پرش به محتوای اصلی

04_دما و گرما (علوم تجربی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

دما و گرما

چرا دریاچه‌ها از بالا یخ می‌زنند؟

آب در بازهٔ 00 تا 4°C4°C رفتاری غیرعادی دارد: با افزایش دما، برخلاف اغلب مواد، حجمش کم و چگالی‌اش زیاد می‌شود. بیشترین چگالی آب (1000 kg/m31000\ \text{kg/m}^3) درست در 4°C4°C رخ می‌دهد. به همین دلیل آب سردتر از 4°C4°C بالا می‌ماند و یخ ابتدا روی سطح دریاچه تشکیل می‌شود، نه در عمق — و همین موضوع حیات آبزیان را در زمستان حفظ می‌کند.

مقیاس‌های دما

T=θ+273.15F=95θ+32ΔT=ΔθT = \theta + 273.15 \qquad F = \frac{9}{5}\theta + 32 \qquad \Delta T = \Delta\theta

تغییر دما در کلوین و سلسیوس همیشه برابر است؛ صفر مطلق (0 K=273.15°C0\ K = -273.15°C) پایین‌ترین دمای ممکن است.

انبساط گرمایی

ΔL=αL1ΔTΔA=2αA1ΔTΔV=βV1ΔT\Delta L = \alpha L_1 \Delta T \qquad \Delta A = 2\alpha A_1 \Delta T \qquad \Delta V = \beta V_1 \Delta T

برای جامدها β=3α\beta = 3\alpha. اگر ورقه‌ای سوراخ‌دار گرم شود، سوراخ هم مثل خودِ ماده بزرگ‌تر می‌شود. با افزایش دما جرم ثابت می‌ماند اما حجم زیاد می‌شود، پس چگالی کم می‌شود: ρ2=ρ11+βΔT\rho_2 = \dfrac{\rho_1}{1+\beta\Delta T}.

گرما، ظرفیت گرمایی و تعادل گرمایی

گرما انرژیِ در حال انتقال بر اثر اختلاف دماست، نه انرژی ذخیره‌شده در جسم:

Q=mcΔTQ = mc\Delta T

گرمای ویژهٔ آب (4187 J/kg⋅°C4187\ \text{J/kg·°C}) بزرگ‌ترین مقدار در میان مواد معمول است؛ به همین دلیل آب خنک‌کننده و تنظیم‌کنندهٔ دمای خوبی است. وقتی چند جسم با هم به تعادل می‌رسند: Qi=0\sum Q_i = 0 — جسمی که گرما می‌گیرد Q>0Q>0 و جسمی که از دست می‌دهد Q<0Q<0.

تغییر حالت ماده

در طول ذوب یا جوش، دما ثابت می‌ماند چون گرما صرف شکستن پیوندها می‌شود، نه بالا بردن دما:

Q=±mLfQ=±mLvQ = \pm mL_f \qquad Q = \pm mL_v

برای اکثر مواد LvLfL_v \gg L_f (برای آب حدود ۶.۷ برابر) — یعنی تبخیر کردن یک ماده از ذوب کردنش پرانرژی‌تر است.

قوانین گازها

قانون رابطه شرط ثابت
شارل V1/T1=V2/T2V_1/T_1 = V_2/T_2 فشار
گی‌لوساک P1/T1=P2/T2P_1/T_1 = P_2/T_2 حجم
بویل P1V1=P2V2P_1V_1 = P_2V_2 دما
گاز آرمانی PV=nRTPV = nRT

در قانون گاز آرمانی، دما حتماً باید برحسب کلوین باشد و باید از فشار مطلق (Pمطلق=Pپیمانه+PجوP_{مطلق} = P_{پیمانه} + P_{جو}) استفاده کرد، نه فشار پیمانه‌ای که فشارسنج‌های معمولی نشان می‌دهند.

انتقال گرما

سه روش: رسانش (ارتعاش اتمی، نیاز به محیط)، همرفت (جابجایی سیال) و تابش (امواج الکترومغناطیسی، بدون نیاز به محیط). در فلزات، الکترون‌های آزاد هم رسانش گرمایی و هم الکتریکی را انجام می‌دهند — به همین دلیل این دو در فلزات همبسته‌اند.

یک مثال ترکیبی

برای گرم کردن یخ از دمای θ0\theta_0 (زیر صفر) تا تبدیل کامل به بخار، باید چهار مرحله را جدا جدا حساب کرد و با هم جمع بست:

Qکل=mcیخ(0θ0)گرم شدن یخ+mLfذوب+mcآب(1000)گرم شدن آب+mLvتبخیرQ_{\text{کل}} = \underbrace{mc_{\text{یخ}}(0-\theta_0)}_{\text{گرم شدن یخ}} + \underbrace{mL_f}_{\text{ذوب}} + \underbrace{mc_{\text{آب}}(100-0)}_{\text{گرم شدن آب}} + \underbrace{mL_v}_{\text{تبخیر}}

در مسائل مخلوط یخ با آب داغ، اول فرض کنید همهٔ یخ ذوب می‌شود؛ اگر گرما کافی نبود، دمای تعادل 0°C0°C می‌شود و بخشی از یخ باقی می‌ماند.

نکات کنکوری طلایی

  • جرم در تغییر دما و تغییر حالت همیشه ثابت است؛ فقط حجم و چگالی تغییر می‌کنند.
  • برای «چند برابر شدن طول»، از L2=L1(1+αΔT)L_2 = L_1(1+\alpha\Delta T) استفاده کنید، نه فقط از ΔL\Delta L.
  • انبساط حجمی مایعات معمولاً بسیار بزرگ‌تر از ظرف جامد است؛ در مسائل سرریز مایع، انبساط ظرف را می‌توان نادیده گرفت مگر خلافش گفته شود.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. مکعبی به ضریب انبساط طولی α\alpha را ΔT\Delta T گرم می‌کنیم. اگر حجم اولیه V1V_1 باشد، حجم نهایی کدام است؟

  • V1(1+3αΔT)V_1(1 + 3\alpha\Delta T)
  • V1(1+αΔT)V_1(1 + \alpha\Delta T)
  • V1(1+2αΔT)V_1(1 + 2\alpha\Delta T)
  • 3V1αΔT3V_1\alpha\Delta T

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گامِ محاسبه: برایِ جامدِ همسانگرد β=3α\beta=3\alpha و V2=V1(1+βΔT)V_2=V_1(1+\beta\Delta T)، پس V2=V1(1+3αΔT)V_2=V_1(1+3\alpha\Delta T). وارسیِ مستقل (تجزیهٔ ابعادی): مکعبی به ضلعِ LL داریم؛ L2=L(1+αΔT)L_2=L(1+\alpha\Delta T) و V2=L23=V1(1+αΔT)3=V1(1+3αΔT+3α2ΔT2+)V_2=L_2^3=V_1(1+\alpha\Delta T)^3=V_1(1+3\alpha\Delta T+3\alpha^2\Delta T^2+\dots)؛ چون α105\alpha\sim10^{-5} است، جمله‌هایِ مرتبهٔ دوم به بعد ناچیزند و همان V1(1+3αΔT)V_1(1+3\alpha\Delta T) می‌ماند. ردِ گزینه‌ها: «V1(1+αΔT)V_1(1+\alpha\Delta T)» ضریبِ انبساطِ طولی را به‌جایِ حجمی گذاشته (ضریبِ ۳ جا افتاده). «V1(1+2αΔT)V_1(1+2\alpha\Delta T)» ضریبِ انبساطِ سطحی (2α2\alpha) را به‌کار برده که مالِ مساحت است نه حجم. «3V1αΔT3V_1\alpha\Delta T» خودِ تغییرِ حجم ΔV\Delta V است نه حجمِ نهایی؛ حجمِ اولیه در آن جا افتاده. تلهٔ تستی: صورتِ سؤال «حجمِ نهایی» خواسته نه «تغییرِ حجم»؛ پرتکرارترین خطا این است که ΔV=βV1ΔT\Delta V=\beta V_1\Delta T را به‌عنوانِ پاسخ علامت بزنند.

2. دو میله فولادی و آلومینیومی در 20°C20°C هم‌طول هستند. در چه دمایی اختلاف طول آن‌ها 0.1%0.1\% طول اولیه می‌شود؟ (αAl=23×106\alpha_{Al} = 23\times10^{-6}، αFe=13×106\alpha_{Fe} = 13\times10^{-6})

  • 120°C120°C
  • 220°C220°C
  • 320°C320°C
  • 520°C520°C

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ΔLAlΔLFe=L0(αAlαFe)ΔT=0.001L010×106ΔT=0.001ΔT=100 K\Delta L_{Al} - \Delta L_{Fe} = L_0(\alpha_{Al} - \alpha_{Fe})\Delta T = 0.001L_0 \Rightarrow 10\times10^{-6}\Delta T = 0.001 \Rightarrow \Delta T = 100\ \text{K}. دمای نهایی =20+100=120°C= 20 + 100 = 120°C. گزینه‌های دیگر («220°C220°C»، «320°C320°C»، «520°C520°C») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: α\alpha بسیار کوچک است؛ اگر سؤال «چند برابر شدنِ طول» بخواهد، باید از L2=L1(1+αΔT)L_2=L_1(1+\alpha\Delta T) استفاده کرد نه فقط ΔL\Delta L.

3. کره توخالی فلزی با شعاع داخلی rr و شعاع خارجی RR را ΔT\Delta T گرم می‌کنیم. تغییر حجم حفره داخلی چند است؟ (β=3α\beta = 3\alpha)

  • 4πr3αΔT3\frac{4\pi r^3\alpha\Delta T}{3}
  • 4πr2αΔT4\pi r^2\alpha\Delta T
  • 4πr3αΔT4\pi r^3\alpha\Delta T
  • 8πr3αΔT3\frac{8\pi r^3\alpha\Delta T}{3}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

حفره مانند کره توپر از همان جنس منبسط می‌شود: ΔV=βV1ΔT=3α×4πr33ΔT=4πr3αΔT\Delta V = \beta V_1\Delta T = 3\alpha \times \frac{4\pi r^3}{3}\Delta T = 4\pi r^3\alpha\Delta T. گزینه‌های دیگر («4πr3αΔT3\frac{4\pi r^3\alpha\Delta T}{3}»، «4πr2αΔT4\pi r^2\alpha\Delta T»، «8πr3αΔT3\frac{8\pi r^3\alpha\Delta T}{3}») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: ΔT\Delta T همیشه باید (دمای نهایی) منهایِ (دمای اولیه، با علامتِ خودش) باشد؛ نادیده‌گرفتنِ علامتِ منفیِ دمایِ اولیه رایج‌ترین خطا در این نوع مسئله است.

4. 100100 گرم یخ در 10°C-10°C را تا تبدیل کامل به آب در 20°C20°C گرم می‌کنیم. گرمای کل لازم چند است؟ (cیخ=2100c_{یخ} = 2100، Lf=334 kJ/kgL_f = 334\ \text{kJ/kg}، cآب=4200 J/kg⋅°Cc_{آب} = 4200\ \text{J/kg·°C})

  • 43.9 kJ43.9\ \text{kJ}
  • 50.5 kJ50.5\ \text{kJ}
  • 54.3 kJ54.3\ \text{kJ}
  • 33.4 kJ33.4\ \text{kJ}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

Q=m[cیخ(0(10))+Lf+cآب(200)]=0.1[2100×10+334000+4200×20]=0.1[21000+334000+84000]=43900 JQ = m[c_{یخ}(0-(-10)) + L_f + c_{آب}(20-0)] = 0.1[2100\times10 + 334000 + 4200\times20] = 0.1[21000 + 334000 + 84000] = 43900\ \text{J} =43.9 kJ= 43.9\ \text{kJ}. گزینه‌های دیگر («50.5 kJ50.5\ \text{kJ}»، «54.3 kJ54.3\ \text{kJ}»، «33.4 kJ33.4\ \text{kJ}») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: در حینِ تغییرِ حالت، دما ثابت می‌ماند؛ گرما صرفِ شکستنِ پیوندهایِ بینِ مولکولی می‌شود نه افزایشِ دما.

5. مخزن فلزی حجم 1010 لیتر در 0°C0°C پر از بنزین است. با گرم شدن تا 40°C40°C چقدر بنزین سرریز می‌شود؟ (βبنزین=950×106\beta_{بنزین} = 950\times10^{-6}، βفلز=51×106 K\beta_{فلز} = 51\times10^{-6}\ \text{K} 1^{-1})

  • 359.6 mL359.6\ \text{mL}
  • 380 mL380\ \text{mL}
  • 410 mL410\ \text{mL}
  • 300 mL300\ \text{mL}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ΔVسرریز=V0(βبنزینβفلز)ΔT=10×(95051)×106×40=10×899×106×40=0.3596 L\Delta V_{سرریز} = V_0(\beta_{بنزین} - \beta_{فلز})\Delta T = 10 \times (950 - 51)\times10^{-6} \times 40 = 10 \times 899\times10^{-6} \times 40 = 0.3596\ \text{L} =359.6 mL= 359.6\ \text{mL}. گزینه‌های دیگر («380 mL380\ \text{mL}»، «410 mL410\ \text{mL}»، «300 mL300\ \text{mL}») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: رابطهٔ β=3α\beta=3\alpha فقط برایِ جامدها برقرار است؛ برایِ مایعات β\beta باید مستقیماً از صورتِ سؤال خوانده شود، نه از رویِ α\alpha محاسبه شود.

6. 5050 گرم یخ در 0°C0°C با 200200 گرم آب در 40°C40°C مخلوط می‌شود. دمای تعادل چند است؟ (Lf=334 kJ/kgL_f = 334\ \text{kJ/kg}، cآب=4200 J/kg⋅°Cc_{آب} = 4200\ \text{J/kg·°C})

  • 10°C10°C
  • 16.1°C16.1°C
  • 20°C20°C
  • 5°C5°C

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«16.1°C16.1°C» درست است. یخ ابتدا ذوب و سپس تا دمای تعادل گرم می‌شود؛ آب هم‌زمان سرد می‌شود: 0.05×334000+0.05×4200×θ=0.2×4200×(40θ)16700+210θ=33600840θ1050θ=16900θ16.1°C0.05\times334000+0.05\times4200\times\theta=0.2\times4200\times(40-\theta) \Rightarrow 16700+210\theta=33600-840\theta \Rightarrow 1050\theta=16900 \Rightarrow \theta\approx16.1°C. گزینه‌های دیگر («10°C10°C»، «20°C20°C»، «5°C5°C») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ گرمای نهانِ ذوب یا اشتباه در جرم‌ها) به دست می‌آیند. تلهٔ تستی: پیش از فرضِ ذوبِ کاملِ یخ، باید بررسی کرد گرمایِ در دسترس برایِ ذوبِ کاملِ آن کافی است یا نه؛ در غیرِ این‌صورت دمایِ تعادل دقیقاً 0°C0°C می‌ماند.

7. 5050 گرم بخار آب در 100°C100°C با 500500 گرم آب در 20°C20°C مخلوط می‌شود. دمای تعادل تقریباً چند است؟ (Lv=2256 kJ/kgL_v = 2256\ \text{kJ/kg}، cآب=4200 J/kg⋅°Cc_{آب} = 4200\ \text{J/kg·°C})

  • 76.1°C76.1°C
  • 73.7°C73.7°C
  • 34.5°C34.5°C
  • 27.3°C27.3°C

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«76.1°C76.1°C» درست است. گرمای آزادشده از میعان و سردشدن بخار: Qبخار=0.05×2256000+0.05×4200×(100θ)Q_{بخار}=0.05\times2256000+0.05\times4200\times(100-\theta). گرمای گرفته‌شده توسط آب: Qآب=0.5×4200×(θ20)Q_{آب}=0.5\times4200\times(\theta-20). با برابرقراردادن این دو و حل معادله، θ76.1°C\theta\approx76.1°C. گزینه‌های دیگر («73.7°C73.7°C»، «34.5°C34.5°C»، «27.3°C27.3°C») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: پیش از فرضِ ذوبِ کاملِ یخ، باید بررسی کرد گرمایِ در دسترس برایِ ذوبِ کاملِ آن کافی است یا نه؛ در غیرِ این‌صورت دمایِ تعادل دقیقاً 0°C0°C می‌ماند و بخشی از یخ ذوب‌نشده باقی می‌ماند.

8. 200200 گرم آهن در 100°C100°C با 400400 گرم آب در 10°C10°C مخلوط می‌شود. دمای تعادل چند است؟ (cآهن=450c_{آهن} = 450، cآب=4200 J/kg⋅°Cc_{آب} = 4200\ \text{J/kg·°C})

  • 14.6°C14.6°C
  • 20°C20°C
  • 25.3°C25.3°C
  • 12.5°C12.5°C

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گامِ محاسبه: Q=0\sum Q=0 با Q=mc(θfθi)Q=mc(\theta_f-\theta_i): 0.2×450(θ100)+0.4×4200(θ10)=00.2\times450\,(\theta-100)+0.4\times4200\,(\theta-10)=090(θ100)+1680(θ10)=090(\theta-100)+1680(\theta-10)=01770θ=9000+16800=258001770\theta=9000+16800=25800θ14.58°C\theta\approx14.58°C. وارسیِ مستقل (حالتِ حدی): ظرفیتِ گرماییِ آب 1680 J/°C1680\ \text{J/°C} و آهن 90 J/°C90\ \text{J/°C} است، یعنی آب حدودِ ۱۹ برابرِ آهن است؛ پس دمایِ تعادل باید بسیار نزدیک به دمایِ اولیهٔ آب (10°C10°C) بماند — و 14.614.6 دقیقاً همین‌طور است. ردِ گزینه‌ها: «20°C20°C» یعنی آب 1010 درجه گرم شود که 16800 J16800\ \text{J} می‌طلبد، ولی کلِ گرمایِ قابلِ آزادشدنِ آهن حداکثر 90×100=9000 J90\times100=9000\ \text{J} است — ناممکن. «25.3°C25.3°C» از میانگینِ ساده‌ٔ وزن‌دار با جرم (بدونِ گرمایِ ویژه) می‌آید. «12.5°C12.5°C» از گرفتنِ Δθ\Delta\theta آهن برابرِ Δθ\Delta\theta آب به دست می‌آید که نادرست است. تلهٔ تستی: گرمایِ ویژهٔ آب حدودِ ۹ برابرِ آهن است؛ وقتی جرمِ آب هم دو برابر باشد، دمایِ تعادل تقریباً به دمایِ آب می‌چسبد. علامت‌گذاریِ گزینهٔ وسطِ دو دما (55°C55°C-گونه) خطایِ کلاسیکِ این نوع سؤال است.

9. صفحه مربعی به ضلع aa را ΔT\Delta T گرم می‌کنیم. تغییر محیط آن چند است؟

  • 4aαΔT4a\alpha\Delta T
  • 2aαΔT2a\alpha\Delta T
  • 8aαΔT8a\alpha\Delta T
  • aαΔTa\alpha\Delta T

پاسخنامه‌ی تحلیلی

محیط اولیه =4a= 4a، پس ΔP=4a×αΔT\Delta P = 4a \times \alpha\Delta T. گزینه‌های دیگر («2aαΔT2a\alpha\Delta T»، «8aαΔT8a\alpha\Delta T»، «aαΔTa\alpha\Delta T») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: α\alpha بسیار کوچک است؛ اگر سؤال «چند برابر شدنِ طول» بخواهد، باید از L2=L1(1+αΔT)L_2=L_1(1+\alpha\Delta T) استفاده کرد نه فقط ΔL\Delta L.

10. mm گرم یخ در 0°C0°C به mm گرم آب در 0°C0°C تبدیل می‌شود. در این فرآیند کدام‌یک تغییر نمی‌کند؟

  • دما
  • حجم
  • چگالی
  • انرژی داخلی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

دما در حین ذوب ثابت می‌ماند. گزینه‌های دیگر («حجم»، «چگالی»، «انرژی داخلی») هرکدام در بخشی از ادعا با تعریفِ دقیقِ علمیِ موضوع در تناقض‌اند و با بازخوانیِ دقیقِ محتوایِ فیزیکیِ هر گزینه می‌توان نادرستیِ آن‌ها را نشان داد. تلهٔ تستی: با افزایشِ دما، حجم زیاد می‌شود اما جرم ثابت می‌ماند، پس چگالی همیشه کاهش می‌یابد؛ فرمولِ دقیق ρ2=ρ1/(1+βΔT)\rho_2=\rho_1/(1+\beta\Delta T) و فرمولِ تقریبیِ ρ2ρ1(1βΔT)\rho_2\approx\rho_1(1-\beta\Delta T) فقط برایِ βΔT\beta\Delta T کوچک به هم نزدیک‌اند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان