پرش به محتوای اصلی

درس سوم (زبان انگلیسی یازدهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

چرا نباید گفت «very unique»؟

unique یعنی «منحصربه‌فرد، یکتا» - چیزی که نمونهٔ دومی ندارد. دقیقاً به همین دلیل، نمی‌شود آن را با very درجه‌بندی کرد: چیزی یا یکتاست یا نیست، حدِ وسط ندارد. همین ظرافت‌هایِ واژگانی، یکی از محورهایِ اصلیِ درسِ سومِ زبانِ یازدهم است - درسی که دربارهٔ هنر، فرهنگ و صنایعِ دستیِ ایران صحبت می‌کند.

واژگانِ کلیدیِ درس

واژه معنی واژه معنی
art هنر craftsman/craftswoman صنعتگر (مرد/زن)
culture فرهنگ product محصول
society جامعه depend on بستگی داشتن به
handicraft صنایعِ دستی discount تخفیف
identity هویت weave بافتن
reflect نشان دادن / بازتاب دادن pottery سفالگری
custom رسم/سنت calligraphy خوشنویسی
appreciate ارزش گذاشتن tilework کاشی‌کاری
unique منحصربه‌فرد carpet/rug فرش/قالیچه
decorative تزئینی metalwork فلزکاری
creative خلاق painting نقاشی
valuable ارزشمند wellness سلامتی/تندرستی
vast پهناور/وسیع pleasure لذت
diversity تنوع income درآمد
skillful ماهر imagination تخیل

چند نکتهٔ واژگانیِ کاربردی

  • reflect هم به معنیِ «نشان دادن» است و در متنِ درس با show هم‌معنا به کار رفته: This artwork reflects Iranian culture.
  • appreciate بدونِ حرفِ اضافه می‌آید (نه appreciate for) و سه کاربرد دارد: ارزش‌گذاشتن، قدردانی‌کردن، و درکِ ارزشِ چیزی.
  • custom به‌معنیِ رسمِ اجتماعی/گروهی‌ست، در برابرِ habit که عادتِ شخصی‌ست - این دو نباید جایِ هم استفاده شوند.
  • vast برایِ توصیفِ مساحت و پهناوری به کار می‌رود (Iran is a vast country.) و مترادف‌هایِ کنکوری‌اش huge و enormous هستند.
  • جمعِ craftsman می‌شود craftsmen و جمعِ craftswoman می‌شود craftswomen؛ هر دو با هم: craftspeople.

صنایعِ دستیِ ایران، شهر به شهر

صنعتِ دستی انگلیسی شهر/منطقهٔ معروف
فرش/قالی carpet / rug تبریز، کاشان، اصفهان، آذربایجان
سفالگری pottery میبد، لالجین
کاشی‌کاری tilework اصفهان، یزد
نقاشی painting اصفهان
خوشنویسی calligraphy سراسرِ ایران
فلزکاری metalwork اصفهان، شیراز
گبهٔ قشقایی Qashqai Gabbeh فارس

نکتهٔ گرامری از همین بخش: ایران «a five-thousand-year-old history» دارد - صفتِ مرکب پیش از اسم، همیشه با خط‌تیره نوشته می‌شود.

مکالمهٔ درس: رضا و یک گردشگر

در گفت‌وگویِ درس، رضا برایِ توریستی که به دنبالِ سوغاتی‌ست، دربارهٔ گبهٔ قشقایی و کاشیِ خوش‌نویسی‌شده توضیح می‌دهد. جملهٔ "How touching this Gabbeh is!" نمونه‌ایست از ساختارِ تعجبیِ How + صفت + فاعل + فعل! (How beautiful this carpet is!). جملهٔ "The price depends on its size." هم نشان می‌دهد depend on همیشه با حرفِ اضافهٔ on می‌آید، و جملهٔ "If you buy more than 100 dollars, you'll get a discount." نمونهٔ کاملی از گرامرِ اصلیِ درس است: جملاتِ شرطیِ نوعِ اول.

گرامرِ اصلی: Conditional Sentences Type 1

جملاتِ شرطیِ نوعِ اول، شرطِ ممکن در آینده را با نتیجهٔ محتمل‌اش بیان می‌کنند:

If + Simple Presentبندِ شرط,will/can/may + فعلِ سادهبندِ نتیجه\underbrace{\text{If + Simple Present}}_{\text{بندِ شرط}}, \underbrace{\text{will/can/may + فعلِ ساده}}_{\text{بندِ نتیجه}}

مثال‌هایِ کتاب: If you study hard, you will pass the exams. یا You'll hurt yourself if you jump into the river. نکتهٔ مهمِ ترتیب: وقتی if-clause اول بیاید، بعدش کاما لازم است؛ وقتی main clause اول بیاید، کاما نمی‌آید.

سه اشتباهِ رایجِ کنکوری که باید حواسمان باشد:

❌ غلط ✓ درست
If you will study hard, you will pass. If you study hard, you will pass.
If it rains, I stay home. If it rains, I will stay home.
If I will have time, I'll call you. If I have time, I'll call you.

یک نکتهٔ ظریفِ دیگر: when هم مثلِ if در بندِ شرط، فعل را به‌صورتِ Simple Present می‌خواهد، نه will: When I grow up, I will become a teacher. و به‌جایِ will در بندِ نتیجه، می‌توان از can یا may هم استفاده کرد، بسته به این‌که نتیجه چقدر قطعی‌ست.

متنِ اصلی: Art, Culture and Society

متنِ درس در شش پاراگراف پیش می‌رود: تعریفِ هنر و نقشِ آن در هویتِ یک جامعه، تعریفِ صنایعِ دستی و نقشِ اقتصادی‌شان، تاریخِ پنج‌هزارسالهٔ هنرِ ایران، شهرتِ جهانیِ آن، مهارتِ صنعتگرانِ ایرانی، و در پایان، فرشِ ایرانی به‌عنوانِ نمادِ انتقالِ هنر و فرهنگ. طبقِ متن، ساختن و فروختنِ صنایعِ دستی به اقتصادِ یک کشور کمک می‌کند، و هنرِ ایرانی به‌خاطرِ بازتاب‌دادنِ ارزش‌هایِ اخلاقی-اجتماعی و زیباییِ طبیعیِ ایران شهرت دارد.

مهارتِ خواندن: Reference Words

Reference Words کلماتی‌اند (مثلِ it، they، its، this) که به‌جایِ تکرارِ یک اسم، به آن اشاره می‌کنند. برایِ پیدا‌کردنِ مرجع، باید به جملاتِ قبل از reference word برگردیم و اسمی را پیدا کنیم که از نظرِ عدد و جنس با آن هماهنگ باشد. مثلاً در جملهٔ Each country and culture has its own handicrafts، مرجعِ its می‌شود «each country and culture».

واژگان: متضادها (Antonyms)

کلمه متضاد کلمه متضاد
happy unhappy/sad cheap expensive
decrease increase famous unknown
buy sell unique common
beautiful ugly valuable worthless
simple complex/complicated moral immoral

پیشوندهایِ منفی‌ساز هم در همین بخش کاربرد دارند: un- (happy → unhappy)، im- (moral → immoral، possible → impossible)، in- (complete → incomplete)، dis- (agree → disagree)، و پسوندِ -less (care → careless).

Past Participles: صفت‌هایِ ساخته‌شده از V3

صفت‌هایِ حالتی مثلِ interested، bored، excited، worried با فعلِ be/get و حرفِ اضافهٔ درست می‌آیند: interested in، bored with، tired of، excited about، worried about. نکتهٔ طلاییِ کنکور، تفاوتِ صفتِ -ed و -ing است: -ed احساسِ خودِ شخص را نشان می‌دهد (I'm bored.) و -ing ویژگیِ چیز یا موقعیت را (The movie is boring.) - این دو هرگز جایِ هم استفاده نمی‌شوند.

Infinitives: مصدر با to

to + فعلِ ساده بعد از فعل‌هایی مثلِ want، decide، hope، promise می‌آید (She decided to study art.)، برایِ بیانِ هدف به کار می‌رود (I ran fast to catch the bus.)، و بعد از صفت‌هایی مثلِ happy، sorry، lucky هم می‌نشیند (I'm happy to help you.). حالتِ منفی‌اش با not to ساخته می‌شود: She decided not to go to the party.

نکتهٔ کاربردی: بعد از حرفِ اضافه، همیشه Gerund (فعل+ing) می‌آید، نه infinitive - مثلاً good at swimming، نه good at to swim. و in order to دقیقاً همان معنیِ to را برایِ بیانِ هدف دارد.

آهنگِ گفتار در جملاتِ شرطی

در جملاتِ شرطی، وقتی if-clause اول بیاید، آهنگِ صدا در آن بالا می‌رود (rising) و در main clause پایین می‌آید (falling): If it rains ↗, we will stay home ↘.

هنر، به بیانِ خودِ درس، چیزی‌ست که انسان‌ها با تخیل و مهارت می‌آفرینند - و همان چیزی‌ست که هویت، تاریخ و فرهنگِ یک جامعه را زنده نگه می‌دارد.

متنِ تکمیلی: Art and Wellness

بخشِ دیگری از درس به رابطهٔ هنر و سلامتی می‌پردازد: هنر می‌تواند سلامتِ جسمی، ذهنی و عاطفیِ افراد را بهبود بدهد. طبقِ متن، اگر مردم مهارت‌هایِ هنری‌شان را درست به کار ببرند، می‌توانند احساساتشان را بهتر بیان کنند و رابطه‌هایِ بهتری داشته باشند؛ قدرتِ هنر حتی خطرِ بیماری‌هایی مثلِ حملهٔ قلبی را کاهش می‌دهد. دو عبارتِ کاربردیِ این متن: get along with (کنار آمدن با - If you practice art, you will get along with your stress.) و be able to (توانستن، به‌جایِ can وقتی با will می‌آید - They will be able to communicate their feelings.).

Collocations مهمِ درس

ترکیب معنی
make art هنر آفریدن
reflect values ارزش‌ها را بازتاب دادن
appreciate art هنر را ارزش‌گذاری کردن
introduce culture فرهنگ را معرفی کردن
get a discount تخفیف گرفتن
depend on + اسم به چیزی بستگی داشتن
increase brain activity فعالیتِ مغز را افزایش دادن
communicate feelings احساسات را بیان کردن
get along with stress با استرس کنار آمدن

کلماتِ هم‌خانواده (Word Family)

اسم فعل صفت
creation create creative
imagination imagine imaginative
decoration decorate decorative
appreciation appreciate appreciative
reflection reflect reflective
diversity diversify diverse

اصطلاحاتِ مفید برایِ صحبت دربارهٔ هنر

art gallery (گالریِ هنری)، art exhibition (نمایشگاهِ هنری)، work of art (اثرِ هنری)، masterpiece (شاهکار)، be impressed by (تحتِ تأثیر قرار گرفتن) - این عبارت‌ها برایِ توصیفِ یک اثرِ هنری یا واکنش به آن، خیلی طبیعی‌تر از ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمهٔ فارسی به کار می‌روند.

از نکته‌هایِ کوچکِ واژگانی که به یادماندنی‌ست: پیشوندِ non- هم مثلِ un-/im-/in-/dis- منفی می‌سازد (nonrenewable)، و صفت‌هایِ مرکبی مثلِ hand-made یا hard-working همیشه پیش از اسم، با خط‌تیره نوشته می‌شوند - اما بعد از فعل، بدونِ خط‌تیره (The craftsman is hard working.).

در نهایت، آنچه این درس نشان می‌دهد این است که صنایعِ دستیِ ایران - از فرشِ تبریز تا کاشیِ اصفهان - فقط کالا نیستند؛ راهی هستند برایِ روایتِ هویت و تاریخِ یک ملت به زبانی که هر کسی، حتی بدونِ دانستنِ فارسی، می‌تواند آن را «بخواند».

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. Traditional clothing, local music and handmade objects together form the cultural .................... of a nation, telling outsiders who its people really are.

  • identity
  • majority
  • quantity
  • activity

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«identity» یعنی «هویت»؛ بافت از «چه‌کسی بودنِ مردمِ یک ملت» حرف می‌زند و همین دقیقاً معنای هویت است «majority» یعنی «اکثریت» و به بیشترین بخشِ یک جمعیت اشاره دارد، نه به شناسنامهٔ فرهنگی «quantity» یعنی «مقدار/کمیت» و یک سنجهٔ عددی است و با «چه‌کسی بودن» نسبتی ندارد «activity» یعنی «فعالیت» و به کاری که انجام می‌شود اشاره دارد، نه به آنچه یک ملت را از دیگران متمایز می‌کند تلهٔ تستی: هر چهار گزینه اسمِ پایان‌یافته به -ity هستند و از روی شکل قابل تفکیک نیستند؛ کلیدواژهٔ تعیین‌کننده «who its people really are» است که فقط با هویت می‌خواند.

2. Objects that people shape with their own hands instead of producing them by machine are called ...................., and every region makes its own kind.

  • appliances
  • handicrafts
  • ingredients
  • instruments

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«handicrafts» یعنی «صنایع دستی»؛ تعریفِ داخلِ جمله (ساخته‌شده با دست و نه با ماشین) دقیقاً تعریفِ صنایع دستی است «appliances» یعنی «لوازم خانگی برقی» و خودش محصولِ ماشینی است و با «نه با ماشین» در تضاد مستقیم قرار می‌گیرد «ingredients» یعنی «مواد اولیه/اجزای خوراکی» و به موادی گفته می‌شود که در پخت‌وپز با هم ترکیب می‌شوند «instruments» یعنی «ابزار/ساز» و به وسیلهٔ کار یا سازِ موسیقی اشاره دارد، نه به هر شیءِ دست‌ساز تلهٔ تستی: جمله خودش تعریف را در اختیار می‌گذارد؛ پیش از نگاه‌کردن به گزینه‌ها تعریف را بخوان تا گزینهٔ «appliances» که ظاهراً به «شیء ساخته‌شده» نزدیک است تو را نبرد.

3. The colours and the patterns of a Persian rug .................... the beliefs and the daily life of the people who wove it.

  • conceal
  • weaken
  • reflect
  • borrow

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«reflect» یعنی «نشان دادن/بازتاب دادن»؛ فرش چیزی از باورها و زندگیِ بافندگانش را به بیننده نشان می‌دهد «conceal» یعنی «پنهان کردن» و معنای مخالف می‌دهد و جمله را بی‌منطق می‌کند «weaken» یعنی «تضعیف کردن» و به کم‌کردنِ قدرتِ چیزی اشاره دارد نه به نمایاندنِ آن «borrow» یعنی «قرض گرفتن» و گرفتنِ موقتِ چیزی از دیگری است و با نقش و رنگِ فرش بی‌ارتباط است تلهٔ تستی: مترادفِ کنکوریِ reflect در بافتِ فرهنگی «show» است؛ کسی که reflect را فقط «انعکاسِ نور» بداند، ممکن است سراغِ «conceal» برود.

4. Tourists who know nothing about the history of a craft often fail to .................... how much patience a single piece has demanded.

  • advertise
  • accelerate
  • abbreviate
  • appreciate

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«appreciate» یعنی «ارزشِ چیزی را درک کردن»؛ بی‌اطلاعی از تاریخِ یک هنر باعث می‌شود ارزشِ زحمتِ پشتِ آن درک نشود «advertise» یعنی «تبلیغ کردن» و معرفیِ تجاریِ کالا برای فروش است و به درکِ ارزش ربطی ندارد «accelerate» یعنی «شتاب دادن» و سریع‌تر کردنِ یک حرکت یا فرایند است «abbreviate» یعنی «مخفف کردن» و کوتاه‌کردنِ یک واژه یا عبارت است تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با a شروع می‌شوند و چهار هجایی‌اند؛ فقط معنا آن‌ها را جدا می‌کند نه شکل.

5. Because no two potters press the clay in exactly the same way, every bowl that leaves this workshop is completely .....................

  • unique
  • durable
  • colourful
  • valuable

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«unique» یعنی «منحصربه‌فرد»؛ وقتی هیچ دو نفری یک‌جور کار نمی‌کنند، هر قطعه یگانه و بی‌همتا می‌شود «durable» یعنی «بادوام» و به مقاومتِ یک شیء در برابرِ شکستن و فرسایش اشاره دارد نه به یگانگیِ آن «colourful» یعنی «پررنگ‌ولعاب» و دربارهٔ رنگ‌آمیزی است و از تفاوتِ روشِ کارِ سفالگرها نتیجه نمی‌شود «valuable» یعنی «ارزشمند» و به قیمت و ارزش اشاره دارد، در حالی که جمله از تفاوتِ قطعه‌ها حرف می‌زند تلهٔ تستی: مقدمهٔ «no two potters ... in exactly the same way» دقیقاً به «یکتا بودن» می‌رسد نه به کیفیت؛ «valuable» وسوسه‌کننده است چون کارِ دستی معمولاً گران است.

6. Iran is such a .................... country that its total area is greater than that of France, Germany and Spain put together.

  • brief
  • vast
  • narrow
  • crowded

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«vast» یعنی «پهناور»؛ مقایسهٔ مساحت با سه کشورِ اروپایی روی‌هم فقط از گستردگیِ سرزمینی حرف می‌زند «brief» یعنی «کوتاه (از نظر زمان)» و برای بازهٔ زمانی به کار می‌رود نه برای مساحتِ یک سرزمین «narrow» یعنی «باریک» و فقط به کم‌بودنِ عرض اشاره دارد و با مساحتِ بزرگ‌تر از سه کشور در تضاد است «crowded» یعنی «شلوغ/پرجمعیت» و دربارهٔ تراکمِ جمعیت است، در حالی که مقایسهٔ جمله دربارهٔ مساحت است تلهٔ تستی: مترادف‌های کنکوریِ vast یعنی huge و enormous دربارهٔ «سطح و مساحت»‌اند؛ «crowded» دام است چون هر دو حسِ «بزرگی» را تداعی می‌کنند.

7. Offering tea to a guest before any business is discussed is an old .................... that most families in this region still respect.

  • hobby
  • talent
  • custom
  • routine

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«custom» یعنی «رسم/سنتِ گروهی»؛ رفتاری که یک جامعه آن را از گذشته حفظ کرده و به آن پایبند است «hobby» یعنی «سرگرمی» و کاری است که فرد برای لذتِ شخصیِ خودش انجام می‌دهد نه رفتاری که یک جامعه پاس می‌دارد «talent» یعنی «استعداد» و توانایی ذاتی در انجامِ کاری است و اصلاً رفتارِ اجتماعی نیست «routine» یعنی «روالِ روزمره» و کارِ تکراریِ روزانهٔ یک فرد است و بارِ فرهنگی و جمعی ندارد تلهٔ تستی: مرزِ custom و habit خطِ فاصلِ کنکور است: custom رسمِ جمعیِ یک جامعه است و habit عادتِ شخصی؛ «routine» همان تلهٔ عادتِ فردی را از راهِ دیگری تکرار می‌کند.

8. Before leaving the city she bought a small painted tile as a ...................., so that her journey would stay alive in her memory.

  • donation
  • discount
  • document
  • souvenir

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«souvenir» یعنی «سوغاتی/یادگاریِ سفر»؛ شیئی که مسافر می‌خرد تا خاطرهٔ یک مکان را زنده نگه دارد «donation» یعنی «کمکِ مالی/اهدا» و چیزی است که به دیگری بخشیده می‌شود، نه چیزی که برای خود نگه می‌دارند «discount» یعنی «تخفیف» و کاهشِ قیمت است و اصلاً یک شیءِ فیزیکی نیست «document» یعنی «سند/مدرک» و نوشته‌ای رسمی برای اثباتِ چیزی است تلهٔ تستی: کلیدواژه «so that her journey would stay alive in her memory» است؛ بدونِ آن، «document» هم می‌توانست شیءِ به‌یادگارمانده به نظر برسد.

9. For many families in these villages, selling woven baskets at the weekly market is still the main source of .....................

  • income
  • advice
  • danger
  • leisure

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«income» یعنی «درآمد»؛ پولی که از راهِ فروشِ کالا به دستِ خانواده می‌رسد «advice» یعنی «نصیحت/راهنمایی» و چیزی است که گفته می‌شود نه چیزی که از فروش به دست می‌آید «danger» یعنی «خطر» و هیچ ارتباطی با فروختنِ سبد در بازار ندارد «leisure» یعنی «اوقات فراغت» و زمانِ آزادِ آدم است و از فروشِ کالا حاصل نمی‌شود تلهٔ تستی: ترکیبِ «source of income» یک هم‌آییِ ثابت است؛ اگر فقط به «source of» نگاه کنی، «source of danger» هم درست به نظر می‌آید و همان‌جا اشتباه می‌کنی.

10. Exporting handmade carpets brings foreign money into the country and therefore plays a genuine part in the national .....................

  • academy
  • economy
  • ceremony
  • harmony

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«economy» یعنی «اقتصاد»؛ ورودِ ارز از راهِ صادرات مستقیماً به نظامِ اقتصادیِ کشور مربوط است «academy» یعنی «فرهنگستان/آکادمی» و یک نهادِ علمی یا آموزشی است و پول واردِ آن نمی‌شود «ceremony» یعنی «مراسم» و یک آیینِ برگزارشدنی است نه نظامِ مالیِ یک کشور «harmony» یعنی «هماهنگی/هارمونی» و به سازگاریِ اجزا با هم اشاره دارد تلهٔ تستی: هر چهار گزینه به -my ختم می‌شوند و از نظر آوایی نزدیک‌اند؛ «bringing foreign money» فقط با economy می‌خواند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان