پرش به محتوای اصلی

جریان الکتریکی و مدارها (فیزیک ۲ — تجربی)

خلاصه‌ای از درسنامه‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

جریان الکتریکی و مدارهای جریان مستقیم

چرا وقتی یک لامپِ ریسهٔ قدیمی می‌سوزد همهٔ چراغ‌ها خاموش می‌شوند، ولی سوختنِ یک چراغِ خودرو بقیه را خاموش نمی‌کند؟ پاسخ در نوعِ اتصال (سری در برابر موازی) است؛ و برای رسیدن به آن باید از خودِ تعریفِ جریان شروع کنیم.

جریان الکتریکی

جریانِ الکتریکی نتیجهٔ شارشِ خالصِ بار از یک سطحِ مقطعِ معین است:

I=ΔqΔtq=It\boxed{I = \frac{\Delta q}{\Delta t}} \qquad q = Itادامهٔ فرمول را افقی ببین

یکای جریان آمپر است (A=C/sA = C/sادامهٔ فرمول را افقی ببین). جریانِ مستقیم (DC) جریانی است که نه جهتش با زمان عوض می‌شود و نه مقدارش؛ نمودارِ IIادامهٔ فرمول را افقی ببین-ttادامهٔ فرمول را افقی ببین آن خطی افقی است و در آن همیشه جریانِ لحظه‌ای با جریانِ متوسط برابر است. اگر جریان با زمان تغییر کند، جریانِ لحظه‌ای از I=dq/dtI = dq/dtادامهٔ فرمول را افقی ببین به دست می‌آید؛ پس اگر qqادامهٔ فرمول را افقی ببین تابعی چندجمله‌ای از زمان باشد، با مشتق‌گیری جریانِ لحظه‌ای و با جای‌گذاریِ دو سرِ بازه در Iˉ=Δq/Δt\bar I = \Delta q/\Delta tادامهٔ فرمول را افقی ببین جریانِ متوسط را می‌یابیم.

جهتِ قراردادی جریان در بیرونِ باتری از قطبِ مثبت به منفی است، ولی جهتِ واقعیِ حرکتِ الکترون‌ها در فلز دقیقاً مخالفِ آن. تعدادِ الکترون‌های عبوری از یک سطحِ مقطع برابر است با N=q/e=It/eN = q/e = It/eادامهٔ فرمول را افقی ببین.

یک زنجیرهٔ ساده برای تعیینِ جهت‌ها وقتی رسانایی به باتری وصل است: میدانِ الکتریکیِ داخلِ رسانا از پایانهٔ مثبت به سمتِ منفی است؛ سرعتِ سوقِ الکترون‌ها چون بارشان منفی است خلافِ میدان است؛ و جریانِ قراردادی هم‌جهت با میدان و خلافِ سرعتِ سوق است. اینجا یک تلهٔ ظریف هست: میدانِ درونِ رسانای منزوی در تعادلِ الکتروستاتیک صفر است، اما همین‌که رسانا را به اختلافِ پتانسیل وصل کنیم و جریان برقرار شود دیگر در تعادل نیست و میدانِ درونش صفر نیست — همین میدان است که الکترون‌ها را می‌راند.

یکای آمپر-ساعت که روی باتری‌های قابلِ شارژ نوشته می‌شود، یکای بار است نه جریان: 1 A.h=3600 C1\,A.h = 3600\,Cادامهٔ فرمول را افقی ببین.

در نمودارِ qqادامهٔ فرمول را افقی ببین-ttادامهٔ فرمول را افقی ببین، شیبِ خطِ واصلِ دو نقطه جریانِ متوسط و شیبِ خطِ مماس جریانِ لحظه‌ای است؛ توجه کن که صفر بودنِ qqادامهٔ فرمول را افقی ببین به معنای صفر بودنِ جریان نیست — جریان فقط وقتی صفر است که مماس افقی باشد. در نمودارِ IIادامهٔ فرمول را افقی ببین-ttادامهٔ فرمول را افقی ببین، مساحتِ زیرِ نمودار برابرِ بارِ عبوری است و بخش‌های زیرِ محورِ زمان با علامتِ منفی حساب می‌شوند؛ منفی‌شدنِ جریان یعنی عوض‌شدنِ جهتِ آن، نه صفر شدنِ اندازه‌اش.

مقاومت و قانون اُهم

R=ΔVIیکا: اُهم (Ω=V/A)\boxed{R = \frac{\Delta V}{I}} \qquad \text{یکا: اُهم } (\Omega = V/A)ادامهٔ فرمول را افقی ببین

برای رساناهای اُهمی در دمای ثابت ΔV=IR\Delta V = IRادامهٔ فرمول را افقی ببین برقرار است، یعنی RRادامهٔ فرمول را افقی ببین مستقلِ از ولتاژ و نمودارِ IIادامهٔ فرمول را افقی ببین-ΔV\Delta Vادامهٔ فرمول را افقی ببین خطی راست از مبدأ است. قانونِ اُهم یک رابطهٔ تجربی است، نه قانونی بنیادی؛ هم موادِ اُهمی و هم غیراُهمی در طبیعت وجود دارند. دیود، ترمیستور و LDR نمونه‌های غیراُهمی‌اند و نمودارشان منحنی است. حتی برای یک رسانای غیراُهمی هم مقاومت در هر نقطه از شیبِ خطِ واصل از مبدأ تا آن نقطه به دست می‌آید، نه از شیبِ مماس.

به محورها دقت کن: روی نمودارِ IIادامهٔ فرمول را افقی ببین-VVادامهٔ فرمول را افقی ببین شیب برابرِ 1/R1/Rادامهٔ فرمول را افقی ببین است (شیبِ بیشتر یعنی مقاومتِ کمتر)، اما روی نمودارِ VVادامهٔ فرمول را افقی ببین-IIادامهٔ فرمول را افقی ببین شیب مستقیماً برابرِ RRادامهٔ فرمول را افقی ببین است.

وسایلِ اندازه‌گیری: آمپرسنج سری بسته می‌شود و مقاومتِ داخلی‌اش باید ناچیز باشد (RA→0R_A \to 0ادامهٔ فرمول را افقی ببین) تا افتِ ولتاژِ اضافه نسازد؛ ولت‌سنج موازی با جزءِ موردنظر بسته می‌شود و مقاومتش باید بسیار زیاد باشد (RV→∞R_V \to \inftyادامهٔ فرمول را افقی ببین). اهم‌سنج مقاومت را مستقیم می‌سنجد، ولی حتماً باید قطعه را از مدار خارج کرد و نباید جریانی در آن باشد؛ پس مثلاً نمی‌توان مقاومتِ لامپِ روشن را با اهم‌سنج اندازه گرفت. ابزارِ غیرایده‌آل فقط خطای خواندن نمی‌سازد، بلکه مقاومتِ معادل و جریانِ واقعیِ مدار را هم تغییر می‌دهد (اثرِ بارگذاری).

مقاومت ویژه و اثر دما

R=ρLA\boxed{R = \rho \frac{L}{A}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

که LLادامهٔ فرمول را افقی ببین طولِ رسانا، AAادامهٔ فرمول را افقی ببین سطحِ مقطع و ρ\rhoادامهٔ فرمول را افقی ببین مقاومتِ ویژه بر حسبِ Ω⋅m\Omega\cdot mادامهٔ فرمول را افقی ببین است. شهودش ساده است: طولِ بیشتر یعنی برخوردِ بیشترِ الکترون‌ها و مقاومتِ بیشتر (R∝LR \propto Lادامهٔ فرمول را افقی ببین)، و سطحِ مقطعِ بیشتر یعنی کانالِ بیشتر برای عبور و مقاومتِ کمتر (R∝1/AR \propto 1/Aادامهٔ فرمول را افقی ببین).

ماده ρ (Ω⋅m)\rho\ (\Omega \cdot m)ادامهٔ فرمول را افقی ببین در 20°C20°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین نوع
نقره 1.6×10−81.6 \times 10^{-8}ادامهٔ فرمول را افقی ببین رسانا
مس 1.7×10−81.7 \times 10^{-8}ادامهٔ فرمول را افقی ببین رسانا
آلومینیم 2.8×10−82.8 \times 10^{-8}ادامهٔ فرمول را افقی ببین رسانا
نیکروم 100×10−8100 \times 10^{-8}ادامهٔ فرمول را افقی ببین رسانا
سیلیسیم 640640ادامهٔ فرمول را افقی ببین نیم‌رسانا
شیشه 101010^{10}ادامهٔ فرمول را افقی ببین–101410^{14}ادامهٔ فرمول را افقی ببین عایق

به‌طور کلی رساناها ρ\rhoادامهٔ فرمول را افقی ببین کمتر از 10−6 Ω⋅m10^{-6}\,\Omega\cdot mادامهٔ فرمول را افقی ببین دارند، نارساناها بیش از 1010 Ω⋅m10^{10}\,\Omega\cdot mادامهٔ فرمول را افقی ببین، و نیم‌رساناها بینِ این دو.

ρ=ρ0[1+α(T−T0)]R=R0[1+α(T−T0)]\boxed{\rho = \rho_0[1+\alpha(T-T_0)]} \qquad R = R_0[1+\alpha(T-T_0)]ادامهٔ فرمول را افقی ببین

که α\alphaادامهٔ فرمول را افقی ببین ضریبِ دماییِ مقاومتِ ویژه بر حسبِ °C−1°C^{-1}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و T0T_0ادامهٔ فرمول را افقی ببین معمولاً 20°C20°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین است. برای فلزات α>0\alpha > 0ادامهٔ فرمول را افقی ببین: با افزایشِ دما ارتعاشِ اتم‌های شبکه بیشتر می‌شود، الکترون‌ها بیشتر برخورد می‌کنند و مقاومت بالا می‌رود (مس 3.9×10−33.9\times10^{-3}ادامهٔ فرمول را افقی ببین، آهن 5.0×10−35.0\times10^{-3}ادامهٔ فرمول را افقی ببین). برای نیم‌رساناها و کربن α<0\alpha < 0ادامهٔ فرمول را افقی ببین: با افزایشِ دما الکترون‌های بیشتری به باندِ رسانش می‌روند و افزایشِ تعدادِ حاملِ بار بر اثرِ برخوردها غلبه می‌کند (کربن −0.5×10−3-0.5\times10^{-3}ادامهٔ فرمول را افقی ببین، سیلیسیم −75×10−3-75\times10^{-3}ادامهٔ فرمول را افقی ببین).

در دمایی به نامِ دمای بحرانی TcT_cادامهٔ فرمول را افقی ببین مقاومتِ برخی مواد ناگهان صفر می‌شود؛ به این پدیده ابررسانایی می‌گویند. نخستین کشف در ۱۹۱۱ روی جیوه بود (Tc=4.2 KT_c = 4.2\,Kادامهٔ فرمول را افقی ببین)؛ قلع 3.7 K3.7\,Kادامهٔ فرمول را افقی ببین و ابررسانای دمابالای YBa₂Cu₃O₇ حدود 92 K92\,Kادامهٔ فرمول را افقی ببین. کاربردهایش در MRI، شتاب‌دهنده‌های ذرات و قطارهای مگلو است.

برای مقایسهٔ دو رسانا:

R2R1=ρ2ρ1×L2L1×A1A2=ρ2ρ1×L2L1×(D1D2)2\frac{R_2}{R_1} = \frac{\rho_2}{\rho_1}\times\frac{L_2}{L_1}\times\frac{A_1}{A_2} = \frac{\rho_2}{\rho_1}\times\frac{L_2}{L_1}\times\left(\frac{D_1}{D_2}\right)^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین

و اگر سیمی را بکشند یا فشرده کنند، چون حجم ثابت می‌ماند:

R2R1=(L2L1)2=(A1A2)2=(D1D2)4\frac{R_2}{R_1} = \left(\frac{L_2}{L_1}\right)^2 = \left(\frac{A_1}{A_2}\right)^2 = \left(\frac{D_1}{D_2}\right)^4ادامهٔ فرمول را افقی ببین

پس کشیدنِ یک سیم تا سه برابرِ طولش، مقاومتش را 99ادامهٔ فرمول را افقی ببین برابر می‌کند. در مقابل، اگر همان سیم را به nnادامهٔ فرمول را افقی ببین قطعهٔ مساوی ببرند و روی هم بگذارند، طول L/nL/nادامهٔ فرمول را افقی ببین و سطحِ مقطع nAnAادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌شود و مقاومت به R/n2R/n^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌رسد.

مقاومت‌های خاص و ایمنی

  • ترمیستور: مقاومتی با α\alphaادامهٔ فرمول را افقی ببین بسیار بزرگ و حساس به دما. نوعِ NTC (رایج‌تر) با افزایشِ دما مقاومتش کم می‌شود و نوعِ PTC برعکس. کاربرد: دماسنجِ الکتریکی، زنگِ خطرِ آتش، ترموستات.
  • LDR: با افزایشِ نور مقاومتش کم می‌شود؛ در تاریکی چند مگااهم و در نورِ آفتاب چند صد اهم. کاربرد: چراغِ خودکارِ خیابان، دزدگیر.
  • دیود: جریان را فقط در یک جهت عبور می‌دهد؛ در جهتِ موافق مقاومتش بسیار کم و در جهتِ مخالف بسیار زیاد است. LED با عبورِ جریان در جهتِ موافق نور تولید می‌کند و رنگِ نور به جنسِ نیم‌رسانا بستگی دارد. لامپِ رشته‌ای حدود ۵٪ انرژی را به نور تبدیل می‌کند و LED تا ۵۰٪ بازده دارد؛ همین دلیلِ اصلیِ جایگزینیِ آن است.
  • رئوستا: مقاومتِ متغیری از سیمِ نازکِ پرمقاومت (مثل نیکروم) پیچیده دورِ استوانه‌ای نارسانا، با یک لغزنده که طولِ مؤثرِ سیم را عوض می‌کند؛ سری بسته می‌شود و جریان را کنترل می‌کند. نکتهٔ کلیدی: اگر هر دو اتصال به دو سرِ ثابتِ کویل باشد، حرکتِ لغزنده هیچ اثری ندارد و رئوستا مثلِ مقاومتِ ثابت رفتار می‌کند؛ فقط وقتی یک سرِ اتصال از خودِ لغزنده باشد واقعاً متغیر عمل می‌کند. در آزمایشگاه همیشه ابتدای کار رئوستا را روی بیشترین مقاومت می‌گذارند تا جریانِ اولیه کمینه باشد.
  • پتانسیومتر: مقاومتِ متغیرِ دیگری از لایهٔ نازکِ گرافیت با یک عقربهٔ لغزنده و دو پایانهٔ ثابت؛ کاربردش در پیچ‌های تنظیمِ صدا و روشنایی است.
  • فیوز: سیمِ نازکی که با عبورِ جریانِ بیش از حد ذوب می‌شود و مدار را قطع می‌کند.
  • سیمِ ارت: سیمِ سومِ پریزهای سه‌شاخه که بدنهٔ فلزیِ وسیله را به زمین وصل می‌کند. اگر عایق‌بندی خراب شود و فاز به بدنه اتصالی پیدا کند، جریان از مسیرِ کم‌مقاومتِ ارت به زمین می‌رود و بدنه هم‌پتانسیلِ زمین می‌ماند؛ بدونِ ارت، بدنه به پتانسیلِ فاز می‌رسد و بدنِ فردی که آن را لمس کند خودش مسیرِ عبورِ جریان می‌شود.

نیروی محرکهٔ الکتریکی

نیروی محرکهٔ الکتریکی E\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین کاری است که منبع به ازای هر کولن بار انجام می‌دهد تا آن را از قطبِ منفی به مثبت، درونِ باتری، منتقل کند:

E=Wqیکا: ولت\boxed{\mathcal{E} = \frac{W}{q}} \qquad \text{یکا: ولت}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

با وجودِ نامش، E\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین اصلاً نیرو نیست؛ یک اختلافِ پتانسیل است. باتری مثلِ یک پمپِ آب عمل می‌کند: خودش بار تولید نمی‌کند، فقط انرژیِ لازم برای بالا بردنِ بارِ موجود از قطبِ منفی به مثبت را می‌دهد تا دوباره در مدار جاری شود.

باتریِ آرمانی مقاومتِ داخلی ندارد و ولتاژِ دو سرش همیشه E\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است. باتریِ واقعی مقاومتِ داخلیِ rrادامهٔ فرمول را افقی ببین دارد:

Vab=E−IrI=ER+r\boxed{V_{ab} = \mathcal{E} - Ir} \qquad I = \frac{\mathcal{E}}{R+r}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

به IrIrادامهٔ فرمول را افقی ببین افتِ پتانسیل در مولد می‌گویند. با افزایشِ جریانِ مصرفی، ولتاژِ ترمینال کم می‌شود؛ و دقیقاً در دو حالت V=EV = \mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌شود: یا منبع آرمانی باشد (r=0r=0ادامهٔ فرمول را افقی ببین)، یا جریانی از آن نگذرد (I=0I=0ادامهٔ فرمول را افقی ببین، مدارِ باز). به کمکِ همین رابطه، اگر در دو حالتِ متفاوت مقادیرِ ولت‌سنج و آمپرسنج داده شود، با حلِ دستگاهِ دو معادله‌ای هم‌زمان E\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و rrادامهٔ فرمول را افقی ببین به دست می‌آید؛ یا با کلیدِ باز E\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین را می‌خوانیم و سپس r=(E−V)/Ir = (\mathcal{E}-V)/Iادامهٔ فرمول را افقی ببین.

نمودارِ ولتاژِ منبع بر حسبِ جریان برای منبعِ واقعی خطی نزولی است که از (0,E)(0, \mathcal{E})ادامهٔ فرمول را افقی ببین شروع می‌شود و قدرمطلقِ شیبش برابرِ rrادامهٔ فرمول را افقی ببین است؛ برای منبعِ آرمانی خطی افقی. پس عرض از مبدأ نیروی محرکه و شیب مقاومتِ داخلی را می‌دهد.

اتصالِ یک نقطه از مدارِ سادهٔ تک‌حلقه به زمین هیچ اثری بر جریان ندارد؛ زمین فقط مرجعِ پتانسیلِ صفر است، نه مسیرِ جریانِ اضافه. در مدارِ تک‌حلقه با چند باتری:

I=ΣE−ΣE′Σr+Req\boxed{I = \frac{\Sigma\mathcal{E} - \Sigma\mathcal{E}'}{\Sigma r + R_{eq}}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

که ΣE\Sigma\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین مجموعِ مولدهای هم‌جهت با جریان و ΣE′\Sigma\mathcal{E}'ادامهٔ فرمول را افقی ببین مجموعِ مولدهای خلافِ جهت است؛ جهتِ جریان را مولدی تعیین می‌کند که نیروی محرکهٔ بزرگ‌تری دارد. مولدی که خلافِ جهتِ جریان بسته شده در حالِ شارژ شدن است و رابطه‌اش برعکس می‌شود: V=E+IrV = \mathcal{E} + Irادامهٔ فرمول را افقی ببین.

برای یافتنِ VA−VBV_A - V_Bادامهٔ فرمول را افقی ببین در هر مداری، از AAادامهٔ فرمول را افقی ببین به BBادامهٔ فرمول را افقی ببین پیمایش کن: عبور از مقاومت در جهتِ جریان یعنی کاهشِ IRIRادامهٔ فرمول را افقی ببین، عبور خلافِ جهتِ جریان یعنی افزایشِ IRIRادامهٔ فرمول را افقی ببین، و عبور از منبع فقط بر اساسِ قطبیت حساب می‌شود (از منفی به مثبت یعنی +E+\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و برعکس −E-\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین)، مستقل از جهتِ جریان. لازم نیست جهتِ جریان را از قبل با قطعیت بدانی؛ اگر فرضت اشتباه باشد، علامتِ جوابِ نهایی خودش آن را تصحیح می‌کند. هشدارِ مهم: فرمولِ سادهٔ I=E/(r+R)I = \mathcal{E}/(r+R)ادامهٔ فرمول را افقی ببین فقط برای مدارِ تک‌حلقه معتبر است و در مدارهای چندشاخه نمی‌توان آن را روی یک شاخه اعمال کرد.

قوانین کیرشهف

قانونِ جریان‌ها (KCL): در هر گره، مجموعِ جریان‌های ورودی برابرِ مجموعِ جریان‌های خروجی است. این بیانِ پایستگیِ بار است.

قانونِ ولتاژها (KVL): در هر حلقهٔ بسته، مجموعِ جبریِ اختلافِ پتانسیل‌ها صفر است (∑ΔV=0\sum \Delta V = 0ادامهٔ فرمول را افقی ببین). این بیانِ پایستگیِ انرژی است و در واقع همان دستورالعملِ پیمایش، اعمال‌شده روی یک حلقهٔ بسته.

حالت ΔV\Delta Vادامهٔ فرمول را افقی ببین
عبور از مقاومت در جهتِ جریان −IR-IRادامهٔ فرمول را افقی ببین
عبور از مقاومت خلافِ جهتِ جریان +IR+IRادامهٔ فرمول را افقی ببین
عبور از باتری از −-ادامهٔ فرمول را افقی ببین به + +E+\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین
عبور از باتری از + به −-ادامهٔ فرمول را افقی ببین −E-\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

در مدارِ تک‌حلقه، E−Ir−IR=0\mathcal{E} - Ir - IR = 0ادامهٔ فرمول را افقی ببین همان I=E/(R+r)I = \mathcal{E}/(R+r)ادامهٔ فرمول را افقی ببین را می‌دهد. در مدارهای چندحلقه، تعدادِ معادلاتِ مستقلِ لازم برابرِ تعدادِ مجهولات است: هر اتصالِ سه‌راهه یا بیشتر یک گره (KCL) و هر مسیرِ بستهٔ مستقل یک حلقه (KVL) می‌دهد.

توان و انرژی الکتریکی

P=IΔV=I2R=(ΔV)2Rیکا: وات\boxed{P = I\Delta V = I^2R = \frac{(\Delta V)^2}{R}} \qquad \text{یکا: وات}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

اگر جریان ثابت باشد P∝RP \propto Rادامهٔ فرمول را افقی ببین، و اگر ولتاژ ثابت باشد P∝1/RP \propto 1/Rادامهٔ فرمول را افقی ببین — این دو را با هم اشتباه نگیر.

برای منبعِ واقعی، P=EI−rI2P = \mathcal{E}I - rI^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین که در آن EI\mathcal{E}Iادامهٔ فرمول را افقی ببین توانِ تولیدی و rI2rI^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین توانِ اتلافی در خودِ منبع است؛ توانِ خروجیِ منبع همیشه برابرِ توانِ مصرفیِ مقاومتِ خارجی (RI2RI^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین) است. این توان وقتی بیشینه می‌شود که R=rR = rادامهٔ فرمول را افقی ببین باشد (قضیهٔ انتقالِ توانِ بیشینه، پایهٔ طراحیِ آمپلی‌فایر و بلندگو). دو نتیجهٔ کاربردیِ دیگر: اگر دو مقاومتِ خارجیِ متفاوتِ R1R_1ادامهٔ فرمول را افقی ببین و R2R_2ادامهٔ فرمول را افقی ببین توانِ یکسانی از یک منبع بگیرند، آنگاه r=R1R2r = \sqrt{R_1R_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ و نمودارِ توانِ خروجی بر حسبِ جریان سهمی‌ای رو به پایین با قله در I=E/2rI = \mathcal{E}/2rادامهٔ فرمول را افقی ببین است.

کمیت فرمول در R=0R=0ادامهٔ فرمول را افقی ببین در R→∞R\to\inftyادامهٔ فرمول را افقی ببین
جریان IIادامهٔ فرمول را افقی ببین E/(r+R)\mathcal{E}/(r+R)ادامهٔ فرمول را افقی ببین E/r\mathcal{E}/rادامهٔ فرمول را افقی ببین 00ادامهٔ فرمول را افقی ببین
ولتاژِ ترمینال VVادامهٔ فرمول را افقی ببین ER/(r+R)\mathcal{E}R/(r+R)ادامهٔ فرمول را افقی ببین 00ادامهٔ فرمول را افقی ببین E\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین
افتِ داخلی IrIrادامهٔ فرمول را افقی ببین Er/(r+R)\mathcal{E}r/(r+R)ادامهٔ فرمول را افقی ببین E\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین 00ادامهٔ فرمول را افقی ببین
توانِ خارجی PPادامهٔ فرمول را افقی ببین RE2/(r+R)2R\mathcal{E}^2/(r+R)^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین 00ادامهٔ فرمول را افقی ببین 00ادامهٔ فرمول را افقی ببین، بیشینه در R=rR=rادامهٔ فرمول را افقی ببین

انرژیِ الکتریکی برابرِ U=Pt=I2Rt=(ΔV)2t/RU = Pt = I^2Rt = (\Delta V)^2t/Rادامهٔ فرمول را افقی ببین است و یکای عملی‌اش کیلووات‌ساعت: 1 kWh=3.6×106 J1\,kWh = 3.6\times10^6\,Jادامهٔ فرمول را افقی ببین. همین انرژی می‌تواند مستقیماً با گرماشناسی معادل شود؛ مثلاً برای کتریِ برقی VIt=mcΔθVIt = mc\Delta\thetaادامهٔ فرمول را افقی ببین و برای ذوبِ یخ VIt=mLfVIt = mL_fادامهٔ فرمول را افقی ببین.

توانِ اسمی توانی است که وسیله با اتصال به ولتاژِ اسمی‌اش مصرف می‌کند. اگر به ولتاژِ دیگری وصل شود و مقاومتش تقریباً ثابت بماند، P2/P1=(V2/V1)2P_2/P_1 = (V_2/V_1)^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین. هر مقاومتِ تجاری هم توانِ مجازِ حداکثری دارد که بیشینهٔ ولتاژِ قابلِ تحملش را تعیین می‌کند: Vmax=PmaxRV_{max} = \sqrt{P_{max}R}ادامهٔ فرمول را افقی ببین. در مجموعهٔ موازی همه ولتاژِ یکسان دارند، پس عضوی که کمترین ولتاژِ قابلِ تحمل را دارد سقفِ کل را تعیین می‌کند؛ در سری همه جریانِ یکسان دارند، پس مقاومتِ بزرگ‌تر زودتر آسیب می‌بیند.

ترکیب مقاومت‌ها

Req=∑Ri1Req=∑1Ri\boxed{R_{eq} = \sum R_i} \qquad \boxed{\frac{1}{R_{eq}} = \sum \frac{1}{R_i}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

در اتصالِ سری جریان در همهٔ اعضا یکسان است، ولتاژِ کل میانشان تقسیم می‌شود و مقاومتِ معادل از هر عضو بزرگ‌تر است:

ΔVi=RiReqΔV\Delta V_i = \frac{R_i}{R_{eq}}\Delta Vادامهٔ فرمول را افقی ببین

در اتصالِ موازی ولتاژِ همهٔ اعضا یکسان است، جریان تقسیم می‌شود و مقاومتِ معادل از کوچک‌ترین عضو هم کوچک‌تر است. برای دو مقاومت Req=R1R2/(R1+R2)R_{eq} = R_1R_2/(R_1+R_2)ادامهٔ فرمول را افقی ببین و تقسیمِ جریان چنین است:

I1=R2R1+R2II2=R1R1+R2II_1 = \frac{R_2}{R_1+R_2}I \qquad I_2 = \frac{R_1}{R_1+R_2}Iادامهٔ فرمول را افقی ببین

یعنی جریانِ بیشتری از مقاومتِ کمتر می‌گذرد. دو میان‌برِ پرکاربرد: برای nnادامهٔ فرمول را افقی ببین مقاومتِ مساویِ موازی Req=R/nR_{eq} = R/nادامهٔ فرمول را افقی ببین، و اگر یکی nnادامهٔ فرمول را افقی ببین برابرِ دیگری باشد Req=Rmax/(n+1)R_{eq} = R_{max}/(n+1)ادامهٔ فرمول را افقی ببین.

در مدارِ تقسیمِ ولتاژ، Vout=R2R1+R2EV_{out} = \frac{R_2}{R_1+R_2}\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ کاربردش در تنظیمِ ولتاژِ مدارهای الکترونیکی و کنترلِ خودکارِ چراغ با LDR است.

وقتی مقاومت‌ها آشکارا سری یا موازی نیستند، از روشِ نقاطِ هم‌پتانسیل استفاده کن: از یک نقطه شروع کن و هر نقطه‌ای را که با سیمِ بدونِ مقاومت به آن وصل است هم‌نام بگذار؛ با عبور از هر مقاومت نام را عوض کن. در پایان شکلِ ساده‌شده معمولاً سری و موازیِ آشکاری دارد.

در اتصالِ کوتاه، اگر مقاومتی با سیمِ بدونِ مقاومت موازی شود، کلِ جریان از سیم می‌رود و آن مقاومت عملاً از مدار حذف می‌شود؛ باز و بسته کردنِ کلید هم دقیقاً یعنی ایجاد یا حذفِ یک مسیرِ اتصالِ کوتاه. اگر شبکه‌ای بیش از دو پایانه داشته باشد و فقط مقاومتِ معادلِ بینِ دو تای آن‌ها خواسته شود، هر شاخه‌ای که به پایانهٔ سومِ بی‌ربط ختم می‌شود و مسیرِ بازگشتی ندارد هیچ جریانی نمی‌برد و باید کاملاً حذف شود.

پلِ وتستون وقتی متعادل است که R1/R2=R3/R4R_1/R_2 = R_3/R_4ادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ در این حالت دو سرِ عنصرِ میانی هم‌پتانسیل‌اند و می‌توان آن را یا کاملاً برداشت یا با سیمی ساده جایگزین کرد. کاربردش اندازه‌گیریِ دقیقِ مقاومتِ مجهول است. حالتِ متفاوتی هم هست: اگر آمپرسنجِ ایده‌آل میانِ دو نقطهٔ میانیِ یک پل قرار گیرد، حتی اگر پل نامتعادل باشد آن دو نقطه هم‌پتانسیل می‌شوند و شبکه به دو بخشِ سادهٔ موازی تجزیه می‌شود — اما برخلافِ پلِ متعادل، اینجا آمپرسنج جریانِ غیرصفری حمل می‌کند که با KCL به دست می‌آید.

برای تحلیلِ کیفیِ تغییرِ یک رئوستا: افزایشِ ReqR_{eq}ادامهٔ فرمول را افقی ببین جریانِ کل را کم می‌کند؛ ولت‌سنجِ موازیِ یک مقاومتِ ثابت را با V=RIV = RIادامهٔ فرمول را افقی ببین دنبال کن (کاهشِ IIادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی کاهشِ VVادامهٔ فرمول را افقی ببین)، ولی ولت‌سنجِ موازیِ خودِ مولدِ واقعی را با V=E−IrV = \mathcal{E}-Irادامهٔ فرمول را افقی ببین دنبال کن که رفتارش برعکس است. اگر مولد آرمانی باشد، ولت‌سنجِ دو سرش همیشه E\mathcal{E}ادامهٔ فرمول را افقی ببین را نشان می‌دهد. و یادت باشد نورِ یک لامپ فقط به جریانِ عبوری از خودش بستگی دارد، نه به جریانِ کلِ مدار.

مدارهای شامل خازن (حالت پایا)

تحلیلِ مدارِ RC در حالتِ پایا با دو قاعده انجام می‌شود: خازنِ خالی در لحظهٔ اولِ اتصال مانندِ سیمِ بدونِ مقاومت عمل می‌کند، و خازنِ پُر پس از زمانی طولانی مانندِ مقاومتِ بی‌نهایت است، یعنی هیچ جریانی از شاخه‌اش نمی‌گذرد. پس مدار را با این فرض بازسازی کن، مسیرهای جریان را مشخص کن، جریان را حساب کن، و در پایان اختلافِ پتانسیلِ دو سرِ هر خازن را بیاب تا با q=CVq = CVادامهٔ فرمول را افقی ببین یا U=12CV2U = \frac{1}{2}CV^2ادامهٔ فرمول را افقی ببین بار و انرژیِ ذخیره‌شده به دست آید.

نمونهٔ محاسباتی و تله‌های رایج

با E=12 V\mathcal{E} = 12\,Vادامهٔ فرمول را افقی ببین، r=2.0 Ωr = 2.0\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین و R=4.0 ΩR = 4.0\,\Omegaادامهٔ فرمول را افقی ببین: جریان I=12/(4.0+2.0)=2.0 AI = 12/(4.0+2.0) = 2.0\,Aادامهٔ فرمول را افقی ببین و ولتاژِ ترمینال Vab=12−(2.0)(2.0)=8.0 VV_{ab} = 12 - (2.0)(2.0) = 8.0\,Vادامهٔ فرمول را افقی ببین.

  • اگر در مسئله نگفته «باتری آرمانی»، حتماً مقاومتِ داخلی را لحاظ کن.
  • مقاومتِ معادلِ موازی همیشه از کوچک‌ترین عضو کمتر است؛ افزودنِ هر مقاومتِ موازیِ تازه، مقاومتِ کلِ مدار را کم می‌کند.
  • لامپ‌های خانگی و خودرو معمولاً موازی بسته می‌شوند تا سوختنِ یکی بقیه را خاموش نکند — همان پاسخِ پرسشِ ابتدای فصل.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان