پرش به محتوای اصلی

01_فیزیک و اندازه گیری (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

فیزیک، علمی که طبیعت را می‌شناسد

فیزیک یعنی «شناخت طبیعت» — بنیادی‌ترین علم تجربی که زیربنای همهٔ مهندسی‌ها و فناوری‌هاست. ویژگی مهمش این است که تجربی است: هر قانونی باید با آزمایش تأیید شود، و مدل‌ها و نظریه‌ها در طول زمان با شواهد تازه اصلاح یا حتی جایگزین می‌شوند. برای مثال، مدل اتمی طی یک قرن چند بار بازنگری شد — این تغییرپذیری ضعف فیزیک نیست، بلکه دقیقاً قوت آن است.

برای تحلیل‌پذیر شدن یک پدیده، فیزیکدان‌ها آن را مدل‌سازی می‌کنند: اثرهای جزئی (مثل مقاومت هوا در سقوط یک توپ) را نادیده می‌گیرند و فقط روی اثرهای تعیین‌کننده تمرکز می‌کنند.

کمیت فیزیکی و یکاها

هر چیزی که با عدد و یکا اندازه‌گیری شود، کمیت فیزیکی است. کمیت‌های برداری (مثل نیرو و سرعت) با پیکان روی نماد نشان داده می‌شوند: F,v\vec{F}, \vec{v}؛ بدون پیکان فقط اندازهٔ آن‌هاست: F=FF = |\vec{F}|. مسافت نرده‌ای است، جابه‌جایی برداری؛ زمان نرده‌ای است، سرعت برداری.

دستگاه بین‌المللی یکاها (SI) هفت کمیت پایه دارد. نکتهٔ مهم: کیلوگرم تنها یکای پایه‌ای است که خودش پیشوند (کیلو) دارد؛ برای یکاهای فرعی جرم به گرم پیشوند اضافه می‌شود، نه کیلوگرم (مثلاً میلی‌گرم، نه میلی‌کیلوگرم).

یکاهای فرعی مهم: تندی m/s\text{m/s}، شتاب m/s2\text{m/s}^2، نیرو N=kgms2\text{N} = \dfrac{\text{kg}\cdot\text{m}}{\text{s}^2}، فشار Pa=Nm2\text{Pa} = \dfrac{\text{N}}{\text{m}^2}، انرژی J=Nm\text{J} = \text{N}\cdot\text{m}.

تبدیل یکا و تحلیل ابعادی

روش استاندارد، ضرب کمیت در ضریب تبدیل (کسری که برابر ۱ است) است. مثال: تبدیل km/h\text{km/h} به m/s\text{m/s} کافی است بر ۳.۶ تقسیم کنیم:

v(m/s)=v(km/h)3.6v(\text{m/s}) = \frac{v(\text{km/h})}{3.6}

برای یکاهای توان‌دار، ضریب تبدیل هم به همان توان می‌رسد:

1 m2=(100 cm1 m)2=104 cm2,1 m3=106 cm31\text{ m}^2 = \left(\frac{100\text{ cm}}{1\text{ m}}\right)^2 = 10^4\text{ cm}^2, \qquad 1\text{ m}^3 = 10^6\text{ cm}^3

در هر معادلهٔ فیزیکی، یکاهای دو طرف باید یکی باشند — این اصل «سازگاری یکاها» یا تحلیل ابعادی است و حتی می‌توان با آن فرمول‌های ناشناخته را حدس زد؛ مثلاً برای دورهٔ تناوب آونگ، فقط از بررسی ابعاد به دست می‌آید که:

T=kLgT = k\sqrt{\frac{L}{g}}

نمادگذاری علمی و ارقام بامعنا

هر عدد به شکل a×10na \times 10^n نوشته می‌شود که در آن 1a<101 \leq |a| < 10. عدد بزرگ ← ممیز به چپ ← توان مثبت؛ عدد کوچک ← ممیز به راست ← توان منفی. مثال: 0.000008m=8×106m0.000008\,\text{m} = 8 \times 10^{-6}\,\text{m}.

ارقام بامعنا: همهٔ ارقام غیرصفر و صفرهای میان آن‌ها بامعنایند؛ صفرهای سمت چپ بامعنا نیستند، اما صفرهای بعد از ممیز در سمت راست بامعنا هستند. در ضرب و تقسیم، جواب به تعداد کمترین رقم بامعنای اجزا گرد می‌شود؛ در جمع و تفریق، به دقیق‌ترین مکان اعشار محدود می‌ماند — مثلاً 4.8+245.41=250.24.8 + 245.41 = 250.2 (نه 250.21250.21).

چگالی

ρ=mV\boxed{\rho = \frac{m}{V}}

چگالی خاصیت ماده است، نه جسم — یک تکه طلا با هر جرمی همان چگالی طلا را دارد. اگر ρجسم>ρمایع\rho_{\text{جسم}} > \rho_{\text{مایع}} باشد، جسم غرق می‌شود.

مثال حل‌شده: فلزی با چگالی 22500kg/m322500\,\text{kg/m}^3 و حجم 23.0cm3=23.0×106m323.0\,\text{cm}^3 = 23.0\times10^{-6}\,\text{m}^3:

m=ρV=22500×23.0×106=0.518kgm = \rho V = 22500 \times 23.0\times10^{-6} = 0.518\,\text{kg}

همچنین 1g/cm3=1000kg/m31\,\text{g/cm}^3 = 1000\,\text{kg/m}^3 — رابطه‌ای که در تبدیل چگالی‌ها همیشه لازم می‌شود.

مرتبهٔ بزرگی و مقیاس‌های بزرگ

مرتبهٔ بزرگی یک عدد، نزدیک‌ترین توان ۱۰ به آن است (اگر ضریب عدد از 103.16\sqrt{10}\approx3.16 بزرگ‌تر باشد، یک واحد به توان اضافه می‌شود) و برای تخمین سریع پاسخ مسئله‌های پیچیده به‌کار می‌رود. برای مثال جرم زمین 6×1024kg6\times10^{24}\,\text{kg} در مرتبهٔ 102510^{25} قرار می‌گیرد.

در مقیاس‌های نجومی از یکاهایی مثل یکای نجومی (فاصلهٔ زمین تا خورشید، 1.50×1011m1.50\times10^{11}\,\text{m}) و سال نوری (9.46×1015m9.46\times10^{15}\,\text{m}) استفاده می‌شود، چون نوشتن این فاصله‌ها با متر معمولی دست‌وپاگیر است.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در مدل‌سازی حرکت یک توپ پرتاب‌شده، کدام عامل را معمولاً می‌توان در گام اولِ مدل‌سازی نادیده گرفت بی‌آنکه اثر اصلی حرکت از بین برود؟

  • نیروی گرانش زمین
  • زمان حرکت
  • جهت سرعت اولیه
  • مقاومت هوا در شرایط مناسب

پاسخنامه‌ی تحلیلی

اصل طلایی مدل‌سازی این است که اثرهای جزئی را حذف کنیم، نه اثرهای تعیین‌کننده را. در بسیاری از مسائل مقدماتی، مقاومت هوا نسبت به گرانش کوچک فرض می‌شود و حذف آن مدل را ساده ولی هنوز معتبر نگه می‌دارد. تلهٔ تستی: اصلِ طلاییِ مدل‌سازی می‌گوید فقط اثرهایِ جزئی و غیرِتعیین‌کننده باید نادیده گرفته شوند، نه اثرهایی که در نتیجهٔ نهایی نقشِ اساسی دارند؛ فرقِ این دو، همیشه به شرایطِ خاصِ مسئله (مثلِ سرعت یا مقیاسِ اندازه‌گیری) بستگی دارد.

2. کدام انتخاب بهترین بیان برای مدل آرمانیِ یک جسم پرتابی در مسائل مقدماتی است؟

  • جسم صلبی که فقط تحت نیروی اصطکاک حرکت می‌کند
  • ذره‌ای بدون جرم که نیازی به نیروی گرانش ندارد
  • جسمی گسترده با چرخش، مقاومت هوا و جرم متغیر
  • جسم نقطه‌ای در خلأ با وزن تقریباً ثابت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در متن، توپ واقعی به‌صورت جسم نقطه‌ای در خلأ با وزن ثابت مدل می‌شود. این ساده‌سازی بررسی حرکت را ممکن می‌کند و در بسیاری از مسائل کنکوری کافی است. تلهٔ تستی: در آرمانی‌سازی، حذفِ اثرِ جزئی مجاز است ولی حذفِ خودِ عاملِ اصلی نه؛ گزینهٔ «ذرهٔ بدونِ جرم» جذاب به‌نظر می‌رسد اما جسمِ بی‌جرم اصلاً وزن ندارد و مسئلهٔ پرتابه بی‌معنا می‌شود.

3. کدام کمیت تنها با عدد و یکا به طور کامل مشخص می‌شود؟

  • جابه‌جایی
  • نیرو
  • شتاب
  • جرم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

جرم کمیتی نرده‌ای است و فقط با عدد و یکا بیان می‌شود. در مقابل، جابه‌جایی، نیرو و شتاب برداری‌اند و جهت نیز لازم دارند. تلهٔ تستی: جرم و وزن را نباید یکی گرفت: جرم نرده‌ای است، ولی وزن نوعی نیرو و در نتیجه برداری است؛ همین خلط باعث می‌شود دانش‌آموز جرم را هم برداری بپندارد.

4. کدام زوج از نظر نرده‌ای یا برداری بودن، به‌ترتیب درست آمده است؟

  • مسافت برداری، جابه‌جایی نرده‌ای
  • زمان برداری، سرعت نرده‌ای
  • مسافت نرده‌ای، جابه‌جایی برداری
  • نیرو نرده‌ای، فشار برداری

پاسخنامه‌ی تحلیلی

مسافت فقط اندازه مسیر است و نرده‌ای محسوب می‌شود، ولی جابه‌جایی به جهت بستگی دارد و برداری است. زمان نرده‌ای و سرعت برداری است؛ فشار نیز نرده‌ای است. تلهٔ تستی: کمیتِ برداری برایِ توصیفِ کامل به جهت هم نیاز دارد، درحالی‌که کمیتِ نرده‌ای فقط با عدد و یکا کاملاً مشخص می‌شود؛ نامِ آشنایِ یک کمیت (مثلِ «سرعت» یا «تندی») همیشه راهنمایِ درستی برایِ نرده‌ای/برداری‌بودنش نیست و باید تعریفِ دقیقِ آن به‌خاطر آورده شود.

5. در میان یکاهای پایه SI، کدام مورد تنها یکایی است که خودِ نامش شامل پیشوند است؟

  • متر
  • ثانیه
  • کلوین
  • کیلوگرم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

کیلوگرم تنها یکای پایه SI است که خودش پیشوند «کیلو» را دارد. به همین دلیل برای ساخت یکاهای فرعی جرم، پیشوند را به گرم می‌افزاییم، مانند میلی‌گرم. تلهٔ تستی: در دستگاهِ SI فقط هفت کمیت پایه (طول، جرم، زمان، دما، جریانِ الکتریکی، مقدارِ ماده، شدتِ روشنایی) و یکایِ مستقلِ خودشان وجود دارد؛ هر یکایِ دیگری (مانندِ نیوتون، پاسکال یا ژول) از ترکیبِ همین یکاها ساخته می‌شود و یکایِ فرعی (مشتق) است.

6. کدام تساوی برای فشار صحیح است؟

  • Pa=Nm2\text{Pa}=\text{N}\cdot\text{m}^2
  • Pa=Nm2\text{Pa}=\dfrac{\text{N}}{\text{m}^2}
  • Pa=kgms2\text{Pa}=\dfrac{\text{kg}\cdot\text{m}}{\text{s}^2}
  • Pa=Jm\text{Pa}=\dfrac{\text{J}}{\text{m}}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

فشار برابر نیرو بر واحد سطح است، پس Pa=Nm2\text{Pa}=\dfrac{\text{N}}{\text{m}^2}. همچنین با جای‌گذاری نیوتون می‌توان نوشت Pa=kgms2\text{Pa}=\dfrac{\text{kg}}{\text{m}\cdot\text{s}^2}. تلهٔ تستی: kgm/s2\text{kg}\cdot\text{m}/\text{s}^2 یکایِ نیرو (نیوتون) است نه فشار؛ فشار وقتی به دست می‌آید که همین یکا بر m2\text{m}^2 تقسیم شود. یک m\text{m} جابه‌جا، پاسکال را به نیوتون تبدیل می‌کند.

7. اگر یک کمیت از مرتبه 10910^{-9} یکا باشد، مناسب‌ترین پیشوند برای آن کدام است؟

  • پیکو
  • نانو
  • میکرو
  • میلی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

پیشوند نانو با نماد nn متناظر با 10910^{-9} است. پیکو 101210^{-12}، میکرو 10610^{-6} و میلی 10310^{-3} است. تلهٔ تستی: ترتیبِ پیشوندهای SI را می‌توان با به‌خاطرسپاریِ زنجیرهٔ نزولیِ توان‌ها (گیگا، مگا، کیلو، ..., سانتی، میلی، میکرو، نانو، پیکو، فمتو) مرور کرد؛ اشتباه‌گرفتنِ پیشوندهایِ نزدیک‌به‌هم (مثلِ میلی و میکرو، یا نانو و پیکو) رایج‌ترین خطاست.

8. در تبدیل km/h\text{km/h} به m/s\text{m/s}، کدام رابطه درست است؟

  • v(m/s)=3.6v(km/h)\,v(\text{m/s})=3.6\,v(\text{km/h})
  • v(m/s)=v(km/h)3.6\,v(\text{m/s})=\dfrac{v(\text{km/h})}{3.6}
  • v(m/s)=100060v(km/h)\,v(\text{m/s})=\dfrac{1000}{60}v(\text{km/h})
  • v(m/s)=36v(km/h)\,v(\text{m/s})=36\,v(\text{km/h})

پاسخنامه‌ی تحلیلی

چون 1 km=1000 m1\text{ km}=1000\text{ m} و 1 h=3600 s1\text{ h}=3600\text{ s}، داریم 1 km/h=10003600 m/s=13.6 m/s1\text{ km/h}=\dfrac{1000}{3600}\text{ m/s}=\dfrac{1}{3.6}\text{ m/s}. پس باید بر ۳٫۶ تقسیم کرد. تلهٔ تستی: برای تبدیل km/h\text{km/h} به m/s\text{m/s} باید بر 3.63.6 تقسیم کرد، نه ضرب؛ جابه‌جاکردنِ ضرب و تقسیم در این تبدیل، رایج‌ترین خطای محاسباتی است.

9. کدام تبدیل برای واحد حجم صحیح است؟

  • 1 m3=103 cm31\text{ m}^3=10^3\text{ cm}^3
  • 1 m3=104 cm31\text{ m}^3=10^4\text{ cm}^3
  • 1 m3=105 cm31\text{ m}^3=10^5\text{ cm}^3
  • 1 m3=106 cm31\text{ m}^3=10^6\text{ cm}^3

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از 1 m=100 cm1\text{ m}=100\text{ cm} نتیجه می‌گیریم 1 m3=(100 cm)3=106 cm31\text{ m}^3=(100\text{ cm})^3=10^6\text{ cm}^3. تلهٔ تستی: ضریبِ تبدیلِ طول (100100) در حجم به توانِ سه می‌رسد: 1003=106100^3=10^6؛ استفاده از همان 10310^3 (که مربوط به لیتر و مترمکعب است) رایج‌ترین خطا در این سؤال است.

10. در تحلیل ابعادی، شرط لازم برای درست بودن یک معادله فیزیکی چیست؟

  • مقادیر عددی دو طرف برابر باشند، حتی اگر یکاها فرق کنند
  • ابعاد و یکاهای دو طرف معادله با هم سازگار باشند
  • فقط وقتی ثابت‌های تجربی حذف شوند، معادله درست است
  • وجود توان‌های زوج برای همه کمیت‌ها کافی است

پاسخنامه‌ی تحلیلی

در هر معادله فیزیکی درست، دو طرف باید از نظر بعدی سازگار باشند. تحلیل ابعادی می‌تواند ناسازگاری را آشکار کند، هرچند به‌تنهایی همه ضرایب عددی را تعیین نمی‌کند. تلهٔ تستی: در تحلیل ابعادی، یکایِ هر طرفِ رابطه باید جداگانه و با دقت بر حسبِ یکاهای پایه محاسبه و سپس مقایسه شود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان