پرش به محتوای اصلی

فصل 09 (علوم تجربی نهم)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

فصل 09 (علوم تجربی نهم)

این فصل دربارهٔ ماشین‌ها است: وسیله‌هایی که کارهایی فراتر از توان مستقیم بدن ما را ممکن می‌کنند، با تغییر اندازه، جهت یا نوع نیرو. هر ماشین یک ورودی دارد (آنچه ما به آن می‌دهیم، مثل نیروی پا روی پدال دوچرخه) و یک خروجی (آنچه برای ما انجام می‌دهد، مثل حرکت). ورودی و خروجی را می‌توان بر حسب نیرو، گشتاور، توان یا انرژی بیان کرد.

هر ماشین پیچیده از ماشین‌های ساده ساخته شده است؛ شش ماشین سادهٔ این فصل عبارت‌اند از: اهرم، قرقره و طناب، چرخ و محور، چرخ‌دنده، سطح شیبدار، و پیچ و مهره.

گشتاور نیرو

گشتاور اثر چرخانندگیِ یک نیرو را نشان می‌دهد:

τ=F×d\tau = F \times d

که در آن τ\tau گشتاور بر حسب نیوتون‌متر (N·m)، FF اندازهٔ نیرو بر حسب نیوتون و dd فاصلهٔ نقطهٔ اثر نیرو تا محور چرخش بر حسب متر است.

گشتاور در دو حالت بیشتر می‌شود: نیروی بزرگ‌تر، یا فاصلهٔ بیشتر از محور چرخش. برای همین با آچار بلندتر، پیچ راحت‌تر باز می‌شود — با همان نیرو، چون dd بزرگ‌تر است، گشتاور بیشتر می‌شود. جهت گشتاور هم یا ساعتگرد است یا پادساعتگرد.

اهرم

اهرم چهار مفهوم کلیدی دارد: نیروی محرک (F1F_1، نیرویی که ما وارد می‌کنیم)، نیروی مقاوم (F2F_2، وزن جسمی که می‌خواهیم جابه‌جا کنیم)، بازوی محرک (d1d_1، فاصلهٔ F1F_1 تا تکیه‌گاه) و بازوی مقاوم (d2d_2، فاصلهٔ F2F_2 تا تکیه‌گاه).

در حالت تعادل، گشتاور ساعتگرد با گشتاور پادساعتگرد برابر است:

d1×F1=d2×F2d_1 \times F_1 = d_2 \times F_2

مثلاً در الاکلنگی که پدری با وزن 800N800\,N در فاصلهٔ 0.5m0.5\,m و پسری با وزن 200N200\,N در فاصلهٔ 2m2\,m نشسته‌اند: 800×0.5=200×2800 \times 0.5 = 200 \times 2، یعنی هر دو طرف 400Nm400\,N{\cdot}m و الاکلنگ متعادل است.

اهرم‌ها بر اساس ترتیب قرارگیری تکیه‌گاه و دو نیرو سه نوع‌اند:

  • نوع اول: تکیه‌گاه بین دو نیرو — قیچی، انبردست، الاکلنگ.
  • نوع دوم: نیروی مقاوم وسط — فرغون، دربازکن بطری. بازوی محرک همیشه بلندتر است، پس مزیت مکانیکی همیشه بزرگ‌تر از ۱ است.
  • نوع سوم: نیروی محرک وسط — بازوی انسان (آرنج)، چوب ماهیگیری، جارو. مزیت مکانیکی همیشه کوچک‌تر از ۱ است، اما دامنهٔ حرکت بیشتر می‌شود.

مزیت مکانیکی

مزیت مکانیکی نشان می‌دهد ماشین چقدر نیرو را تقویت می‌کند:

مزیت مکانیکی=F2F1=نیروی مقاومنیروی محرک\text{مزیت مکانیکی} = \frac{F_2}{F_1} = \frac{\text{نیروی مقاوم}}{\text{نیروی محرک}}

و در اهرم‌ها (در تعادل) هم‌ارز است با:

مزیت مکانیکی=d1d2=بازوی محرکبازوی مقاوم\text{مزیت مکانیکی} = \frac{d_1}{d_2} = \frac{\text{بازوی محرک}}{\text{بازوی مقاوم}}

اگر بزرگ‌تر از ۱ باشد ماشین نیرو را تقویت می‌کند؛ برابر ۱ یعنی نیروی ورودی و خروجی برابرند؛ کوچک‌تر از ۱ یعنی ماشین به‌جای نیرو، سرعت یا دامنهٔ حرکت را بیشتر می‌کند. نکتهٔ کلیدی: مزیت مکانیکی بیشتر یعنی نیروی کمتر، اما مسافت بیشتر — انرژی همیشه حفظ می‌شود.

قرقره، چرخ‌دنده، سطح شیبدار، چرخ و محور، پیچ

  • قرقرهٔ ثابت: محورش ثابت است، فقط جهت نیرو را عوض می‌کند، مزیت مکانیکی =1=1.
  • قرقرهٔ متحرک: همراه بار حرکت می‌کند، نیروی محرک را نصف می‌کند، مزیت مکانیکی =2=2.
  • در ترکیب قرقره‌ها، تعداد طناب‌های حامل بار برابر مزیت مکانیکی است. با صرف‌نظر از اصطکاک F1×d1=F2×d2F_1 \times d_1 = F_2 \times d_2؛ پس اگر مزیت ۳ باشد، جسم 1m1\,m بالا می‌رود ولی طناب 3m3\,m کشیده می‌شود.
  • چرخ‌دنده‌ها: دو چرخ‌دندهٔ درگیر در یک زمان یک دنده حرکت می‌کنند، پس دور چرخ کوچکدور چرخ بزرگ=دنده‌های چرخ بزرگدنده‌های چرخ کوچک\frac{\text{دور چرخ کوچک}}{\text{دور چرخ بزرگ}} = \frac{\text{دنده‌های چرخ بزرگ}}{\text{دنده‌های چرخ کوچک}}. چرخ‌دندهٔ کوچک‌تر سریع‌تر می‌چرخد ولی گشتاور کمتری دارد؛ چرخ بزرگ‌تر کندتر می‌چرخد ولی گشتاورش بیشتر است (اصل کار جعبه‌دندهٔ خودرو).
  • سطح شیبدار: مزیت مکانیکی=طول سطح شیبدارارتفاع\text{مزیت مکانیکی} = \frac{\text{طول سطح شیبدار}}{\text{ارتفاع}}. سطح شیبدار ۱۰ متری برای ارتفاع ۱ متر مزیت ۱۰ می‌دهد، یعنی نیروی لازم 110\frac{1}{10} وزن جسم. جاده‌های پیچ‌درپیچ کوهستانی از همین اصل‌اند.
  • چرخ و محور: دو استوانهٔ هم‌محور با شعاع‌های RR (چرخ) و rr (محور)؛ مزیت مکانیکی=Rr\text{مزیت مکانیکی} = \frac{R}{r}. نمونه‌ها: فرمان خودرو، دستگیرهٔ در، پیچ‌گوشتی، چرخ چاه.
  • پیچ و مهره: پیچ در واقع یک سطح شیبدارِ پیچیده‌شده به دور استوانه است. فاصلهٔ دو دندهٔ متوالی را گام پیچ می‌گویند؛ هرچه گام کوچک‌تر و شعاع پیچ بزرگ‌تر باشد، مزیت مکانیکی بیشتر است — به همین دلیل جک ماشین با نیروی کم، خودرو را بالا می‌برد.

قانون طلایی همهٔ ماشین‌ها: کار نیروی محرک = کار نیروی مقاوم (بدون اصطکاک). هیچ ماشینی انرژی خلق نمی‌کند؛ فقط نیروی کمتر را با مسافت بیشتر تاخت می‌زند. در واقعیت اصطکاک هست، پس راندمان =کار مفید خروجیکار ورودی×100%=\frac{\text{کار مفید خروجی}}{\text{کار ورودی}} \times 100\% همیشه کمتر از ۱۰۰٪ است و مزیت مکانیکیِ واقعی همیشه از مزیت ایده‌آل کمتر است.

ابن‌سینا (۳۵۹–۴۱۶ ه‍.ش.) در بخش طبیعیات الشفا به اصول مکانیک و طراحی آلات بلندکننده (اهرم، قرقره، چرخ‌ومحور) پرداخته است.

تله‌های رایج

  • «مزیت مکانیکی بیشتر یعنی کار کمتر» غلط است؛ مقدار کار ثابت می‌ماند، فقط نیرو کم و مسافت زیاد می‌شود.
  • قرقرهٔ ثابت نیرو را نصف نمی‌کند؛ مزیت مکانیکی‌اش ۱ است.
  • در اهرم، فاصلهٔ بیشتر از تکیه‌گاه یعنی نیروی کمتر، نه بیشتر.
  • مزیت مکانیکی کمتر از ۱ به‌معنای بی‌فایده‌بودن نیست؛ یعنی ماشین سرعت/دامنهٔ حرکت می‌دهد (مثل بازوی انسان).

نمونهٔ کامل

سؤال: سیستمی از یک قرقرهٔ ثابت و یک قرقرهٔ متحرک تشکیل شده است؛ وزنه‌ای 600N600\,N به قرقرهٔ متحرک آویزان است، طناب از زیر آن رد شده، از روی قرقرهٔ ثابت می‌گذرد و به دست فرد می‌رسد. با چشم‌پوشی از وزن قرقره‌ها، طناب و اصطکاک، نیروی لازم برای تعادل و طول طنابی که باید کشیده شود تا وزنه ۲ متر بالا برود، به‌ترتیب کدام است؟

۱) ۳۰۰ نیوتن و ۴ متر
۲) ۶۰۰ نیوتن و ۲ متر
۳) ۱۵۰ نیوتن و ۸ متر
۴) ۳۰۰ نیوتن و ۲ متر

پاسخ تشریحی: در این آرایش دو رشته طناب بار را نگه می‌دارند، پس مزیت مکانیکی ۲ است:

F1=F22=600N2=300NF_1 = \frac{F_2}{2} = \frac{600\,N}{2} = 300\,N

طبق پایستگی انرژی (F1×d1=F2×d2F_1 \times d_1 = F_2 \times d_2)، چون نیرو نصف شده، مسافت باید دو برابر شود:

d1=2×2m=4md_1 = 2 \times 2\,m = 4\,m

پس گزینهٔ ۱ درست است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. روی یک الاکلنگ، در یک سمت تکیه‌گاه، دو کودک هم‌زمان نشسته‌اند: کودکی به وزن 200N200\,\text{N} در فاصلهٔ 1m1\,\text{m} و کودک دیگری به وزن 300N300\,\text{N} در فاصلهٔ 1.5m1.5\,\text{m} از تکیه‌گاه. در سمت دیگر، بزرگ‌سالی می‌خواهد در فاصلهٔ 2m2\,\text{m} از تکیه‌گاه بنشیند تا الاکلنگ در تعادل کامل بماند. وزن این بزرگ‌سال باید چند نیوتون باشد؟

  • ۵۰۰N۵۰۰\,\text{N}
  • ۲۵۰N۲۵۰\,\text{N}
  • ۳۲۵N۳۲۵\,\text{N}
  • ۶۵۰N۶۵۰\,\text{N}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

وقتی دو نیرو هم‌زمان در یک سمت تکیه‌گاه اثر می‌کنند، گشتاور خالص آن سمت برابر **مجموع** گشتاورهای جداگانه است، نه گشتاور فقط یکی از آن‌ها. گشتاور سمت کودکان: τ=200N×1m+300N×1.5m=200+450=650Nm\tau = 200\,\text{N} \times 1\,\text{m} + 300\,\text{N} \times 1.5\,\text{m} = 200 + 450 = 650\,\text{N}\cdot\text{m}. برای تعادل، گشتاور بزرگ‌سال هم باید 650Nm650\,\text{N}\cdot\text{m} باشد: F×2m=650NmF=325NF \times 2\,\text{m} = 650\,\text{N}\cdot\text{m} \Rightarrow F = 325\,\text{N}، یعنی گزینهٔ «۳۲۵N۳۲۵\,\text{N}» درست است. گزینهٔ «۲۵۰N۲۵۰\,\text{N}» از فرض نادرستِ گشتاور فقط یکی از دو کودک (مثلاً فقط 450450 تقسیم بر ۲ برابرِ چیزِ دیگر) به دست می‌آید. گزینهٔ «۶۵۰N۶۵۰\,\text{N}» دقیقاً برابرِ گشتاورِ کل (650Nm650\,\text{N}\cdot\text{m}) است، نه نیرو — یعنی تقسیم بر فاصلهٔ 2m2\,\text{m} فراموش شده. گزینهٔ «۵۰۰N۵۰۰\,\text{N}» از جمع سادهٔ دو وزن (200+300=500200+300=500) بدون توجه به فاصله‌های متفاوتشان به دست می‌آید. تلهٔ تستی: وقتی دو نیرو هم‌زمان در یک سمتِ اهرم قرار دارند، باید گشتاورِ هرکدام را جداگانه محاسبه و سپس جمع کرد — نه وزن‌ها را مستقیم جمع زد و در یک فاصله ضرب کرد، چون فاصله‌ها متفاوت‌اند.

2. نیرویی به اندازهٔ 100N100\,\text{N} به انتهای میله‌ای به طول 0.6m0.6\,\text{m} وارد می‌شود، به‌طوری‌که زاویهٔ بین راستای نیرو و امتداد میله برابر 3030^\circ است (محور چرخش در انتهای دیگر میله قرار دارد). برای متعادل کردن این میله، نیروی دومی عمود بر میله و در فاصلهٔ 0.2m0.2\,\text{m} از محور چرخش، در جهت مخالف وارد می‌شود. اندازهٔ این نیروی دوم چند نیوتون است؟ (sin30=0.5\sin 30^\circ = 0.5)

  • ۱۵۰N۱۵۰\,\text{N}
  • ۶۰N۶۰\,\text{N}
  • ۱۰۰N۱۰۰\,\text{N}
  • ۳۰۰N۳۰۰\,\text{N}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

چون نیروی اول با راستای میله زاویه دارد، فقط مؤلفهٔ عمود بر میله در گشتاور اثر می‌کند: τ1=F1×d1×sinθ=100×0.6×0.5=30Nm\tau_1 = F_1 \times d_1 \times \sin\theta = 100 \times 0.6 \times 0.5 = 30\,\text{N}\cdot\text{m}. برای تعادل، نیروی دوم (که کاملاً عمود بر میله است، پس نیازی به ضرب در سینوس ندارد) باید گشتاوری برابر با همین مقدار ایجاد کند: F2×0.2m=30NmF2=150NF_2 \times 0.2\,\text{m} = 30\,\text{N}\cdot\text{m} \Rightarrow F_2 = 150\,\text{N}، یعنی گزینهٔ «۱۵۰N۱۵۰\,\text{N}» درست است. گزینهٔ «۱۰۰N۱۰۰\,\text{N}» حاصلِ نادیده‌گرفتنِ کاملِ زاویه (فرضِ عمودبودنِ نیروی اول) و ضرب‌نکردن در sin30\sin30^\circ است که به‌طور تصادفی با F1F_1 برابر می‌شود. گزینهٔ «۳۰۰N۳۰۰\,\text{N}» از تقسیمِ فاصله‌ها به‌جای گشتاورها به دست می‌آید (100×0.6/0.2100 \times 0.6/0.2 بدونِ لحاظِ زاویه). گزینهٔ «۶۰N۶۰\,\text{N}» از ضرب‌نکردنِ درست در سینوس ولی جابه‌جاییِ فاصله‌ها ناشی می‌شود. تلهٔ تستی: وقتی نیرویی با زاویه به بازو وارد می‌شود، در محاسبهٔ گشتاور فقط مؤلفهٔ عمود بر بازو (FsinθF\sin\theta) اثر دارد؛ فراموش‌کردنِ ضرب در sinθ\sin\theta رایج‌ترین اشتباه در این نوع سؤال است.

3. در یک اهرم نوع اول، بازوی محرک 0.9m0.9\,\text{m} و بازوی مقاوم 0.3m0.3\,\text{m} است. نیروی محرک 45N45\,\text{N} به اهرم وارد می‌شود تا جسمی در سمت مقاوم بالا برود. اگر بازوی مقاوم (و در نتیجه جسم) 0.15m0.15\,\text{m} بالا برود، کارِ انجام‌شده توسط نیروی محرک چند ژول است؟ (اصطکاک ناچیز)

  • ۱۳٫۵J۱۳٫۵\,\text{J}
  • ۴۰٫۵J۴۰٫۵\,\text{J}
  • ۶٫۷۵J۶٫۷۵\,\text{J}
  • ۲۰٫۲۵J۲۰٫۲۵\,\text{J}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ابتدا نیروی مقاوم را از شرط تعادل اهرم می‌یابیم: F1d1=F2d245×0.9=F2×0.3F2=135NF_1 d_1 = F_2 d_2 \Rightarrow 45 \times 0.9 = F_2 \times 0.3 \Rightarrow F_2 = 135\,\text{N}. طبق قانون پایستگی انرژی در ماشین‌های ساده، کار نیروی محرک با کار نیروی مقاوم برابر است (بدون اصطکاک)، پس کافی است کار نیروی مقاوم را حساب کنیم: W=F2×d2,disp=135N×0.15m=20.25JW = F_2 \times d_{2,\text{disp}} = 135\,\text{N} \times 0.15\,\text{m} = 20.25\,\text{J}، یعنی گزینهٔ «۲۰٫۲۵J۲۰٫۲۵\,\text{J}» درست است. گزینهٔ «۶٫۷۵J۶٫۷۵\,\text{J}» از ضرب مستقیمِ نیروی محرک 45N45\,\text{N} در جابه‌جاییِ سمتِ مقاوم (0.15m0.15\,\text{m}) به دست می‌آید — این کار درست نیست چون این دو، جابه‌جایی و نیروی طرفِ **متفاوت** اهرم‌اند. گزینهٔ «۱۳٫۵J۱۳٫۵\,\text{J}» از فرضِ نادرستِ برابربودنِ F2F_2 با F1F_1 (45N45\,\text{N}) و ضربِ آن در جابه‌جاییِ محرک (که در این محاسبه هم اشتباه گرفته شده) ناشی می‌شود. گزینهٔ «۴۰٫۵J۴۰٫۵\,\text{J}» از ضربِ F2=135F_2=135 در جابه‌جاییِ سمتِ محرک (0.45m0.45\,\text{m}، که خودش سه برابرِ 0.150.15 است) به‌جای جابه‌جاییِ سمتِ مقاوم به دست می‌آید. تلهٔ تستی: کارِ محرک و کارِ مقاوم با هم برابرند، اما این یعنی باید نیروی هر سمت را در جابه‌جاییِ **همان سمت** ضرب کرد؛ ضربِ نیروی یک سمت در جابه‌جاییِ سمتِ دیگر، محاسبه را کاملاً بی‌معنا می‌کند حتی اگر عدد نهایی «قابل‌قبول» به نظر برسد.

4. الاکلنگی متشکل از یک تیر سبک است. پدری به وزن 800N800\,\text{N} در فاصلهٔ 0.5m0.5\,\text{m} از تکیه‌گاه و پسرش به وزن 200N200\,\text{N} در فاصلهٔ 2m2\,\text{m} از تکیه‌گاه، در تعادل کامل نشسته‌اند. اگر پدر 0.1m0.1\,\text{m} به تکیه‌گاه نزدیک‌تر شود، پسر باید در چه فاصله‌ای از تکیه‌گاه بنشیند تا تعادل دوباره برقرار شود؟

  • ۱٫۲۵m۱٫۲۵\,\text{m}
  • ۱٫۶m۱٫۶\,\text{m}
  • ۱٫۸m۱٫۸\,\text{m}
  • ۲٫۵m۲٫۵\,\text{m}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

فاصلهٔ جدید پدر تا تکیه‌گاه: 0.50.1=0.4m0.5 - 0.1 = 0.4\,\text{m}. گشتاور جدید پدر: τ=800N×0.4m=320Nm\tau = 800\,\text{N} \times 0.4\,\text{m} = 320\,\text{N}\cdot\text{m}. برای تعادل، گشتاور پسر هم باید همین مقدار باشد: 200N×d=320Nmd=1.6m200\,\text{N} \times d = 320\,\text{N}\cdot\text{m} \Rightarrow d = 1.6\,\text{m}، یعنی گزینهٔ «۱٫۶m۱٫۶\,\text{m}» درست است. گزینهٔ «۱٫۸m۱٫۸\,\text{m}» با فرضِ نادرستِ دورترشدنِ پدر (به‌جایِ نزدیک‌ترشدن) از تکیه‌گاه به دست می‌آید. گزینهٔ «۲٫۵m۲٫۵\,\text{m}» فاصلهٔ اولیهٔ پسر (2m2\,\text{m}) به‌علاوهٔ همان 0.5m0.5\,\text{m} اضافه‌شدهٔ نادرست است، بدونِ محاسبهٔ واقعیِ گشتاور. گزینهٔ «۱٫۲۵m۱٫۲۵\,\text{m}» از تقسیمِ گشتاورِ اولیه (400400) به‌جایِ گشتاورِ جدید (320320) بر وزنِ پسر به دست می‌آید. تلهٔ تستی: وقتی یک طرفِ اهرم به تکیه‌گاه نزدیک‌تر می‌شود (نه دورتر)، گشتاورِ آن طرف **کم** می‌شود، پس طرفِ دیگر هم باید برای بازگشتِ تعادل به تکیه‌گاه نزدیک‌تر شود، نه دورتر — جهتِ تغییر را با دقت از متنِ سؤال (نه با حدسِ رایج) استخراج کن.

5. در یک اهرم، بازوی محرک 1.2m1.2\,\text{m} و بازوی مقاوم 0.4m0.4\,\text{m} است و نیروی مقاوم 360N360\,\text{N} است. مزیت مکانیکی این اهرم و نوع آن (بر اساس این‌که مزیت مکانیکی بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از ۱ است) به‌ترتیب کدام است؟

  • مزیت مکانیکی 33 — همیشه اهرم نوع دوم است.
  • مزیت مکانیکی 0.330.33 — همیشه اهرم نوع سوم است.
  • مزیت مکانیکی 33 — نمی‌تواند نوع سوم باشد.
  • مزیت مکانیکی 33 — همیشه اهرم نوع اول است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

مزیت مکانیکی اهرم برابر است با نسبت بازوی محرک به بازوی مقاوم: MA=d1d2=1.20.4=3\text{MA} = \dfrac{d_1}{d_2} = \dfrac{1.2}{0.4} = 3. طبق طبقه‌بندی اهرم‌ها، اهرم نوع سوم (نیروی محرک بین تکیه‌گاه و نیروی مقاوم) همیشه مزیت مکانیکی کوچک‌تر از ۱ دارد؛ چون اینجا MA=3>1\text{MA}=3>1 است، این اهرم قطعاً نوع سوم نیست. اما فقط از رویِ عددِ MA=3\text{MA}=3 (بدونِ دانستنِ محلِ دقیقِ تکیه‌گاه نسبت به دو نیرو) نمی‌توان بینِ نوعِ اول و دوم قطعی تصمیم گرفت، پس گزینهٔ درست همان است که ادعا می‌کند این اهرم **نمی‌تواند نوع سوم باشد** — گزینهٔ «مزیت مکانیکی 33 — نمی‌تواند نوع سوم باشد.». گزینهٔ «مزیت مکانیکی 33 — همیشه اهرم نوع اول است.» با ادعای «همیشه نوع اول» غلط است، چون اهرم نوع دوم هم می‌تواند دقیقاً همین نسبتِ بازوها و همین MA=3\text{MA}=3 را داشته باشد. گزینهٔ «مزیت مکانیکی 33 — همیشه اهرم نوع دوم است.» به همان دلیلِ متقارن غلط است: اهرم نوع اول هم می‌تواند همین MA=3\text{MA}=3 را داشته باشد، پس نمی‌توان با قطعیت گفت همیشه نوع دوم است. گزینهٔ «مزیت مکانیکی 0.330.33 — همیشه اهرم نوع سوم است.» با محاسبهٔ معکوسِ نسبت (0.4/1.20.4/1.2) مزیت مکانیکی را اشتباه گرفته است. تلهٔ تستی: مزیتِ مکانیکیِ بزرگ‌تر از ۱ فقط «نوعِ سوم‌نبودن» را تضمین می‌کند، نه تعیینِ قطعیِ نوعِ اول یا دوم — بینِ این دو نوع باید محلِ دقیقِ تکیه‌گاه را از رویِ شکل/توضیحِ سؤال دید، نه صرفاً از رویِ عددِ مزیتِ مکانیکی.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان