ویژگیهای فیزیکی مواد
چرا یک کشتیِ فولادی روی آب شناور میماند ولی یک تکه فولادِ توپُر فوراً غرق میشود؟ پاسخ این فصل را با اصلِ ارشمیدس میدهد — و همین سؤال، بهترین دروازه برایِ واردشدن به فیزیکِ شارههاست.
شناوری: چرا و چقدر؟
هر جسمِ غوطهور در یک شاره، از پایین فشارِ بیشتری نسبت به بالا میگیرد (چون فشار با عمق زیاد میشود)؛ همین اختلافِ فشار یک نیرویِ خالصِ رو به بالا میسازد:
یعنی نیرویِ شناوری دقیقاً برابرِ وزنِ شارهٔ جابهجاشده است — نه به جنسِ جسم بستگی دارد، فقط به چگالیِ شاره و حجمِ فرورفته. برایِ همین کشتیِ فولادیِ توخالی حجمِ زیادی آب جابهجا میکند و شناور میماند، در حالی که همان فولاد بهشکلِ توپُر (حجمِ کم، چگالیِ مؤثرِ بالا) فرو میرود.
سه حالت: اگر شناور میماند؛ اگر برابر باشند معلق میماند؛ اگر بیشتر باشد تهنشین میشود. برایِ جسمِ شناور، کسرِ حجمِ زیرِ آب:
مثال کنکوری: چوبی با چگالیِ در آبِ با چگالیِ — دقیقاً حجمش زیرِ آب میماند. وزنِ ظاهریِ هر جسمِ غوطهور همیشه از وزنِ واقعیاش کمتر است: .
فشار در شارهها
فشار کمیتی اسکالر است (بدونِ جهت) و در یک نقطه، در همهٔ جهتها یکسان است؛ در نقاطِ همترازِ یک شارهٔ ساکن هم برابر است و به شکلِ ظرف بستگی ندارد.
اگر غواصی در عمقِ از سطحِ یک دریاچه باشد، فشاری که تحمل میکند چقدر است؟
بارومتر فشارِ هوا را با ستونِ جیوه میسنجد (، در سطحِ دریا )؛ مانومتر فشارِ پیمانهای (گیج) را نشان میدهد: . در لولهٔ Uشکلِ حاویِ آب و جیوه، از برابریِ فشار در نقاطِ همتراز: — اگر ستونِ آب باشد، .
کاربردِ پزشکی: فشارِ خون هم با همین منطق و بر حسبِ بیان میشود — سیستولی (فشارِ بیشینه، هنگامِ انقباضِ قلب) روی دیاستولی (فشارِ کمینه)، مقدارِ طبیعی حدودِ .
پیوستگی و اصلِ برنولی
هرجا لوله باریکتر باشد، شاره سریعتر حرکت میکند. اصلِ برنولی (پایستگیِ انرژی برایِ شاره) این را به فشار پیوند میزند:
برایِ لولهٔ افقی: . همین اصل بالابرِ بالِ هواپیما (هوایِ رویِ بال سریعتر و کمفشارتر است)، افشانهٔ عطر، و باریکشدنِ دستهٔ آبِ زیرِ شیر را توضیح میدهد. یک نتیجهٔ مستقیمِ برنولی، معادلهٔ توریچلی برایِ خروجِ شاره از سوراخِ یک ظرفِ بزرگ است: که عمقِ سوراخ از سطحِ شاره است.
پسِزمینه: حالتهای ماده و نیروهایِ بینِ مولکولی
هر ماده از اتم/مولکولهایی در مقیاسِ آنگستروم ساخته شده. جامدِ بلورین (نمک، یخ) از سردسازیِ آرام، بیشکل/آمورف (شیشه) از سردسازیِ سریع پدید میآید؛ پلاسما (حالتِ چهارم) با گرمکردنِ شدیدِ گاز و جداشدنِ الکترونها ساخته میشود (رسانایِ خوبِ گرما/الکتریسیته، مثلِ آذرخش و لامپِ نئون).
کشش سطحی ناشی از همچسبیِ مولکولهایِ سطحِ مایع است (برایندِ نیرو رویِ آنها صفر نیست، برخلافِ مولکولهایِ درونی) و با افزایشِ دما کاهش مییابد. اگر دگرچسبی از همچسبی بیشتر باشد مایع جامد را خیس میکند (آب روی شیشه)، وگرنه نه (جیوه روی شیشه). در لولههایِ باریک همین رقابت اثرِ مویینگی میسازد:
فراتر از کتاب: در مقیاسِ نانو ( تا )، خواصِ فیزیکیِ مواد عوض میشود — مثلاً نقطهٔ ذوبِ طلا از به حدودِ میرسد؛ رنگ و رسانندگیِ الکتریکی هم تغییر میکند، چون در این مقیاس نسبتِ سطح به حجمِ ذرات بهشدت بالا میرود. صفحهنمایشهایِ LCD هم بر پایهٔ موادی با خواصِ بینِ مایع و جامدِ بلورین (کشفشده در ۱۸۸۸ توسطِ Friedrich Reinitzer) کار میکنند: با اعمالِ جریانِ الکتریکی، نظمِ مولکولها بههم میخورد و محفظه تاریک میشود.
یک نکتهٔ اضافه دربارهٔ جریان: شارهها دو نوع جریان دارند — لایهای/آرام با خطوطِ جریانِ منظم و ثابت (مثلِ آبِ کمسرعت در لوله)، و تلاطمی/آشوبناک با گردابههایِ نامنظم (مثلِ آبِ سریعِ زیرِ یک پل). معادلهٔ پیوستگی و برنولی فقط برایِ جریانِ لایهای، و شارهای که تراکمناپذیر و بدونِ اصطکاکِ داخلی (گرانرویِ صفر) فرض میشود، معتبرند.
جدولِ خلاصه
| مفهوم | فرمول |
|---|---|
| شناوری (ارشمیدس) | |
| فشار در عمق | |
| پیوستگی | |
| برنولی (افقی) | |
| توریچلی | |
| مویینگی |