پرش به محتوای اصلی

فصل 07 (علوم تجربی نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

فصل 07 (علوم تجربی نهم)

فسیل چیست؟

فسیل آثار و بقایای اجساد جانداران قدیمی است که در میان رسوبات و سنگ‌های رسوبی پوستهٔ زمین حفظ شده‌اند.

چرا سنگ رسوبی؟ چون میلیون‌ها سال است بخش‌های وسیعی از زمین را آب پوشانده؛ فرسایش خشکی‌ها ذره‌های ریز را به دریا می‌برد، این ذره‌ها لایه‌لایه ته‌نشین می‌شوند و اجساد جانداران هم همراه آن‌ها دفن می‌شوند. نتیجه: سنگ رسوبیِ فسیل‌دار.

دو شرط لازم برای فسیل شدن

۱. داشتن قسمت‌های سخت: استخوان، دندان، صدف آهکی یا سیلیسی در برابر تجزیه مقاوم‌ترند، پس جانداران سخت‌پیکر بیشتر از نرم‌تنان فسیل می‌شوند.

۲. دور ماندن از عوامل تجزیه: اکسیژن هوا، آب، گرما، باکتری‌ها و جانداران دیگر.

چون این شرایط برای همه فراهم نبوده، فقط تعداد کمی از جانداران گذشته فسیل شده‌اند.

محیط‌های تشکیل فسیل

بیشتر فسیل‌ها دریایی‌اند، چون رسوب سریع جسد را می‌پوشاند و از اکسیژن دور نگه می‌دارد. محیط‌های غیردریایی هم داریم: یخچال طبیعی، خاکستر آتشفشانی، صمغ گیاهان، مواد نفتی و معادن نمک. دو نمونهٔ مشهور: مرد نمکی در ایران و ماموت یخ‌زده در سیبری.

پنج راه تشکیل فسیل

  • حفظ قسمت‌های سخت: بخش‌های نرم تجزیه می‌شوند، اما استخوان، فلس و صدف می‌مانند.
  • حفظ کامل جسد: جاندار سریع و کامل از عوامل تجزیه جدا می‌شود، پس حتی بافت‌های نرم هم می‌مانند (حشره در صمغ، ماموت در یخ).
  • جایگزینی مواد معدنی: آب زیرزمینی نفوذ می‌کند، مولکول‌های جسد در آن حل می‌شوند و مواد معدنی آب (سیلیس یا آهک) جایشان را می‌گیرند. شکل ظاهری دست‌نخورده می‌ماند، اما ترکیب شیمیایی کاملاً عوض می‌شود — مثل تنهٔ درختان فسیل‌شده.
  • آثار زیستی: ردپا، آثار خزیدن یا استراحت در رسوب ثبت می‌شود، بی‌آنکه از خود جسد چیزی بماند.
  • قالب‌ها: قالب خارجی از سطح بیرونی صدف یا اسکلت و قالب داخلی از سطح درونی آن ساخته می‌شود.

کاربردهای فسیل

فسیل‌ها مثل جعبهٔ سیاه هواپیما تاریخ زمین را روایت می‌کنند.

۱) تعیین سن لایه‌ها — فسیل راهنما. فسیل راهنما باید هر چهار شرط را همزمان داشته باشد: پراکندگی جغرافیایی وسیع، تشخیص آسان، فراوانی زیاد، و محدودهٔ سنی کوتاه و مشخص. اگر فسیل راهنمایی متعلق به ۱۲۰ میلیون سال پیش در لایه‌ای باشد، آن لایه هم همان سن را دارد.

قانون توالی لایه‌ها: در لایه‌بندی دست‌نخورده، لایهٔ بالایی جدیدتر و لایهٔ پایینی قدیمی‌تر است. همچنین لایه‌های رسوبی هنگام تشکیل تقریباً افقی‌اند؛ پس هر انحراف از افق نشانهٔ رویدادی مثل فشار ورقه‌ها پس از رسوب‌گذاری است. قاعدهٔ راهنما: «حال کلیدی برای گذشته است».

۲) اکتشاف سوخت فسیلی: از تصاویر ماهواره‌ای و عکس هوایی تا بررسی با امواج لرزه‌ای، حفر چاه اکتشافی و در نهایت مطالعهٔ فسیل‌های ذره‌بینی نمونه‌ها برای تأیید ذخایر نفت و گاز.

۳) اثبات جابه‌جایی قاره‌ها: تشابه فسیل‌های غرب آفریقا و شرق آمریکای جنوبی نشان داد این دو قاره زمانی به هم چسبیده بودند.

۴) بازسازی آب‌وهوای گذشته:

شاهد نشانهٔ چیست؟
ذخایر زغال‌سنگ جنگل انبوه، آب‌وهوای گرم و مرطوب
فسیل مرجان دریای کم‌عمق و گرم
سنگ تبخیری (نمک، گچ) آب‌وهوای گرم و خشک

فراتر از کتاب

  • اصل یکنواختی: نام علمیِ «حال کلیدی برای گذشته است»؛ فرایندهای امروزی (فرسایش، رسوب‌گذاری، آتشفشان) در گذشته هم به همین شکل عمل کرده‌اند.
  • اصل قطع و برش: هر لایه یا رگهٔ آذرینی که لایه‌های دیگر را قطع کرده، حتماً از آن‌ها جوان‌تر است. این مکمّل قانون توالی است.
  • سن نسبی در برابر سن مطلق: توالی لایه‌ها و فسیل راهنما فقط سن نسبی می‌دهند (کدام قدیمی‌تر است). برای عدد دقیق، از سن‌یابی رادیومتریک استفاده می‌شود که تجزیهٔ عناصر رادیواکتیو را با سرعتی ثابت اندازه می‌گیرد.
  • فسیل رخساره‌ای: نوع محیط دیرینه را نشان می‌دهد نه سن را؛ مرجان می‌گوید اینجا دریای گرم بوده، ولی چون عمر طولانی داشته، فسیل راهنمای خوبی نیست.
  • کهربا و افسانهٔ DNA: آنچه در کهربا حفظ می‌شود ساختار ظاهری بی‌نظیر جاندار است، نه DNA زنده؛ این مولکول در بهترین شرایط هم بیش از یکی-دو میلیون سال دوام نمی‌آورد.
  • دایناسورهای غیرپرنده حدود ۶۶ میلیون سال پیش منقرض شدند؛ رایج‌ترین فرضیه برخورد یک شهاب‌سنگ بزرگ است. کمتر از ۱٪ گونه‌های منقرض‌شده در سابقهٔ فسیلی ثبت شده‌اند.

نمونهٔ کامل

سؤال. در برشی از پوستهٔ زمین، لایه‌های رسوبی A (پایین‌ترین)، B، C و D (بالاترین) روی هم قرار دارند. یک رگهٔ سنگ آذرین از پایین بالا آمده و لایه‌های A، B و C را بریده، اما در D دیده نمی‌شود. ترتیب تشکیل را از قدیم به جدید مشخص کن.

پاسخ گام‌به‌گام: طبق قانون توالی، لایه‌های رسوبی از پایین به بالا ساخته شده‌اند: A، سپس B، سپس C، سپس D. طبق اصل قطع و برش، رگهٔ آذرین از A، B و C که قطعشان کرده جوان‌تر است. اما رگه در D دیده نمی‌شود، یعنی وقتی رگه بالا آمد، D هنوز ته‌نشین نشده بود. پس ترتیب نهایی: A ← B ← C ← رگهٔ آذرین ← D.

تله‌های رایج

  • هر جسدی که زیر خاک برود فسیل نمی‌شود؛ فسیل‌شدن پدیده‌ای نادر است.
  • در جایگزینی معدنی فقط ترکیب شیمیایی عوض می‌شود، نه شکل ظاهری.
  • ردپا هم فسیل است، هرچند هیچ بخشی از جسد نمانده باشد.
  • قالب داخلی و خارجی یکی نیستند و می‌توانند شکل‌های متفاوتی داشته باشند.
  • هر فسیلی راهنما نیست؛ فسیلی با عمر طولانی، سن دقیق نمی‌دهد.
  • لایهٔ شیب‌دار همیشه شیب‌دار نبوده؛ رسوب‌ها افقی ساخته می‌شوند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در توالی دست‌نخورده‌ای از لایه‌های رسوبی، لایه زیرین دارای فسیل راهنمایی با محدوده سنی 120120 تا 100100 میلیون سال و لایه بالایی دارای فسیل راهنمایی با محدوده سنی 8080 تا 6060 میلیون سال است. سن لایه میانی که فسیل ندارد در کدام بازه می‌تواند باشد؟

  • بازه 100100 تا 6060 میلیون سال
  • بازه 8080 تا 6060 میلیون سال
  • بازه 120120 تا 8080 میلیون سال
  • بازه 100100 تا 8080 میلیون سال

پاسخنامه‌ی تحلیلی

طبق قانون توالی لایه‌ها، لایهٔ میانی از لایهٔ زیرین جوان‌تر و از لایهٔ بالایی قدیمی‌تر است. لایهٔ زیرین حداقل سن 100100 میلیون سال دارد (پایان بازهٔ فسیل راهنمای آن)، پس لایهٔ میانی باید از 100100 میلیون سال جوان‌تر باشد. لایهٔ بالایی حداکثر سن 8080 میلیون سال دارد (ابتدای بازهٔ فسیل راهنمای آن)، پس لایهٔ میانی باید از 8080 میلیون سال قدیمی‌تر باشد. بنابراین «بازه 100100 تا 8080 میلیون سال» درست است. رد گزینه‌های نادرست: «بازه 120120 تا 8080 میلیون سال» نادرست است چون از سن حداکثر لایهٔ زیرین (120120) استفاده کرده، در حالی که باید از سن حداقل آن (100100) استفاده شود. «بازه 100100 تا 6060 میلیون سال» نادرست است چون از سن حداقل لایهٔ بالایی (6060) استفاده کرده، در حالی که باید از سن حداکثر آن (8080) استفاده شود. «بازه 8080 تا 6060 میلیون سال» نادرست است چون کاملاً از بازهٔ فسیل راهنمای لایهٔ بالایی گرفته شده و ارتباطی به لایهٔ میانی ندارد. تلهٔ تستی: تلهٔ اصلی این سؤال، انتخاب اشتباه کدام سرِ بازهٔ هر فسیل راهنما (حداقل یا حداکثر) باید برای محدودکردن لایهٔ میانی استفاده شود؛ باید همیشه از نزدیک‌ترین مرزِ هر بازه به لایهٔ میانی استفاده کرد.

2. در یک منطقه فسیلی، بقایای یک ماهی کامل با فلس و بافت نرم حفظ شده، در حالی که در لایه مجاور، فقط قالب داخلی یک صدف دوکفه‌ای یافت شده است. کدام گزینه به‌درستی دلیل این تفاوت در نحوه فسیل‌شدن را توضیح می‌دهد؟

  • صدف در آب گرم و کم‌اکسیژن و ماهی در آب سرد و پراکسیژن قرار داشته است.
  • صدف به دلیل داشتن ترکیب آهکی، قالب داخلی ایجاد کرده، در حالی که ماهی به دلیل نداشتن اسکلت مقاوم، کاملاً حفظ شده است.
  • هر دو فسیل در یک محیط تشکیل شده‌اند، اما فشار لایه‌های بالایی باعث از بین رفتن بافت نرم ماهی شده است.
  • ماهی در محیطی با رسوب‌گذاری سریع و بدون اکسیژن دفن شده، در حالی که صدف در معرض عوامل تجزیه قرار گرفته بود.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

حفظ کامل جسد (شامل بافت نرم) فقط در محیطی رخ می‌دهد که رسوب‌گذاری سریع باشد و اکسیژن و عوامل تجزیه‌کننده حضور نداشته باشند. ماهی با فلس و بافت نرم حفظ‌شده نشان می‌دهد در چنین محیطی دفن شده است. اما صدف که فقط قالب داخلی از آن باقی مانده، نشان می‌دهد بافت‌های نرم آن (و حتی خود صدف) در معرض عوامل تجزیه یا انحلال بوده‌اند، در حالی که فضای داخلی‌اش با رسوب پر شده است. بنابراین «ماهی در محیطی با رسوب‌گذاری سریع و بدون اکسیژن دفن شده، در حالی که صدف در معرض عوامل تجزیه قرار گرفته بود.» درست است. رد گزینه‌های نادرست: «صدف به دلیل داشتن ترکیب آهکی، قالب داخلی ایجاد کرده، در حالی که ماهی به دلیل نداشتن اسکلت مقاوم، کاملاً حفظ شده است» نادرست است چون علت تفاوت، نوع ترکیب صدف نیست بلکه شرایط محیطیِ دفن است. «هر دو فسیل در یک محیط تشکیل شده‌اند، اما فشار لایه‌های بالایی باعث از بین رفتن بافت نرم ماهی شده است» نادرست است چون اگر بافت نرم ماهی از بین رفته بود، اصلاً حفظ نمی‌شد، در حالی که صورت سؤال می‌گوید بافت نرم ماهی حفظ شده است. «صدف در آب گرم و کم‌اکسیژن و ماهی در آب سرد و پراکسیژن قرار داشته است» نادرست است چون این ادعا دقیقاً برعکس شرایط لازم برای حفظ کامل ماهی (کم‌اکسیژن، نه پراکسیژن) را بیان می‌کند. تلهٔ تستی: تلهٔ اصلی این سؤال، نسبت‌دادن تفاوت فسیل‌شدن به ویژگی ذاتی جاندار (مثل نوع اسکلت) به‌جای شرایط محیطی واقعی دفن (اکسیژن و سرعت رسوب‌گذاری) است.

3. در یک لایه رسوبی، فسیل راهنمای گونه XX که مربوط به 120120 میلیون سال پیش است یافت شده است. در لایه بالایی آن، فسیل راهنمای گونه YY با سن 9090 میلیون سال و در لایه پایینی، فسیل راهنمای گونه ZZ با سن 150150 میلیون سال وجود دارد. اگر لایه‌ها دست‌نخورده باشند، کدام گزینه درباره ترتیب سنی لایه‌ها صحیح است؟

  • لایه XX قدیمی‌ترین، لایه YY جوان‌ترین و لایه ZZ میانی است.
  • لایه ZZ قدیمی‌ترین، لایه XX میانی و لایه YY جوان‌ترین است.
  • لایه YY قدیمی‌ترین، لایه XX میانی و لایه ZZ جوان‌ترین است.
  • لایه XX قدیمی‌ترین، لایه ZZ میانی و لایه YY جوان‌ترین است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

سن هر لایه با سن فسیل راهنمای همان لایه مشخص می‌شود. گونهٔ ZZ (در لایهٔ پایینی نسبت به لایهٔ XX) سن 150150 میلیون سال دارد؛ گونهٔ XX سن 120120 میلیون سال دارد؛ گونهٔ YY (در لایهٔ بالایی نسبت به لایهٔ XX) سن 9090 میلیون سال دارد. چون در توالی دست‌نخورده لایهٔ پایین‌تر همیشه قدیمی‌تر است، ترتیب از قدیم به جدید دقیقاً با ترتیب فیزیکی از پایین به بالا (ZZ، سپس XX، سپس YY) و با کاهش سن (150150، 120120، 9090) کاملاً هم‌خوانی دارد. بنابراین «لایه ZZ قدیمی‌ترین، لایه XX میانی و لایه YY جوان‌ترین است.» درست است. رد گزینه‌های نادرست: «لایه XX قدیمی‌ترین، لایه YY جوان‌ترین و لایه ZZ میانی است» نادرست است چون جایگاه لایهٔ ZZ (که در واقع قدیمی‌ترین است) را با XX اشتباه گرفته است. «لایه YY قدیمی‌ترین، لایه XX میانی و لایه ZZ جوان‌ترین است» نادرست است چون کاملاً ترتیب سنی را وارونه بیان کرده است. «لایه XX قدیمی‌ترین، لایه ZZ میانی و لایه YY جوان‌ترین است» نادرست است چون بین XX و ZZ جابه‌جایی رخ داده، در حالی که ZZ (با سن 150150) قدیمی‌تر از XX (با سن 120120) است. تلهٔ تستی: تلهٔ اصلی این سؤال، خلط موقعیت فیزیکی نسبی («لایهٔ بالایی» و «لایهٔ پایینی» نسبت به لایهٔ مرجع XX) با اعداد سنی واقعی است؛ باید هر دو نوع اطلاعات هم‌زمان و به‌درستی با هم ترکیب شوند.

4. دقت کنید: در یک گودال معدنی، لایه‌ای از ماسه‌سنگ حاوی فسیل مرجان مشاهده می‌شود. دقیقاً در زیر آن، یک لایه زغال‌سنگ قرار دارد. کدام گزینه به‌ترین تفسیر را از این توالی لایه‌ها ارائه می‌دهد؟

  • هر دو لایه در یک محیط تشکیل شده‌اند، زیرا مرجان و گیاهان هر دو به آب گرم نیاز دارند.
  • ابتدا یک دریای کم‌عمق و گرم بوده، سپس منطقه به خشکی تبدیل و پوشیده از جنگل شده است.
  • زغال‌سنگ نشانه آب‌وهوای سرد است و مرجان نشانه گرم؛ بنابراین این توالی نشان‌دهنده تغییر اقلیم از سرد به گرم است.
  • ابتدا یک جنگل انبوه در آب‌وهوای گرم و مرطوب وجود داشته، سپس منطقه به یک دریای کم‌عمق و گرم تبدیل شده است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

طبق قانون توالی لایه‌ها، لایهٔ زغال‌سنگ (که پایین‌تر است) قدیمی‌تر از لایهٔ ماسه‌سنگ حاوی فسیل مرجان (که بالاتر است) است. زغال‌سنگ نشانهٔ جنگل انبوه با آب‌وهوای گرم و مرطوب است؛ فسیل مرجان نشانهٔ دریای کم‌عمق و گرم است. پس ترتیب زمانی درست این است: ابتدا جنگل انبوه گرم و مرطوب (لایهٔ پایینی، قدیمی‌تر)، سپس دریای کم‌عمق و گرم (لایهٔ بالایی، جدیدتر). بنابراین «ابتدا یک جنگل انبوه در آب‌وهوای گرم و مرطوب وجود داشته، سپس منطقه به یک دریای کم‌عمق و گرم تبدیل شده است.» درست است. رد گزینه‌های نادرست: «هر دو لایه در یک محیط تشکیل شده‌اند، زیرا مرجان و گیاهان هر دو به آب گرم نیاز دارند» نادرست است چون جنگل یک محیط خشکی و دریای مرجانی یک محیط کاملاً متفاوت (دریایی) است؛ نیاز مشترک به گرما به معنای یک‌محیط‌بودن نیست. «ابتدا یک دریای کم‌عمق و گرم بوده، سپس منطقه به خشکی تبدیل و پوشیده از جنگل شده است» نادرست است چون ترتیب زمانی را کاملاً برعکس بیان می‌کند؛ طبق توالی لایه‌ها، زغال‌سنگ (جنگل) قدیمی‌تر از مرجان (دریا) است. «زغال‌سنگ نشانه آب‌وهوای سرد است و مرجان نشانه گرم» نادرست است چون زغال‌سنگ نشانهٔ آب‌وهوای گرم و مرطوب است، نه سرد. تلهٔ تستی: تلهٔ اصلی این سؤال، ترکیب دو مهارت هم‌زمان است: اول تشخیص ترتیب زمانی از موقعیت فیزیکی لایه‌ها (پایین=قدیمی‌تر)، دوم تفسیر درست هر فسیل به‌عنوان نشانهٔ محیطی؛ یک اشتباه در هرکدام کل نتیجه را عوض می‌کند.

5. در یک لایه رسوبی دست‌نخورده، فسیل دوکفه‌ایی با صدف آهکی یافت شده است. در لایه بالایی، همان فسیل با حفظ کامل (شامل بافت نرم) دیده می‌شود. کدام گزینه می‌تواند علت این تفاوت را توضیح دهد؟

  • لایه بالایی در یک محیط مردابی با اکسیژن بسیار کم و رسوب‌گذاری سریع تشکیل شده است.
  • صدف لایهٔ پایینی آهکی و صدف لایهٔ بالایی کاملاً سیلیسی بوده است.
  • لایهٔ پایینی در یک محیط یخچالی و لایهٔ بالایی در یک محیط گرم تشکیل شده است.
  • لایهٔ بالایی در یک محیط دریایی کاملاً پراکسیژن تشکیل شده است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

حفظ کامل جسد (شامل بافت نرم) فقط در محیطی با اکسیژن بسیار کم و رسوب‌گذاری سریع رخ می‌دهد؛ اگر چنین شرایطی نباشد، فقط قسمت‌های سخت (مانند صدف آهکی) شانس حفظ‌شدن دارند و حتی ممکن است تنها قالب داخلی از آن‌ها باقی بماند. چون فسیل لایهٔ بالایی حتی بافت نرم را هم حفظ کرده، لایهٔ بالایی باید محیطی با اکسیژن بسیار کم و دفن سریع (مانند یک مرداب) داشته باشد. بنابراین «لایه بالایی در یک محیط مردابی با اکسیژن بسیار کم و رسوب‌گذاری سریع تشکیل شده است.» درست است. رد گزینه‌های نادرست: «لایهٔ بالایی در یک محیط دریایی کاملاً پراکسیژن تشکیل شده است» نادرست است چون اکسیژن زیاد دقیقاً عاملی است که بافت نرم را تجزیه می‌کند، نه حفظ. «صدف لایهٔ پایینی آهکی و صدف لایهٔ بالایی کاملاً سیلیسی بوده است» نادرست است چون نوع مادهٔ صدف (آهکی یا سیلیسی) هیچ ارتباطی به حفظ‌شدن یا نشدن بافت نرم ندارد. «لایهٔ پایینی در یک محیط یخچالی و لایهٔ بالایی در یک محیط گرم تشکیل شده است» نادرست است چون محیط یخچالی خودش یکی از بهترین محیط‌ها برای حفظ کامل جسد است، نه محیطی که باعث از دست رفتن بافت نرم شود. تلهٔ تستی: تلهٔ اصلی این سؤال، غفلت از این نکته است که تفاوت در نحوهٔ فسیل‌شدن یک گونهٔ یکسان در دو لایه، به شرایط محیطیِ دفن (اکسیژن و سرعت رسوب‌گذاری) مربوط است، نه به نوع خود جاندار یا صدف.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان