حد بی نهایت و حد در بی نهایت (فصل 3 ریاضی 3) (علوم تجربی)
بخشی از بانک سؤال طبقهبندیشدهی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبتنام
خلاصهی درسنامه
این خلاصهی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همهی نکتهها، مثالهای حلشده و جمعبندی، با ثبتنام رایگان در دسترست قرار میگیرد.
حد بینهایت و حد در بینهایت — خلاصهٔ فصل ۳
پیشنیاز: قضیهٔ باقیمانده و قضیهٔ فاکتور
اگر چندجملهای f(x) را بر (x−a) تقسیم کنیم، باقیمانده برابر f(a) است (چون f(x)=(x−a)Q(x)+R و با x=a: R=f(a)). نتیجهٔ مهم — قضیهٔ فاکتور:
f(a)=0⟺(x−a)∣f(x)
مثال:g(x)=2x3+x2+1؛ چون g(−1)=−2+1+1=0، پس (x+1) فاکتور است: 2x3+x2+1=(x+1)(2x2−x+1). نکتهٔ کنکوری: برای یافتن ریشهٔ احتمالی چندجملهای با ضرایب صحیح، ابتدا مقسومعلیههای جملهٔ ثابت را امتحان کن.
حد توابع کسری — حالت 00
اگر f(a)=g(a)=0، هر دو بر (x−a) بخشپذیرند؛ پس از حذف عامل مشترک:
مثال با رادیکال (ضرب در مزدوج):x→5limx−52−x−1=x→5lim(x−5)(2+x−1)4−(x−1)=x→5lim2+x−1−1=−41
مثال با رادیکال مکعبی:x→8lim3x−2x2−8x با اتحاد a3−b3=(a−b)(a2+ab+b2) به x(3x2+23x+4) ساده میشود و حاصل 8(4+4+4)=96 است.
مثال با مخرج درجهٔ سه:x→−2limx3+82x3+3x2+4؛ مخرج =(x+2)(x2−2x+4) و صورت با تقسیم بر (x+2) برابر (x+2)(2x2−x+2) میشود، پس حد =4+4+48+2+2=1212=1.
مثال با رادیکال مکعبی در صورت (تغییر متغیر): برای x→1limx2+x−2x−3x، با فاکتورگیری صورت و مخرج بر اتحاد مکعب، حد به x+23x ساده میشود و حاصل 31 است.
همسایگی
هر بازهٔ باز (a,b) که شامل x0 باشد، همسایگیx0 است. همسایگی محذوف: (a,b)∖{x0}. همسایگی راستx0: بازهٔ (x0,x0+r)؛ همسایگی چپ: (x0−r,x0)، برای r>0. همسایگی راست شامل خود x0 نمیشود (بازه باز است).
حد بینهایت
تعریف:limx→af(x)=+∞ یعنی میتوان f(x) را از هر عدد مثبت دلخواه بزرگتر کرد، مشروط بر آنکه x بهقدر کافی به a نزدیک باشد. مشابه برای −∞. تذکر مهم:+∞ و −∞ عدد حقیقی نیستند؛ نوشتن lim=+∞ یعنی حد وجود ندارد اما رفتار تابع را توصیف میکند.
مثال:f(x)=x−21: limx→2+x−21=+∞ (مخرج →0+) و limx→2−x−21=−∞ (مخرج →0−).
قضیهٔ محاسبهٔ حد بینهایت
اگر limx→af(x)=L=0 و limx→ag(x)=0:
علامت L
علامت g(x)
limgf
L>0
g(x)>0
+∞
L>0
g(x)<0
−∞
L<0
g(x)>0
−∞
L<0
g(x)<0
+∞
قانون سریع: علامت حد = sign(L)×sign(g). تذکر: این قضیه فقط برای 0L=0 است؛ حالتهای 00، ∞−∞، 0⋅∞ جداگانه بررسی میشوند.
مثال:x→21+lim2x−1[x]−3: صورت در 21 برابر −3؛ از راست مخرج →0+ پس حد =−∞؛ از چپ مخرج →0− پس حد =+∞ — دوطرفه موجود نیست.
مجانب عمودی (فراتر از کتاب)
خط x=aمجانب عمودی است اگر حداقل یکی از limx→a±f(x)=±∞ برقرار باشد. برای تابع گویا Q(x)P(x)، ریشههای Q که P در آنها صفر نیست، مجانب میدهند. دقت: اگر هم P(a)=0 و هم Q(a)=0، باید ابتدا ساده کرد — مثال: f(x)=x2−4x−2=x+21، مجانب فقط در x=−2 است، نه x=2.
نکات کنکوری: اگر مخرج توان زوج داشته باشد ((x−a)2n)، حد دوطرفه یکسان است؛ اگر توان فرد باشد، حد چپ و راست معکوسعلامتاند. [x] (جزء صحیح) در نزدیکی اعداد صحیح ناپیوسته است؛ ∣x∣ در x=0 مجانب عمودی ندارد اما ∣x∣1 دارد.
نمونههای بیشتر کار در کلاس:
x→5−limx−52x=0−10=−∞x→5+limx−52x=0+10=+∞
x→−31lim(x+31)31:از راست +∞,از چپ −∞(دوطرفه وجود ندارد چون توان مخرج فرد است)
x→2π+limtanx=0−1=−∞x→2π−limtanx=+∞
درس دوم: حد در بینهایت
تعریف و قضایای پایه
limx→+∞f(x)=L یعنی میتوان f(x) را به هر مقدار دلخواه به L نزدیک کرد، مشروط بر آنکه x بهقدر کافی بزرگ باشد. برای هر عدد طبیعی n:
x→+∞limxn1=0x→−∞limxn1=0
اگر limx→+∞f(x)=l و limx→+∞g(x)=m، آنگاه جمع/تفریق، ضرب و تقسیم (با m=0) حدها طبق قواعد معمول محاسبه میشوند؛ این قضایا برای x→−∞ نیز برقرارند.
حد توابع گویا در بینهایت
روش: تقسیم صورت و مخرج بر بزرگترین توان مخرج. قانون سریع (بسیار مهم):
خط y=Lمجانب افقی است اگر limx→+∞f(x)=L یا limx→−∞f(x)=L. یک تابع حداکثر دو مجانب افقی دارد (یکی در +∞، یکی در −∞)، اما نمودار میتواند از مجانب افقی عبور کند. اگر limx→+∞[f(x)−(mx+b)]=0، خط y=mx+bمجانب مایل است — برای گویا با degP=degQ+1. مثال: f(x)=xx2+1=x+x1، پس y=x مجانب مایل است.
مسائل ترکیبی (فراتر از کتاب)
نوع ∞−∞ با رادیکال:
x→+∞lim(x+1−x)=x→+∞limx+1+x1=0
نوع ∞−∞ با چندجملهای:
x→+∞lim(x2+x−x)=x→+∞lim1+x1+11=21
نوع 0⋅∞: با تغییر متغیر t=x1:
x→+∞limxsinx1=t→0+limtsint=1
نکتهٔ کنکوری: برای x→−∞ باید x2=∣x∣=−x در نظر گرفته شود (چون x<0)؛ limx→+∞xsinx=0 زیرا −1≤sinx≤1 و مخرج بینهایت میشود.
جدول جامع انواع حد
نوع حد
روش حل
00 کسری
حذف عامل مشترک
00 رادیکالی
ضرب در مزدوج
0L=0
تعیین علامت مخرج
∞∞ گویا
تقسیم بر بزرگترین توان
∞−∞ رادیکالی
ضرب در مزدوج
تستهای نمونهٔ کنکور با پاسخ
سؤال ۱:x→−∞lim−x2+2x−53x2−x+1؟ درجهها برابرند، ضریب x2 در صورت 3 و مخرج −1: حد =−13=−3.
1. اگر چندجملهای f(x)=ax3+bx2+cx+d بهگونهای باشد که برای هر x∈R تابع g(x)=xf(x)−f(−x) چندجملهایِ زوجِ درجهٔ 2 باشد، کدام گزینه حتماً درست است؟
a=0
b=c=0
a=0
a=0,c=0
پاسخنامهی تحلیلی
«a=0» درست است. f(x)−f(−x)=(ax3+bx2+cx+d)−(−ax3+bx2−cx+d)=2ax3+2cx. پس g(x)=xf(x)−f(−x)=2ax2+2c. این عبارت نه به b و نه به d اصلاً بستگی ندارد (هر دو در تفاضلِ f(x)−f(−x) کاملاً حذف میشوند). c فقط جملهٔ ثابتِ g را میسازد و روی زوجبودن یا درجهٔ آن اثری ندارد؛ تنها شرطِ لازم و کافی برای اینکه g دقیقاً چندجملهایِ زوجِ درجهٔ ۲ باشد، a=0 است. رد گزینههای دیگر: «a=0,c=0» شرطِ اضافیِ نادرستی روی c میگذارد که اصلاً لازم نیست؛ «a=0» باعث میشود g(x)=2c یک چندجملهایِ ثابت (درجهٔ صفر، نه ۲) شود؛ «b=c=0» شرطِ کاملاً غیرضروری روی b و c تحمیل میکند. تلهٔ تستی: در اینگونه سؤالها باید دقیقاً بررسی کرد کدام ضرایب اصلاً در عبارتِ نهایی ظاهر میشوند؛ اضافهکردنِ شرطهای اضافی و بهظاهر بیضرر روی ضرایبی که اصلاً نقشی ندارند (b اینجا)، رایجترین تلهٔ طراحیِ این نوع سؤال است.
2. چندجملهای f(x) بهصورت f(x)=x3−3x2+px+q است، بهطوریکه دو عدد 1 و −2 ریشههای f(x) هستند. مقدار x→1limx2−1f(x) کدام است؟
−23
−29
−9
29
پاسخنامهی تحلیلی
«−29» درست است. از f(1)=0 و f(−2)=0: دستگاهِ p+q=2 و −2p+q=20 حل میشود به p=−6,q=8، پس f(x)=x3−3x2−6x+8. چون 1,−2 ریشهاند، f(x)=(x−1)(x+2)(x−r)؛ از جملهٔ ثابت: 8=(−1)(2)(−r)=2r⇒r=4. پس f(x)=(x−1)(x+2)(x−4). با سادهسازیِ (x−1): x2−1f(x)=x+1(x+2)(x−4). در x=1: 23×(−3)=−29. رد گزینههای دیگر: «29» از افتادنِ علامتِ منفیِ (x−4) در x=1 ناشی میشود؛ «−9» از فراموشکردنِ تقسیم بر (x+1)=2 پیش میآید؛ «−23» از خطای محاسباتی در یافتنِ ریشهٔ سومِ r ناشی میشود. تلهٔ تستی: پس از یافتنِ چندجملهای از روی دو ریشهٔ دادهشده، باید ریشهٔ سومِ آن را هم از روی جملهٔ ثابت به دست آورد؛ فراموشکردنِ این گام یا اشتباه در علامتِ آن، رایجترین خطای این خانواده از سؤالات است.
3. اگر f(x)=2x3+ax2+bx (بدون جملهٔ ثابت) بهطوریکه f(1)=0 و x→1limx2−1f(x)=3، مقدار a کدام است؟
4
−4
2
−2
پاسخنامهی تحلیلی
«2» درست است. از f(1)=0: 2+a+b=0. چون x2−1=(x−1)(x+1) و f(1)=0، صورت و مخرج هر دو در x=1 صفرند؛ با فرمولِ x→1limx2−1f(x)=2f′(1) (که همواره وقتی f(1)=0 برقرار است): f′(x)=6x2+2ax+b، f′(1)=6+2a+b. شرطِ حد: 26+2a+b=3⇒2a+b=0⇒b=−2a. با جایگذاری در 2+a+b=0: 2+a−2a=0⇒a=2. رد گزینههای دیگر: «−2» از خطای علامت در حلِ دستگاه پیش میآید؛ «4» و «−4» از اشتباه در فرمولِ f′(1) یا محاسبهٔ ضرایب ناشی میشوند. تلهٔ تستی: رابطهٔ x→alimx−af(x)=f′(a) فقط وقتی f(a)=0 باشد معتبر است — همیشه پیش از استفاده از این میانبر، بررسی کنید که شرطِ صفرشدنِ صورت واقعاً برقرار است.
4. تابع f(x)=x2−1x3−1 را در نظر بگیرید. حد x→1limx−1f(x)−23 کدام است؟
23
43
−43
41
پاسخنامهی تحلیلی
«43» درست است. ابتدا f(x) را ساده میکنیم: x2−1x3−1=(x−1)(x+1)(x−1)(x2+x+1)=x+1x2+x+1 برای x=1، و f(1)=23. حدِ خواسته دقیقاً تعریفِ مشتق است: L=x→1limx−1f(x)−f(1)=f′(1). با تقسیم: x+1x2+x+1=x+x+11، پس f′(x)=1−(x+1)21 و f′(1)=1−41=43. رد گزینههای دیگر: «−43» از افتادنِ علامتِ منفیِ مشتقِ x+11 ناشی میشود؛ «41» از جایگذاریِ اشتباه در فرمولِ مشتق پیش میآید؛ «23» با اشتباهگرفتنِ f(1) با f′(1) به دست میآید. تلهٔ تستی: حدِ x→alimx−af(x)−f(a) همیشه برابرِ f′(a) است؛ اشتباهِ رایج، محاسبهٔ f(a) بهجایِ f′(a) یا خطای علامت در مشتقِ عبارتِ x+11 (که مشتقش −(x+1)21 است، نه +(x+1)21) است.
5. اگر x→2limx−2x3−ax2+bx−8=4، مقدار a+b کدام است؟
−12
10
12
8
پاسخنامهی تحلیلی
«12» درست است. برای وجودِ حدِ متناهی در x→2limx−2P(x)، باید P(2)=0: 8−4a+2b−8=0⇒b=2a. از رابطهٔ عمومیِ x→2limx−2P(x)=P′(2) (معتبر چون P(2)=0): P′(x)=3x2−2ax+b، P′(2)=12−4a+b=4⇒b=4a−8. از دو رابطه: 2a=4a−8⇒a=4,b=8. پس a+b=12. رد گزینههای دیگر: «8» فقط مقدارِ b است، نه مجموعِ a+b؛ «−12» از خطای علامت در حلِ دستگاه پیش میآید؛ «10» از اشتباه در محاسبهٔ P′(2) ناشی میشود. تلهٔ تستی: دو شرط (صفرشدنِ صورت در x=2، و مقدارِ خودِ حد) باید هر دو همزمان بهکار روند تا هر دو مجهول a,b بهطورِ کامل تعیین شوند؛ توقف پس از یافتنِ فقط یکی از این دو رابطه، پاسخِ ناقص میدهد.
6. تابع f(x)=x−2x2−4−x2−4x3−8 را در نظر بگیرید. حد x→2limf(x) کدام است؟
0
1
2
4
پاسخنامهی تحلیلی
«1» درست است. با سادهسازی هر جزء: x−2x2−4=x+2 و x2−4x3−8=x+2x2+2x+4. تفاضل آنها یک کسر واحد میدهد: f(x)=x+2(x+2)2−(x2+2x+4)=x+22x. در x=2: 44=1. رد گزینههای دیگر: «0» و «4» از اشتباه در باز کردن پرانتز (x+2)2 ناشی میشوند؛ «2» از فراموشکردنِ سادهسازیِ نهاییِ x+22x و جایگذاریِ مستقیمِ ناقص پیش میآید. تلهٔ تستی: قبل از تفریقِ دو کسر باید هر دو جزء را کاملاً ساده کرد و مخرجِ مشترک گرفت؛ تفریقِ زودهنگام (بدونِ سادهسازی) گزینههای غلط را میسازد.
7. اگر x→0limx1+ax−1−x=23 باشد، مقدار a کدام است؟
4
6
3
2
پاسخنامهی تحلیلی
«2» درست است. با ضرب در مزدوج: 1+ax−1−x=1+ax+1−x(a+1)x، پس کسر به 2a+1 میل میکند. با برابرقراردادن با 23: a+1=3⇒a=2. رد گزینههای دیگر: از فراموشکردنِ جمعِ ضرایبِ a و 1 (بهجایِ تفریق) یا خطای محاسباتی در حلِ معادلهٔ خطی پیش میآیند. تلهٔ تستی: در limx→0x1+ax−1−bx=2a+b، صورتِ داخلِ رادیکالها با علامتِ متفاوت (یکی + یکی −) باعثِ **جمع**شدنِ a و b میشود، نه تفریق؛ خلطکردنِ این با حالتِ همعلامت (که تفریق میدهد) رایجترین خطاست.
8. حد x→0limx1+3x−1+x کدام است؟
2
1
21
23
پاسخنامهی تحلیلی
«1» درست است. با ضرب در مزدوج: 1+3x−1+x=1+3x+1+x2x. پس کسر برابر 1+3x+1+x2 است که در x→0 به 1+12=1 میرسد. رد گزینههای دیگر: «23» با اشتباهگرفتنِ ضرایبِ 3 و 1 زیرِ رادیکال (بهجای تفاضلِ آنها که 2 است) به دست میآید؛ «2» و «21» از خطای محاسباتی در مخرجِ نهایی ناشی میشوند. تلهٔ تستی: در حدِ x1+ax−1+bx پاسخِ نهایی 2a−b است، نه 2a+b یا خودِ a,b؛ فراموشکردنِ عملِ تفریق در صورت، رایجترین اشتباه است.
9. حد x→0limx1+x−1−x برابر است با:
0
2
21
1
پاسخنامهی تحلیلی
«1» درست است. با ضرب در مزدوج: 1+x−1−x=1+x+1−x2x. پس کسر برابر 1+x+1−x2 است که در x→0 به 1+12=1 میرسد. رد گزینههای دیگر: «2» از جاگذاریِ مستقیمِ x=0 در صورتِ اصلی (که خودش 00 میدهد) بدونِ سادهسازی ناشی میشود؛ «0» و «21» از خطا در مخرجِ نهایی به دست میآیند. تلهٔ تستی: در حدِ x1+ax−1−bx پاسخِ نهایی 2a+b است (چون تفاضلِ (1+ax)−(1−bx)=(a+b)x)؛ اینجا a=b=1 پس پاسخ 22=1.
10. حد x→0limx31+x−31−x کدام است؟
0
32
31
1
پاسخنامهی تحلیلی
از توسعهٔ رادیکال مکعبی یا ترفند مزدوج مکعب استفاده میکنیم. بهطور کلی برای u,v>0:3u−3v=u2/3+u1/3v1/3+v2/3u−v.اینجا u=1+x,v=1−x، پس:31+x−31−x=(1+x)2/3+(1+x)1/3(1−x)1/3+(1−x)2/3(1+x)−(1−x)=A(x)2x,که A(x)=(1+x)2/3+(1−x2)1/3+(1−x)2/3.پس:x31+x−31−x=xA(x)2x=A(x)2.اکنون حد:x→0limA(x)=(1)2/3+(1)1/3+(1)2/3=1+1+1=3.بنابراین:x→0limx31+x−31−x=32.«32» صحیح است. تلهٔ تستی: برای رادیکالِ درجهٔ سه از اتحادِ a3−b3=(a−b)(a2+ab+b2) استفاده میشود، نه روشِ ضربدرمزدوجِ معمولِ رادیکالِ درجهٔ دو؛ بهکاربردنِ روشِ اشتباه یا فراموشکردنِ یکی از سه جملهٔ اتحاد، خطای رایجِ این نوع سؤال است.