خصوصی. ترکیب طلایی: Invasion of privacy (نقض حریم خصوصی).
Many apps collect data without users' knowledge, which is an invasion of privacy. (بسیاری از اپ‌ها بدون اطلاع کاربران داده جمع‌آوری می‌کنند که نقض حریم خصوصی است.)

۹. Data — داده‌ها؛ هم مفرد و هم جمع به کار می‌رود. ترکیب: Data breach (نشت داده).
A data breach exposed millions of passwords. (یک نشت داده، میلیون‌ها رمز عبور را افشا کرد.)

۱۰. Cybersecurity — امنیت سایبری. واژگان مرتبط: Hacker، Firewall، Encryption.
The company invested heavily in cybersecurity after a cyber attack. (شرکت پس از یک حملهٔ سایبری، سرمایه‌گذاری سنگینی در امنیت سایبری کرد.)

۱۱. Screen Time — مدت زمان استفاده از صفحه‌نمایش (ترکیب اسمی). ترکیب: Excessive screen time.
Parents should limit their children's screen time. (والدین باید زمان استفادهٔ فرزندانشان از صفحه‌نمایش را محدود کنند.)

۱۲. Remote Work — دورکاری. مترادف‌ها: Telecommuting، Working from home (WFH).
Remote work became widespread after the pandemic. (دورکاری پس از همه‌گیری فراگیر شد.)


بخش دوم: واژگان آکادمیک برای نمره ۷ به بالا (High-Score Academic Vocabulary)

۱۳. Revolutionize — دگرگون کردن. ساختار طلایی رایتینگ: X has revolutionized the way we + verb.
The internet has revolutionized the way we communicate. (اینترنت نحوهٔ ارتباط ما را دگرگون کرده است.)

۱۴. Obsolete — منسوخ‌شده؛ بار منفی. ساختار: make/become obsolete. اسم: Obsolescence.
Smartphones have made traditional maps obsolete. (گوشی‌های هوشمند نقشه‌های سنتی را منسوخ کرده‌اند.)

۱۵. Proliferation — گسترش و تکثیر سریع؛ واژهٔ بین‌موضوعی (در محیط زیست هم می‌آید). فعل: Proliferate.
The proliferation of fake news on social media is alarming. (گسترش سریع اخبار جعلی در شبکه‌های اجتماعی نگران‌کننده است.)

۱۶. Unprecedented — بی‌سابقه. Un- + Precedent (سابقه) + -ed. ترکیب: at an unprecedented rate.
We live in a time of unprecedented technological change. (ما در دوران تغییرات فناورانه بی‌سابقه‌ای زندگی می‌کنیم.)

۱۷. Implications — پیامدها، دلالت‌ها؛ معمولاً جمع. فعل: Imply. ترکیب: Ethical implications.
The ethical implications of AI are concerning. (پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی نگران‌کننده است.)

۱۸. Algorithm — الگوریتم. صفت: Algorithmic.
Social media algorithms control what we see online. (الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی آنچه را آنلاین می‌بینیم کنترل می‌کنند.)

۱۹. Automate (v.) — خودکار کردن؛ فعلِ خانوادهٔ Automation.
Robots can automate repetitive tasks. (ربات‌ها می‌توانند کارهای تکراری را خودکار کنند.)

۲۰. Surveillance — نظارت؛ اغلب بار منفی (نظارت مخفیانه). ترکیب: Mass surveillance.
Mass surveillance raises serious privacy concerns. (نظارت گسترده نگرانی‌های جدی دربارهٔ حریم خصوصی ایجاد می‌کند.)

۲۱. Manipulate — دستکاری کردن؛ بار منفی. اسم: Manipulation، صفت: Manipulative.
Propaganda is used to manipulate public opinion. (از تبلیغات سیاسی برای دستکاری افکار عمومی استفاده می‌شود.)

۲۲. Addiction / Addictive — اعتیاد / اعتیادآور. دام: شخصْ addicted، مادهْ/اپ addictive.
These apps are designed to be addictive. (این اپلیکیشن‌ها طوری طراحی شده‌اند که اعتیادآور باشند.)

۲۳. Misinformation — اطلاعات نادرست (بدون قصد فریب)، در برابر Disinformation (عمدی). Mis- = اشتباه.
Misinformation spreads faster than facts on social media. (اطلاعات نادرست سریع‌تر از حقایق در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود.)

۲۴. Synthesize — ترکیب کردن (برای خلق چیزی جدید)؛ مهم در جی‌آر‌ای. اسم: Synthesis، صفت: Synthetic.
A good essay synthesizes ideas from multiple sources. (یک مقالهٔ خوب، ایده‌ها را از منابع متعدد ترکیب می‌کند.)


بخش سوم: ترکیبات طلایی (Essential Collocations & Phrases)

Pave the way for — راه را هموار کردن. AI is paving the way for a new era in medicine. (هوش مصنوعی راه را برای عصر جدیدی در پزشکی هموار می‌کند.)

A double-edged sword — تیغ دولبه. Technology is a double-edged sword; it has both merits and drawbacks. (فناوری تیغی دولبه است؛ هم مزایا دارد و هم معایب.)

Bridge the gap — شکاف را پر کردن. ترکیب مرتبط: The digital divide (شکاف دیجیتالی).

Keep pace with / Keep up with — همگام شدن با. It's hard to keep pace with the rapid advances in technology. (همگام‌شدن با پیشرفت‌های سریع فناوری دشوار است.)

Become reliant on / Over-reliance on — وابسته شدن. اشکال: Rely on، Reliance، Reliable.

Compromise / Jeopardize Privacy — حریم خصوصی را به خطر انداختن؛ هر دو بار معنایی منفی.

Disrupt traditional industries — صنایع سنتی را مختل/دگرگون کردن. اشکال: Disruption، Disruptive (disruptive technologies).

Social isolation — انزوای اجتماعی. فعل: Isolate، صفت: Isolated.

To harness the power of — از قدرت چیزی بهره بردن. We must harness the power of renewable energy for good.

The advent of — پیدایش، ظهور؛ عالی برای شروع تاریخی رایتینگ: "Since the advent of smartphones, human interaction has changed dramatically."

On the brink of — در آستانهٔ (کشف یا فاجعه). Scientists say we are on the brink of a cure for Alzheimer's.

Labor market / Job market — بازار کار. Automation is transforming the labor market.


بخش پنجم: جدول خلاصه و مرور سریع

واژه معنی اشکال مهم / نکته
Innovation نوآوری Innovate, Innovative ≠ Invention
Breakthrough پیشرفت بزرگ بار مثبت؛ a breakthrough in...
Artificial Intelligence هوش مصنوعی مخفف: AI (حروف بزرگ)
Automation خودکارسازی Automate, Automated, Automatically
Social Media شبکه‌های اجتماعی همیشه جمع
Gadget ابزارک معادل رسمی: Device
Privacy حریم خصوصی Invasion of privacy
Data داده‌ها مفرد و جمع هر دو
Cybersecurity امنیت سایبری Cyber attack, Hacker
Remote Work دورکاری Telecommuting, WFH
Revolutionize دگرگون کردن Revolution, Revolutionary
Obsolete منسوخ‌شده بار منفی؛ become obsolete
Proliferation گسترش سریع Proliferate (بین‌موضوعی!)
Unprecedented بی‌سابقه Un + Precedent + ed
Implications پیامدها Imply, Implicit
Surveillance نظارت Mass/State surveillance
Manipulate دستکاری کردن Manipulation, Manipulative (بار منفی)
Addictive اعتیادآور Addiction, Addict, Addicted to
Misinformation اطلاعات نادرست ≠ Disinformation (عمدی)
Synthesize ترکیب کردن Synthesis, Synthetic (مهم در GRE)

نکات ویژه

به واژگانی که بار معنایی مثبت (مثل breakthrough, facilitate, innovative) و منفی (مثل obsolete, manipulate, jeopardize) دارند دقت کنید — کلوز تست‌ها اغلب بر اساس همین تضادها طراحی می‌شوند: اگر لحن جمله منفی است، گزینهٔ با بار مثبت قطعاً غلط است.

حتماً برای سؤالات فناوری یک دیدگاه دووجهی داشته باشید: هم مفید (پزشکی، آموزش) و هم مضر (حریم خصوصی، بیکاری). ساختار On the one hand... On the other hand... را الگو قرار دهید.

روی واژگانی که به تغییر و جایگزینی اشاره دارند تمرکز کنید: Supersede (جایگزین شدن)، Paradigm shift (تغییر بنیادین در نگرش) — شاه‌کلید سؤالات درک مطلب و پر‌کردن جای خالی.

💡 نکات پایانی: خانواده‌های واژگانی را کامل یاد بگیرید: Automate → Automation → Automated → Automatically. واژگان بین‌موضوعی را علامت‌گذاری کنید: Proliferation, Inevitable هم در محیط زیست و هم در فناوری می‌آیند. تفاوت‌های ظریف را حفظ کنید: Innovation vs Invention | Misinformation vs Disinformation | Gadget vs Device.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. The first camera was a genuine invention, whereas adding one to a telephone was an ______ because it simply improved a device that already existed.

  • innovation
  • invention
  • intervention
  • inspiration

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«innovation» یعنی نوآوری: کاربرد یا بهبودِ تازه روی چیزی که از قبل وجود دارد، و قیدِ simply improved a device that already existed دقیقاً همین را می‌گوید. «invention» یعنی اختراع، یعنی ساختنِ چیزی که پیش‌تر اصلاً وجود نداشت، و خودِ جمله دوربینِ نخستین را invention نامیده و مورد دوم را در برابرِ آن گذاشته است. «intervention» یعنی مداخله و به دخالت در یک روند اشاره دارد، نه به بهبودِ یک دستگاه. «inspiration» یعنی الهام، یعنی جرقهٔ ذهنی، نه خودِ محصولِ بهبودیافته. تلهٔ تستی: تفاوتِ innovation و invention در تازگیِ مطلق است؛ اگر جمله بگوید چیزی از قبل وجود داشته و فقط بهتر شده، پاسخ همیشه نوآوری است نه اختراع.

2. Researchers say they have made a decisive ______ in early cancer detection, identifying the illness months before any symptom becomes visible.

  • precedent
  • breakthrough
  • transition
  • consensus

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«breakthrough» یعنی پیشرفتِ بزرگ و تعیین‌کننده، و ترکیبِ استانداردش هم make a breakthrough in است که عیناً در جمله آمده. «precedent» یعنی سابقه و با فعلِ set به کار می‌رود نه make، ضمناً کشفِ علمی را سابقه نمی‌نامند. «transition» یعنی گذار از حالتی به حالتِ دیگر و به تغییرِ تدریجیِ وضعیت اشاره دارد، نه به یک کشفِ ناگهانی. «consensus» یعنی اجماع و توافقِ جمعی، که با فعلِ reach می‌آید و اصلاً از جنسِ کشف نیست. تلهٔ تستی: در این خانواده، فعلِ همنشین کلید را لو می‌دهد؛ make a breakthrough در برابرِ set a precedent و reach a consensus.

3. The ______ of portable scanners completely changed field medicine, since doctors could suddenly examine patients in villages that lay far from any hospital.

  • consent
  • extent
  • advent
  • descent

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«advent» یعنی ظهور و پیدایشِ یک فناوری یا دوران، و ترکیبِ the advent of دقیقاً برای آغازِ چیزی تازه به کار می‌رود. «consent» یعنی رضایت و اجازه، که دربارهٔ اشخاص معنا دارد نه دربارهٔ پیدایشِ یک دستگاه. «extent» یعنی گستره یا میزان، و the extent of scanners چیزی را نمی‌رساند که بتواند medicine را دگرگون کند. «descent» یعنی فرود یا تبار، و هیچ ربطی به آغازِ یک فناوری ندارد. تلهٔ تستی: هر چهار واژه به ent- ختم می‌شوند و شنیداری نزدیک‌اند؛ فقط advent است که با of و نامِ یک فناوری ترکیب می‌شود.

4. Few technologies have ______ the way surgeons operate as thoroughly as the robotic arm, which now performs incisions no human hand could match.

  • reorganized
  • rationalized
  • reproduced
  • revolutionized

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«revolutionized» یعنی به کلی دگرگون کردن، و ساختارِ پرکاربردِ revolutionize the way somebody does something عیناً در جمله آمده است. «reorganized» یعنی بازسازمان‌دهی کردن و دربارهٔ ساختارِ یک شرکت یا اداره به کار می‌رود، نه دربارهٔ شیوهٔ انجامِ یک عملِ جراحی. «rationalized» یعنی توجیه کردن یا برای صرفه‌جویی کوچک کردن، که هیچ‌کدام با برتریِ فنیِ توصیف‌شده نمی‌خواند. «reproduced» یعنی بازتولید یا تکثیر کردن، یعنی تکرارِ همان چیزِ قبلی، که نقطهٔ مقابلِ دگرگونی است. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با پیشوندِ re- شروع می‌شوند، ولی فقط revolutionize معنای تغییرِ بنیادی دارد؛ بقیه تغییرِ سطحی یا تکرار را می‌رسانند.

5. The engineers described their new battery as ______, insisting that it did not merely improve on older designs but replaced their basic principle entirely.

  • revolutionary
  • reactionary
  • rudimentary
  • preliminary

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«revolutionary» یعنی انقلابی و دگرگون‌کننده، و عبارتِ replaced their basic principle entirely نشان می‌دهد تغییر در سطحِ اصولِ پایه بوده است. «reactionary» یعنی ارتجاعی و بارِ سیاسی دارد؛ دربارهٔ یک باتری بی‌معناست. «rudimentary» یعنی ابتدایی و ناقص، که درست عکسِ ادعای مهندسان است. «preliminary» یعنی مقدماتی و مربوط به مرحلهٔ نخستِ کار، در حالی که جمله از یک طراحیِ کاملِ جایگزین سخن می‌گوید. تلهٔ تستی: revolutionary و reactionary هر دو از واژهٔ revolution ساخته به نظر می‌رسند، ولی reactionary یعنی مخالفِ تغییر.

6. Historians of science treat the move from Newtonian physics to relativity as a change of ______, since the entire framework of shared assumptions was replaced at once.

  • pedigree
  • paradigm
  • parameter
  • precedent

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«paradigm» یعنی الگوی فکریِ حاکم و چارچوبِ مفروضاتِ مشترکِ یک علم، و توضیحِ خودِ جمله دربارهٔ framework of shared assumptions همین را می‌رساند. «pedigree» یعنی شجره‌نامه یا اصل‌ونسب و دربارهٔ افراد و حیوانات به کار می‌رود. «parameter» یعنی متغیر یا حدِ یک محاسبه؛ تغییرِ یک متغیر تغییرِ کلِ چارچوب نیست. «precedent» یعنی سابقه و به رویدادی در گذشته اشاره دارد که الگوی تصمیمِ بعدی می‌شود، نه به چارچوبِ نظریِ یک علم. تلهٔ تستی: paradigm و parameter را به‌خاطرِ شباهتِ آوایی جابه‌جا می‌گیرند؛ paradigm کلِ چارچوب است و parameter فقط یک عددِ درونِ آن.

7. Smartphone maps have made the folded paper road atlas almost ______, and few drivers under thirty have ever bought one.

  • absolute
  • obsessive
  • obsolete
  • obstinate

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«obsolete» یعنی منسوخ و از رده خارج، و ترکیبِ make something obsolete دقیقاً همین ساختارِ جمله است. «absolute» یعنی مطلق و کامل، که صفتی برای مفاهیمِ انتزاعی است نه برای وضعیتِ یک اطلسِ کاغذی. «obsessive» یعنی وسواسی و دربارهٔ رفتارِ انسان به کار می‌رود. «obstinate» یعنی لجباز و سرسخت، که باز هم صفتی انسانی است و برای یک شیء بی‌معناست. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با ob یا ab شروع می‌شوند و در دیکته نزدیک‌اند؛ تنها obsolete است که می‌تواند صفتِ یک فناوری باشد.

8. Her textbook is not wrong, only ______: it still describes the fastest computer in the world as a machine that fills an entire room.

  • outnumbered
  • outstanding
  • outrageous
  • outdated

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«outdated» یعنی قدیمی و به‌روزنشده، و قیدِ not wrong, only نشان می‌دهد اطلاعات غلط نیست بلکه کهنه است. «outnumbered» یعنی از نظرِ تعداد در اقلیت بودن و دربارهٔ گروه‌ها به کار می‌رود نه دربارهٔ یک کتاب. «outstanding» یعنی برجسته و ممتاز، که بارِ مثبت دارد و با only در این جمله تناقض می‌سازد. «outrageous» یعنی شرم‌آور و بسیار ناپسند، که بارِ اخلاقیِ تندی دارد و به کهنگیِ اطلاعات ربطی ندارد. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با out- ساخته شده‌اند؛ معنای پیشوند در این خانواده ثابت نیست و باید کلِ واژه حفظ شود.

9. The sudden ______ of low-cost satellites has filled the orbit around the earth with thousands of objects that engineers must now track.

  • proliferation
  • circulation
  • preservation
  • specification

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«proliferation» یعنی تکثیر و افزایشِ سریعِ تعداد، و قرینه‌های sudden و thousands of objects همین رشدِ انفجاریِ شمار را نشان می‌دهند. «circulation» یعنی گردش یا چرخش و دربارهٔ خون، هوا یا شمارگانِ نشریه به کار می‌رود، نه دربارهٔ زیادشدنِ تعدادِ ماهواره‌ها. «preservation» یعنی حفاظت و نگهداری، که اصلاً از جنسِ افزایش نیست. «specification» یعنی مشخصاتِ فنی و به توصیفِ دقیقِ یک محصول اشاره دارد. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه به tion- ختم می‌شوند؛ فقط proliferation مفهومِ زیادشدنِ سریعِ شمار را دارد.

10. Fake accounts ______ so quickly on the new platform that moderators could not delete them at anything close to the rate they appeared.

  • prolonged
  • proliferated
  • professed
  • proclaimed

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«proliferated» یعنی به سرعت تکثیر شدند، و مقایسهٔ سرعتِ ساخته‌شدن با سرعتِ حذف دقیقاً همین را می‌رساند. «prolonged» یعنی طولانی کردن و فعلی گذراست که مفعول می‌خواهد، در حالی که این جمله فعلِ ناگذر لازم دارد. «professed» یعنی ادعا کردن یا آشکارا اعلام کردن، که دربارهٔ اشخاص و باورهاست. «proclaimed» یعنی رسماً اعلام کردن و باز هم فاعلی انسانی و مفعولی صریح می‌خواهد. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با pro- شروع می‌شوند، ولی سه گزینهٔ دیگر گذرا هستند و در این جمله که هیچ مفعولی ندارد از نظرِ دستوری هم ناممکن‌اند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان