پرش به محتوای اصلی

03_مغناطیس و القای الکترومغناطیسی (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

قطب‌های مغناطیسی: چیزی که همیشه جفت است

هر آهنربا دو قطب دارد: شمال (N) و جنوب (S). قطب‌های هم‌نام یکدیگر را می‌رانند، ناهم‌نام می‌ربایند. تفاوت بنیادی با الکتریسیته اینجاست: بار مثبت و منفی می‌توانند جدا از هم وجود داشته باشند، اما تک‌قطب مغناطیسی هرگز مشاهده نشده — اگر آهنربایی را نصف کنید، هر نیمه خودش یک آهنربای کامل با دو قطب می‌شود. این واقعیت در معادلهٔ ماکسول این‌طور بیان می‌شود:

BdA=0\oint\vec{B}\cdot d\vec{A}=0

خطوط میدان مغناطیسی برخلاف خطوط میدان الکتریکی، همیشه حلقهٔ بسته‌اند: خارج از آهنربا از N به S، داخل آن از S به N.

ویژگی میدان الکتریکی E\vec{E} میدان مغناطیسی B\vec{B}
منشأ بار الکتریکی جریان الکتریکی / آهنربا
اثر بر بار ساکن دارد ندارد
خطوط میدان باز (از ++ به -) حلقهٔ بسته
تک‌قطبی ممکن ناممکن

نیروی مغناطیسی بر بار متحرک

F=qvBsinθ,F=q(v×B)\boxed{F=|q|vB\sin\theta}, \qquad \vec{F}=q(\vec{v}\times\vec{B})

که در آن qq بار الکتریکی، vv تندی بار و θ\theta زاویهٔ بین v\vec{v} و B\vec{B} است.

اگر بار موازی میدان حرکت کند (θ=0°\theta=0° یا 180°180°)، نیرو صفر است؛ عمود بر میدان (θ=90°\theta=90°)، نیرو بیشینه است. نکتهٔ کلیدی: چون این نیرو همیشه عمود بر سرعت است، هرگز کار انجام نمی‌دهد — پس تندی و انرژی جنبشی بار در میدان مغناطیسی خالص ثابت می‌ماند. یکای میدان، تسلا: 1T=104G1\,\text{T}=10^4\,\text{G} (میدان زمین حدود 50μT50\,\mu\text{T}، دستگاه MRI حدود 1.51.53T3\,\text{T}).

جهت نیرو با قاعدهٔ دست راست تعیین می‌شود: چهار انگشت در جهت v\vec{v}، به سمت B\vec{B} خم شوند، شست جهت F\vec{F} را نشان می‌دهد (برای بار مثبت؛ برای بار منفی جهت معکوس است).

حرکت دایروی و مارپیچی بار در میدان

وقتی بار عمود بر میدان یکنواخت حرکت کند، نیروی مغناطیسی نقش نیروی مرکزگرا را بازی می‌کند:

r=mvqB,fc=qB2πm\boxed{r=\frac{mv}{|q|B}}, \qquad \boxed{f_c=\frac{|q|B}{2\pi m}}

نکتهٔ شگفت‌انگیز: دورهٔ تناوب T=2πm/(qB)T=2\pi m/(|q|B) مستقل از سرعت بار است — این اصل پایهٔ کار سیکلوترون (شتاب‌دهندهٔ ذرات) است. اگر سرعت با میدان زاویه‌ای غیر از 0° و 90°90° بسازد، مسیر به شکل مارپیچ (هلیکس) درمی‌آید؛ دقیقاً همین پدیده باعث تشکیل کمربندهای تشعشعی وان‌آلن و شفق قطبی می‌شود.

در انتخاب‌گر سرعت، میدان الکتریکی و مغناطیسی مخالف هم تنظیم می‌شوند تا فقط ذرات با سرعت مشخص مستقیم عبور کنند:

v=EB\boxed{v=\frac{E}{B}}

این اصل در طیف‌سنج جرمی برای تعیین جرم ذرات به‌کار می‌رود: پس از عبور از انتخاب‌گر سرعت، ذره وارد میدان دیگری BB' می‌شود و مسیر نیم‌دایره‌ای طی می‌کند؛ از شعاع این مسیر می‌توان جرم را محاسبه کرد — روشی که در کشف ایزوتوپ‌ها و آزمایش دوپینگ ورزشی کاربرد دارد.

مثال (حرکت دایروی پروتون): پروتون با v=4.4×106m/sv=4.4\times10^6\,\text{m/s} در میدان B=18mTB=18\,\text{mT} عمود بر میدان:

r=(1.67×1027)(4.4×106)(1.6×1019)(1.8×102)2.55mr=\frac{(1.67\times10^{-27})(4.4\times10^6)}{(1.6\times10^{-19})(1.8\times10^{-2})}\approx2.55\,\text{m}

نیرو بر سیم حامل جریان

چون جریان یعنی حرکت بار، میدان مغناطیسی بر سیم حامل جریان هم نیرو وارد می‌کند:

F=BIlsinθ\boxed{F=BIl\sin\theta}

اگر سیم موازی میدان باشد، نیرو صفر است. دو سیم موازی حامل جریان هم‌جهت یکدیگر را می‌ربایند، ضدجهت یکدیگر را می‌رانند:

Fl=μ0I1I22πd\boxed{\frac{F}{l}=\frac{\mu_0I_1I_2}{2\pi d}}

مثال: سیمی به طول 1.0m1.0\,\text{m} با جریان 5.0A5.0\,\text{A} در میدان 400G400\,\text{G} با زاویهٔ 30°30°: F=(0.04)(5.0)(1.0)(0.5)=0.10NF=(0.04)(5.0)(1.0)(0.5)=0.10\,\text{N}.

میدان مغناطیسی حاصل از جریان

اورستد (۱۸۲۰) کشف کرد جریان الکتریکی عقربهٔ مغناطیسی را منحرف می‌کند — نخستین سرنخ ارتباط الکتریسیته و مغناطیس. میدان اطراف چند منبع رایج:

منبع رابطه
سیم بلند، فاصلهٔ rr B=μ0I2πrB=\dfrac{\mu_0I}{2\pi r}
مرکز حلقهٔ دایروی B=μ0I2RB=\dfrac{\mu_0I}{2R}
پیچهٔ مسطح NN دور B=μ0NI2RB=\dfrac{\mu_0NI}{2R}
سیملولهٔ آرمانی B=μ0NlIB=\mu_0\dfrac{N}{l}I

میدان داخل سیملولهٔ آرمانی یکنواخت و بیرونش تقریباً صفر است. جهت میدان با قاعدهٔ دست راست تعیین می‌شود: شست در جهت جریان، خم‌شدن انگشتان جهت میدان را نشان می‌دهد.

مثال (سیملوله): N=600N=600، l=15cml=15\,\text{cm}، I=800mAI=800\,\text{mA}: B=μ0(600/0.15)(0.8)4.0×103TB=\mu_0(600/0.15)(0.8)\approx4.0\times10^{-3}\,\text{T}.

آهنربای الکتریکی از سیملوله با هستهٔ آهنی ساخته می‌شود؛ هستهٔ آهنی میدان را به‌شدت تقویت می‌کند (Bبا هسته=μrBبدون هستهB_{\text{با هسته}}=\mu_r B_{\text{بدون هسته}}) و برخلاف آهنربای دائمی، قابل کنترل و معکوس‌سازی است.

گشتاور بر حلقهٔ حامل جریان

حلقه‌ای در میدان یکنواخت، گشتاوری متناسب با زاویهٔ بین صفحهٔ حلقه و میدان تجربه می‌کند:

τ=NIABsinα\boxed{\tau=NIAB\sin\alpha}

این اصل، پایهٔ کار گالوانومتر و موتور DC است؛ در موتور DC، کموتاتور (جاروبک) هر نیم‌دور جهت جریان را معکوس می‌کند تا گشتاور همیشه در یک جهت بماند و چرخش پیوسته ادامه یابد.

مواد مغناطیسی

سه دستهٔ اصلی مواد از نظر رفتار مغناطیسی:

نوع دوقطبی ذاتی رفتار در میدان خارجی دائمی
دیامغناطیس (مس، طلا) ندارد ضعیف، خلاف جهت خیر
پارامغناطیس (آلومینیوم) دارد، بی‌نظم ضعیف، هم‌جهت خیر
فرومغناطیس (آهن، نیکل) دارد، در حوزه‌ها قوی، هم‌جهت بله

مواد فرومغناطیسی حوزه‌های مغناطیسی دارند — نواحی کوچک که در هرکدام میلیون‌ها اتم هم‌جهت‌اند؛ بالای دمای کوری (برای آهن 770°C770°\text{C}) این نظم از بین می‌رود و ماده پارامغناطیس می‌شود. ابررساناها دیامغناطیس کامل‌اند و میدان را کاملاً دفع می‌کنند — دلیل معلق‌ماندن آهنربا روی ابررسانا. اطلاعات مغناطیسی (نوار کاست، هارد دیسک) هم به همین شکل، با تنظیم جهت مغناطیسی نواحی ریز فرومغناطیسی ذخیره می‌شود.

وقتی جریانی در رسانا در حضور میدان مغناطیسی عمود جاری شود، بارهای متحرک به یک طرف متمایل می‌شوند و ولتاژ هال (VH=IB/nqtV_H=IB/nqt) ایجاد می‌شود — این اثر در تعیین نوع حامل بار در نیم‌رساناها به‌کار می‌رود. برای محاسبهٔ میدان حاصل از هر توزیع دلخواه جریان، از قانون بیوساوار استفاده می‌شود که با انتگرال‌گیری همان رابطهٔ B=μ0I/2πrB=\mu_0I/2\pi r سیم بلند را می‌دهد؛ معادل مغناطیسی آن، قانون آمپر (Bdl=μ0Ienc\oint\vec{B}\cdot d\vec{l}=\mu_0I_{enc}) است.


شار مغناطیسی و قانون فاراده

شار مغناطیسی نشان می‌دهد چقدر میدان از یک سطح می‌گذرد:

Φ=BAcosθ\Phi=BA\cos\theta

هرگاه شار عبوری از یک مدار تغییر کند، نیروی محرکهٔ القایی تولید می‌شود:

E=NΔΦΔt\boxed{\mathcal{E}=-N\frac{\Delta\Phi}{\Delta t}}

شار را می‌توان با تغییر BB، تغییر مساحت AA (مثل میلهٔ لغزنده) یا تغییر زاویه θ\theta (چرخش پیچه، اساس مولد برق) تغییر داد. طبق قانون لنز، جهت جریان القایی همیشه با علت پیدایش خودش مخالفت می‌کند — این خودش مصداقی از پایستگی انرژی است: اگر جریان القایی کمک می‌کرد نه مخالفت، انرژی از هیچ تولید می‌شد.

مثال (میلهٔ لغزنده): میله‌ای به طول 20cm20\,\text{cm} با تندی 20m/s20\,\text{m/s} در میدان 0.18T0.18\,\text{T}: E=Bv=0.18×0.20×20=0.72V|\mathcal{E}|=B\ell v=0.18\times0.20\times20=0.72\,\text{V} — فرمول E=Bv\mathcal{E}=B\ell v مستقیماً در کنکور کاربرد دارد.

مثال (تغییر میدان در پیچه): پیچه‌ای با N=1000N=1000 دور و مساحت هر حلقه 50cm250\,\text{cm}^2، در Δt=0.010s\Delta t=0.010\,\text{s} میدان از B1=0.040TB_1=0.040\,\text{T} به B2=0.010TB_2=-0.010\,\text{T} (در خلاف جهت اولیه) می‌رسد:

ΔΦ=(0.0100.040)×50×104=2.5×104WbE=1000×2.5×1040.010=+25V\Delta\Phi=(-0.010-0.040)\times50\times10^{-4}=-2.5\times10^{-4}\,\text{Wb} \Rightarrow \mathcal{E}=-1000\times\frac{-2.5\times10^{-4}}{0.010}=+25\,\text{V}

مولد جریان متناوب

پیچه‌ای با NN دور و مساحت AA در میدان BB با سرعت زاویه‌ای ω\omega می‌چرخد:

E(t)=NBAωsin(ωt)=Emsin(ωt)\mathcal{E}(t)=NBA\omega\sin(\omega t)=\mathcal{E}_m\sin(\omega t)

مقدار مؤثر (RMS) جریان و ولتاژ، 1/20.7071/\sqrt{2}\approx0.707 برابر مقدار بیشینه است — ولتاژ ۲۲۰ ولت برق شهر همین مقدار مؤثر است؛ بیشینهٔ واقعی آن 2202311V220\sqrt2\approx311\,\text{V} است. برق شهر ایران با بسامد 50Hz50\,\text{Hz} یعنی T=20msT=20\,\text{ms}، پس هر ثانیه ۵۰ چرخهٔ کامل رخ می‌دهد و در لحظهٔ t=T/4t=T/4 جریان برای اولین بار به مقدار بیشینه‌اش می‌رسد.

القاگر (سلف) و مبدل (ترانسفورماتور)

ضریب القاوری سلف: L=μ0N2A/lL=\mu_0N^2A/l؛ انرژی ذخیره‌شده در میدان مغناطیسی آن (مشابه خازن که در میدان الکتریکی ذخیره می‌کند):

U=12LI2U=\frac{1}{2}LI^2

مبدل روی القای الکترومغناطیسی کار می‌کند و فقط با جریان متناوب عمل می‌کند — با DC که شار ثابت است، ΔΦ=0\Delta\Phi=0 و القایی رخ نمی‌دهد.

V2V1=N2N1,I2I1=N1N2\boxed{\frac{V_2}{V_1}=\frac{N_2}{N_1}}, \qquad \frac{I_2}{I_1}=\frac{N_1}{N_2}

برای مبدل آرمانی، توان ورودی و خروجی برابرند (V1I1=V2I2V_1I_1=V_2I_2)، یعنی افزایش ولتاژ همیشه با کاهش متناسب جریان همراه است.

مثال: N1=54N_1=54، N2=900N_2=900، V1=220VV_1=220\,\text{V}: V2=220×900/543667VV_2=220\times900/54\approx3667\,\text{V} (مبدل پله‌بالا).

دو سیم‌پیچ مجاور هم می‌توانند بدون تماس مستقیم، انرژی رد و بدل کنند: جریان متغیر در یکی، در دیگری نیروی محرکه القا می‌کند (E2=MΔI1/Δt\mathcal{E}_2=-M\,\Delta I_1/\Delta t) — این پدیده القای متقابل نام دارد و پایهٔ کار مبدل‌ها و شارژرهای بی‌سیم است. انرژی ذخیره‌شده در میدان مغناطیسی هر حجم از فضا با چگالی uB=B2/(2μ0)u_B=B^2/(2\mu_0) توصیف می‌شود — نکته‌ای که نشان می‌دهد انرژی واقعاً در خود میدان ذخیره است، نه در سیم‌پیچ.

چهار معادلهٔ ماکسول (گاوس الکتریکی، گاوس مغناطیسی/نبودِ تک‌قطب، فاراده، آمپر-ماکسول) کل الکترومغناطیس را توصیف می‌کنند؛ ماکسول با افزودن جملهٔ میدان الکتریکی متغیر به قانون آمپر، وجود موج الکترومغناطیسی را پیش‌بینی کرد و سرعتش را دقیقاً برابر سرعت نور محاسبه کرد — یکی از عمیق‌ترین کشف‌های تاریخ فیزیک.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. یک ذره باردار با بار q=+3.2×1019Cq = +3.2 \times 10^{-19}\,\text{C} و جرم m=6.64×1027kgm = 6.64 \times 10^{-27}\,\text{kg}، با تندی v=5×106m/sv = 5 \times 10^{6}\,\text{m/s} در راستای محور xx به یک میدان مغناطیسی یکنواخت B=0.05T\vec{B} = 0.05\,\text{T} در راستای محور yy وارد می‌شود. اگر زاویه بین بردار سرعت و میدان مغناطیسی θ=30\theta = 30^\circ باشد، شعاع حرکت مارپیچی ذره و گام حرکت مارپیچی آن (فاصله‌ای که ذره در راستای میدان در طول یک دوره تناوب طی می‌کند) به ترتیب از روابط زیر کدام است؟

  • r=1.80mr = 1.80\,\text{m} و p=6.52mp = 6.52\,\text{m}
  • r=1.04mr = 1.04\,\text{m} و p=11.3mp = 11.3\,\text{m}
  • r=2.08mr = 2.08\,\text{m} و p=22.6mp = 22.6\,\text{m}
  • r=1.04mr = 1.04\,\text{m} و p=6.52mp = 6.52\,\text{m}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «r=1.04mr = 1.04\,\text{m} و p=11.3mp = 11.3\,\text{m}» درست است. تجزیهٔ سرعت نسبت به میدان: v=vsin30=5×106×0.5=2.5×106m/sv_\perp = v\sin 30^\circ = 5\times 10^{6}\times 0.5 = 2.5\times 10^{6}\,\text{m/s} و v=vcos30=5×106×0.866=4.33×106m/sv_\parallel = v\cos 30^\circ = 5\times 10^{6}\times 0.866 = 4.33\times 10^{6}\,\text{m/s}. شعاع: r=mvqB=6.64×1027×2.5×1063.2×1019×0.05=1.66×10201.6×1020=1.04mr = \frac{m v_\perp}{|q| B} = \frac{6.64\times 10^{-27}\times 2.5\times 10^{6}}{3.2\times 10^{-19}\times 0.05} = \frac{1.66\times 10^{-20}}{1.6\times 10^{-20}} = 1.04\,\text{m}. دورهٔ تناوب: T=2πmqB=6.283×6.64×10271.6×1020=2.61×106sT = \frac{2\pi m}{|q| B} = \frac{6.283\times 6.64\times 10^{-27}}{1.6\times 10^{-20}} = 2.61\times 10^{-6}\,\text{s}. گام: p=vT=4.33×106×2.61×106=11.3mp = v_\parallel T = 4.33\times 10^{6}\times 2.61\times 10^{-6} = 11.3\,\text{m}. وارسیِ مستقل (بدونِ محاسبهٔ TT): نسبتِ گام به شعاع همیشه pr=2πcotθ=2π3=10.88\frac{p}{r} = 2\pi\cot\theta = 2\pi\sqrt{3} = 10.88 است و 1.04×10.88=11.3m1.04\times 10.88 = 11.3\,\text{m} — همان نتیجه. ردِ گزینه‌ها: «r=1.80r = 1.80 و p=6.52p = 6.52» از جابه‌جاکردنِ سینوس و کسینوس می‌آید (مؤلفهٔ موازی در شعاع و مؤلفهٔ عمود در گام). «r=2.08r = 2.08 و p=22.6p = 22.6» از به‌کاربردنِ بارِ بنیادی 1.6×1019C1.6\times 10^{-19}\,\text{C} به‌جایِ بارِ خودِ ذره 3.2×1019C3.2\times 10^{-19}\,\text{C} حاصل می‌شود (هر دو کمیت دقیقاً دو برابر می‌شوند). «r=1.04r = 1.04 و p=6.52p = 6.52» شعاع را درست ولی گام را با مؤلفهٔ عمود حساب کرده است. تلهٔ تستی: گامِ مارپیچ به مؤلفهٔ موازیِ سرعت (vcosθv\cos\theta) وابسته است و شعاع به مؤلفهٔ عمود (vsinθv\sin\theta)؛ خلطِ این دو، و نیز گذاشتنِ بارِ بنیادی به‌جایِ بارِ واقعیِ ذره، دو خطایِ رایجِ این مسئله‌اند.

2. یک سیملولهٔ آرمانی به طولِ l=0.5ml = 0.5\,\text{m} و N=1000N = 1000 دور، حاملِ جریانِ I=2AI = 2\,\text{A} است. یک سیمِ راستِ بسیار بلند نیز حاملِ همین جریانِ I=2AI = 2\,\text{A} است. اندازهٔ میدانِ مغناطیسیِ درونِ سیملوله، چند برابرِ اندازهٔ میدانِ مغناطیسیِ سیمِ راست در فاصلهٔ r=0.1mr = 0.1\,\text{m} از آن است؟ (μ0=4π×107Tm/A\mu_0 = 4\pi \times 10^{-7}\,\text{T}\cdot\text{m/A})

  • 400π400\pi برابر
  • 200π200\pi برابر
  • 800π800\pi برابر
  • 400400 برابر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «400π400\pi برابر» درست است. ۱) چگالیِ دورِ سیملوله: n=Nl=10000.5=2000m1n = \frac{N}{l} = \frac{1000}{0.5} = 2000\,\text{m}^{-1}، پس Bسیملوله=μ0nI=μ0×2000×2=4000μ0B_{\text{سیملوله}} = \mu_0 n I = \mu_0 \times 2000 \times 2 = 4000\mu_0. ۲) میدانِ سیمِ راست: Bسیم=μ0I2πr=μ0×22π×0.1=10μ0πB_{\text{سیم}} = \frac{\mu_0 I}{2\pi r} = \frac{\mu_0 \times 2}{2\pi \times 0.1} = \frac{10\mu_0}{\pi}. ۳) نسبت: BسیملولهBسیم=4000μ010μ0/π=400π1257\frac{B_{\text{سیملوله}}}{B_{\text{سیم}}} = \frac{4000\mu_0}{10\mu_0/\pi} = 400\pi \approx 1257. وارسیِ مستقل (جایگذاریِ عددی): Bسیملوله=4π×107×2000×2=5.03×103TB_{\text{سیملوله}} = 4\pi\times 10^{-7}\times 2000\times 2 = 5.03\times 10^{-3}\,\text{T} و Bسیم=2×107×20.1=4×106TB_{\text{سیم}} = \frac{2\times 10^{-7}\times 2}{0.1} = 4\times 10^{-6}\,\text{T}؛ خارجِ قسمت 5.03×1034×106=1257\frac{5.03\times 10^{-3}}{4\times 10^{-6}} = 1257 — برابرِ 400π400\pi. ردِ گزینه‌ها: «200π200\pi برابر» از گذاشتنِ N=1000N = 1000 به‌جایِ n=N/l=2000n = N/l = 2000 در رابطهٔ سیملوله می‌آید. «800π800\pi برابر» از به‌کاربردنِ μ0I4πr\frac{\mu_0 I}{4\pi r} برایِ سیمِ راست (نصف‌کردنِ نادرستِ میدانِ سیم) ناشی می‌شود. «400400 برابر» از به‌کاربردنِ رابطهٔ مرکزِ حلقه (μ0I2r\frac{\mu_0 I}{2 r}) برایِ سیمِ راست به‌دست می‌آید و ضریبِ π\pi را از دست می‌دهد. تلهٔ تستی: میدانِ درونِ سیملوله به چگالیِ دور (n=N/ln = N/l) وابسته است نه به تعدادِ کلِ دورها (NN)؛ و رابطهٔ سیمِ راست (μ0I2πr\frac{\mu_0 I}{2\pi r}) با رابطهٔ مرکزِ حلقه (μ0I2R\frac{\mu_0 I}{2R}) دقیقاً به اندازهٔ یک π\pi فرق دارد.

3. یک الکترون با سرعت اولیه v\vec{v} در یک میدان مغناطیسی یکنواخت B\vec{B} که هر دو در صفحه xyxy قرار دارند، حرکت می‌کند. در یک لحظه، زاویه بین v\vec{v} و B\vec{B} برابر θ\theta است. اگر B\vec{B} در راستای +x+x و مؤلفه xx سرعت الکترون vx=2×106m/sv_x = 2 \times 10^{6}\,\text{m/s} و B=0.5TB = 0.5\,\text{T} باشد، بزرگی نیروی مغناطیسی وارد بر الکترون در آن لحظه F=1.6×1013NF = 1.6 \times 10^{-13}\,\text{N} است. مؤلفه yy سرعت الکترون vyv_y در آن لحظه کدام است؟ (qe=1.6×1019C|q_e| = 1.6 \times 10^{-19}\,\text{C})

  • vy=2×106m/sv_y = 2 \times 10^{6}\,\text{m/s}
  • vy=0v_y = 0
  • vy=1×106m/sv_y = 1 \times 10^{6}\,\text{m/s}
  • vy=3×106m/sv_y = \sqrt{3} \times 10^{6}\,\text{m/s}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «vy=2×106m/sv_y = 2 \times 10^{6}\,\text{m/s}» درست است. ۱) چون B\vec{B} در راستایِ +x+x است، مؤلفهٔ vxv_x موازیِ میدان است و هیچ سهمی در نیرو ندارد؛ تنها مؤلفهٔ عمود، یعنی vyv_y، نیرو می‌سازد: F=qvyBF = |q| v_y B. ۲) پس vy=FqB=1.6×10131.6×1019×0.5=1.6×10138×1020=2×106m/sv_y = \frac{F}{|q| B} = \frac{1.6\times 10^{-13}}{1.6\times 10^{-19}\times 0.5} = \frac{1.6\times 10^{-13}}{8\times 10^{-20}} = 2\times 10^{6}\,\text{m/s}. وارسیِ مستقل (تجزیهٔ مختصاتی): با vx=vy=2×106v_x = v_y = 2\times 10^{6}، تندیِ کل v=2×2×106=2.83×106m/sv = \sqrt{2}\times 2\times 10^{6} = 2.83\times 10^{6}\,\text{m/s} و sinθ=vy/v=0.707\sin\theta = v_y/v = 0.707؛ آنگاه qvBsinθ=1.6×1019×2.83×106×0.5×0.707=1.6×1013N|q| v B \sin\theta = 1.6\times 10^{-19}\times 2.83\times 10^{6}\times 0.5\times 0.707 = 1.6\times 10^{-13}\,\text{N} — دقیقاً همان نیرویِ داده‌شدهٔ مسئله. ردِ گزینه‌ها: «vy=0v_y = 0» یعنی سرعت کاملاً موازیِ میدان است و نیرو صفر می‌شد، نه 1.6×1013N1.6\times 10^{-13}\,\text{N}. «vy=1×106v_y = 1 \times 10^{6}» نیرویی برابرِ 8×1014N8\times 10^{-14}\,\text{N} می‌دهد، یعنی نصفِ مقدارِ خواسته‌شده. «vy=3×106v_y = \sqrt{3} \times 10^{6}» نیرویی برابرِ 1.39×1013N1.39\times 10^{-13}\,\text{N} می‌دهد که با دادهٔ مسئله نمی‌خوانَد. تلهٔ تستی: در F=qvBsinθF = |q| v B \sin\theta، حاصلِ vsinθv\sin\theta خودش همان مؤلفهٔ عمودِ سرعت است؛ اگر مستقیم آن را بنویسی دیگر نیازی به یافتنِ θ\theta نداری. کسانی که اصرار دارند اول θ\theta را پیدا کنند، معمولاً مؤلفهٔ موازی را هم اشتباهاً واردِ محاسبه می‌کنند.

4. یک ذره باردار با بار q=+2eq = +2e و جرم m=4mpm = 4m_p (که ee بار بنیادی و mpm_p جرم پروتون است) در یک میدان مغناطیسی یکنواخت BB با تندی vv حرکت می‌کند. شعاع مسیر دایروی این ذره rr است. ذره دیگری با بار q=eq' = -e و جرم m=mpm' = m_p در همان میدان مغناطیسی با تندی 4v4v حرکت می‌کند. نسبت شعاع مسیر ذره دوم به ذره اول (rr\frac{r'}{r}) کدام است؟

  • 14\frac{1}{4}
  • 22
  • 12\frac{1}{2}
  • 44

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«22» درست است. r=mvqBr=\frac{mv}{|q|B}. برای ذره اول: r=4mpv2eB=2mpveBr=\frac{4m_p v}{2eB}=\frac{2m_p v}{eB}. برای ذره دوم: r=mp(4v)eB=4mpveBr'=\frac{m_p (4v)}{eB}=\frac{4m_p v}{eB}. نسبت rr=4mpv/eB2mpv/eB=2\frac{r'}{r}=\frac{4m_p v/eB}{2m_p v/eB}=2. گزینه‌ی «14\frac{1}{4}» از وارونه‌گرفتنِ نسبت (r/rr/r' به‌جای r/rr'/r) ناشی می‌شود. گزینه‌های «12\frac{1}{2}» و «44» از خطاهایِ دیگر در جایگذاریِ جرم/بار حاصل می‌شوند. تلهٔ تستی: با اینکه بارِ ذرهٔ دوم نصفِ ذرهٔ اول و جرمش یک‌چهارمِ آن است، این دو تغییر هم‌جهت عمل نمی‌کنند (یکی شعاع را افزایش، دیگری کاهش می‌دهد)؛ باید هر دو اثر را همراه با اثرِ چهاربرابرشدنِ سرعت با دقت در یک کسر ترکیب کرد، نه جداگانه تخمین زد.

5. یک سیملولهٔ آرمانی به طولِ l=40cml = 40\,\text{cm} دارایِ N=500N = 500 دورِ سیم است و جریانِ I=2AI = 2\,\text{A} از آن می‌گذرد. جدا از آن و دور از اثرش، یک پیچهٔ دایرویِ تخت به شعاعِ R=5cmR = 5\,\text{cm} با N=100N' = 100 دورِ سیم، حاملِ همان جریانِ I=2AI = 2\,\text{A} است. میدانِ مغناطیسی در مرکزِ پیچهٔ دایروی چند برابرِ میدانِ مغناطیسیِ درونِ سیملوله است؟ (μ0=4π×107Tm/A\mu_0 = 4\pi \times 10^{-7}\,\text{T}\cdot\text{m/A})

  • 0.80.8 برابر
  • 1.251.25 برابر
  • 8×1038 \times 10^{-3} برابر
  • 8080 برابر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «0.80.8 برابر» درست است. ۱) میدانِ درونِ سیملوله: Bسیملوله=μ0NlI=μ0×5000.4×2=2500μ0B_{\text{سیملوله}} = \mu_0 \frac{N}{l} I = \mu_0 \times \frac{500}{0.4} \times 2 = 2500\mu_0. ۲) میدانِ مرکزِ پیچهٔ دایروی: Bپیچه=μ0NI2R=μ0×100×22×0.05=200μ00.1=2000μ0B_{\text{پیچه}} = \frac{\mu_0 N' I}{2R} = \frac{\mu_0 \times 100 \times 2}{2\times 0.05} = \frac{200\mu_0}{0.1} = 2000\mu_0. ۳) نسبت: BپیچهBسیملوله=2000μ02500μ0=0.8\frac{B_{\text{پیچه}}}{B_{\text{سیملوله}}} = \frac{2000\mu_0}{2500\mu_0} = 0.8. وارسیِ مستقل (جایگذاریِ عددی): Bسیملوله=4π×107×1250×2=3.14×103TB_{\text{سیملوله}} = 4\pi\times 10^{-7}\times 1250\times 2 = 3.14\times 10^{-3}\,\text{T} و Bپیچه=4π×107×100×20.1=2.51×103TB_{\text{پیچه}} = \frac{4\pi\times 10^{-7}\times 100\times 2}{0.1} = 2.51\times 10^{-3}\,\text{T}؛ خارجِ قسمت 2.513.14=0.8\frac{2.51}{3.14} = 0.8. ردِ گزینه‌ها: «1.251.25 برابر» همان نسبتِ وارون (Bسیملوله/BپیچهB_{\text{سیملوله}}/B_{\text{پیچه}}) است. «8×1038 \times 10^{-3} برابر» از فراموش‌کردنِ N=100N' = 100 در رابطهٔ پیچه می‌آید. «8080 برابر» از واردنکردنِ تبدیلِ واحد و گذاشتنِ l=40l = 40 به‌جایِ 0.4m0.4\,\text{m} حاصل می‌شود. تلهٔ تستی: در رابطهٔ سیملوله NN بر طول تقسیم می‌شود (n=N/ln = N/l)، اما در رابطهٔ پیچهٔ تخت NN' ضریبِ مستقیمِ میدان است و شعاع در مخرج می‌آید؛ جابه‌جا به‌کاربردنِ این دو ساختار، رایج‌ترین خطایِ این مقایسه است.

6. یک پروتون با سرعت اولیه v0\vec{v}_0 وارد یک ناحیه می‌شود که در آن یک میدان الکتریکی یکنواخت E\vec{E} و یک میدان مغناطیسی یکنواخت B\vec{B} وجود دارد. اگر v0\vec{v}_0، E\vec{E} و B\vec{B} همگی بر یک خط راست قرار داشته باشند و v0=EBv_0 = \frac{E}{B} باشد، آن‌گاه کدام یک از موارد زیر در مورد حرکت پروتون درست است؟

  • پروتون در مسیری دایروی با شعاع mv0qB\frac{mv_0}{qB} حرکت می‌کند.
  • نیروی حاصل از میدان مغناطیسی صفر و ذره توسط میدان الکتریکی شتاب می‌گیرد.
  • نیروی خالص وارد بر پروتون صفر است و مسیر آن مستقیم الخط خواهد بود.
  • پروتون به دام می‌افتد و در مسیری مارپیچی با شعاع افزایشی حرکت می‌کند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

از آنجایی که v0\vec{v}_0، E\vec{E} و B\vec{B} هم‌جهت (بر یک خط راست) هستند، زاویه بین v0\vec{v}_0 و B\vec{B} صفر است، بنابراین نیروی مغناطیسی FB=qvBsin0°=0F_B = qvB\sin 0° = 0 است. فقط نیروی الکتریکی FE=qEF_E = qE در راستای سرعت وارد می‌شود. با شرط v0=E/Bv_0 = E/B، این نیرو غیرصفر است و ذره در مسیر مستقیم با شتاب ثابت حرکت می‌کند. تلهٔ تستی: در این‌گونه سؤالات، جهتِ بردارها (سرعت، میدان، نیرو) و علامتِ بار باید با دقت و به‌ترتیبِ درست در ضربِ برداری یا فرمول اعمال شوند — نادیده‌گرفتنِ علامتِ منفیِ بار یا خلطِ مؤلفه‌هایِ موازی/عمود، رایج‌ترین منشأِ خطا در این نوع مسائل است.

7. دو سیم موازی بلند و راست در فاصله d از یکدیگر قرار دارند. از یکی جریان I و از دیگری جریان 3I در خلاف جهت یکدیگر می‌گذرد. در کدام فاصله از سیم حامل جریان I، میدان مغناطیسی برآیند صفر می‌شود؟ (موقعیت‌ها روی خطی عمود بر دو سیم و در صفحه آن‌ها اندازه‌گیری می‌شود.)

  • d/4
  • d/2
  • 3d/4
  • 3d/2

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «d/2» درست است. سیمِ حاملِ II را در مبدأ و سیمِ حاملِ 3I3I را در فاصلهٔ dd از آن در نظر می‌گیریم؛ جریان‌ها ناهم‌جهت‌اند. ۱) در ناحیهٔ بینِ دو سیم، میدانِ هر دو سیم هم‌جهت است (ویژگیِ همیشگیِ جریان‌هایِ ناهم‌جهت)، پس برآیند آن‌جا هرگز صفر نمی‌شود. ۲) در سمتِ سیمِ پرجریان‌تر باید Ix=3Ixd\frac{I}{x} = \frac{3I}{x-d} برقرار باشد که به xd=3xx - d = 3x و x=d2x = -\frac{d}{2} می‌رسد؛ عددِ منفی یعنی چنین نقطه‌ای در آن ناحیه وجود ندارد. ۳) در سمتِ سیمِ کم‌جریان‌تر و بیرونِ هر دو سیم: اگر فاصله تا سیمِ II برابرِ xx باشد، فاصله تا سیمِ 3I3I برابرِ x+dx + d است و شرطِ برابریِ اندازه‌ها μ0I2πx=μ0(3I)2π(x+d)x+d=3xx=d2\frac{\mu_0 I}{2\pi x} = \frac{\mu_0 (3I)}{2\pi (x+d)} \Rightarrow x + d = 3x \Rightarrow x = \frac{d}{2}. وارسیِ مستقل (جایگذاری): در x=d/2x = d/2، اندازهٔ میدانِ سیمِ اول متناسب با Id/2=2Id\frac{I}{d/2} = \frac{2I}{d} و اندازهٔ میدانِ سیمِ دوم متناسب با 3Id/2+d=3I1.5d=2Id\frac{3I}{d/2 + d} = \frac{3I}{1.5d} = \frac{2I}{d} است؛ دو اندازهٔ کاملاً برابر و در آن ناحیه ناهم‌جهت، پس برآیند صفر می‌شود. ردِ گزینه‌ها: «d/4» از حلِ رابطهٔ Ix=3Idx\frac{I}{x} = \frac{3I}{d-x} می‌آید، یعنی فرضِ این‌که نقطه بینِ دو سیم است؛ اما همان‌طور که در بندِ ۱ دیدیم آن ناحیه اصلاً جوابی ندارد. «3d/4» و «3d/2» هر دو نقطه را به سیمِ پرجریان‌تر نزدیک‌تر می‌کنند، درحالی‌که نقطهٔ خنثی همیشه باید به سیمِ کم‌جریان‌تر نزدیک‌تر باشد تا میدانِ ضعیف‌ترش جبران شود. تلهٔ تستی: برایِ دو جریانِ ناهم‌جهت، نقطهٔ میدانِ صفر همیشه بیرونِ دو سیم و در سمتِ سیمِ کم‌جریان‌تر است؛ برایِ دو جریانِ هم‌جهت، برعکس، همیشه بینِ آن دو قرار می‌گیرد. جابه‌جا گرفتنِ این دو حالت، رایج‌ترین خطایِ این نوع سؤال است.

8. یک سیم مستقیم بلند حامل جریان I=5AI = 5 \, \text{A} در صفحه کاغذ قرار دارد. در فاصله r=2cmr = 2 \, \text{cm} از سیم، یک پروتون با تندی v=4×105m/sv = 4 \times 10^{5} \, \text{m/s} به موازی با سیم و در جهت جریان حرکت می‌کند. اندازه و جهت نیروی مغناطیسی وارد بر پروتون کدام است؟ (μ0=4π×107T.m/A\mu_0 = 4\pi \times 10^{-7} \, \text{T.m/A})

  • 3.2×1018N3.2 \times 10^{-18} \, \text{N}، دور از سیم
  • 3.2×1018N3.2 \times 10^{-18} \, \text{N}، به سمت سیم
  • 1.6×1018N1.6 \times 10^{-18} \, \text{N}، دور از سیم
  • 1.6×1018N1.6 \times 10^{-18} \, \text{N}، به سمت سیم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «3.2×1018N3.2 \times 10^{-18} \, \text{N}، به سمت سیم» درست است. ۱) میدانِ سیم در محلِ پروتون: B=μ0I2πr=2×107×50.02=5×105TB = \frac{\mu_0 I}{2\pi r} = \frac{2\times 10^{-7}\times 5}{0.02} = 5\times 10^{-5}\,\text{T}. ۲) سرعتِ پروتون موازیِ سیم و میدان عمود بر آن است، پس θ=90\theta = 90^\circ و F=qvBF = q v B. ۳) گام‌به‌گام: 1.6×1019×4×105=6.4×10141.6\times 10^{-19}\times 4\times 10^{5} = 6.4\times 10^{-14}، سپس 6.4×1014×5×105=3.2×1018N6.4\times 10^{-14}\times 5\times 10^{-5} = 3.2\times 10^{-18}\,\text{N}. وارسیِ مستقل (تجزیهٔ مختصاتی): سیم را در راستایِ +x^+\hat{x} و پروتون را در y=+ry = +r بگیرید. آن‌جا B=Bz^\vec{B} = B\hat{z} (بیرون از صفحه) و v=vx^\vec{v} = v\hat{x}، پس F=qv×B=qvB(x^×z^)=qvBy^\vec{F} = q\vec{v}\times\vec{B} = qvB(\hat{x}\times\hat{z}) = -qvB\,\hat{y}، یعنی رو به سیم. این با قاعدهٔ آشنایِ «دو جریانِ هم‌جهت یکدیگر را می‌ربایند» هم‌خوان است، چون پروتونِ متحرک خودش یک جریانِ هم‌جهت با سیم است. ردِ گزینه‌ها: دو گزینهٔ «دور از سیم» جهت را وارونه گرفته‌اند (معادلِ فرضِ جریان‌هایِ ناهم‌جهت). گزینهٔ «1.6×10181.6 \times 10^{-18}» اندازهٔ میدان را نصف (2.5×105T2.5\times 10^{-5}\,\text{T}) گرفته است. تلهٔ تستی: در B=μ0I2πrB = \frac{\mu_0 I}{2\pi r} باید rr برحسبِ متر وارد شود (این‌جا 0.020.02، نه 22)؛ فراموش‌کردنِ تبدیلِ سانتی‌متر به متر، پاسخ را دو مرتبهٔ بزرگی جابه‌جا می‌کند.

9. یک سیمِ مستقیمِ بی‌نهایت حاملِ جریانِ II در راستایِ محورِ zz قرار دارد. یک سیم‌لولهٔ آرمانیِ بلند با چگالیِ دورِ nn و جریانِ II نیز چنان قرار گرفته که محورش موازیِ محورِ zz است و نقطهٔ PP — واقع بر محورِ yy و به فاصلهٔ rr از مبدأ — درونِ آن قرار دارد. اندازهٔ میدانِ مغناطیسیِ کل در نقطهٔ PP چقدر است؟ (μ0\mu_0 ثابت است)

  • μ0I2πr+μ0nI\frac{\mu_0 I}{2 \pi r} + \mu_0 n I
  • (μ0I2πr)2+(μ0nI)2\sqrt{ \left(\frac{\mu_0 I}{2 \pi r}\right)^2 + \left( \mu_0 n I \right)^2 }
  • μ0I2πr\frac{\mu_0 I}{2 \pi r}
  • μ0nI\mu_0 n I

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «(μ0I2πr)2+(μ0nI)2\sqrt{ \left(\frac{\mu_0 I}{2 \pi r}\right)^2 + \left( \mu_0 n I \right)^2 }» درست است. ۱) میدانِ سیمِ راست در PP: اندازهٔ آن μ0I2πr\frac{\mu_0 I}{2\pi r} است و راستایش مماس بر دایرهٔ هم‌مرکز با سیم؛ برایِ نقطه‌ای روی محورِ yy این راستا از z^×y^=x^\hat{z}\times\hat{y} = -\hat{x} به‌دست می‌آید، یعنی در راستایِ محورِ xx. ۲) میدانِ سیم‌لولهٔ آرمانی در نقطه‌ای درونِ آن: μ0nI\mu_0 n I در راستایِ محورِ خودش، یعنی z^\hat{z}. ۳) چون x^z^\hat{x} \perp \hat{z}، این دو بردار بر هم عمودند و اندازهٔ برآیند از قضیهٔ فیثاغورس به‌دست می‌آید: B=Bسیم2+Bسیم‌لوله2B = \sqrt{B_{\text{سیم}}^2 + B_{\text{سیم‌لوله}}^2}. وارسیِ مستقل (حالتِ حدی): اگر rr \to \infty باشد، Bسیم0B_{\text{سیم}} \to 0 و رابطه به μ0nI\mu_0 n I می‌رسد، یعنی میدانِ تنهایِ سیم‌لوله؛ و اگر n0n \to 0 باشد به μ0I2πr\frac{\mu_0 I}{2\pi r} می‌رسد، یعنی میدانِ تنهایِ سیم. هر دو حد درست‌اند. ردِ گزینه‌ها: «μ0I2πr+μ0nI\frac{\mu_0 I}{2 \pi r} + \mu_0 n I» دو بردارِ عمود بر هم را مثلِ دو کمیتِ هم‌راستا جمعِ جبری کرده است و همیشه بزرگ‌تر از پاسخِ درست می‌شود. «μ0I2πr\frac{\mu_0 I}{2 \pi r}» و «μ0nI\mu_0 n I» هرکدام تنها یکی از دو منبع را به‌حساب آورده‌اند و سهمِ دیگری را نادیده گرفته‌اند. تلهٔ تستی: میدانِ مغناطیسی بردار است و فقط وقتی اندازه‌ها مستقیم جمع می‌شوند که دو میدان هم‌راستا باشند. گامِ تعیین‌کنندهٔ این مسئله یافتنِ راستایِ میدانِ سیمِ راست است: همیشه هم بر خودِ سیم و هم بر خطِ واصلِ سیم به نقطه عمود است.

10. یک ذرهٔ باردار با بارِ +q+q و جرمِ mm درونِ میدانِ مغناطیسیِ یکنواختِ B\vec{B} که در راستایِ محورِ xx است، پرتاب می‌شود. در لحظهٔ t=0t=0 بردارِ سرعتِ ذره v0=v0i^+v0j^\vec{v}_0 = v_0 \hat{i} + v_0 \hat{j} است. اگر r0r_0 شعاعِ مسیرِ مارپیچیِ ذره باشد، گامِ مارپیچ (پیشرویِ ذره در راستایِ میدان طیِ یک دورهٔ تناوب) کدام است؟

  • πr0\pi r_0
  • 2πr02\pi r_0
  • 22πr02\sqrt{2}\pi r_0
  • 2πr02\frac{2\pi r_0}{\sqrt{2}}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «2πr02\pi r_0» درست است. ۱) تجزیهٔ سرعت نسبت به Bi^\vec{B} \parallel \hat{i}: مؤلفهٔ موازی v=v0v_\parallel = v_0 (همان مؤلفهٔ i^\hat{i}) و مؤلفهٔ عمود v=v0v_\perp = v_0 (همان مؤلفهٔ j^\hat{j}). ۲) شعاعِ مارپیچ تنها به مؤلفهٔ عمود بستگی دارد: r0=mvqB=mv0qBr_0 = \frac{m v_\perp}{qB} = \frac{m v_0}{qB}. ۳) دورهٔ تناوب مستقل از سرعت است: T=2πmqBT = \frac{2\pi m}{qB}. ۴) گام: p=vT=v0×2πmqB=2π(mv0qB)=2πr0p = v_\parallel T = v_0 \times \frac{2\pi m}{qB} = 2\pi\left(\frac{m v_0}{qB}\right) = 2\pi r_0. وارسیِ مستقل: در حالتِ کلی pr0=2πvv\frac{p}{r_0} = 2\pi \frac{v_\parallel}{v_\perp}؛ چون این‌جا دو مؤلفه برابرند این نسبت دقیقاً 2π2\pi می‌شود — بدونِ آن‌که به مقدارِ mm، qq یا BB نیازی باشد. ردِ گزینه‌ها: «πr0\pi r_0» ضریبِ 2π2\pi در دورهٔ تناوب را نصف گرفته است. «22πr02\sqrt{2}\pi r_0» تندیِ کل (2v0\sqrt{2}\,v_0) را به‌جایِ مؤلفهٔ موازی در گام گذاشته است. «2πr02\frac{2\pi r_0}{\sqrt{2}}» برعکس، تندیِ کل را به‌جایِ مؤلفهٔ عمود در شعاع به‌کار برده است. تلهٔ تستی: شعاع با vv_\perp و گام با vv_\parallel ساخته می‌شود؛ تندیِ کل (v2+v2\sqrt{v_\parallel^2 + v_\perp^2}) در هیچ‌کدام از این دو رابطه ظاهر نمی‌شود و آوردنِ آن، ریشهٔ هر سه گزینهٔ نادرست است.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان