بخشی از بانک سؤال طبقهبندیشدهی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبتنام
خلاصهی درسنامه
این خلاصهی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همهی نکتهها، مثالهای حلشده و جمعبندی، با ثبتنام رایگان در دسترست قرار میگیرد.
درس اول: حد تابع در یک نقطه
انگیزه: گاهی لازم است رفتار تابع را در نزدیکی یک نقطه بررسی کنیم، نه لزوماً مقدار تابع در آن نقطه. برای f(x)=2x−1، وقتی x به ۴ نزدیک میشود، f(x) به ۷ نزدیک میشود:
x→4limf(x)=7
حد یکطرفه: حد چپ x→x0−limf(x)=l یعنی مقادیر f را میتوان از سمت چپ به l نزدیک کرد؛ به همین شکل حد راست x→x0+limf(x)=l.
قضیهٔ اساسی حد دوطرفه:
x→x0limf(x)=l⟺x→x0−limf(x)=l و x→x0+limf(x)=l
مثال — حد راست و چپ نابرابر: اگر x→1−limf(x)=2 و x→1+limf(x)=4 باشند، چون نابرابرند، حد دوطرفه وجود ندارد.
مثال — حد به مقدار تابع بستگی ندارد: برای g(x)=x−4x2−5x+4 (x=4): x→4limg(x)=7 در حالی که g(4) اصلاً تعریف نشده است.
مثال — تابع x:x→0+limx=0 اما x→0−limx وجود ندارد (تابع برای x<0 تعریف نشده)، پس حد دوطرفه در x=0 وجود ندارد.
نکات کلیدی: حد در یک نقطه فقط به رفتار اطراف آن نقطه بستگی دارد، نه به مقدار تابع در خود نقطه؛ برای بررسی وجود حد، همیشه هر دو حد راست و چپ را بررسی کن.
درس دوم: محاسبهٔ حد توابع
قوانین پایهٔ حد (با x→alimf(x)=l، x→alimg(x)=m):
x→alimc=c,x→alimx=a,x→alim[f(x)±g(x)]=l±m
x→alim[f(x)⋅g(x)]=l⋅m,x→alimg(x)f(x)=ml(m=0)
حد توابع چندجملهای: برای هر چندجملهای P(x): x→alimP(x)=P(a) — کافی است a را جای x بگذاریم.
حد توابع گویا: اگر Q(a)=0، جایگذاری مستقیم کافی است. اگر P(a)=Q(a)=0 (حالت 00)، باید صورت و مخرج را بر عامل مشترک (x−a) تقسیم کرد.
x→m−lim[x]=m−1,x→m+lim[x]=m,x→mlim[x] وجود ندارد
در نقاط غیرصحیح، x→alim[x]=[a].
قضیهٔ فشردگی (Squeeze Theorem): اگر g(x)≤f(x)≤h(x) و x→alimg(x)=x→alimh(x)=L، آنگاه x→alimf(x)=L. مثال کلاسیک: از −1≤sinx1≤1 نتیجه میشود −x2≤x2sinx1≤x2، پس x→0limx2sinx1=0.
حد در بینهایت (فراتر از کتاب):
x→∞limbmxm+…anxn+…=⎩⎨⎧bnan0±∞n=mn<mn>m
درس سوم: پیوستگی
تعریف: تابع f در نقطهٔ x=cپیوسته است هرگاه:
x→climf(x)=f(c)
این تعریف سه شرط همزمان دارد: (۱) f(c) تعریفشده باشد، (۲) x→climf(x) وجود داشته باشد، (۳) حد با مقدار تابع برابر باشد.
انواع ناپیوستگی:
نقطهٔ جدا (قابل رفع): حد وجود دارد اما f(c) تعریفنشده یا با حد برابر نیست؛ مثل f(x)=x−2x2−4 در x=2.
نقطهٔ پرش: حد راست و چپ وجود دارند اما نابرابرند.
ناپیوستگی اساسی: مانند f(x)=x1 در x=0.
پیوستگی راست و چپ:f در c از راست پیوسته است اگر x→c+limf(x)=f(c)؛ از چپ پیوسته اگر x→c−limf(x)=f(c). تابع در c پیوسته است اگر و فقط اگر هر دو برقرار باشند.
مثال:f(x)=[x] در x=2: پیوستگی راست دارد (limx→2+[x]=2=f(2)) اما پیوستگی چپ ندارد (limx→2−[x]=1=2)، پس در x=2 ناپیوسته است.
توابع پیوسته روی R: چندجملهایها، sinx، cosx، ax، ∣x∣. توابع لگاریتمی روی (0,+∞) پیوستهاند.
خواص ترکیبی پیوستگی: اگر f,g در c پیوسته باشند، f±g، f⋅g و (با g(c)=0) f/g نیز پیوستهاند؛ اگر g در c و f در g(c) پیوسته باشد، f∘g در c پیوسته است.
قضیهٔ مقدار میانی (IVT، فراتر از کتاب، مهم کنکور): اگر f روی [a,b] پیوسته باشد و f(a)⋅f(b)<0، آنگاه معادلهٔ f(x)=0 حداقل یک ریشه در (a,b) دارد.
مثال: برای f(x)=x3+x−1: f(0)=−1<0 و f(1)=1>0، پس معادله در (0,1) ریشه دارد.
مثال یافتن پارامتر برای پیوستگی (نوع رایج کنکور):
f(x)=⎩⎨⎧x−3x2−9kx=3x=3
x→3limf(x)=x→3lim(x+3)=6⟹k=6
نکات طلایی کنکوری
حد در یک نقطه به مقدار تابع در آن نقطه ربطی ندارد؛ فقط رفتار نزدیک به نقطه مهم است.
در عبارت 00، همیشه ابتدا عاملگیری کن و عامل مشترک را حذف کن؛ برای ریشه، از مزدوج استفاده کن.
x→alim[x]=[a] فقط وقتی a صحیح نباشد؛ اگر a صحیح باشد، حد وجود ندارد.
سه شرط پیوستگی را همزمان بررسی کن: تعریفشدگی، وجود حد، برابری حد با مقدار.
در تابع گویا Q(x)P(x)، نقاط ناپیوستگی دقیقاً همانجاییاند که Q(x)=0.
اشتباه رایج: x→0limxsinx=0نادرست است؛ مقدار درست 1 است.
برای f(x)=⎩⎨⎧−2x+8x22x>2−1≤x<2x<−3: f(2) تعریفنشده است ولی x→2limf(x)=4؛ در x=−1، x→−1+limf(x)=1 اما حد دوطرفه وجود ندارد چون از سمت چپ تابع تعریف نشده.
مثال دیگر: برای f(x)={−xxx<0x>0:
x→0−limf(x)=0,x→0+limf(x)=0⟹x→0limf(x)=0
اما f(0) تعریف نشده — یعنی حد وجود دارد ولی مقدار تابع در آن نقطه نه.
درس دوم — محاسبات بیشتر حد
مثال حد گویا با صورت غیرصفر:x→−2limx2−4x2+8؛ صورت در x=−2 برابر 12=0 و مخرج برابر 0 است، پس حد وجود ندارد (یا بینهایت است) — برخلاف حالت 00، اینجا نباید عاملگیری کرد.
مثال ترکیبی جزء صحیح:x→−2+lim[x]⋅x؛ وقتی x→−2+، داریم [x]=−2 و x→−2، پس حاصلضرب =(−2)(−2)=4.
مثال با چند تابع همزمان: اگر x→2limf(x)=3، x→2limg(x)=0، x→2limh(x)=−1:
x→2lim[f(x)+h(x)]=2,x→2lim[g(x)⋅f(x)]=0,x→2limh(x) وجود ندارد (چون h→−1<0)
مثال نقطهٔ پرش:h(x)={x+1x2−1x≥3x<3 در x=3: x→3+limh(x)=4=h(3) ولی x→3−limh(x)=8=4، پس تابع در x=3 ناپیوسته است (پرش از ۸ به ۴).
مثال یافتن پارامتر برای پیوستگی نوع دوم:g(x)={2x−1x2+kx≥1x<1؛ برای پیوستگی در x=1 باید x→1−limg(x)=g(1):
1+k=1⟹k=0
مثال بررسی پیوستگی روی یک بازه (تابع تجویز دارو):f(t)={6t+42t+100≤t≤11<t≤10؛ در t=1: t→1−limf(t)=10 و t→1+limf(t)=12؛ چون نابرابرند، تابع در t=1 ناپیوسته است و بنابراین روی کل [0,10] پیوسته نیست.
نکتهٔ چکلیست کنکور برای محاسبهٔ حد: چندجملهای → جایگذاری مستقیم؛ گویا با مخرج غیرصفر → جایگذاری مستقیم؛ گویا با 00 → عاملگیری و حذف؛ ریشه با 00 → مزدوج؛ جزء صحیح → حد راست و چپ جداگانه؛ تعریفشدهٔ تکهتکه → حد راست و چپ از قطعات مختلف.
اشتباهات رایج دانشآموزان (جدول تصحیح):
اشتباه رایج
درست
x→2limf(x)=f(2) همیشه برقرار است
فقط اگر f در x=2 پیوسته باشد
اگر حد وجود ندارد، تابع در آن نقطه تعریفنشده است
تابع ممکن است تعریفشده باشد ولی حد نداشته باشد
[x+y]=[x]+[y] همیشه برقرار است
این تساوی همیشه برقرار نیست
پیوستگی روی بازه: برای [a,b] باید تابع در (a,b) پیوسته باشد، در a پیوستگی راست و در b پیوستگی چپ داشته باشد؛ برای نقطهٔ ناپیوستهٔ قابلرفع، میتوان با تعریف مجدد مقدار تابع در همان نقطه، ناپیوستگی را برطرف کرد.
نمونه تست
پاسخنامهی تحلیلی سهبخشی برای هر سؤال
۱چرا گزینهی درست، درست است
۲چرا هر گزینهی دیگر غلط است
۳تلهی تستیای که باید بشناسی
1. اگر limx→1x−1x−1 را بخواهیم، مقدار آن کدام است؟
1
21
2
0
پاسخنامهی تحلیلی
صورت و مخرج در x=1 صفر میشوند. با ضرب در مزدوجِ x+1: (x−1)(x+1)(x−1)(x+1)=(x−1)(x+1)x−1=x+11→21. تلهی تستی: در حالت 00 همراه با رادیکال، جایگذاری مستقیم جواب نمیدهد؛ باید عبارت در مزدوجِ رادیکال ضرب شود تا عامل مشترکِ صفرکننده حذف شود.
بنابراین پاسخِ صحیح «21» است.
2. اگر limx→0xax−1=2 باشد، مقدار a چیست؟
e2
e
2e
e−2
پاسخنامهی تحلیلی
با بازنویسیِ xax−1 به کمکِ حدِ مهمِ limx→0xax−1=lna: طبقِ فرض lna=2، پس a=e2.
بنابراین پاسخِ صحیح «e2» است.
تلهی تستی: در فرمولِ xax−1→lna، نباید lna را با خودِ a اشتباه گرفت؛ باید معادلهی lna=2 را حل کرد تا a=e2 بهدست آید.
3. اگر limx→0x21−cos5x باشد، مقدار کدام است؟
25
225
5
21
پاسخنامهی تحلیلی
حدِ مهمِ موردِ نیاز: limu→0u21−cosu=21. با u=5x چون u2=25x2، عبارت را طوری مینویسیم که مخرجْ همان u2 شود:
x21−cos5x=25⋅(5x)21−cos5x⟶25×21=225.
وارسیِ مستقل: برای xهای کوچک cos5x≈1−2(5x)2، پس 1−cos5x≈225x2 و تقسیم بر x2 دوباره 225=12.5 میدهد. عددی هم با x=0.01 حاصلِ عبارت ≈12.4974 است که به 12.5 نزدیک است.
ردِ سه گزینهٔ دیگر: «25» وقتی بهدست میآید که ضریب را 5 (بهجایِ 52=25) بگیریم؛ «5» از فراموشکردنِ عاملِ 21 در خودِ حدِ مهم میآید (25×21 بهجایش 5 نوشته شده)؛ «21» یعنی ضریبِ داخلِ کسینوس اصلاً دیده نشده و مثلِ حالتِ u=x حساب شده است.
تلهی تستی: در x21−cos(ax) ضریبِ a بهصورتِ **مربع** بیرون میآید و نتیجه 2a2 است، نه 2a؛ همین توانِ دو تفاوتِ 225 با 25 را میسازد.
4. اگر limx→1x2−1x3−1 را بخواهیم، مقدار آن کدام است؟
23
1
2
21
پاسخنامهی تحلیلی
صورت و مخرج در x=1 صفر میشوند: x3−1=(x−1)(x2+x+1) و x2−1=(x−1)(x+1). با حذفِ عاملِ مشترک، عبارت به x+1x2+x+1 ساده میشود و با جایگذاریِ x=1، حد برابرِ 23 است. تلهی تستی: در حالت 00 هرگز نباید مستقیم عدد را جایگذاری کرد؛ باید صورت و مخرج تجزیه و عامل مشترکِ صفرکننده حذف شود.
بنابراین پاسخِ صحیح «23» است.
5. اگر limx→4x−4x−2 را بخواهیم، مقدار آن کدام است؟
41
21
2
4
پاسخنامهی تحلیلی
صورت و مخرج در x=4 صفر میشوند. با ضرب در مزدوجِ x+2: (x−4)(x+2)x−4=x+21→41. تلهی تستی: در حالت 00 همراه با رادیکال، جایگذاری مستقیم جواب نمیدهد؛ باید عبارت در مزدوجِ رادیکال ضرب شود تا عامل مشترکِ صفرکننده حذف شود.
بنابراین پاسخِ صحیح «41» است.
6. اگر limx→0xlog2(1+x) را بخواهیم، مقدار آن کدام است؟
ln21
ln2
1
2
پاسخنامهی تحلیلی
با نوشتنِ log2(1+x)=ln2ln(1+x): xlog2(1+x)=ln21⋅xln(1+x)→ln21×1=ln21.
بنابراین پاسخِ صحیح «ln21» است.
تلهی تستی: در loga(1+x)، باید پایه را با تبدیل به لگاریتمِ طبیعی (logat=lnalnt) لحاظ کرد؛ فراموشکردنِ ضریبِ lna1 باعثِ جوابِ اشتباهِ 1 میشود.
7. اگر limx→0xsinx1−cosx را بخواهیم، مقدار آن کدام است؟
21
1
0
2
پاسخنامهی تحلیلی
صورت را بازنویسی میکنیم: xsinx1−cosx=x21−cosx⋅sinxx→21×1=21. تلهی تستی: قبل از استفاده از حدِ مهمِ usinu→1 باید مطمئن شد آرگومانِ داخلِ سینوس/تانژانت دقیقاً با مخرج یکی است؛ اگر نبود، باید عبارت را با ضرب/تقسیم به شکلِ استاندارد رساند.
بنابراین پاسخِ صحیح «21» است.
8. اگر f(x)={x−1x2−1kx=1x=1 و g(x)=x+1، کدام گزاره درست است؟
f(1)=g(1) برای هر k
اگر k=3، آنگاه f و g در x=1 نیز برابرند
اگر k=2، آنگاه f و g بهعنوان تابع روی همه دامنه مشترک برابرند
برای هیچ kای پیوسته نمیشود
پاسخنامهی تحلیلی
برای x=1، f(x)=x−1x2−1=x+1=g(x) (تساویِ جبریِ محض، مستقل از k). با k=2، مقدارِ f(1)=2 نیز با g(1)=1+1=2 برابر میشود. پس با k=2، f و g روی کلِ دامنهی مشترکشان (همهی اعدادِ حقیقی) دقیقاً برابرند.
بنابراین پاسخِ صحیح «اگر k=2، آنگاه f و g بهعنوان تابع روی همه دامنه مشترک برابرند» است.
تلهی تستی: تساویِ جبریِ f(x)=g(x) برای x=1 بهتنهایی پیوستگی در x=1 را تضمین نمیکند؛ باید مقدارِ k را هم جداگانه با همان حد مقایسه کرد.
9. اگر limx→0x4+x−2 را بخواهیم، مقدار آن کدام است؟
41
21
1
2
پاسخنامهی تحلیلی
صورت و مخرج در x=0 صفر میشوند. با ضرب در مزدوجِ 4+x+2: صورت به x ساده میشود و عبارت به 4+x+21→41 میرسد. تلهی تستی: در حالت 00 همراه با رادیکال، جایگذاری مستقیم جواب نمیدهد؛ باید عبارت در مزدوجِ رادیکال ضرب شود تا عامل مشترکِ صفرکننده حذف شود.
بنابراین پاسخِ صحیح «41» است.
10. اگر f(x)=⎩⎨⎧log2(x+1)k2x−1x>0x=0x<0 در x=0 پیوسته باشد، k چیست؟
0
2
−1
1
پاسخنامهی تحلیلی
حد راست در x=0: x→0+limlog2(x+1)=log2(1)=0.
حد چپ در x=0: x→0−lim(2x−1)=20−1=1−1=0.
چون حد راست و حد چپ هر دو برابر 0 هستند، برای پیوستگی باید k=0 باشد. سایر گزینهها («2»، «−1»، «1») از محاسبهی نادرست یکی از دو حد یکطرفه یا جایگذاری اشتباه در پایهی لگاریتم/توان بهدست میآیند. تلهی تستی: در اینجور سؤالها باید هر دو حد یکطرفه را جداگانه محاسبه کرد و با هم مقایسه کرد؛ فرض کردن اینکه فقط بررسی یک طرف کافی است، مقدار k را اشتباه میکند.