پرش به محتوای اصلی

دما، گرما و انتقال گرما (فیزیک ۱)

خلاصه‌ای از درسنامه‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

دما و گرما

چرا دستگیرهٔ فلزی سردتر از دیوار چوبیِ هم‌دمای کنارش احساس می‌شود؟ چرا برف قلهٔ کوه گاهی دیرتر از دشت آب می‌شود؟ پاسخ در سه موضوع این فصل است: دما و دماسنجی، انبساط گرمایی، و سه مکانیزم انتقال گرما.

دما از دو دیدگاه

از دیدگاه ماکروسکوپیک، دما معیار سردی و گرمی جسم است؛ وقتی دو جسم با دمای متفاوت در تماس قرار می‌گیرند، انرژی از گرم‌تر به سردتر می‌رود تا به تعادل برسند. از دیدگاه میکروسکوپی، دما معیاری از میانگین انرژی جنبشی ذرات سازندهٔ ماده است؛ هرچه ذرات پرتکاپوتر باشند، دما بالاتر است.

هر دماسنج بر پایهٔ یک کمیت دماسنجی کار می‌کند: کمیتی که با دما به‌طور مشخص و قابل اندازه‌گیری تغییر می‌کند — ارتفاع ستون مایع در لولهٔ باریک، مقاومت الکتریکی یک نیمه‌رسانا (ترمیستور)، یا حجم گاز در فشار ثابت.

سه مقیاس دما

هر مقیاس دما با دو نقطهٔ ثابت تعریف می‌شود. در سلسیوس این دو نقطه تعادل آب و یخ خالص (00ادامهٔ فرمول را افقی ببین) و جوش آب خالص (100100ادامهٔ فرمول را افقی ببین) در فشار یک اتمسفر است؛ فاصلهٔ میانشان به ۱۰۰ بخش مساوی تقسیم می‌شود و به همین دلیل به آن سانتی‌گراد هم می‌گویند. در فارنهایت همین بازهٔ آب دقیقاً ۱۸۰ درجه است، نه ۱۰۰.

T=θ+273.15F=95θ+32T=\theta+273.15 \qquad\qquad F=\frac{9}{5}\theta+32ادامهٔ فرمول را افقی ببین

ضریب 9/59/5ادامهٔ فرمول را افقی ببین هیچ عدد قراردادیِ بی‌ربطی نیست؛ همان نسبت 180/100180/100ادامهٔ فرمول را افقی ببین یعنی نسبت طول دو بازه است. دمای صفر مطلق (0 K=−273.15°C0\ \text{K}=-273.15°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین) پایین‌ترین دمای ممکن در طبیعت است، دمایی که در آن انرژی جنبشی متوسط ذرات به کمینه می‌رسد.

تلهٔ پرتکرار: وقتی سؤال دربارهٔ اختلاف دو دما باشد نه خودِ دما، رابطه‌ها فرق می‌کنند:

ΔT=ΔθΔF=95Δθ\Delta T=\Delta\theta \qquad\qquad \Delta F=\frac{9}{5}\Delta\thetaادامهٔ فرمول را افقی ببین

عدد 3232ادامهٔ فرمول را افقی ببین در ΔF\Delta Fادامهٔ فرمول را افقی ببین حذف می‌شود چون در هر دو حالت یکسان است. پس «افزایش ۳۰ درجه سلسیوس» با «رساندن دما به ۳۰ درجه سلسیوس» دو چیز کاملاً متفاوت‌اند: اولی 5454ادامهٔ فرمول را افقی ببین واحد فارنهایت افزایش است و دومی 8686ادامهٔ فرمول را افقی ببین درجهٔ فارنهایت.

چند دماسنج و منطق کارشان

در دماسنج‌های جیوه‌ای و الکلی، ارتفاع مایع با دما رابطهٔ خطی دارد؛ پس با داشتن ارتفاع در دو دمای معلوم می‌توان هر دمای دیگری را با تناسب یافت. دقتشان با نازک‌تر شدن جدارهٔ مخزن، باریک‌تر شدن لوله و بیشتر شدن حجم مایع بالا می‌رود.

همین منطق خطی برای هر کمیت دماسنجیِ دیگری هم به کار می‌رود:

θ−θ1x−x1=θ2−θ1x2−x1\frac{\theta-\theta_1}{x-x_1}=\frac{\theta_2-\theta_1}{x_2-x_1}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

دماسنج‌های معیار سه نوع‌اند: گازی، مقاومتی پلاتینی، و تَف‌سنج که تابش گرمایی جسم را بدون تماس مستقیم می‌سنجد و برای دماهای بسیار بالا به کار می‌رود.

ترموکوپل بر پایهٔ کشف توماس سیبک (۱۸۲۱) کار می‌کند: اگر دو سیم غیرهم‌جنس به هم جوش داده شوند و محل اتصال گرم شود، بین دو سر آزاد اختلاف پتانسیل پدید می‌آید. مزیت‌هایش سرعت پاسخ‌گویی بالا، خروجی ولتاژیِ مناسب مدارهای الکترونیکی، و دقتی تا حدود 0.001°C0.001°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین است.

نوار دوفلزی از جوش‌دادن دو فلز با ضریب انبساط متفاوت ساخته می‌شود؛ با تغییر دما یکی بیشتر از دیگری منبسط می‌شود و نوار خم می‌شود، همیشه به‌سمت فلزی که α\alphaادامهٔ فرمول را افقی ببین کوچک‌تری دارد (با سرد شدن، جهت خمش برعکس می‌شود). در دماپا همین نوار کلید حرارتی است: با گرم‌شدن محیط مدار را قطع و با سرد شدن وصل می‌کند.

انبساط گرمایی

اتم‌های جامد را می‌توان مثل جرم‌هایی تصور کرد که با فنر به هم بسته‌اند. با افزایش دما، دامنهٔ نوسان اتم‌ها حول محل تعادل بیشتر می‌شود و فاصلهٔ متوسطشان زیاد می‌شود — همین است انبساط گرمایی.

ΔL=αL1ΔTL2=L1(1+αΔT)\Delta L=\alpha L_1\Delta T \qquad L_2=L_1(1+\alpha\Delta T)ادامهٔ فرمول را افقی ببینΔA=2αA1ΔTΔV=βV1ΔTβجامد=3α\Delta A=2\alpha A_1\Delta T \qquad \Delta V=\beta V_1\Delta T \qquad \beta_{\text{جامد}}=3\alphaادامهٔ فرمول را افقی ببین

ضریب α\alphaادامهٔ فرمول را افقی ببین فقط به جنس ماده بستگی دارد (فولاد 13×10−613\times10^{-6}ادامهٔ فرمول را افقی ببین، مس 17×10−617\times10^{-6}ادامهٔ فرمول را افقی ببین، آلومینیوم 23×10−623\times10^{-6}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و سرب 29×10−629\times10^{-6}ادامهٔ فرمول را افقی ببین بر درجهٔ سلسیوس). رابطهٔ β=3α\beta=3\alphaادامهٔ فرمول را افقی ببین فقط برای جامدهای همسانگرد برقرار است؛ برای مایعات β\betaادامهٔ فرمول را افقی ببین را باید مستقیم از جدول خواند، چون مایع شکل ثابتی ندارد.

برای پرسش‌های «چند درصد تغییر می‌کند؟» نیازی به محاسبهٔ مقدار مطلق نیست:

%ΔL=αΔT×100%ΔA=2αΔT×100%ΔV=βΔT×100\%\Delta L=\alpha\Delta T\times100 \qquad \%\Delta A=2\alpha\Delta T\times100 \qquad \%\Delta V=\beta\Delta T\times100ادامهٔ فرمول را افقی ببین

نمودار LLادامهٔ فرمول را افقی ببین بر حسب θ\thetaادامهٔ فرمول را افقی ببین خطی است با عرض از مبدأ L1L_1ادامهٔ فرمول را افقی ببین و شیب L1αL_1\alphaادامهٔ فرمول را افقی ببین؛ پس مقایسهٔ دو میله تنها وقتی با مقایسهٔ شیب درست درمی‌آید که طول اولیه‌شان برابر باشد.

سه نکتهٔ ظریف انبساط

حفره مثل جسم پر منبسط می‌شود. این نکته ضدشهود اما کاملاً درست است: اگر ورقه‌ای سوراخ‌دار گرم شود، سوراخ بزرگ‌تر می‌شود، نه کوچک‌تر — دقیقاً به همان اندازه که اگر آن ناحیه از جنس خود ورقه پر شده بود منبسط می‌شد.

خط‌کشی که خودش منبسط می‌شود عدد نادرست می‌دهد، چون فاصلهٔ درجه‌بندی‌هایش هم تغییر کرده است:

Lواقعی=Lخوانده‌شده×(1+αخط‌کشΔT)L_{\text{واقعی}}=L_{\text{خوانده‌شده}}\times(1+\alpha_{\text{خط‌کش}}\Delta T)ادامهٔ فرمول را افقی ببین

انبساط ظاهری مایع درون ظرف، آن چیزی است که واقعاً سرریز می‌شود:

ΔVظاهری=ΔVمایع−ΔVظرف\Delta V_{\text{ظاهری}}=\Delta V_{\text{مایع}}-\Delta V_{\text{ظرف}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

چون معمولاً β\betaادامهٔ فرمول را افقی ببین مایع بسیار بزرگ‌تر از β\betaادامهٔ فرمول را افقی ببین ظرف است، در بسیاری از مسائل می‌توان انبساط ظرف را نادیده گرفت — مگر آنکه صورت مسئله خلافش را بخواهد.

چگالی و رفتار غیرعادی آب

با افزایش دما جرم ثابت می‌ماند اما حجم زیاد می‌شود، پس چگالی کم می‌شود:

ρ2=ρ11+βΔT≈ρ1(1−βΔT)\rho_2=\frac{\rho_1}{1+\beta\Delta T}\approx\rho_1(1-\beta\Delta T)ادامهٔ فرمول را افقی ببین

اگر جسمی در دل مایع معلق باشد و فقط خودش گرم شود، چگالی‌اش کم می‌شود و به سطح می‌آید.

آب اما در بازهٔ 00ادامهٔ فرمول را افقی ببین تا 4°C4°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین برخلاف بیشتر مواد رفتار می‌کند: با افزایش دما در این بازه حجمش کم و چگالی‌اش زیاد می‌شود؛ بیشینهٔ چگالی آب (1000 kg/m31000\ \text{kg/m}^3ادامهٔ فرمول را افقی ببین) دقیقاً در 4°C4°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین رخ می‌دهد و بالاتر از آن رفتار عادی برمی‌گردد. توضیح مولکولی‌اش این است که در یخ، مولکول‌های آب شبکهٔ بلوریِ بازی با فضاهای خالی می‌سازند؛ با ذوب و گرم شدن تا 4°C4°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین این آرایش فرومی‌ریزد و مولکول‌ها وارد همان فضاهای خالی می‌شوند. پیامد این رفتار، یخ‌زدن دریاچه‌ها از سطح است نه از کف — و همین لایهٔ یخ، حیات آبزیان را در زمستان حفظ می‌کند.

گرما، گرمای ویژه و تعادل گرمایی

گرما انرژی‌ای است که تنها به‌دلیل اختلاف دما از جسم گرم‌تر به سردتر منتقل می‌شود. توجه کن که گرما انرژیِ در حال انتقال است، نه چیزی که در جسم ذخیره شده باشد. هرچه اختلاف دما بیشتر باشد آهنگ انتقال بیشتر است، و با نزدیک‌شدن به تعادل این آهنگ کم می‌شود.

Q=CΔTc=CmQ=mcΔTQ=C\Delta T \qquad c=\frac{C}{m} \qquad Q=mc\Delta Tادامهٔ فرمول را افقی ببین

گرمای ویژه فقط به جنس بستگی دارد نه به جرم. گرمای ویژهٔ آب (4187 J/kg⋅°C4187\ \text{J/kg}\cdot°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین) از همهٔ مواد رایج بیشتر است و به همین دلیل آب خنک‌کننده و تنظیم‌کنندهٔ دمای خوبی است؛ برای مقایسه، یخ 20902090ادامهٔ فرمول را افقی ببین، آلومینیوم 900900ادامهٔ فرمول را افقی ببین، آهن 450450ادامهٔ فرمول را افقی ببین، مس 386386ادامهٔ فرمول را افقی ببین و سرب 128128ادامهٔ فرمول را افقی ببین دارند.

دمای تعادل چند جسم را می‌توان مستقیم با یک میانگین وزنی نوشت:

θ=m1c1θ1+m2c2θ2+⋯m1c1+m2c2+⋯\theta=\frac{m_1c_1\theta_1+m_2c_2\theta_2+\cdots}{m_1c_1+m_2c_2+\cdots}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

اگر اجسام هم‌جنس باشند ccادامهٔ فرمول را افقی ببین حذف می‌شود، و اگر جرم‌ها هم برابر باشند دمای تعادل صرفاً میانگین سادهٔ دماهاست. اگر ظرفیت گرمایی یکی از اجسام بسیار بزرگ‌تر از بقیه باشد، دمای نهایی تقریباً همان دمای اولیهٔ اوست.

یک نکتهٔ مفهومی که زیاد اشتباه گرفته می‌شود: در تعادل گرمایی آنچه برابر می‌شود میانگین انرژی جنبشی ذرات است، نه انرژی درونی کل دو جسم (که به تعداد ذرات هم بستگی دارد).

گرماسنج ظرفی عایق‌بندی‌شده برای اندازه‌گیری دقیق گرمای مبادله‌شده است. چون خود ظرف هم گرما می‌گیرد، ظرفیت گرمایی‌اش باید وارد معادله شود:

Qآب+Qجسم+CگرماسنجΔT=0Q_{\text{آب}}+Q_{\text{جسم}}+C_{\text{گرماسنج}}\Delta T=0ادامهٔ فرمول را افقی ببین

نوع ویژه‌ای از آن، گرماسنج بمبی، ارزش انرژی مواد غذایی را می‌سنجد: نمونه در اکسیژن خالص می‌سوزد و از افزایش دمای آب اطراف، انرژی آزادشده حساب می‌شود. توان و بازدهٔ گرمکن هم چنین تعریف می‌شود:

P=QtRa=QمفیدPt×100P=\frac{Q}{t} \qquad\qquad R_a=\frac{Q_{\text{مفید}}}{Pt}\times100ادامهٔ فرمول را افقی ببین

بر پایهٔ مول (n=m/Mn=m/Mادامهٔ فرمول را افقی ببین و N=nNAN=nN_Aادامهٔ فرمول را افقی ببین با NA=6.02×1023N_A=6.02\times10^{23}ادامهٔ فرمول را افقی ببین)، گرمای ویژهٔ مولی هم تعریف می‌شود. نکتهٔ جالبش قاعدهٔ دولن-پتی است: گرمای ویژهٔ مولی بیشتر فلزهای جامد تقریباً ثابت و حدود 25 J/mol⋅K25\ \text{J/mol}\cdot\text{K}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است، مستقل از جنس فلز.

تغییر حالت و گرمای نهان

بین سه حالت ماده شش فرایند وجود دارد: ذوب، انجماد، تبخیر، میعان، و دو فرایند مستقیم یعنی تصعید (جامد به گاز، مثل کوچک‌شدن تدریجی نفتالین) و چگالش (گاز به جامد، مثل تشکیل بلور یخ از بخار هوا).

Q=±mLfQ=±mLvQ=\pm mL_f \qquad\qquad Q=\pm mL_vادامهٔ فرمول را افقی ببین

برای آب Lf=334 kJ/kgL_f=334\ \text{kJ/kg}ادامهٔ فرمول را افقی ببین و Lv=2256 kJ/kgL_v=2256\ \text{kJ/kg}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است؛ یعنی تبخیر کردن آب حدود ۶.۷ برابر پرهزینه‌تر از ذوب کردن آن است، چون در تبخیر باید تقریباً همهٔ پیوندهای بین مولکولی گسسته شوند نه فقط نظم بلوری. در طول ذوب یا جوش، دما ثابت می‌ماند چون همهٔ گرمای ورودی صرف شکستن پیوندها می‌شود.

در گرمایش با توان ثابت، نمودار دما بر حسب زمان بخش‌های شیب‌دار (تغییر دما) و بخش‌های تخت (تغییر حالت) دارد. چون توان ثابت است، نسبت طول دو بازهٔ تخت دقیقاً برابر نسبت LfL_fادامهٔ فرمول را افقی ببین به LvL_vادامهٔ فرمول را افقی ببین است.

برای مسائل ترکیبی، مسیر دما را پله‌پله بنویس و هر پله را جدا حساب کن، مثلاً برای یخ −10°C-10°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین تا آب 20°C20°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین:

−10°Cیخ→mcیخΔT0°Cیخ→mLf0°Cآب→mcآبΔT20°Cآب-10°C_{\text{یخ}}\xrightarrow{mc_{\text{یخ}}\Delta T}0°C_{\text{یخ}}\xrightarrow{mL_f}0°C_{\text{آب}}\xrightarrow{mc_{\text{آب}}\Delta T}20°C_{\text{آب}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

مهم‌ترین تلهٔ این مسائل هم‌زیستی دو فاز است: اگر گرمای موجود برای ذوب کاملِ یخ کافی نباشد، دما در 0°C0°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌ماند و مخلوطی از یخ و آب باقی می‌ماند. پس قبل از هر محاسبه، گرمای لازم برای ذوب کامل را با گرمای در دسترس مقایسه کن. حالت وارونه‌اش هم ممکن است: اگر یخ بسیار سرد را در آب 0°C0°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین بیندازیم، چون آب گرمای اضافه‌ای ندارد، بخشی از آب منجمد می‌شود و جرم یخ زیاد می‌شود.

فشار، نقطهٔ ذوب و نقطهٔ جوش

در بیشتر مواد افزایش فشار نقطهٔ ذوب را بالا می‌برد، چون جامدشان از مایعشان چگال‌تر است. یخ استثناست: چون یخ از آب کم‌چگال‌تر است، افزایش فشار نقطهٔ ذوبش را پایین می‌آورد. اما افزایش فشار روی مایع، نقطهٔ جوش را همیشه و بدون استثنا بالا می‌برد. این دو را با هم قاطی نکن: روی قلهٔ کوه افت فشار از یک سو نقطهٔ ذوب یخ را کمی بالاتر می‌برد و از سوی دیگر نقطهٔ جوش آب را پایین می‌آورد، به همین دلیل آب در دمایی کمتر از 100°C100°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌جوشد و پخت غذا طول می‌کشد. ناخالصی هم هر دو نقطه را تغییر می‌دهد. جامدهای بی‌شکل مانند شیشه و قیر هم اصلاً نقطهٔ ذوب مشخصی ندارند و به‌تدریج نرم می‌شوند.

تبخیر سطحی و جوشیدن دو پدیدهٔ کاملاً متفاوت‌اند:

ویژگی تبخیر سطحی جوشیدن
دمای رخداد هر دمایی فقط نقطهٔ جوش
محل رخداد فقط سطح مایع کل حجم مایع
مساحت سطح اثر مستقیم بی‌ربط
وزش باد اثر مستقیم بی‌ربط
رطوبت محیط اثر معکوس بی‌ربط

در تبخیر سطحی، مولکول‌هایی که انرژی کافی برای غلبه بر جاذبهٔ همسایه‌ها دارند از سطح جدا می‌شوند — در هر دمایی، حتی زیر نقطهٔ جوش. همین منطق توضیح می‌دهد چرا سوختگی با بخار 100°C100°Cادامهٔ فرمول را افقی ببین شدیدتر از تماس با آب داغِ هم‌دماست: بخار هنگام میعان روی پوست، علاوه بر گرمای سرد شدن، گرمای نهان میعانش را هم آزاد می‌کند.

سه راه انتقال گرما

رسانش با ارتعاش اتمی و انتقال انرژی از ذره‌ای به ذرهٔ همسایه رخ می‌دهد:

H=Qt=kA(TH−TL)LH=\frac{Q}{t}=k\frac{A(T_H-T_L)}{L}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

آهنگ رسانش با مساحت مقطع، اختلاف دما و ضریب رسانندگی kkادامهٔ فرمول را افقی ببین نسبت مستقیم و با طول مسیر نسبت معکوس دارد. فلزات رساناهای گرمایی خوبی هستند چون الکترون‌های آزادشان انرژی را سریع جابه‌جا می‌کنند؛ به همین دلیل رسانندگی گرمایی و الکتریکی فلزات به هم گره خورده‌اند، و دستگیرهٔ فلزی سردتر احساس می‌شود چون گرما را سریع‌تر از دست شما می‌گیرد. در مقابل، هوا رسانای بسیار ضعیفی است و لایهٔ هوای محبوس بین دو شیشهٔ پنجرهٔ دوجداره اتلاف گرما را به‌شدت کم می‌کند.

در حالت پایا دما در طول یک میلهٔ یکنواخت خطی تغییر می‌کند، پس دمای وسط میله میانگین دو سر است. اگر دو میلهٔ مختلف سر به سر جوش خورده باشند، در حالت پایا H1=H2H_1=H_2ادامهٔ فرمول را افقی ببین برقرار است و از همین تساوی دمای فصل مشترک به دست می‌آید. نتیجهٔ مهمش این است که میلهٔ پررساناتر افت دمای کمتری روی خودش تحمل می‌کند.

همرفت جابه‌جایی خودِ سیال است: سیال گرم چگالی کمتری پیدا می‌کند و بالا می‌رود و سیال سردتر جایش را می‌گیرد. اگر این چرخه خودبه‌خود رخ دهد همرفت طبیعی است (شوفاژ، جوش آمدن آب کتری، باد دریا و خشکی) و اگر پمپ یا وسیله‌ای آن را به راه بیندازد همرفت واداشته است (خنک‌کنندهٔ موتور خودرو، جریان خون در بدن).

تابش تنها روشی است که به محیط مادی نیاز ندارد و از راه امواج الکترومغناطیسی انجام می‌شود. آهنگ آن به دمای جسم، مساحت سطح، و رنگ و بافت سطح بستگی دارد: سطوح تیره و زبر هم گسیلندهٔ بهتر و هم جذب‌کنندهٔ بهترند، در حالی که سطوح روشن و صیقلی تابش را بازمی‌تابانند.

قوانین گازها

قانون رابطه کمیت ثابت
شارل V1T1=V2T2\dfrac{V_1}{T_1}=\dfrac{V_2}{T_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین فشار
گی‌لوساک P1T1=P2T2\dfrac{P_1}{T_1}=\dfrac{P_2}{T_2}ادامهٔ فرمول را افقی ببین حجم
بویل-ماریوت P1V1=P2V2P_1V_1=P_2V_2ادامهٔ فرمول را افقی ببین دما
آووگادرو Vn=\dfrac{V}{n}=ادامهٔ فرمول را افقی ببین ثابت فشار و دما

نمودار VVادامهٔ فرمول را افقی ببین-TTادامهٔ فرمول را افقی ببین و PPادامهٔ فرمول را افقی ببین-TTادامهٔ فرمول را افقی ببین خطی و گذرنده از مبدأ است، در حالی که نمودار PPادامهٔ فرمول را افقی ببین-VVادامهٔ فرمول را افقی ببین شکل هذلولی دارد. قانون آووگادرو می‌گوید در دما و فشار یکسان، حجم گاز فقط به تعداد مولکول‌ها بستگی دارد نه به جنس گاز. ترکیب همهٔ این‌ها معادلهٔ گاز آرمانی را می‌سازد:

PV=nRTP1V1T1=P2V2T2R=8.314 J/mol⋅KPV=nRT \qquad\qquad \frac{P_1V_1}{T_1}=\frac{P_2V_2}{T_2} \qquad R=8.314\ \text{J/mol}\cdot\text{K}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

دو شرط را هرگز فراموش نکن. اول، دما در این معادله همیشه باید بر حسب کلوین باشد. دوم، فشار باید مطلق باشد نه پیمانه‌ای؛ فشارسنج‌های معمولی فشار نسبت به جو را نشان می‌دهند:

Pمطلق=Pپیمانه+PجوP_{\text{مطلق}}=P_{\text{پیمانه}}+P_{\text{جو}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

تقریب گاز آرمانی هم تنها برای گاز رقیق و کم‌چگال معتبر است، جایی که برهم‌کنش مولکول‌ها ناچیز باشد.

و یک قاعدهٔ کلی برای کل فصل: در تمام این فرایندها — انبساط، تغییر حالت و انتقال گرما — جرم ثابت می‌ماند؛ آنچه تغییر می‌کند حجم، چگالی و دماست.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان