قطبهای مغناطیسی: چیزی که همیشه جفت است
هر آهنربا دو قطب دارد: شمال (N) و جنوب (S). قطبهای همنام یکدیگر را میرانند، ناهمنام میربایند. تفاوت بنیادی با الکتریسیته اینجاست: بار مثبت و منفی میتوانند جدا از هم وجود داشته باشند، اما تکقطب مغناطیسی هرگز مشاهده نشده — اگر آهنربایی را نصف کنید، هر نیمه خودش یک آهنربای کامل با دو قطب میشود. این واقعیت در معادلهٔ ماکسول اینطور بیان میشود:
خطوط میدان مغناطیسی برخلاف خطوط میدان الکتریکی، همیشه حلقهٔ بستهاند: خارج از آهنربا از N به S، داخل آن از S به N.
| ویژگی | میدان الکتریکی | میدان مغناطیسی |
|---|---|---|
| منشأ | بار الکتریکی | جریان الکتریکی / آهنربا |
| اثر بر بار ساکن | دارد | ندارد |
| خطوط میدان | باز (از به ) | حلقهٔ بسته |
| تکقطبی | ممکن | ناممکن |
نیروی مغناطیسی بر بار متحرک
که در آن بار الکتریکی، تندی بار و زاویهٔ بین و است.
اگر بار موازی میدان حرکت کند ( یا )، نیرو صفر است؛ عمود بر میدان ()، نیرو بیشینه است. نکتهٔ کلیدی: چون این نیرو همیشه عمود بر سرعت است، هرگز کار انجام نمیدهد — پس تندی و انرژی جنبشی بار در میدان مغناطیسی خالص ثابت میماند. یکای میدان، تسلا: (میدان زمین حدود ، دستگاه MRI حدود –).
جهت نیرو با قاعدهٔ دست راست تعیین میشود: چهار انگشت در جهت ، به سمت خم شوند، شست جهت را نشان میدهد (برای بار مثبت؛ برای بار منفی جهت معکوس است).
حرکت دایروی و مارپیچی بار در میدان
وقتی بار عمود بر میدان یکنواخت حرکت کند، نیروی مغناطیسی نقش نیروی مرکزگرا را بازی میکند:
نکتهٔ شگفتانگیز: دورهٔ تناوب مستقل از سرعت بار است — این اصل پایهٔ کار سیکلوترون (شتابدهندهٔ ذرات) است. اگر سرعت با میدان زاویهای غیر از و بسازد، مسیر به شکل مارپیچ (هلیکس) درمیآید؛ دقیقاً همین پدیده باعث تشکیل کمربندهای تشعشعی وانآلن و شفق قطبی میشود.
در انتخابگر سرعت، میدان الکتریکی و مغناطیسی مخالف هم تنظیم میشوند تا فقط ذرات با سرعت مشخص مستقیم عبور کنند:
این اصل در طیفسنج جرمی برای تعیین جرم ذرات بهکار میرود: پس از عبور از انتخابگر سرعت، ذره وارد میدان دیگری میشود و مسیر نیمدایرهای طی میکند؛ از شعاع این مسیر میتوان جرم را محاسبه کرد — روشی که در کشف ایزوتوپها و آزمایش دوپینگ ورزشی کاربرد دارد.
مثال (حرکت دایروی پروتون): پروتون با در میدان عمود بر میدان:
نیرو بر سیم حامل جریان
چون جریان یعنی حرکت بار، میدان مغناطیسی بر سیم حامل جریان هم نیرو وارد میکند:
اگر سیم موازی میدان باشد، نیرو صفر است. دو سیم موازی حامل جریان همجهت یکدیگر را میربایند، ضدجهت یکدیگر را میرانند:
مثال: سیمی به طول با جریان در میدان با زاویهٔ : .
میدان مغناطیسی حاصل از جریان
اورستد (۱۸۲۰) کشف کرد جریان الکتریکی عقربهٔ مغناطیسی را منحرف میکند — نخستین سرنخ ارتباط الکتریسیته و مغناطیس. میدان اطراف چند منبع رایج:
| منبع | رابطه |
|---|---|
| سیم بلند، فاصلهٔ | |
| مرکز حلقهٔ دایروی | |
| پیچهٔ مسطح دور | |
| سیملولهٔ آرمانی |
میدان داخل سیملولهٔ آرمانی یکنواخت و بیرونش تقریباً صفر است. جهت میدان با قاعدهٔ دست راست تعیین میشود: شست در جهت جریان، خمشدن انگشتان جهت میدان را نشان میدهد.
مثال (سیملوله): ، ، : .
آهنربای الکتریکی از سیملوله با هستهٔ آهنی ساخته میشود؛ هستهٔ آهنی میدان را بهشدت تقویت میکند () و برخلاف آهنربای دائمی، قابل کنترل و معکوسسازی است.
گشتاور بر حلقهٔ حامل جریان
حلقهای در میدان یکنواخت، گشتاوری متناسب با زاویهٔ بین صفحهٔ حلقه و میدان تجربه میکند:
این اصل، پایهٔ کار گالوانومتر و موتور DC است؛ در موتور DC، کموتاتور (جاروبک) هر نیمدور جهت جریان را معکوس میکند تا گشتاور همیشه در یک جهت بماند و چرخش پیوسته ادامه یابد.
مواد مغناطیسی
سه دستهٔ اصلی مواد از نظر رفتار مغناطیسی:
| نوع | دوقطبی ذاتی | رفتار در میدان خارجی | دائمی |
|---|---|---|---|
| دیامغناطیس (مس، طلا) | ندارد | ضعیف، خلاف جهت | خیر |
| پارامغناطیس (آلومینیوم) | دارد، بینظم | ضعیف، همجهت | خیر |
| فرومغناطیس (آهن، نیکل) | دارد، در حوزهها | قوی، همجهت | بله |
مواد فرومغناطیسی حوزههای مغناطیسی دارند — نواحی کوچک که در هرکدام میلیونها اتم همجهتاند؛ بالای دمای کوری (برای آهن ) این نظم از بین میرود و ماده پارامغناطیس میشود. ابررساناها دیامغناطیس کاملاند و میدان را کاملاً دفع میکنند — دلیل معلقماندن آهنربا روی ابررسانا. اطلاعات مغناطیسی (نوار کاست، هارد دیسک) هم به همین شکل، با تنظیم جهت مغناطیسی نواحی ریز فرومغناطیسی ذخیره میشود.
وقتی جریانی در رسانا در حضور میدان مغناطیسی عمود جاری شود، بارهای متحرک به یک طرف متمایل میشوند و ولتاژ هال () ایجاد میشود — این اثر در تعیین نوع حامل بار در نیمرساناها بهکار میرود. برای محاسبهٔ میدان حاصل از هر توزیع دلخواه جریان، از قانون بیوساوار استفاده میشود که با انتگرالگیری همان رابطهٔ سیم بلند را میدهد؛ معادل مغناطیسی آن، قانون آمپر () است.
شار مغناطیسی و قانون فاراده
شار مغناطیسی نشان میدهد چقدر میدان از یک سطح میگذرد:
هرگاه شار عبوری از یک مدار تغییر کند، نیروی محرکهٔ القایی تولید میشود:
شار را میتوان با تغییر ، تغییر مساحت (مثل میلهٔ لغزنده) یا تغییر زاویه (چرخش پیچه، اساس مولد برق) تغییر داد. طبق قانون لنز، جهت جریان القایی همیشه با علت پیدایش خودش مخالفت میکند — این خودش مصداقی از پایستگی انرژی است: اگر جریان القایی کمک میکرد نه مخالفت، انرژی از هیچ تولید میشد.
مثال (میلهٔ لغزنده): میلهای به طول با تندی در میدان : — فرمول مستقیماً در کنکور کاربرد دارد.
مثال (تغییر میدان در پیچه): پیچهای با دور و مساحت هر حلقه ، در میدان از به (در خلاف جهت اولیه) میرسد:
مولد جریان متناوب
پیچهای با دور و مساحت در میدان با سرعت زاویهای میچرخد:
مقدار مؤثر (RMS) جریان و ولتاژ، برابر مقدار بیشینه است — ولتاژ ۲۲۰ ولت برق شهر همین مقدار مؤثر است؛ بیشینهٔ واقعی آن است. برق شهر ایران با بسامد یعنی ، پس هر ثانیه ۵۰ چرخهٔ کامل رخ میدهد و در لحظهٔ جریان برای اولین بار به مقدار بیشینهاش میرسد.
القاگر (سلف) و مبدل (ترانسفورماتور)
ضریب القاوری سلف: ؛ انرژی ذخیرهشده در میدان مغناطیسی آن (مشابه خازن که در میدان الکتریکی ذخیره میکند):
مبدل روی القای الکترومغناطیسی کار میکند و فقط با جریان متناوب عمل میکند — با DC که شار ثابت است، و القایی رخ نمیدهد.
برای مبدل آرمانی، توان ورودی و خروجی برابرند ()، یعنی افزایش ولتاژ همیشه با کاهش متناسب جریان همراه است.
مثال: ، ، : (مبدل پلهبالا).
دو سیمپیچ مجاور هم میتوانند بدون تماس مستقیم، انرژی رد و بدل کنند: جریان متغیر در یکی، در دیگری نیروی محرکه القا میکند () — این پدیده القای متقابل نام دارد و پایهٔ کار مبدلها و شارژرهای بیسیم است. انرژی ذخیرهشده در میدان مغناطیسی هر حجم از فضا با چگالی توصیف میشود — نکتهای که نشان میدهد انرژی واقعاً در خود میدان ذخیره است، نه در سیمپیچ.
چهار معادلهٔ ماکسول (گاوس الکتریکی، گاوس مغناطیسی/نبودِ تکقطب، فاراده، آمپر-ماکسول) کل الکترومغناطیس را توصیف میکنند؛ ماکسول با افزودن جملهٔ میدان الکتریکی متغیر به قانون آمپر، وجود موج الکترومغناطیسی را پیشبینی کرد و سرعتش را دقیقاً برابر سرعت نور محاسبه کرد — یکی از عمیقترین کشفهای تاریخ فیزیک.