پرش به محتوای اصلی

احتمال (فصل 7 ریاضی 3) (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

احتمال — خلاصهٔ فصل ۷

پدیده تصادفی و فضای نمونه

پدیده تصادفی پدیده‌ای است که نتیجه‌اش را پیش از انجام نمی‌توان با قطعیت پیش‌بینی کرد (مثل پرتاب تاس یا سکه). مجموعهٔ تمام نتایج ممکن را فضای نمونه می‌نامیم و با SS نشان می‌دهیم؛ مثلاً برای پرتاب یک تاس: S={1,2,3,4,5,6}S = \{1,2,3,4,5,6\}.

هر زیرمجموعه از SS یک پیشامد است. پیشامد مطمئن SS است (احتمال 11)، پیشامد محال \emptyset است (احتمال 00). تعداد پیشامدهای ممکن روی فضای نمونهٔ nn عنصری برابر 2n2^n است.

اعمال روی پیشامدها

P(A)=1P(A)P(A') = 1 - P(A)
P(AB)=P(A)+P(B)P(AB)P(A \cup B) = P(A) + P(B) - P(A \cap B)
P(AB)=P(A)P(AB)P(A \setminus B) = P(A) - P(A \cap B)

قوانین دمورگان: (AB)=AB(A \cup B)' = A' \cap B' و (AB)=AB(A \cap B)' = A' \cup B'.

در فضای یکنواخت (همهٔ نتایج هم‌احتمال):

P(A)=n(A)n(S)=تعداد حالت‌های مطلوبتعداد کل حالت‌های ممکنP(A) = \frac{n(A)}{n(S)} = \frac{\text{تعداد حالت‌های مطلوب}}{\text{تعداد کل حالت‌های ممکن}}

احتمال شرطی و استقلال

P(AB)=P(AB)P(B)P(B)0P(A|B) = \frac{P(A \cap B)}{P(B)} \qquad P(B) \neq 0

قانون ضرب: P(AB)=P(A)P(BA)P(A \cap B) = P(A) \cdot P(B|A)

AA و BB مستقلاند اگر P(AB)=P(A)P(B)P(A \cap B) = P(A) \cdot P(B)؛ یعنی وقوع یکی روی احتمال دیگری هیچ تأثیری ندارد. نکته مهم: دو پیشامد با احتمال مثبت هرگز هم‌زمان ناسازگار و مستقل نیستند، چون اگر ناسازگار باشند P(AB)=0P(A \cap B) = 0 ولی P(A)P(B)>0P(A) \cdot P(B) > 0.

افراز و قانون احتمال کل

A1,A2,,AnA_1, A_2, \ldots, A_n روی SS افراز می‌سازند اگر: اجتماع‌شان SS باشد، دوبه‌دو ناسازگار باشند (AiAj=A_i \cap A_j = \emptyset) و هیچ‌کدام تهی نباشند. اگر BB پیشامدی باشد:

P(B)=i=1nP(Ai)P(BAi)\boxed{P(B) = \sum_{i=1}^{n} P(A_i) \cdot P(B|A_i)}

P(B)P(B) در واقع میانگین وزن‌دار احتمال BB در هر سناریوست؛ وزن‌ها همان احتمال هر سناریو هستند. ساده‌ترین حالت (افراز دوتایی AA و AA')، که در اکثر مسائل کنکور کافی است:

P(B)=P(A)P(BA)+P(A)P(BA)P(B) = P(A) \cdot P(B|A) + P(A') \cdot P(B|A')

روش حل گام‌به‌گام: ۱) پیشامدهای افراز (سناریوها) را شناسایی کن؛ ۲) احتمال هر سناریو را بنویس؛ ۳) احتمال شرطی در هر سناریو را بنویس؛ ۴) نمودار درختی رسم کن؛ ۵) احتمال‌های شاخه‌های مطلوب را جمع بزن.

قضیهٔ بیز (فراتر از کتاب)

قانون احتمال کل می‌پرسد «اگر سناریو مشخص باشد، احتمال نتیجه چیست؟»؛ قضیهٔ بیز برعکس می‌پرسد «اگر نتیجهٔ BB رخ داده، کدام سناریو مسبب آن بوده؟»:

P(AkB)=P(Ak)P(BAk)i=1nP(Ai)P(BAi)\boxed{P(A_k | B) = \frac{P(A_k) \cdot P(B|A_k)}{\displaystyle\sum_{i=1}^{n} P(A_i) \cdot P(B|A_i)}}

صورت کسر احتمال مسیر AkA_k به BB است؛ مخرج کسر همان کل احتمال BB (قانون احتمال کل) است.

مثال حل‌شده — سه کارخانه

سه کارخانه به ترتیب 50%50\%، 30%30\% و 20%20\% از تولید یک قطعه را می‌سازند؛ نرخ معیوبی‌شان به ترتیب 2%2\%، 3%3\% و 4%4\% است.

احتمال معیوب بودن یک قطعهٔ تصادفی از انبار:

P(D)=0.50×0.02+0.30×0.03+0.20×0.04=0.010+0.009+0.008=0.027P(D) = 0.50 \times 0.02 + 0.30 \times 0.03 + 0.20 \times 0.04 = 0.010+0.009+0.008 = \boxed{0.027}

اگر قطعه‌ای معیوب باشد، احتمال اینکه از کارخانهٔ ۲ آمده باشد (با بیز):

P(A2D)=P(A2)P(DA2)P(D)=0.30×0.030.027=13P(A_2|D) = \frac{P(A_2)\cdot P(D|A_2)}{P(D)} = \frac{0.30 \times 0.03}{0.027} = \boxed{\frac{1}{3}}

اشتباه رایج: فکر کردن به اینکه P(AB)=P(BA)P(A|B) = P(B|A) — این دو معمولاً برابر نیستند، همان‌طور که در مثال بالا P(A2D)P(DA2)P(A_2|D) \neq P(D|A_2).

خلاصهٔ فرمول‌های کلیدی

P(A)=1P(A)P(AB)=P(A)+P(B)P(AB)P(A') = 1 - P(A) \qquad P(A \cup B) = P(A) + P(B) - P(A \cap B)
P(AB)=P(AB)P(B)P(AB)=P(A)P(BA)P(A|B) = \frac{P(A \cap B)}{P(B)} \qquad P(A \cap B) = P(A) \cdot P(B|A)
استقلال: P(AB)=P(A)P(B)\text{استقلال: } P(A \cap B) = P(A) \cdot P(B)
احتمال کل: P(B)=i=1nP(Ai)P(BAi)\text{احتمال کل: } P(B) = \sum_{i=1}^{n} P(A_i) \cdot P(B|A_i)
بیز: P(AkB)=P(Ak)P(BAk)i=1nP(Ai)P(BAi)\text{بیز: } P(A_k|B) = \frac{P(A_k) \cdot P(B|A_k)}{\displaystyle\sum_{i=1}^{n} P(A_i) \cdot P(B|A_i)}

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در یک آزمایشگاه تشخیص طبی، احتمال اینکه یک فرد سالم به اشتباه بیمار تشخیص داده شود 0.050.05 و احتمال اینکه یک فرد بیمار به درستی تشخیص داده شود 0.900.90 است. اگر بدانیم تنها 4%4\% از افراد مراجعه‌کننده واقعاً بیمار هستند و فردی به تصادف انتخاب شده و نتیجه آزمایش او مثبت شده باشد، با چه احتمالی این فرد واقعاً بیمار است؟ (پاسخ‌ها گرد شده‌اند)

  • 0.430.43
  • 0.480.48
  • 0.570.57
  • 0.620.62

پاسخنامه‌ی تحلیلی

بر اساس قضیه بیز، ما P(D+)P(D|+) را می‌خواهیم. اطلاعات مسئله: P(D)=0.04P(D)=0.04، P(D)=0.96P(D')=0.96. همچنین P(+D)=0.90P(+|D)=0.90 و P(+D)=0.05P(+|D')=0.05 (مثبت کاذب). طبق فرمول بیز: P(D+)=P(D)P(+D)P(D)P(+D)+P(D)P(+D)=0.04×0.90(0.04×0.90)+(0.96×0.05)=0.0360.036+0.048=0.0360.084=36840.428P(D|+) = \frac{P(D)P(+|D)}{P(D)P(+|D) + P(D')P(+|D')} = \frac{0.04 \times 0.90}{(0.04 \times 0.90) + (0.96 \times 0.05)} = \frac{0.036}{0.036 + 0.048} = \frac{0.036}{0.084} = \frac{36}{84} \approx 0.428 که به 0.430.43 نزدیک است. سایر گزینه‌ها با خطای محاسبه مخرج به دست می‌آیند. تلهٔ تستی: چون شیوعِ بیماری یا رویدادِ موردبررسی در جامعه کم است، تعدادِ مثبت‌های کاذب (از میانِ جمعیتِ بزرگِ سالم) در مقایسه با مثبت‌هایِ واقعی می‌تواند چشمگیر باشد؛ همین باعث می‌شود احتمالِ پسین («0.430.43») با حساسیتِ ظاهریِ آزمایش فاصلهٔ زیادی داشته باشد. فراموش‌کردنِ نقشِ شیوعِ پایین در مخرجِ فرمولِ بیز، خطایِ اصلیِ این‌گونه سؤالات است.

2. سه کارخانه F1,F2,F3F_1, F_2, F_3 به ترتیب 25%25\%, 35%35\% و 40%40\% قطعات یک شرکت را تولید می‌کنند. درصد قطعات معیوب این کارخانه‌ها به ترتیب 4%4\%, 2%2\% و 5%5\% است. اگر قطعه‌ای به تصادف از انبار شرکت انتخاب شود و بدانیم معیوب نیست، با چه احتمالی این قطعه محصول کارخانه F2F_2 است؟ (تقریبی)

  • 0.450.45
  • 0.360.36
  • 0.240.24
  • 0.300.30

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ابتدا احتمالِ سالم‌بودنِ کل (متممِ معیوب‌بودن) را با قانونِ احتمالِ کل می‌یابیم. احتمالِ سالم‌بودن در هر کارخانه: P(HF1)=0.96P(H|F_1)=0.96، P(HF2)=0.98P(H|F_2)=0.98، P(HF3)=0.95P(H|F_3)=0.95. P(H)=(0.25×0.96)+(0.35×0.98)+(0.40×0.95)=0.24+0.343+0.38=0.963P(H) = (0.25 \times 0.96) + (0.35 \times 0.98) + (0.40 \times 0.95) = 0.24 + 0.343 + 0.38 = 0.963. حالا با استفاده از قضیهٔ بیز: P(F2H)=0.35×0.980.963=0.3430.9630.356P(F_2|H) = \dfrac{0.35\times0.98}{0.963}=\dfrac{0.343}{0.963} \approx 0.356 که به 0.360.36 گرد می‌شود. گزینهٔ «0.240.24» همان سهمِ اولیهٔ (بدونِ‌شرطِ) کارخانهٔ F2F_2 در کلِ تولید است. گزینهٔ «0.300.30» و «0.450.45» از خطایِ محاسباتی در مخرجِ کسر (یعنی P(H)P(H)) به دست می‌آیند. تلهٔ تستی: چون سؤال دربارهٔ قطعه‌ای است که *معیوب نیست* (نه معیوب است)، باید در فرمولِ بیز از نرخِ سلامت هر کارخانه (11 منهایِ نرخِ معیوبی) استفاده کرد، نه از خودِ نرخِ معیوبیِ داده‌شده در صورتِ سؤال؛ فراموش‌کردنِ این تبدیل به متمم و استفادهٔ مستقیم از نرخ‌هایِ معیوبی (4%,2%,5%4\%,2\%,5\%) خطایِ اصلیِ این تله است.

3. ظرف اول حاوی ۳ مهره سفید و ۲ مهره سیاه است. ظرف دوم حاوی ۴ مهره سفید و ۴ مهره سیاه است. یک ظرف به تصادف انتخاب شده و دو مهره همزمان از آن خارج می‌کنیم. اگر هر دو مهره سفید باشند، احتمال اینکه مهره‌ها از ظرف اول خارج شده باشند چقدر است؟ (با فرض برابری احتمال انتخاب ظروف)

  • 512\dfrac{5}{12}
  • 310\dfrac{3}{10}
  • 314\dfrac{3}{14}
  • 712\dfrac{7}{12}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

احتمالِ انتخابِ هر ظرف برابر P(V1)=P(V2)=12P(V_1)=P(V_2)=\dfrac12 است. احتمالِ خروجِ دو مهرهٔ سفید از ظرفِ اول (۳ سفید، ۲ سیاه): P(WWV1)=(32)(52)=310P(WW\mid V_1)=\dfrac{\binom{3}{2}}{\binom{5}{2}}=\dfrac{3}{10}. احتمالِ خروجِ دو مهرهٔ سفید از ظرفِ دوم (۴ سفید، ۴ سیاه): P(WWV2)=(42)(82)=628=314P(WW\mid V_2)=\dfrac{\binom{4}{2}}{\binom{8}{2}}=\dfrac{6}{28}=\dfrac{3}{14}. طبقِ قانونِ احتمالِ کل: P(WW)=12×310+12×314=320+328=21140+15140=36140=935P(WW)=\dfrac12\times\dfrac{3}{10}+\dfrac12\times\dfrac{3}{14}=\dfrac{3}{20}+\dfrac{3}{28}=\dfrac{21}{140}+\dfrac{15}{140}=\dfrac{36}{140}=\dfrac{9}{35}. طبقِ قضیهٔ بیز: P(V1WW)=3/209/35=21/14036/140=2136=712P(V_1\mid WW)=\dfrac{3/20}{9/35}=\dfrac{21/140}{36/140}=\dfrac{21}{36}=\dfrac{7}{12}. گزینهٔ «512\dfrac{5}{12}» متممِ همین احتمال است (سهمِ ظرفِ دوم در میانِ حالت‌هایِ دو-سفید). گزینهٔ «310\dfrac{3}{10}» همان P(WWV1)P(WW\mid V_1) است، نه پاسخِ نهایی. گزینهٔ «314\dfrac{3}{14}» همان P(WWV2)P(WW\mid V_2) است. تلهٔ تستی: چون ظرفِ اول (۵ مهره) کوچک‌تر از ظرفِ دوم (۸ مهره) است، شانسِ کشیدنِ دو مهرهٔ سفید از آن (۳ از ۵) نسبت به ظرفِ دوم (۴ از ۸) بیشتر است؛ همین باعث می‌شود پس از مشاهدهٔ «هر دو سفید»، سهمِ ظرفِ اول در پسین (۷/۱۲) از سهمِ برابرِ اولیه‌اش (۱/۲) هم بیشتر شود. فراموش‌کردنِ اعمالِ وزنِ صحیحِ P(WWVi)P(WW\mid V_i) برایِ هر ظرف و اکتفا به نسبتِ اولیهٔ ۵۰-۵۰، خطایِ اصلیِ این تله است.

4. فرض کنید ۳ سکه در یک کیسه داریم: ۲ سکه سالم و ۱ سکه که دو روی آن شیر است. سکه‌ای به تصادف انتخاب کرده و ۳ بار پرتاب می‌کنیم. اگر هر ۳ بار شیر بیاید، با چه احتمالی سکه انتخاب شده همان سکه دو‌رو است؟

  • 0.200.20
  • 0.660.66
  • 0.500.50
  • 0.800.80

پاسخنامه‌ی تحلیلی

فرض کنیم A1A_1 انتخاب سکه دو‌رو و A2A_2 انتخاب سکه سالم باشد. P(A1)=1/3P(A_1)=1/3 و P(A2)=2/3P(A_2)=2/3. پیشامد BB: آمدن ۳ شیر متوالی. P(BA1)=13=1P(B|A_1) = 1^3 = 1. P(BA2)=(1/2)3=1/8P(B|A_2) = (1/2)^3 = 1/8. احتمال کل آمدن ۳ شیر: P(B)=(1/3×1)+(2/3×1/8)=1/3+2/24=8/24+2/24=10/24=5/12P(B) = (1/3 \times 1) + (2/3 \times 1/8) = 1/3 + 2/24 = 8/24 + 2/24 = 10/24 = 5/12. احتمال اینکه سکه دو‌رو باشد (قضیه بیز): P(A1B)=P(A1)P(BA1)P(B)=1/35/12=4/125/12=4/5=0.8P(A_1|B) = \frac{P(A_1)P(B|A_1)}{P(B)} = \frac{1/3}{5/12} = \frac{4/12}{5/12} = 4/5 = 0.8. «0.800.80» صحیح است. تلهٔ تستی: چون سکهٔ دورو با احتمالِ ۱ (نه ۱/۲) شیر می‌آورد، سهمِ آن در میانِ نتیجه‌هایِ «شیر» به‌طورِ نامتناسبی بزرگ‌تر از سهمِ اولیه‌اش در کلِ کیسه می‌شود؛ فراموش‌کردنِ این تفاوتِ نرخِ شرطی و اکتفا به نسبتِ اولیهٔ سکه‌ها، خطایِ اصلیِ راهی است که به پاسخِ «0.800.80» نمی‌رسد.

5. پیشامدهای A,B,CA, B, C کاملاً مستقل‌اند. اگر P(A)=P(B)=P(C)=pP(A)=P(B)=P(C)=p باشد و بدانیم احتمال اینکه حداقل یکی از این سه پیشامد رخ دهد برابر با 1927\frac{19}{27} است، مقدار pp چقدر است؟

  • 2/32/3
  • 1/31/3
  • 4/94/9
  • 1/91/9

پاسخنامه‌ی تحلیلی

احتمال رخ دادن حداقل یکی از پیشامدها برابر است با متمم رخ ندادن هیچ‌کدام: P(ABC)=1P(ABC)P(A \cup B \cup C) = 1 - P(A' \cap B' \cap C'). چون پیشامدها کاملاً مستقل‌اند، متمم‌های آنها نیز مستقل‌اند. پس P(A)=1pP(A') = 1-p. بنابراین 1(1p)3=19/27(1p)3=8/271 - (1-p)^3 = 19/27 \Rightarrow (1-p)^3 = 8/27. با گرفتن ریشه سوم: 1p=2/3p=1/31-p = 2/3 \Rightarrow p = 1/3. بقیه گزینه‌ها نتایج اشتباه در حل معادله درجه ۳ یا ریشه‌گیری نادرست هستند. تلهٔ تستی: در مسائلِ جبریِ احتمال (حل‌کردن برایِ یک مجهول از رویِ چند رابطهٔ داده‌شده)، باید دقت کرد کدام فرمول (قانونِ اجتماع، ضرب، یا احتمالِ شرطی) با داده‌هایِ سؤال تطبیق دارد؛ استفاده از فرمولِ نادرست، مستقیماً از پاسخِ «1/31/3» دور می‌اندازد.

6. ظرف AA شامل ۴ مهره سفید و ۳ مهره سیاه است. ظرف BB شامل ۲ مهره سفید و ۵ مهره سیاه است. دو مهره به تصادف و همزمان از ظرف AA خارج کرده و بدون رؤیت در ظرف BB قرار می‌دهیم. سپس یک مهره از ظرف BB بیرون می‌آوریم. اگر مهره خارج شده از ظرف BB سفید باشد، با چه احتمالی هر دو مهره‌ی منتقل شده از ظرف AA، سفید بوده‌اند؟

  • 821\frac{8}{21}
  • 311\frac{3}{11}
  • 522\frac{5}{22}
  • 411\frac{4}{11}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

احتمالات انتقال از AA: دو سفید P(W2)=(42)(72)=621P(W_2)=\frac{\binom{4}{2}}{\binom{7}{2}}=\frac{6}{21}، یک سفید و یک سیاه P(WB)=4×321=1221P(WB)=\frac{4 \times 3}{21}=\frac{12}{21}، دو سیاه P(B2)=(32)21=321P(B_2)=\frac{\binom{3}{2}}{21}=\frac{3}{21}. احتمال سفید بودن مهره نهایی به شرط هر حالت (در ظرف BB حالا ۹ مهره داریم): P(WW2)=49P(W|W_2)=\frac{4}{9}، P(WWB)=39P(W|WB)=\frac{3}{9}، P(WB2)=29P(W|B_2)=\frac{2}{9}. احتمال کل سفید بودن: P(W)=(621×49)+(1221×39)+(321×29)=24+36+6189=66189=2263P(W) = (\frac{6}{21} \times \frac{4}{9}) + (\frac{12}{21} \times \frac{3}{9}) + (\frac{3}{21} \times \frac{2}{9}) = \frac{24+36+6}{189} = \frac{66}{189} = \frac{22}{63}. طبق قضیه بیز: P(W2W)=24/18966/189=2466=411P(W_2|W) = \frac{24/189}{66/189} = \frac{24}{66} = \frac{4}{11}. تلهٔ تستی: در نمونه‌گیریِ بدونِ جای‌گذاری یا انتقالِ بین ظرف‌ها، باید بعد از هر مرحله ترکیبِ به‌روزشده را به‌کار برد، نه ترکیبِ اولیه؛ فراموش‌کردنِ همین به‌روزرسانی، شایع‌ترین راه برایِ نرسیدن به پاسخِ درست («411\frac{4}{11}») است.

7. فرض کنید AA و BB و CC سه پیشامد باشند به طوری که AA و BB مستقل‌اند، AA و CC ناسازگارند، و P(A)=0.4P(A)=0.4، P(B)=0.5P(B)=0.5، P(C)=0.3P(C)=0.3 و P(BC)=0.1P(B \cap C)=0.1. مقدار P(ABC)P(A \cup B \cup C) کدام است؟

  • 0.850.85
  • 0.750.75
  • 0.80.8
  • 0.90.9

پاسخنامه‌ی تحلیلی

فرمول اجتماع سه پیشامد: P(ABC)=P(A)+P(B)+P(C)P(AB)P(AC)P(BC)+P(ABC)P(A \cup B \cup C) = P(A)+P(B)+P(C)-P(A \cap B)-P(A \cap C)-P(B \cap C)+P(A \cap B \cap C). چون AA و CC ناسازگارند P(AC)=0P(A \cap C)=0 و نتیجتاً P(ABC)=0P(A \cap B \cap C)=0. چون AA و BB مستقل‌اند P(AB)=0.4×0.5=0.2P(A \cap B)=0.4 \times 0.5=0.2. جایگذاری مقادیر: 0.4+0.5+0.30.200.1+0=1.20.3=0.90.4+0.5+0.3-0.2-0-0.1+0 = 1.2 - 0.3 = 0.9. تلهٔ تستی: پیش از انتخابِ گزینه، باید هر رابطهٔ داده‌شده در صورتِ سؤال را با دقت در فرمولِ مناسب جای‌گذاری کرد؛ ترکیب‌کردنِ رابطه‌ها به روشِ نادرست (مثلاً جمع به‌جایِ ضرب، یا برعکس) رایج‌ترین راهی است که مانعِ رسیدن به پاسخِ «0.90.9» می‌شود.

8. دستگاهی از سه قطعه X,Y,ZX, Y, Z تشکیل شده است که به صورت سری به هم متصل‌اند و دستگاه تنها در صورتی کار می‌کند که هر سه قطعه کار کنند. احتمال خرابی این قطعات به ترتیب 0.10.1، 0.20.2 و 0.250.25 است و خرابی آن‌ها کاملاً از هم مستقل است. اگر بدانیم دستگاه از کار افتاده است، با چه احتمالی دقیقاً یک قطعه خراب شده است؟ (تقریبی)

  • 0.750.75
  • 0.820.82
  • 0.640.64
  • 0.580.58

پاسخنامه‌ی تحلیلی

احتمالِ سالم‌بودنِ قطعات: 0.90.9، 0.80.8 و 0.750.75. چون اتصال سری است، دستگاه فقط وقتی کار می‌کند که هر سه سالم باشند: P(OK)=0.9×0.8×0.75=0.54P(OK)=0.9\times0.8\times0.75=0.54، پس P(خرابی)=10.54=0.46P(\text{خرابی})=1-0.54=0.46. «دقیقاً یک قطعه خراب» سه زیرحالتِ ناسازگار دارد: فقط XX خراب: 0.1×0.8×0.75=0.060.1\times0.8\times0.75=0.06؛ فقط YY خراب: 0.9×0.2×0.75=0.1350.9\times0.2\times0.75=0.135؛ فقط ZZ خراب: 0.9×0.8×0.25=0.180.9\times0.8\times0.25=0.18. جمع: 0.06+0.135+0.18=0.3750.06+0.135+0.18=0.375. پس P(دقیقاً یکخرابی)=0.3750.46=75920.8152P(\text{دقیقاً یک}\mid\text{خرابی})=\dfrac{0.375}{0.46}=\dfrac{75}{92}\approx0.8152 که با گردکردن به دو رقمِ اعشار 0.820.82 می‌شود. وارسیِ مستقل (شمارشِ متممِ درونِ فضایِ شرطی): در فضایِ «دستگاه خراب» با احتمالِ 0.460.46، حالتِ «دقیقاً دو خراب» برابرِ 0.1×0.2×0.75+0.1×0.8×0.25+0.9×0.2×0.25=0.015+0.02+0.045=0.080.1\times0.2\times0.75+0.1\times0.8\times0.25+0.9\times0.2\times0.25=0.015+0.02+0.045=0.08 و حالتِ «هر سه خراب» برابرِ 0.1×0.2×0.25=0.0050.1\times0.2\times0.25=0.005 است. مجموعِ سه دستهٔ خرابی: 0.375+0.08+0.005=0.460.375+0.08+0.005=0.46 ✔ برابرِ P(خرابی)P(\text{خرابی})؛ و 10.08+0.0050.46=10.0850.460.81521-\dfrac{0.08+0.005}{0.46}=1-\dfrac{0.085}{0.46}\approx0.8152 همان پاسخ است. ردِ گزینه‌ها: «0.750.75» فقط احتمالِ سالم‌بودنِ قطعهٔ ZZ است و ربطی به احتمالِ شرطی ندارد. «0.640.64» از تقسیمِ نادرستِ 0.3750.375 بر 0.5850.585 (یعنی فراموش‌کردنِ اینکه مخرج باید P(خرابیِ دستگاه)P(\text{خرابیِ دستگاه}) باشد) می‌آید. «0.580.58» تقریباً 0.3750.645\dfrac{0.375}{0.645} است و از جمع‌زدنِ اشتباهِ زیرحالت‌ها در مخرج ناشی می‌شود. تلهٔ تستی: مخرجِ این احتمالِ شرطی P(خرابیِ دستگاه)=0.46P(\text{خرابیِ دستگاه})=0.46 است، نه 11 و نه P(OK)=0.54P(OK)=0.54؛ اگر کسی 0.3750.375 را مستقیم به‌عنوانِ پاسخ بردارد یا بر 0.540.54 تقسیم کند، به هیچ‌کدام از گزینه‌ها نمی‌رسد و همین نشانهٔ خطاست.

9. فرض کنید AA و BB دو پیشامد مستقل باشند و P(AB)=0.88P(A \cup B) = 0.88 و P(AB)=0.12P(A \cap B) = 0.12. معادله درجه دومی که ریشه‌های آن P(A)P(A) و P(B)P(B) باشند کدام است؟

  • x21.00x+0.12=0x^2 - 1.00x + 0.12 = 0
  • x20.76x+0.12=0x^2 - 0.76x + 0.12 = 0
  • x21.00x+0.88=0x^2 - 1.00x + 0.88 = 0
  • x20.88x+0.12=0x^2 - 0.88x + 0.12 = 0

پاسخنامه‌ی تحلیلی

می‌دانیم P(AB)=P(A)+P(B)P(AB)P(A \cup B) = P(A) + P(B) - P(A \cap B). پس 0.88=P(A)+P(B)0.12P(A)+P(B)=1.000.88 = P(A) + P(B) - 0.12 \Rightarrow P(A) + P(B) = 1.00. این مجموع ریشه‌ها (S) است. همچنین P(AB)=0.12P(A \cap B) = 0.12 که چون مستقل‌اند برابر P(A)P(B)P(A)P(B) است. پس حاصل‌ضرب ریشه‌ها (P) برابر 0.120.12 است. معادله درجه دوم به فرم x2Sx+P=0x^2 - Sx + P = 0 است، یعنی x21x+0.12=0x^2 - 1x + 0.12 = 0. تلهٔ تستی: پیش از انتخابِ گزینه، باید هر رابطهٔ داده‌شده در صورتِ سؤال را با دقت در فرمولِ مناسب جای‌گذاری کرد؛ ترکیب‌کردنِ رابطه‌ها به روشِ نادرست (مثلاً جمع به‌جایِ ضرب، یا برعکس) رایج‌ترین راهی است که مانعِ رسیدن به پاسخِ «x21.00x+0.12=0x^2 - 1.00x + 0.12 = 0» می‌شود.

10. یک سیستم دارای دو سرور موازی S1S_1 و S2S_2 است. سیستم زمانی کار می‌کند که حداقل یکی از سرورها فعال باشد. احتمال خرابی S1S_1 برابر 0.20.2 و احتمال خرابی S2S_2 برابر 0.30.3 است. اگر بدانیم سیستم در حال کار است، احتمال اینکه سرور S1S_1 خراب شده باشد چقدر است؟ (با فرض استقلال خرابی‌ها)

  • 1447\frac{14}{47}
  • 14\frac{1}{4}
  • 747\frac{7}{47}
  • 247\frac{2}{47}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

سیستم فقط زمانی از کار می‌افتد که هر دو سرور هم‌زمان خراب باشند: P(سیستم خراب)=0.2×0.3=0.06P(\text{سیستم خراب})=0.2\times0.3=0.06، پس P(سیستم کار می‌کند)=10.06=0.94P(\text{سیستم کار می‌کند})=1-0.06=0.94. صورتِ کسر: حالتی که S1S_1 خراب باشد *و* سیستم کار کند؛ این فقط وقتی رخ می‌دهد که S2S_2 سالم باشد: 0.2×0.7=0.140.2\times0.7=0.14. پس P(S1 خرابکار می‌کند)=0.140.94=1494=747P(S_1\text{ خراب}\mid\text{کار می‌کند})=\dfrac{0.14}{0.94}=\dfrac{14}{94}=\dfrac{7}{47}. وارسیِ مستقل با شمارشِ چهار حالتِ ممکن: (سالم،سالم)=0.8×0.7=0.56=0.8\times0.7=0.56، (S1S_1خراب،S2S_2سالم)=0.14=0.14، (S1S_1سالم،S2S_2خراب)=0.8×0.3=0.24=0.8\times0.3=0.24، (خراب،خراب)=0.06=0.06. جمعِ چهار حالت =1=1 ✔ و سه حالتِ نخست سیستم را روشن نگه می‌دارند: 0.56+0.14+0.24=0.940.56+0.14+0.24=0.94 ✔. سهمِ حالتِ دوم از این 0.940.94 همان 0.140.94=747\dfrac{0.14}{0.94}=\dfrac{7}{47} است. ردِ گزینه‌ها: «14\frac{1}{4}» تقریباً همان P(S1 خراب)=0.2P(S_1\text{ خراب})=0.2 بدونِ شرط است و شرطِ «سیستم کار می‌کند» را نادیده می‌گیرد. «247\frac{2}{47}» از قراردادنِ P(S1خراب)×P(S2خراب)=0.06P(S_1\text{خراب})\times P(S_2\text{خراب})=0.06 در صورتِ کسر (694=347\frac{6}{94}=\frac{3}{47}) و سپس ساده‌سازیِ اشتباه می‌آید. «1447\frac{14}{47}» یعنی کسی مخرج را 0.470.47 گرفته (نصفِ 0.940.94) و در واقع دو برابرِ پاسخِ درست است. تلهٔ تستی: صورتِ کسر نباید P(S1خراب)×P(S2خراب)P(S_1\text{خراب})\times P(S_2\text{خراب}) باشد — آن احتمالِ خرابیِ *کلِ* سیستم است، درحالی‌که شرطِ سؤال دقیقاً برعکسِ آن (روشن‌بودنِ سیستم) است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان