چرا یک خودروی درحالحرکت را متوقفکردن سختتر از یک دوچرخه است؟
جواب در یک کمیت نهفته است: انرژی جنبشی، یعنی انرژی ناشی از حرکت.
K=21mv2 انرژی جنبشی همیشه مثبت یا صفر است، به جهت حرکت وابسته نیست، اما به مربع تندی بستگی دارد — یعنی اگر تندی دو برابر شود، K چهار برابر میشود؛ اگر جرم دو برابر شود، K فقط دو برابر میشود. دقیقاً همین رابطهٔ توان دوم است که توقف یک خودروی پرسرعت را اینقدر سخت میکند.
مثال: خودرویی به جرم 840kg با تندی 54.0km/h=15.0m/s:
K=21(840)(15.0)2=9.45×104J کار: پلی بین نیرو و انرژی
وقتی نیرویی جسمی را در راستای خودش جابهجا میکند، کار انجام میدهد:
اگر نیرو با جابهجایی زاویهٔ θ بسازد، فقط مؤلفهٔ همراستا با جابهجایی کار انجام میدهد:
W=Fdcosθ نکتهٔ کلیدی: نیرویی که عمود بر جابهجایی است، هیچ کاری انجام نمیدهد (θ=90°) — برای همین وزن جسمی که روی سطح افقی میلغزد کار صفر انجام میدهد، اما اصطکاک روی همان جسم همیشه کار منفی دارد (θ=180°).
مثال: نیروی F=200N با زاویهٔ 30° جعبهای را 10.0m جابهجا میکند:
W=(200)(10.0)cos30°≈1.73×103J اگر چند نیرو همزمان روی جسم اثر کنند، کار هر نیرو جداگانه محاسبه و جمع میشود؛ حاصلجمع برابر است با کار نیروی خالص (برایند نیروها) روی جسم:
Wt=W1+W2+W3+⋯ قضیهٔ کار-انرژی جنبشی: حلقهٔ اتصال
کار کل روی جسم دقیقاً برابر تغییر انرژی جنبشی آن است — این قضیه مستقیماً از قانون دوم نیوتون به دست میآید و برای هر مسیری، حتی مسیر خمیده، صادق است:
Wt=K2−K1=ΔK اگر Wt>0 باشد جسم تندتر میشود؛ اگر Wt<0 باشد کندتر میشود.
مثال: توپی با m=0.450kg از v1=20.0m/s به v2=18.0m/s میرسد:
K1=90.0J,K2=72.9J⇒Wt=72.9−90.0=−17.1J انرژی پتانسیل گرانشی و پایستگی انرژی مکانیکی
انرژی پتانسیل گرانشی ویژگی سامانهٔ جسم-زمین است:
U=mgh کار نیروی وزن فقط به اختلاف ارتفاع بستگی دارد، نه به مسیر طیشده — به همین دلیل وزن یک نیروی پایستار است:
Wوزن=−ΔU اگر نیروهای اتلافی (اصطکاک، مقاومت هوا) ناچیز باشند، انرژی مکانیکی E=K+U ثابت میماند:
K1+U1=K2+U2 نتیجهٔ زیبا: تندی جسم در سقوط آزاد یا روی سطح بدون اصطکاک، فقط به ارتفاع بستگی دارد، نه به شکل مسیر. جالب اینکه مبدأ اندازهگیری h را میتوان هر جا دلخواه انتخاب کرد؛ مقدارهای U1 و U2 عوض میشوند اما اختلاف ΔU و نتیجهٔ فیزیکی مسئله ثابت میماند.
مثال: سورتمهای از h1=5.0m با v1=0 رها میشود؛ در h2=3.0m:
(9.8)(5.0)=21v22+(9.8)(3.0)⇒v2≈6.3m/s انرژی پتانسیل فقط برای گرانش تعریف نمیشود؛ فنر فشرده یا کشیدهشده هم انرژی پتانسیل کشسانی ذخیره میکند:
Us=21kx2 که k ثابت فنر و x میزان فشردگی یا کشیدگی آن از حالت طبیعی است.
وقتی نیروهای اتلافی وجود دارند، افت انرژی مکانیکی به انرژی درونی (گرما) تبدیل میشود:
Wf=E2−E1 و در مقیاس بزرگتر، انرژی کل یک سامانهٔ منزوی همیشه پایسته است — انرژی نه خلق میشود نه از بین میرود، فقط شکل عوض میکند.
توان: چقدر سریع کار انجام میشود
Pav=ΔtW,1W=1sJ رابطهٔ کاربردیتر برای مسائل خودرو و موتور:
نکتهٔ کنکوری: کیلوواتساعت (kWh) یکای انرژی است، نه توان: 1kWh=3.6×106J.
مثال: بالابری با m=500kg در Δt=10s به ارتفاع 6.0m میرسد:
Pav=10(500)(9.8)(6.0)≈2.9×103W مثال دیگر: خودرویی با m=1300kg در Δt=3.0s از 13.0m/s به 18.0m/s میرسد. با قضیهٔ کار-انرژی جنبشی:
Wt=21(1300)(18.02−13.02)≈1.01×105J⇒Pav=3.0Wt≈3.4×104W≈45hp در نهایت، بازده نسبت انرژی خروجی مفید به انرژی ورودی است و همیشه کمتر از ۱۰۰٪ است، چون بخشی از انرژی همیشه به گرما تبدیل میشود:
η=EورودیEخروجی×100% اگر چند سامانه پشت سر هم باشند، بازده کل حاصلضرب بازدههای تکتک است — به همین دلیل زنجیرهٔ نیروگاه تا لامپ، در نهایت فقط حدود ۱.۶٪ از انرژی سوخت را به نور تبدیل میکند.
مثال بازده: تلمبهای با توان ورودی P=15kW در مدت 1.0s، آب 70kg را تا ارتفاع 15m بالا میبرد:
Eورودی=15000J,Eخروجی=mgh=(70)(9.8)(15)=10290J η=1500010290×100≈68% ثابتهای کاربردی که در تمام این مسائل لازم میشوند: g=9.8m/s2، 1hp=746W≈750W، و 1kWh=3.6×106J.