بخشی از بانک سؤال طبقهبندیشدهی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبتنام
خلاصهی درسنامه
این خلاصهی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همهی نکتهها، مثالهای حلشده و جمعبندی، با ثبتنام رایگان در دسترست قرار میگیرد.
درس اول: ترسیمهای هندسی
مکان هندسی: مجموعه تمام نقاطی که یک شرط معین را برآورده میکنند.
شرط
مکان هندسی
d(P,O)=r
دایره به مرکز O و شعاع r
d(P,A)=d(P,B)
عمود منصف AB
d(P,ℓ1)=d(P,ℓ2)
نیمسازهای زاویه
دایره:C(O,r) مجموعه تمام نقاط P است که d(P,O)=r. نقطهٔ داخل دایره d(P,O)<r و خارج دایره d(P,O)>r.
عمود منصف پارهخط: خطی عمود بر AB که از وسط آن میگذرد.
P روی عمودمنصف AB⟺PA=PB
اثبات جهت اول (⇒): اگر W روی عمودمنصف و M وسط AB باشد، در مثلثهای WMA و WMB: WM=WM (مشترک)، MA=MB (تعریف وسط)، ∠WMA=∠WMB=90°، پس △WMA≅△WMB (ض.ز.ض) و WA=WB.
روش ترسیم: با مرکز A و سپس با همان شعاع مرکز B کمان بزن؛ دو نقطه تقاطع P,Q را وصل کن — چون هر دو از A و B همفاصلهاند، هر دو روی عمودمنصف قرار دارند.
نیمساز زاویه: خطی که زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم میکند.
P روی نیمساز ∠uOv⟺d(P,Ou)=d(P,Ov)
روش ترسیم: با مرکز O دو نقطه P,Q روی ضلعهای زاویه با OP=OQ پیدا کن؛ عمودمنصف PQ همان نیمساز است.
خط عمود از نقطهٔ خارج خط: با مرکز P دو نقطه A,B روی خط d پیدا کن (PA=PB)؛ عمودمنصف AB از P میگذرد و بر d عمود است.
خط موازی از نقطهٔ خارج خط: از P خطی عمود بر d رسم کن (d1)، سپس از P خطی عمود بر d1 رسم کن (d2)؛ آنگاه d2∥d. طبق اصل اقلیدس، از هر نقطهٔ خارج یک خط، دقیقاً یک خط موازی میتوان رسم کرد.
دایرههای مرتبط با مثلث (فراتر از کتاب): مرکز دایرهٔ محاطی (داخلی) در تقاطع نیمسازهای سه زاویه است، با شعاع r=sS که s=2a+b+c. مرکز دایرهٔ محیطی (خارجی) در تقاطع عمودمنصفهای سه ضلع است، با شعاع R=4Sabc=2sinAa.
استدلال استقرایی و استنتاجی: استقرایی از جزء به کل (ممکن است اشتباه باشد)، استنتاجی از کل به جزء (قطعی و یقینی).
قضیهٔ تالس: اگر در مثلث ABC، DE∥BC (D روی AB، E روی AC)، آنگاه:
DBAD=ECAE
اثبات: مثلثهای DEB و DEC قاعدهٔ مشترک DE دارند و بین دو خط موازی قرار دارند، پس SDEB=SDEC. از طرفی SDEBSADE=DBAD و SDECSADE=ECAE؛ چون مخرجها برابرند، DBAD=ECAE.
تعمیم قضیهٔ تالس: با ترکیب نسبت در مخرج:
ABAD=ACAE=BCDE
عکس قضیهٔ تالس (دوشرطی کامل):
DE∥BC⟺DBAD=ECAE
برهان خلف: برای اثبات عکس، فرض میکنیم DE∦BC؛ از D خطی موازی BC رسم میکنیم که AC را در E′ قطع کند؛ طبق تالس DBAD=E′CAE′، با مقایسه با فرض نتیجه میگیریم E=E′، یعنی DE∥BC — تناقض با فرض خلف، پس فرض خلف باطل است.
روشهای استدلال: برهان مستقیم (فرض ⟹ استدلال ⟹ حکم)؛ برهان خلف (فرض حکم نادرست، رسیدن به تناقض، پس حکم درست است)؛ مثال نقض (برای رد یک حکم کلی کافی است یک مثال نقض بیابیم، مثلاً «همهٔ اعداد اول فردند» با مثال نقض 2).
درس سوم: تشابه مثلثها
تعریف تشابه:△ABC∼△A′B′C′ هرگاه زاویههای نظیر برابر و اضلاع نظیر متناسب باشند، با نسبت تشابه k=A′B′AB=A′C′AC=B′C′BC. ترتیب رأسها در نوشتن تشابه مهم است.
قضیهٔ اساسی تشابه: اگر DE∥BC، آنگاه △ADE∼△ABC (چون زاویههای متناظر برابرند و A^ مشترک است).
قضایای تشابه مثلثها:
زاویه-زاویه (ZZ): دو زاویه برابر کافی است (A^=A^′ و B^=B^′).
ضلع-زاویه-ضلع (ZW):A′B′AB=A′C′AC و A^=A^′.
ضلع-ضلع-ضلع (WWW): هر سه نسبت اضلاع برابر باشند.
روابط ناشی از تشابه با نسبت k:
محیط2محیط1=k,S2S1=k2
اثبات نسبت مساحت:SA′B′C′SABC=21⋅A′B′⋅A′C′⋅sinA′21⋅AB⋅AC⋅sinA=A′B′AB⋅A′C′AC=k⋅k=k2.
روابط مثلث قائمالزاویه با ارتفاع وارد بر وتر: در مثلث قائمالزاویه ABC (زاویه A قائمه) با ارتفاع AH، BH=m، HC=n، AH=h:
△ABC∼△HBA∼△HAC
h2=m⋅n,c2=m⋅a,b2=n⋅a,bc=ah
قضیهٔ خط میانی (مهم کنکور، فراتر از کتاب): اگر M وسط AB و N وسط AC باشد:
MN∥BC,MN=2BC
اثبات با تشابه: از ABAM=ACAN=21 و A^ مشترک، △AMN∼△ABC با نسبت 21.
قضیهٔ بیسکتور (نیمساز داخلی، فراتر از کتاب): نیمساز داخلی زاویهٔ A روی ضلع BC نقطهٔ D میسازد:
DCBD=ACAB=bc
نکات طلایی کنکوری
نیمساز داخلی و خارجی یک زاویه بر هم عمودند.
مرکز دایرهٔ محیطی: در مثلث تیزگوشه داخل مثلث، در مثلث قائمالزاویه روی وسط وتر، در مثلث منفرجه خارج مثلث است.
چهار شکل معادل تناسب تالس: DBAD=ECAE⟺ABAD=ACAE⟺ABDB=ACEC⟺BCDE=ABAD.
تالس عمومی: اگر سه خط موازی دو قاطع را قطع کنند (نه لزوماً ضلع مثلث)، نسبتها همچنان برابرند.
ترتیب رأسها در تشابه حیاتی است: △ABC∼△DEF یعنی A↔D، B↔E، C↔F.
اگر نسبت تشابه k باشد: نسبت اضلاع و محیط و ارتفاع =k، نسبت مساحت =k2.
فرمولهای h2=mn، b2=na، c2=ma، bc=ah در کنکور مستقیم استفاده میشوند.
برای اثبات تشابه در کنکور، معمولاً قضیهٔ ZZ سریعترین روش است.
نمونههای حلشده
دایرهٔ محیطی و محاطی مثلث (درس اول)
دایرهٔ محیطی: عمودمنصفهای دو ضلع AB و AC را رسم میکنیم؛ محل تلاقی O است. چون O روی عمودمنصف AB است، OA=OB؛ چون روی عمودمنصف AC است، OA=OC. پس OA=OB=OC=R و هر سه رأس روی دایره به مرکز O و شعاع R قرار دارند.
دایرهٔ داخلی: نیمسازهای دو زاویه را رسم میکنیم؛ محل تلاقی O است. چون O روی نیمساز زاویهٔ A است، d(O,AB)=d(O,AC)؛ و چون روی نیمساز زاویهٔ B است، d(O,AB)=d(O,BC). پس O از هر سه ضلع به فاصلهٔ مساوی r است و دایره به مرکز O و شعاع r با هر سه ضلع مماس است.
تمرین مثلث متساویالساقین با قید مساحت: نقطهٔ A و خط d با فاصلهٔ 4 سانتیمتر داده شده؛ میخواهیم مثلث متساویالساقینی با رأس A و قاعده روی d بسازیم که مساحتش 8 سانتیمتر مربع باشد. چون ارتفاع همان فاصله (h=4) است:
S=21⋅q⋅h=21⋅q⋅4=8⟹q=4 cm
تناسب و نسبتهای تالس (درس دوم)
بررسی درستی یک تناسب: آیا 3010=217؟ ضرب وسطین در طرفین: 10×21=210=30×7 ✓ برقرار است.
مثال محاسبهٔ پارهخط با تالس: در مثلثی با AP=3، PB=9 (پس AB=12)، AQ=2 و PQ∥BC؛ از تالس:
PBAP=QCAQ⟹93=QC2⟹QC=6
و از تشابه، اگر BC=6: BCPQ=ABAP=123=41⟹PQ=1.5.
تمرین ذوزنقه با AB∥ST∥DC: میخواهیم ثابت کنیم SDAS=TCBT. با رسم قطر AC که ST را در P قطع میکند: در مثلث ADC، تالس میدهد SDAS=PCAP؛ در مثلث ABC، تالس میدهد TCBT=PCAP؛ پس SDAS=TCBT ✓.
مثلث قائمالزاویه و کاربردهای تشابه (درس سوم)
مثال ارتفاع وارد بر وتر:BH=9، BC=10، پس HC=1:
AH2=BH⋅HC=9×1=9⟹AH=3,AB2=BH⋅BC=90⟹AB=310
تمرین نورافکن و چوب (کاربرد مشابهسازی): نورافکنی به ارتفاع ۶۰ متر و چوبی به ارتفاع ۱ متر با سایهٔ ۵ متر، مثلثهای متشابه میسازند:
d60=51⟹d=60×5=300 متر
تمرین مستطیل با استفاده از رابطهٔ ارتفاع وتر: در مستطیلی با AB=12 و BH=11 (که H پای عمود از A بر قطر BD است، چون ∠BAD=90°):
BA2=BH⋅BD⟹144=11⋅BD⟹BD=11144≈13.09
مطالب تکمیلی فراتر از کتاب
قضیهٔ استوارت: در مثلث ABC، اگر AD (میانه، نیمساز یا هر خط دیگر) با BD=m و DC=n باشد و d=AD:
b2m+c2n=a(d2+mn)
رابطهٔ میانه: طول میانهٔ ma از رأس A به وسط BC:
ma2=42b2+2c2−a2
نسبت طلایی و تشابه: در پنجضلعی منتظم، نسبت قطر به ضلع برابر نسبت طلایی است:
sd=φ=21+5≈1.618
مثلثهای طلایی که با قطر و دو ضلع پنجضلعی ساخته میشوند، با یکدیگر متشابهاند.
قضیهٔ پاپوس (فراتر از کتاب): اگر A,B,C روی خط ℓ1 و D,E,F روی خط ℓ2 باشند، سه نقطهٔ تقاطع AE∩BD، AF∩CD و BF∩CE همخطاند.
تعمیم تالس با سه خط موازی: سه خط موازی ℓ1∥ℓ2∥ℓ3 روی هر دو خط قاطع، نسبتهای برابر ایجاد میکنند — این تعمیم در مسائل کنکور بسیار پرکاربرد است، حتی وقتی خطها ضلع مثلث نباشند.
نمونه تست
پاسخنامهی تحلیلی سهبخشی برای هر سؤال
۱چرا گزینهی درست، درست است
۲چرا هر گزینهی دیگر غلط است
۳تلهی تستیای که باید بشناسی
1. در مثلث ABC، عمودمنصفهای اضلاع در نقطهٔ O یکدیگر را قطع میکنند. اگر AB=10 و فاصلهٔ O تا ضلع AB برابر 12 باشد، شعاع دایرهٔ محیطی مثلث کدام است؟
10
12
13
14
پاسخنامهی تحلیلی
«13» درست است. نقطهٔ O محلِ تقاطعِ عمودمنصفها، یعنی مرکزِ دایرهٔ محیطی است و از هر سه رأس به فاصلهٔ R قرار دارد.
گامِ ۱: پایِ عمودِ O بر AB را M بنامیم. چون OM⊥AB و O از A و B به یک فاصله است، M وسطِ AB است، پس AM=2AB=210=5.
گامِ ۲: مثلثِ OMA در M قائمه است و OM=12، AM=5. با فیثاغورس: R2=OA2=OM2+AM2=122+52=144+25=169⇒R=13
وارسیِ مستقل (مختصاتی): M را مبدأ و AB را محورِ x بگیریم؛ آنگاه A=(−5,0)، B=(5,0) و O=(0,12). فاصلهٔ O تا A برابر 25+144=13 و تا B نیز 13 است — هر دو با R=13 میخوانند.
ردِ گزینهها: «10» همان طولِ ضلعِ AB است، نه شعاع. «12» همان فاصلهٔ O تا ضلع (OM) است؛ این فاصله یک ساقِ مثلثِ قائم است نه وترِ آن، پس نمیتواند R باشد. «14» از جمعِ نادرستِ 12+210−3 یا از تقریبزدنِ 169 به عددِ بزرگتر میآید؛ فیثاغورس دقیقاً 13 میدهد.
تلهٔ تستی: فاصلهٔ مرکزِ دایرهٔ محیطی تا یک ضلع، *نصفِ وتر* نیست؛ باید آن را با نصفِ همان ضلع در فیثاغورس ترکیب کرد تا R به دست آید. رابطهٔ کلیدی: R2=d2+(2a)2.
2. در مثلث قائمالزاویهٔ ABC با ∠A=90∘، اگر AB=6، AC=8 باشد، ارتفاع AH بر وتر و طولهای BH و HC کداماند؟
AH=1024، BH=1036، HC=1044
AH=1048، BH=1036، HC=1044
AH=1048، BH=1036، HC=1064
AH=1048، BH=1036، HC=1016
پاسخنامهی تحلیلی
«AH=1048، BH=1036، HC=1064» درست است.
گامِ ۱: با فیثاغورس BC=62+82=100=10
گامِ ۲: از رابطهٔ AB⋅AC=BC⋅AH داریم AH=106×8=1048=4.8
گامِ ۳: از روابطِ طلایی AB2=BH⋅BC و AC2=HC⋅BC: BH=1036=3.6,HC=1064=6.4
وارسیِ مستقل: باید BH+HC=BC شود: 1036+1064=10100=10=BC ✓. همچنین AH2=BH⋅HC میدهد 4.82=23.04 و 3.6×6.4=23.04 ✓.
ردِ گزینهها: گزینههای دارای HC=1044 در آزمونِ جمع رد میشوند، چون 1036+1044=8=10. گزینهٔ HC=1016 نیز جمعِ 1036+16=5.2=10 میدهد. گزینهٔ AH=1024 حاصلِ نصفکردنِ نابهجایِ 1048 است (خلطِ ارتفاع با نصفِ آن).
تلهٔ تستی: سریعترین راهِ ردِ گزینهها در این تست، آزمونِ BH+HC=BC است؛ پیش از هر محاسبهٔ دیگری این جمع را چک کنید تا سه گزینه در چند ثانیه حذف شوند.
3. برای ردِ گزارهٔ «هر چهارضلعی که دو ضلعِ موازی دارد، متوازیالاضلاع است»، کدام مثالِ نقض درست است؟
چهارضلعیای که هیچ دو ضلعِ موازی ندارد.
متوازیالاضلاعی که هر دو زوجِ ضلعِ روبهرویش موازیاند.
ذوزنقهای که AD∥BC است ولی AB و DC موازی نیستند.
لوزیای که هر چهار ضلعش برابرند.
پاسخنامهی تحلیلی
«ذوزنقهای که AD∥BC است ولی AB و DC موازی نیستند.» درست است.
گامِ ۱: مثالِ نقض برای گزارهٔ «اگر p آنگاه q» باید شکلی باشد که p را *دارد* ولی q را *ندارد*. اینجا p یعنی «دو ضلعِ موازی دارد» و q یعنی «متوازیالاضلاع است».
گامِ ۲: ذوزنقهٔ غیرمتوازیالاضلاع دقیقاً همین است: یک زوجِ ضلعِ موازی دارد (فرض برقرار)، اما زوجِ دیگر موازی نیست، پس متوازیالاضلاع نیست (نتیجه نقض شد).
وارسیِ مستقل (مختصاتی): چهارضلعیِ A(0,0)، B(6,0)، C(4,3)، D(1,3) را در نظر بگیرید. AB=(6,0) و DC=(3,0) همجهتاند پس AB∥DC؛ اما AD=(1,3) و BC=(−2,3) مضربِ هم نیستند، پس AD∦BC. این شکل واقعاً وجود دارد و گزاره را نقض میکند.
ردِ گزینهها: «چهارضلعیای که هیچ دو ضلعِ موازی ندارد» اصلاً فرضِ گزاره را ندارد، پس نمیتواند نقضش کند. «متوازیالاضلاعی که هر دو زوج موازیاند» هم فرض و هم نتیجه را دارد، یعنی *مثالِ موافق* است نه نقض. «لوزی» نوعی متوازیالاضلاع است و باز نتیجه را برآورده میکند.
تلهٔ تستی: مثالِ نقض باید فرض را نگه دارد و فقط نتیجه را بشکند؛ انتخابِ شکلی که *فرض* را هم ندارد (مثلِ چهارضلعیِ بدونِ ضلعِ موازی) رایجترین خطای این نوع سؤال است.
4. در مثلث ABC، اگر AB=13، AC=14 و BC=15 باشد، شعاع دایرهٔ محیطی با استفاده از فرمول R=4Sabc کدام است؟
$ \dfrac{65}{8}$
$ \dfrac{65}{4}$
$ \dfrac{65}{2}$
4
پاسخنامهی تحلیلی
«865» درست است.
گامِ ۱: با فرمولِ هرون، s=213+14+15=21 و S=21×8×7×6=7056=84
گامِ ۲: abc=13×14×15=2730 پس R=4Sabc=4×842730=3362730=865=8.125 (سادهسازی: هر دو بر 42 بخشپذیرند.)
وارسیِ مستقل: مثلثِ ۱۳-۱۴-۱۵ از دو مثلثِ قائمِ ۵-۱۲-۱۳ و ۹-۱۲-۱۵ ساخته میشود که ارتفاعِ مشترکشان ۱۲ است؛ پس S=15×... یا سادهتر S=214×12=84 ✓. همچنین از قانونِ سینوسها R=2sinAa: با cosA=2×14×15142+152−132=420196+225−169=420252=0.6، پس sinA=0.8 و R=2×0.813=1.613=8.125 ✓.
ردِ گزینهها: «465» از گذاشتنِ 2S بهجایِ 4S در مخرج میآید. «265» از فراموشکردنِ کاملِ ضریبِ 4 (یعنی Sabc) ناشی میشود. «4» شعاعِ دایرهٔ *محاطی* است (r=sS=2184=4)، نه محیطی.
تلهٔ تستی: یک وارسیِ سریع، نامساویِ R≥2amax است: بزرگترین ضلع 15 است، پس R باید دستِکم 7.5 باشد — این بیدرنگ گزینهٔ 4 را رد میکند.
5. در مثلث ABC، نیمساز خارجی زاویهٔ ∠A روی امتداد BC نقطهٔ D′ را قطع کرده است. اگر AB=8، AC=6 و BC=10 باشد، طول BD′ نسبت به D′C چگونه است؟
BD′>D′C و D′CBD′=68
BD′<D′C و D′CBD′=68
BD′>D′C و D′CBD′=86
BD′<D′C و D′CBD′=86
پاسخنامهی تحلیلی
«BD′>D′C و D′CBD′=68» درست است. طبقِ قضیهٔ نیمسازِ خارجی: D′CBD′=ACAB=68. چون AB>AC، نقطهٔ D′ بهگونهای روی امتدادِ BC قرار میگیرد که BD′>D′C. گزینهٔ «BD′<D′C و D′CBD′=68» نسبتِ عددی را درست گرفته اما ترتیبِ نامساوی را وارونه بیان میکند. گزینههای «BD′>D′C و D′CBD′=86» و «BD′<D′C و D′CBD′=86» خودِ نسبت را وارونه (AC/AB بهجایِ AB/AC) گرفتهاند.
تلهٔ تستی: در قضیهٔ نیمسازِ خارجی، BD′ (فاصلهٔ D′ از رأسِ متناظر با ضلعِ *بزرگتر*) همیشه بزرگتر است — نیمسازِ خارجی نقطهٔ D′ را همیشه در سمتِ رأسِ ضلعِ کوچکتر (اینجا C) به بیرون میفرستد.
6. در یک مسئلهٔ مکان هندسی، شرط «فاصلهٔ نقطهٔ P از نقطهٔ ثابت O و خط ثابت ℓ برابر است» کدام شکل را توصیف میکند؟
نیمساز داخلی زاویهٔ بین پارهخط OP و خط ℓ
عمودمنصف پارهخطی که انتهایش روی ℓ و O است
دایرهای با مرکز O و شعاع برابر فاصلهٔ O تا ℓ
سهمیای که O کانون و ℓ خطِ هادیِ آن است
پاسخنامهی تحلیلی
«سهمیای که O کانون و ℓ خطِ هادیِ آن است» درست است.
گامِ ۱: شرطِ مسئله d(P,O)=d(P,ℓ) است؛ یعنی فاصلهٔ P تا یک نقطهٔ ثابت با فاصلهٔ آن تا یک خطِ ثابت برابر باشد. این دقیقاً *تعریفِ* سهمی است: نقطهٔ ثابت کانون و خطِ ثابت خطِ هادی نام دارد.
گامِ ۲ (وارسیِ مختصاتی): ℓ را محورِ x و O=(0,c) با c>0 بگیریم. آنگاه x2+(y−c)2=∣y∣⇒x2+y2−2cy+c2=y2⇒y=2cx2+c2 که معادلهٔ یک سهمی است. رأسِ آن در x=0 یعنی y=2c قرار دارد — درستِ وسطِ O و ℓ، نه روی خودِ ℓ.
ردِ گزینهها: «دایرهای به مرکز O» شرطِ فاصله تا خط را کاملاً نادیده میگیرد و فقط d(P,O) را ثابت میگیرد، در حالی که اینجا این فاصله متغیر است. «عمودمنصف» مکانِ نقاطِ همفاصله از دو *نقطه* است، نه از یک نقطه و یک خط. «نیمساز» مکانِ نقاطِ همفاصله از دو *خط* است.
تلهٔ تستی: سه مکانِ هندسیِ پایه را از هم تفکیک کنید: همفاصله از دو نقطه ← عمودمنصف؛ همفاصله از دو خط ← نیمساز؛ همفاصله از یک نقطه و یک خط ← سهمی. همچنین رأسِ این سهمی *وسطِ* عمودِ O بر ℓ است، نه روی ℓ.
7. در اثبات عکس قضیهٔ تالس، چرا از روش برهان خلف استفاده میکنیم؟
چون اثبات مستقیم مستلزم استفاده از مساحت و ارتفاعهاست که همیشه ممکن نیست.
چون فرض مستقیم DE∥BC را نمیتوان از تناسبها استنتاج کرد.
چون میتوان با فرض DE∦BC به تناقض با یکتایی محل تقاطع خطوط موازی رسید.
چون مثال نقض برای قضیهٔ اصلی کافی است.
پاسخنامهی تحلیلی
در عکس تالس، فرض میشود نسبتها برقرارند و باید نشان داد خطوط موازیاند. اثبات مستقیم معمولاً با ساخت مثلثهای مشابه و استفاده از زوایا انجام میشود؛ اما رویکرد کتاب از برهان خلف استفاده میکند: فرض میکنیم DE با BC موازی نیست (DE∦BC) و از D خطی موازی با BC میکشیم که AC را در E′ قطع کند. با استفاده از تالس در مثلث جدید، همان نسبتها را برای AE′/E′C بهدست میآوریم؛ سپس با ترکیب نسبتها نتیجه میشود E=E′. این تناقض با فرض DE∦BC است؛ بنابراین خطوط موازیاند. گزینهٔ ۳ این فرآیند را خلاصه میکند.
تلهٔ تستی: برهانِ خلف زمانی بهکار میرود که نتیجه بهشکلِ منفی یا «یکتایی» باشد (مثلِ «فقط یک خط موازی وجود دارد») که اثباتِ مستقیمِ آن دشوار است — تشخیصِ این الگو، پیشنیازِ انتخابِ درستِ روشِ اثبات است.
8. در قضیهٔ استوارت، برای مثلث ABC و نقطهٔ D روی BC با BD=m و DC=n و AD=d، رابطهٔ b2m+c2n=a(d2+mn) برقرار است. اگر a=10,b=8,c=6,m=4,n=6 باشد، مقدار d2 کدام است؟
23.2
28.8
47.2
71.2
پاسخنامهی تحلیلی
«23.2» درست است.
گامِ ۱: بررسیِ سازگاریِ دادهها: m+n=4+6=10=a ✓ پس D واقعاً روی BC است.
گامِ ۲: در رابطهٔ استوارت، b=AC روبهروی رأسِ B است و با m=BD ضرب میشود؛ c=AB روبهروی C است و با n=DC ضرب میشود: b2m=82×4=256,c2n=62×6=216 پس b2m+c2n=472
گامِ ۳: d2=10472−mn=47.2−24=23.2
وارسیِ مستقل (مختصاتی): چون 62+82=102، مثلث در A قائمه است. B=(0,0)، C=(10,0) و A=(3.6,4.8) (زیرا AB=6 و AC=8). نقطهٔ D=(4,0) است، پس AD2=(4−3.6)2+(0−4.8)2=0.16+23.04=23.2 ✓
ردِ گزینهها: «47.2» یعنی فراموشکردنِ کسرِ mn در انتها. «71.2» یعنی *جمعکردنِ* mn بهجایِ کمکردن. «28.8» از جابهجاکردنِ m و n میآید (b2n+c2m=384+144=528، 10528−24=28.8).
تلهٔ تستی: در استوارت، هر ضلع با پارهخطِ *دورتر* از خودش ضرب میشود (b با m=BD)؛ جابهجاییِ این تناظر جوابی میدهد که هنوز «معقول» به نظر میرسد و به همین دلیل خطرناکترین گزینهٔ انحرافی است.
9. در یک مثال نقض برای گزارهٔ «در هر مثلث، هر ضلع از هر ارتفاع بزرگتر است»، کدام مثلث مناسبتر است؟
مثلث متساویالاضلاع با ضلع ۲
مثلث قائم با اضلاع ۳،۴،۵
مثلث منفرجه با اضلاع 5،5،9
مثلث متساویالساقین با اضلاع 2،2،3
پاسخنامهی تحلیلی
«مثلث قائم با اضلاع ۳،۴،۵» درست است.
گامِ ۱: گزاره میگوید «در هر مثلث، هر ضلع از هر ارتفاع بزرگتر است». برای نقضِ آن باید مثلثی بیابیم که در آن دستِکم یک ارتفاع از دستِکم یک ضلع بزرگتر (یا مساوی) باشد.
گامِ ۲: در مثلثِ قائمِ ۳-۴-۵ مساحت S=23×4=6 است، پس ارتفاعها: h3=32S=4,h4=42S=3,h5=52S=2.4 اینجا h3=4 است که از ضلعِ ۳ *بزرگتر* است؛ گزاره نقض شد.
وارسیِ مستقل: در مثلثِ قائم، دو ساق خودشان ارتفاعِ یکدیگرند؛ پس ارتفاعِ وارد بر ساقِ ۳ همان ساقِ ۴ است — بدونِ هیچ محاسبهای معلوم است که 4>3.
ردِ گزینهها: در متساویالاضلاعِ ضلعِ ۲ داریم h=3≈1.73 که از ۲ کوچکتر است، پس گزاره را *تأیید* میکند نه نقض. در مثلثِ ۵،۵،۹ مساحت ≈9.81 و بزرگترین ارتفاع 52×9.81≈3.92 است که از هر دو ضلعِ ۵ و ۹ کوچکتر است. در مثلثِ ۲،۲،۳ مساحت ≈1.98 و بزرگترین ارتفاع ≈1.98 است که باز از ۲ کوچکتر است.
تلهٔ تستی: مثلثِ قائمالزاویه سریعترین ابزارِ نقضِ چنین گزارههایی است، چون در آن هر ساق همزمان ضلع و ارتفاعِ ساقِ دیگر است؛ مثلثهای «کشیده» یا متساویالاضلاع معمولاً گزاره را تأیید میکنند نه نقض.
10. در یک مثلث، اگر گفته شود «هر ارتفاع از رأس، کوتاهترین خط از آن رأس تا ضلع مقابل است»، این حکم چگونه میتواند با روش مثال نقض مورد بررسی قرار گیرد؟
با تلاش برای یافتنِ خطی غیرعمود از رأس به ضلعِ مقابل که از ارتفاع کوتاهتر باشد.
با اثبات استنتاجی مستقیم از تعریف فاصله تا خط.
با استفاده از تشابه مثلثهای کوچک و بزرگ در مثلث قائم.
این حکم نیازی به بررسی ندارد چون یک اصلِ اقلیدسی است.
پاسخنامهی تحلیلی
«با تلاش برای یافتنِ خطی غیرعمود از رأس به ضلعِ مقابل که از ارتفاع کوتاهتر باشد.» درست است.
گامِ ۱: روشِ مثالِ نقض یعنی جستوجوی نمونهای که حکم را بشکند. حکم میگوید «ارتفاع کوتاهترین پارهخط از رأس تا ضلعِ مقابل است»، پس مثالِ نقض باید پارهخطی *غیرعمود* و کوتاهتر از ارتفاع باشد.
گامِ ۲ (نتیجهٔ جستوجو): چنین پارهخطی وجود ندارد. اگر AH ارتفاع و AP پارهخطی دلخواه با P=H روی ضلع باشد، مثلثِ AHP در H قائمه است و AP وترِ آن؛ پس AP2=AH2+HP2>AH2⇒AP>AH یعنی هر جستوجویی برای مثالِ نقض شکست میخورد و حکم تأیید میشود.
وارسیِ مستقل (مختصاتی): ضلع را محورِ x و A=(0,h) بگیرید. فاصلهٔ A تا نقطهٔ (t,0) برابر t2+h2 است که تنها در t=0 (یعنی همان پایِ عمود) کمینه و برابرِ h میشود.
ردِ گزینهها: «اثباتِ استنتاجیِ مستقیم» روشِ درستی برای این حکم است، اما سؤال صراحتاً روشِ *مثالِ نقض* را میخواهد. «تشابهِ مثلثها در مثلثِ قائم» ابزارِ روابطِ طلایی است و به کمینهبودنِ فاصله ربطی ندارد. گزینهٔ آخر حکم را «اصل» مینامد، در حالی که این یک قضیهٔ اثباتپذیر (از فیثاغورس) است.
تلهٔ تستی: شکستخوردنِ جستوجوی مثالِ نقض، خودش دلیلِ اثباتی نیست؛ اما وقتی بتوان *نشان داد* چرا هیچ مثالِ نقضی ممکن نیست (اینجا با نامساویِ وتر)، همان استدلال به اثباتِ کامل تبدیل میشود.