پرش به محتوای اصلی

درس اول (زبان انگلیسی دوازدهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

کبوتری روی پنجره، و پسری که پانزده بار جواب داد

پسرِ داستان، یک روز از فرطِ خستگی سرِ مادرِ سالخورده‌اش فریاد می‌زند، چون مادر سه بار پشتِ سرِ هم پرسیده «آن روی پنجره چیست؟». مادر بی‌آنکه چیزی بگوید، دفترچه‌خاطراتِ قدیمی‌اش را می‌آورد و از پسر می‌خواهد یک صفحه را بخواند: در آن صفحه نوشته شده بود که همین پسر، وقتی سه‌ساله بوده، دقیقاً همین سؤال را دربارهٔ همان کبوتر پانزده بار پرسیده، و مادر هر پانزده بار با محبت جوابش را داده و هر بار او را در آغوش گرفته. پسر با خواندنِ این خاطره، ناگهان به گریه می‌افتد و از مادرش عذرخواهی می‌کند. این داستان، متنِ اصلیِ درسِ اولِ زبانِ دوازدهم است و پیامِ آن با گفت‌وگویی دربارهٔ دکتر قریب - پزشکی که عمرش را وقفِ کودکانِ بیمار کرد - تکمیل می‌شود.

واژگانِ کلیدیِ درس

واژه معنی واژه معنی
respect احترام کردن، احترام dedicated فداکار، متعهد
take care of مراقبت کردن از regard (as) به‌عنوانِ... دانستن
elderly سالخورده، مسن distinguished برجسته، ممتاز
donate اهدا کردن found بنیان گذاشتن
physician پزشک hard of hearing کم‌شنوا
homeland وطن، میهن hug بغل کردن، آغوش
generous سخاوتمند، بخشنده burst into tears ناگهان گریستن
spare no pains دریغ نکردن، کوشش کردن forgive بخشیدن
cure درمان کردن، درمان shout (at) فریاد زدن (بر سرِ)
repeatedly به دفعات، مکرراً feed غذا دادن

نکته‌هایِ واژگانیِ کاربردی

  • regard (as) در حالتِ مجهول به‌معنیِ «دانسته‌شدن به‌عنوانِ» است: He was regarded as a dedicated physician. مترادف‌هایِ کنکوری‌اش be considered as و be known as هستند.
  • spare no pains یعنی «دریغ نکردن، تمامِ تلاش را کردن» - در این عبارت، pains به‌معنیِ «زحمت» است، نه «درد».
  • hard of hearing یک اصطلاحِ ثابت برایِ «کم‌شنوا»ست و نباید تحت‌اللفظی ترجمه شود (نه difficult of hearing).
  • burst into tears یعنی «ناگهان گریستن» - همین الگو در burst into laughter (ناگهان خندیدن) هم تکرار می‌شود. فعلِ burst بی‌قاعده است و در هر سه زمان یک شکل می‌ماند: burst-burst-burst.
  • feed (غذا دادن به دیگری) با eat (خوردنِ خود) اشتباه گرفته نشود.
  • homeland (وطن، کشور) با hometown (شهرِ زادگاه) فرق دارد.

صفاتِ مثبت و منفیِ درس

مثبت معنی منفی معنی
polite مؤدب impolite/rude بی‌ادب
kind مهربان cruel بی‌رحم
careful دقیق careless بی‌دقت
generous سخاوتمند stingy خسیس
dedicated فداکار selfish خودخواه
patient صبور impatient بی‌صبر
honest صادق dishonest نادرست
responsible مسئول irresponsible بی‌مسئولیت

کلماتِ هم‌خانواده

اسم فعل صفت قید
respect respect respectful respectfully
generosity generous generously
dedication dedicate dedicated
care care careful/caring carefully
forgiveness forgive forgiving
calmness calm calm calmly
repetition repeat repeated repeatedly

Collocations: کلماتی که همیشه با هم می‌آیند

Collocation یعنی ترکیبِ طبیعیِ دو یا چند کلمه که گویشورانِ زبان همیشه کنارِ هم به کار می‌برند - حتی اگر ترکیبِ دیگری از نظرِ گرامری غلط نباشد، طبیعی به گوش نمی‌رسد:

✓ صحیح ✗ غیرطبیعی
fast food quick food
strong wind heavy wind
heavy rain strong rain
make a mistake do a mistake
do exercise make exercise

make در برابرِ do

make do
make a mistake do exercise
make a decision do homework
make progress do research
make a promise do one's best

چند Collocation دیگر از درس

take care of (مراقبت کردن)، take temperature (تب‌سنجی کردن)، go abroad (به خارج رفتن)، come back (برگشتن)، by the way (راستی، ضمناً)، not surprisingly (جایِ تعجب نیست). حرفِ اضافهٔ درست هم در این ترکیب‌ها اهمیت دارد: shout at someone (نه shout to)، hard of hearing (نه hard in hearing)، regard as (نه regard for).

دکتر قریب: پزشکی که هرگز کوتاهی نکرد

در گفت‌وگویِ درس می‌خوانیم که دکتر قریب در سالِ ۱۲۸۸ در تهران به دنیا آمد، برایِ آموختنِ پزشکی به خارج از کشور رفت، در سالِ ۱۳۱۶ پزشک شد و به وطنش بازگشت، و در سالِ ۱۳۴۷ همراه با یکی از دوستانِ نزدیکش این مرکز را بنیان گذاشت. او اولین کتابِ فارسی دربارهٔ بیماری‌هایِ کودکان را نوشت و به هزاران دانشجو پزشکی آموزش داد. طبقِ متن، او spared no pains (هیچ کوششی را دریغ نکرد) تا کودکانِ بیمار را درمان کند و با خانواده‌هایِ کم‌درآمد بسیار مهربان و کمک‌رسان بود - به همین دلیل، جایِ تعجب نیست که او را پزشکی فداکار می‌دانستند.

خلاصهٔ داستان: احترام به والدین

داستانِ متنِ خواندن در پنج پاراگراف پیش می‌رود. یک زنِ سالخورده روی مبل نشسته و پسرش روزنامه می‌خواند؛ کبوتری می‌آید و رویِ پنجره می‌نشیند. مادر می‌پرسد «این چیست؟» و پسر جواب می‌دهد «کبوتره، مادر». وقتی مادر همان سؤال را دوباره و سه‌باره می‌پرسد، پسر کلافه می‌شود و سرش فریاد می‌زند: «چرا مدام همین سؤال را می‌پرسی؟ نمی‌فهمی؟»

مادر بدونِ پاسخ، به اتاقش می‌رود و با یک دفترچه‌خاطراتِ قدیمی برمی‌گردد و از پسرش می‌خواهد یک صفحه را برایش بخواند. در آن صفحه نوشته شده بود: «امروز پسرِ کوچکم، سه‌ساله، کنارِ من رویِ مبل نشسته بود. کبوتری آمد رویِ پنجره. پسرم پانزده بار پرسید این چیست، و من هر پانزده بار جواب دادم کبوتر است. هر بار که می‌پرسید، با محبت در آغوشش می‌گرفتم؛ اصلاً عصبانی نشدم، بلکه به فرزندِ معصومم عشق می‌ورزیدم.»

با خواندنِ این خاطره، پسر ناگهان به گریه می‌افتد، از کارش پشیمان می‌شود و با اشک در چشم می‌گوید: «مادر، لطفاً مرا ببخش. حالا فهمیدم چطور با تو رفتار کردم.» پیامِ پایانیِ متن این است: والدین از بدو تولد تا بزرگ‌شدنِ فرزندشان با صبر و فداکاری مراقبتشان کرده‌اند، هرگز با آن‌ها بی‌صبر نبوده‌اند، و حالا که پیر شده‌اند، نوبتِ فرزند است که با احترام و مهربانی مراقبشان باشد.

Respect your parents as they respected you when you were a child.\boxed{\text{Respect your parents as they respected you when you were a child.}}

مهارتِ خواندن: Question Generation

Question Generation یعنی تولیدِ سؤال از دلِ متن - نه فقط پاسخ‌دادن به سؤال‌هایِ آماده. این استراتژی به فهمِ بهترِ متن کمک می‌کند و چهار مرحله دارد: خواندن، پیدا‌کردنِ ایده‌هایِ اصلی، ساختنِ سؤال، و پاسخ‌دادن. کلماتِ پرسشی هرکدام نوعِ پاسخِ متفاوتی می‌طلبند: Who پاسخِ شخص، What پاسخِ چیز یا فرآیند، Where پاسخِ مکان، When پاسخِ زمان، Why پاسخِ دلیل، و How پاسخِ چگونگی یا مقدار.

گرامرِ اول: Passive Voice (مجهول)

در جملهٔ مجهول، تمرکز از فاعل به مفعول منتقل می‌شود:

Subjectانجام‌دهنده+Verb+ObjectگیرندهPassiveObjectفاعلِ جدید+be+V3+(by+انجام‌دهنده)\underbrace{\text{Subject}}_{\text{انجام‌دهنده}} + \text{Verb} + \underbrace{\text{Object}}_{\text{گیرنده}} \xrightarrow{\text{Passive}} \underbrace{\text{Object}}_{\text{فاعلِ جدید}} + \text{be} + \text{V3} + (\text{by} + \text{انجام‌دهنده})

فرمولِ be در هر زمان فرق می‌کند:

زمان فرمولِ be مثال
Simple Present am/is/are + V3 Pancakes are made every morning.
Simple Past was/were + V3 The window was broken yesterday.
Present Perfect has/have been + V3 The cars have been fixed.
Future will be + V3 A new hospital will be opened.
با فعلِ وجهی modal + be + V3 Your homework must be done.

از Passive وقتی استفاده می‌کنیم که فاعل مهم نباشد، نامشخص باشد، یا تمرکزِ جمله رویِ مفعول باشد - مثلِ My bike was stolen. (نمی‌دانیم چه کسی دزدیده). نکتهٔ کنکوریِ مهم: اگر فاعل people، someone، they باشد، معمولاً در جملهٔ مجهول اصلاً ذکر نمی‌شود: English is spoken all over the world.، نه ...by people.

جمله‌هایِ مجهولِ خودِ متن هم دقیقاً همین الگو را نشان می‌دهند: This center was founded by Dr. Gharib.، He was regarded as a dedicated physician.، The first Persian textbook on children's diseases was written by him.

سه اشتباهِ رایج در Passive:

❌ غلط ✓ درست
The window broke yesterday. The window was broken yesterday.
This book written by Hafez. This book was written by Hafez.
The cars have fixed. The cars have been fixed.

گرامرِ دوم: Tag Questions (سؤال‌هایِ دنباله‌دار)

Tag Question سؤالِ کوتاهی‌ست که به انتهایِ یک جمله اضافه می‌شود، برایِ تأییدگرفتن یا ابرازِ تردید:

جملهٔ مثبتتگِ منفیجملهٔ منفیتگِ مثبت\boxed{\text{جملهٔ مثبت} \rightarrow \text{تگِ منفی} \quad | \quad \text{جملهٔ منفی} \rightarrow \text{تگِ مثبت}}

مثال‌ها: Mina is happy, isn't she?، George wasn't hungry, was he?، The boys have broken the window, haven't they?. اگر جمله فعلِ کمکی نداشته باشد (Simple Present یا Past)، از do/does/did در تگ استفاده می‌شود: She likes coffee, doesn't she?، They played football, didn't they?.

دو استثنایِ کاربردی: بعد از Let's تگ همیشه shall we? است (Let's go to the park, shall we?)، و بعد از جملهٔ امری، تگ will you? است (Close the door, will you?). لحن هم معنا را عوض می‌کند: وقتی مطمئن هستیم و فقط تأیید می‌خواهیم، آهنگِ صدا پایین می‌آید (falling ↘)؛ وقتی واقعاً مطمئن نیستیم و می‌پرسیم، آهنگِ صدا بالا می‌رود (rising ↗).

گرامرِ سوم: Compound Sentences (جملاتِ مرکب)

جملهٔ مرکب از دو جملهٔ ساده به‌علاوهٔ یک حرفِ ربط ساخته می‌شود. هفت حرفِ ربطِ اصلی با کلیدواژهٔ FANBOYS به خاطر سپرده می‌شوند: For (زیرا)، And (و)، Nor (نه...نه)، But (اما)، Or (یا)، Yet (با این حال)، So (پس). مثال‌هایِ کاربردی: Dr. Gharib was generous, and he spared no pains to cure children.، He is rich, but he is not happy.، Dr. Gharib loved children, so he founded a children's hospital.

نکتهٔ مهم: قبل از این حروفِ ربط، وقتی دو جملهٔ کامل (فاعل+فعل) به هم وصل می‌شوند، همیشه کاما می‌آید. تفاوتِ so و because هم در ترتیب است: It was cold, so I wore a coat. (علت، بعد نتیجه) در برابرِ I wore a coat because it was cold. (نتیجه، بعد علت). و حرفِ ربط هرگز در نوشتارِ رسمی، ابتدایِ جمله نمی‌آید.

Reference Words: پیدا‌کردنِ مرجعِ ضمیر

Reference Word کلمه‌ای‌ست - معمولاً ضمیر - که به‌جایِ تکرارِ یک اسم، به آن اشاره می‌کند (he، she، it، they، him، her، them، his، their...). قانونِ طلایی برایِ پیدا‌کردنِ مرجع این است که به جملاتِ قبل از ضمیر برگردیم و اسمی را پیدا کنیم که از نظرِ عدد و جنس با آن هماهنگ باشد: he/his ← مردِ مفرد، she/her ← زنِ مفرد، it ← شیء یا حیوانِ مفرد، they/them ← جمع. مثلاً در متنِ درس، her در پاراگرافِ اول به «the old woman» برمی‌گردد، his در پاراگرافِ دوم به «the son»، و they/them در پاراگرافِ پنجم به «your parents».

Skimming و Scanning: دو مهارتِ خواندنِ متفاوت

Skimming یعنی خواندنِ سریع برایِ گرفتنِ ایدهٔ کلیِ متن - عنوان، جملهٔ اول و آخرِ هر پاراگراف، و کلماتِ کلیدی را می‌بینیم، بدونِ خواندنِ کاملِ متن. Scanning برعکس، برایِ یافتنِ یک اطلاعاتِ خاص (عدد، تاریخ، اسم) به کار می‌رود: چشم را رویِ متن می‌گردانیم و همین که کلمهٔ موردِ نظر را دیدیم، می‌ایستیم و می‌خوانیم. برایِ مثال، برایِ پاسخ به «دکتر قریب چه سالی متولد شد؟» فقط دنبالِ عددِ ۱۲۸۸ در متن می‌گردیم، بدونِ خواندنِ کلمه‌به‌کلمهٔ کل پاراگراف.

نکاتِ فراتر از کتاب

Compound Adjectives (صفاتِ مرکب) وقتی پیش از اسم بیایند، با خط‌تیره نوشته می‌شوند: three-year-old boy، well-known physician، hard-working student - اما وقتی بعد از فعل بیایند، خط‌تیره لازم نیست (The boy is three years old.).

Infinitive (مصدر با to) کاربردهایِ مختلفی دارد: بیانِ هدف (He went abroad to study medicine.)، بعد از صفت‌هایِ خاص (He is too old to work.)، و بعد از کلماتِ پرسشی (I don't know how to solve this problem.).

چند Phrasal Verb مرتبط با خانواده هم در این درس پرکاربردند: look after و take care of (مراقبت کردن)، bring up (بزرگ کردن)، get along with (کنار آمدن با)، calm down (آرام شدن).

عبارت‌هایِ رایج با way: by the way (راستی)، on the way (در مسیر)، no way (به هیچ وجه). و چند واژهٔ پزشکیِ کاربردی از متن: physician (پزشک)، cure (درمان کردن)، disease (بیماری)، treatment (درمان)، symptom (علامت).

چند مترادف و متضادِ آخر

مترادف‌هایِ کلیدی: physician = doctor، dedicated = devoted, committed، generous = kind, giving، cure = heal, treat، found = establish, create، forgive = pardon, excuse. متضادها: generous ↔ stingy، patient ↔ impatient، kind ↔ cruel، innocent ↔ guilty.

پیامِ اصلیِ این درس، فراتر از هر نکتهٔ گرامری‌ست: احترام به والدین و بزرگ‌ترها، دقیقاً همان چیزی‌ست که آن‌ها با صبر و بی‌چشم‌داشت به ما داده‌اند - و دکترقریب هم، با همهٔ دانش و مقامش، نمونه‌ای از همین سخاوت و مهربانی نسبت به دیگران بود. یاد گرفتن این درس، پس، فقط یادگیریِ Passive Voice و Tag Question نیست؛ یادآوریِ این است که مراقبت از سالخوردگانِ خانواده، نوبتی‌ست که دیر یا زود به هرکداممان می‌رسد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. After finishing his medical studies abroad, he came back to work as a .................... in a small village where no doctor had ever agreed to stay.

  • physician
  • pharmacist
  • volunteer
  • technician

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «physician» (پزشک) پاسخِ درست است؛ عبارتِ «medical studies» و جملهٔ پایانی که می‌گوید هیچ پزشکی حاضر نشده در آن روستا بماند، مستقیماً جای خالی را به «پزشک» گره می‌زند. گزینهٔ «pharmacist» به معنی «داروساز» است و کسی که دارو می‌فروشد پزشک محسوب نمی‌شود، در حالی که جمله می‌گوید تا آن زمان هیچ پزشکی حاضر به ماندن نشده بود. گزینهٔ «volunteer» به معنی «داوطلب» است و شغل نیست؛ با «تحصیلاتِ پزشکی» و «کار کردن به‌عنوانِ...» هم‌خوان نیست. گزینهٔ «technician» به معنی «تکنسین» است و به کارِ فنیِ دستگاه‌ها اشاره دارد نه معاینه و درمانِ بیمار. تلهٔ تستی: physician یعنی پزشکِ داخلی/عمومی، اما pharmacist فقط داروساز است؛ هم‌ریشه‌بودنِ هر دو با فضای درمان باعث می‌شود داوطلب بدونِ توجه به «تحصیلاتِ پزشکی» گزینهٔ داروساز را انتخاب کند.

2. The new center offers free hearing tests and physiotherapy for .................... people who can no longer travel to the city hospital.

  • homeless
  • talented
  • elderly
  • youthful

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «elderly» (سالخورده) پاسخِ درست است؛ آزمونِ شنوایی و فیزیوتراپیِ رایگان به‌علاوهٔ ناتوانی در سفر، هر سه نشانهٔ گروهِ سنیِ سالخورده است. گزینهٔ «homeless» به معنی «بی‌خانمان» است و به وضعیتِ مسکن اشاره دارد، نه به سنی که آزمونِ شنوایی و فیزیوتراپی را لازم می‌کند. گزینهٔ «talented» به معنی «بااستعداد» است و هیچ ربطی به نیازِ درمانی یا ناتوانی در سفر ندارد. گزینهٔ «youthful» به معنی «جوان و سرزنده» است و دقیقاً نقیضِ گروهی است که توانِ سفر به بیمارستان را از دست داده‌اند. تلهٔ تستی: elderly مؤدبانه‌ترین واژه برای «مسن» است؛ داوطلب اغلب سراغ صفتی می‌رود که فقط با «رایگان بودنِ خدمات» جور دربیاید، در حالی که قرینهٔ اصلی نوعِ خدمات است نه رایگان‌بودنِ آن.

3. Instead of buying a new car that year, the family decided to .................... the whole amount to the children's hospital.

  • deposit
  • donate
  • inherit
  • collect

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «donate» (اهدا کردن) پاسخِ درست است؛ جملهٔ «به‌جای خریدنِ خودرو» نشان می‌دهد پول از خانواده خارج و به بیمارستان بخشیده شده است. گزینهٔ «deposit» به معنی «سپرده‌گذاری کردن» است و پول همچنان مالِ خودِ خانواده می‌ماند، در حالی که جمله از بخششِ کاملِ پول خبر می‌دهد. گزینهٔ «inherit» به معنی «به ارث بردن» است و جهتِ آن معکوس است؛ خانواده در این جمله دهنده است نه گیرنده. گزینهٔ «collect» به معنی «جمع‌آوری کردن» است و با حرفِ اضافهٔ to و مفهومِ بخشیدن به بیمارستان جور درنمی‌آید. تلهٔ تستی: deposit هم دربارهٔ پول است و همان حرفِ اضافهٔ آشنا را می‌گیرد، ولی سپرده‌گذاری مالکیت را منتقل نمی‌کند؛ فقط donate معنای بلاعوض‌بودن را دارد.

4. Although two European universities offered him a well-paid position, he preferred to go back to his .................... and treat poor children there.

  • heritage
  • household
  • homestead
  • homeland

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «homeland» (وطن) پاسخِ درست است؛ تقابلِ «دانشگاه‌های اروپایی» با جایی که او به آن بازمی‌گردد، نشان می‌دهد جای خالی نامِ کشورِ خودش است. گزینهٔ «heritage» به معنی «میراث فرهنگی» است و یک مفهومِ انتزاعی است؛ کسی نمی‌تواند به میراث «بازگردد» و در آن بیمار درمان کند. گزینهٔ «household» به معنی «اهلِ خانه» است و در برابرِ «دانشگاه‌های اروپایی» مقیاسِ بسیار کوچکی دارد. گزینهٔ «homestead» به معنی «مزرعه و خانهٔ روستایی» است و به یک ملک اشاره دارد نه به کشوری که پزشک برای خدمت به آن برمی‌گردد. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با home هم‌ریشه یا هم‌آوا به‌نظر می‌رسند؛ فقط homeland معنای «کشورِ زادگاه» را دارد و بقیه به خانه، ملک یا میراث اشاره می‌کنند.

5. He never let a poor patient leave his office empty-handed, and it was this .................... habit that made the whole town love him.

  • generous
  • grateful
  • obedient
  • reserved

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «generous» (سخاوتمند) پاسخِ درست است؛ عبارتِ «هرگز نمی‌گذاشت بیماری دست‌خالی برود» دقیقاً تعریفِ رفتارِ سخاوتمندانه است. گزینهٔ «grateful» به معنی «سپاسگزار» است و حالتِ کسی است که چیزی دریافت کرده، نه کسی که مدام می‌بخشد. گزینهٔ «obedient» به معنی «مطیع» است و به فرمان‌بری مربوط می‌شود، نه به بخشندگی به بیماران. گزینهٔ «reserved» به معنی «کم‌حرف و تودار» است و هیچ توضیحی برای دست‌پُر فرستادنِ بیماران نمی‌دهد. تلهٔ تستی: grateful و generous هر دو در فضای «قدرشناسی» درس می‌آیند، اما grateful برای گیرنده به کار می‌رود و generous برای بخشنده؛ جهتِ عمل تعیین‌کننده است.

6. The new drug can only slow the illness down; so far nothing has been found that can completely .................... it.

  • carry
  • cure
  • cause
  • catch

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «cure» (درمان کردن) پاسخِ درست است؛ قیدِ «completely» در برابرِ «فقط کُند می‌کند» قرار گرفته است، پس جای خالی باید یعنی «به‌کلی از بین بردنِ بیماری». گزینهٔ «carry» به معنی «حمل کردن» است و در بافتِ بیماری یعنی ناقلِ آن بودن، که هیچ ربطی به از بین بردنِ بیماری ندارد. گزینهٔ «cause» به معنی «سبب شدن» است و دقیقاً نقیضِ چیزی است که دارو باید انجام دهد. گزینهٔ «catch» به معنی «مبتلا شدن» است و فاعلِ آن بیمار است نه دارو. تلهٔ تستی: هر چهار فعل با نامِ بیماری هم‌آیندِ رایج‌اند (catch a disease، carry a disease، cause a disease)؛ فقط تقابلِ «slow down» با «completely» مشخص می‌کند که معنای موردنظر ریشه‌کن کردن است.

7. She stayed at the ward every night for a whole month without being paid, which proved how .................... she was.

  • talkative
  • agreeable
  • dedicated
  • forgetful

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «dedicated» (فداکار و متعهد) پاسخِ درست است؛ ماندنِ شبانه به‌مدتِ یک ماه و بدونِ دریافتِ حقوق، مصداقِ روشنِ تعهد و از خودگذشتگی است. گزینهٔ «talkative» به معنی «پرحرف» است و هیچ نسبتی با ماندنِ شبانه و بدونِ دستمزد در بخش ندارد. گزینهٔ «agreeable» به معنی «خوش‌برخورد» است و تنها به خوشایندیِ رفتار اشاره می‌کند نه به از خودگذشتگی. گزینهٔ «forgetful» به معنی «فراموشکار» است و یک نقطه‌ضعف است، در حالی که جمله رفتارِ او را می‌ستاید. تلهٔ تستی: فعلِ prove نشان می‌دهد جای خالی باید صفتی ستایش‌آمیز باشد؛ داوطلبی که فقط دنبالِ صفتی «مثبت» بگردد ممکن است agreeable را انتخاب کند، اما آن صفت هزینه‌دادن را نمی‌رساند.

8. Because of the thousands of children he saved, he is still .................... as the father of modern pediatrics in this country.

  • remarked
  • remained
  • reminded
  • regarded

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «regarded» (دانسته‌شده، به‌شمار آمده) پاسخِ درست است؛ ساختارِ ثابتِ be regarded as به معنی «به‌عنوانِ ... شناخته شدن» است و دقیقاً با لقبِ «پدرِ طبِ کودکان» جور درمی‌آید. گزینهٔ «remarked» به معنی «اظهار نظر کردن» است و هرگز با as همراه نمی‌شود. گزینهٔ «remained» به معنی «باقی ماندن» است و فعلی ناگذر است که مفعول و ساختارِ as نمی‌پذیرد. گزینهٔ «reminded» به معنی «یادآوری کردن» است و با حرفِ اضافهٔ of به کار می‌رود نه as. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با re آغاز می‌شوند و شکلِ بسیار نزدیکی دارند؛ کلیدِ تشخیص، هم‌آیندِ ثابتِ regarded as است که هیچ‌کدام از سه فعلِ دیگر آن را نمی‌پذیرند.

9. Only a few .................... scientists are invited to this ceremony each year, and most of them have already won international prizes.

  • distinguished
  • disappointed
  • disconnected
  • discontinued

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «distinguished» (برجسته) پاسخِ درست است؛ جملهٔ دوم می‌گوید بیشترِ آن‌ها جایزهٔ بین‌المللی برده‌اند، و این دقیقاً معنای «برجسته» را تثبیت می‌کند. گزینهٔ «disappointed» به معنی «ناامید» است و حالتِ روحی را نشان می‌دهد، نه جایگاهِ علمی‌ای که دعوت به مراسم را توجیه کند. گزینهٔ «disconnected» به معنی «جدا و بی‌ارتباط» است و با برگزیده‌شدن برای یک مراسمِ ویژه در تضاد است. گزینهٔ «discontinued» به معنی «متوقف‌شده» است و معمولاً دربارهٔ محصول یا برنامه به کار می‌رود نه دربارهٔ دانشمند. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه با پیشوندِ dis شروع می‌شوند، ولی فقط distinguished بارِ معناییِ مثبت دارد؛ بقیه یا حالتِ منفی‌اند یا برای انسان به کار نمی‌روند.

10. This charity center was .................... more than fifty years ago and has been treating poor children free of charge ever since.

  • invented
  • founded
  • produced
  • discovered

پاسخنامه‌ی تحلیلی

واژهٔ «founded» (بنیان‌گذاری‌شده) پاسخِ درست است؛ برای مؤسسه، مرکز یا بیمارستان فعلِ found به معنای «بنا نهادن» به کار می‌رود و زمانِ تأسیس هم در جمله ذکر شده است. گزینهٔ «invented» به معنی «اختراع‌شده» است و دربارهٔ دستگاه یا روشِ تازه به کار می‌رود نه دربارهٔ یک مرکز یا مؤسسه. گزینهٔ «produced» به معنی «تولیدشده» است و به کالا اشاره دارد، در حالی که یک مرکزِ خیریه تأسیس می‌شود نه تولید. گزینهٔ «discovered» به معنی «کشف‌شده» است و برای چیزی به کار می‌رود که از پیش وجود داشته و پنهان بوده، نه برای مؤسسه‌ای که انسان می‌سازد. تلهٔ تستی: found (بنیان گذاشتن) با گذشتهٔ فعلِ find یک‌شکل است، و همین باعث می‌شود داوطلب آن را با «یافتن/کشف کردن» اشتباه بگیرد؛ برای مؤسسه فقط founded درست است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان