تاریخ چیست؟
واژهٔ «تاریخ» سه معنا دارد: مجموعهٔ رویدادهای گذشته (مثل «تاریخ ایران»)، علم و روشِ بررسی علمیِ آن رویدادها، و تقویم/تعیینِ زمان. علمِ تاریخ به مطالعهٔ جنبههای مختلفِ زندگیِ انسانها در گذشته میپردازد و علل، کارکردها و نتایجِ اعمالِ پیشینیان را تحلیل میکند؛ قلمروش همهٔ ابعادِ زندگیِ بشر (فکری، مذهبی، سیاسی، اقتصادی، علمی، هنری) را دربر میگیرد.
رویدادهای تاریخی سه ویژگی دارند: دور از دسترس و غیرقابلِ مشاهدهٔ مستقیم؛ تکرارناپذیر و غیرقابلِ تجربه (برخلافِ آزمایشهای علوم طبیعی)؛ و دارایِ رابطهٔ علتومعلولی — یعنی رویدادها مجزا نیستند، هرکدام هم علتی دارند و هم معلولی. نقشِ انسان در تاریخ محوری است؛ تمدنها و نهادها همه پیامدِ رفتار فردی و جمعیِ انساناند.
پیشینهٔ تاریخنگاری: پیش از خط، اقوام سرگذشتشان را شفاهی و آمیخته با افسانه نقل میکردند. حدود پنجهزار سال پیش، همزمان با اختراعِ خط، ثبتِ رویدادها آغاز شد؛ قدیمیترین متنِ کشفشده سنگنوشتهای مصری با بیش از چهارهزار سال قدمت است و سنگنوشتهٔ بیستون (به دستورِ داریوش یکم) یک منبعِ دستاولِ معتبر است، چون در زمانِ وقوعِ رویداد نوشته شده. در یونانِ باستان، هرودت («پدرِ تاریخ») کهنترین اثرِ کاملِ تاریخی را نوشت، هرچند دربارهٔ ایران گاه دچار غرضورزی شد. در دورانِ اسلامی، مورخانِ ایرانی مانند طبری و بیهقی برجسته بودند، اما بیشتر مورخانِ این دوره فقط به رویدادهای سیاسیونظامی میپرداختند و مسائلِ اجتماعیواقتصادی را نادیده میگرفتند. پس از رنسانس، تاریخنگاریِ نوین با سه ویژگی شکل گرفت: جامعیتِ موضوعی (نهفقط سیاست، بلکه فرهنگ و اقتصاد هم)، تحلیل بهجایِ صرفِ ثبت، و بینرشتهایبودن (بهره از جامعهشناسی، باستانشناسی، جغرافیا).
مراحلِ پژوهشِ تاریخی شش مرحله دارد: انتخابِ موضوع، تدوینِ پرسشهای تحقیق، شناساییِ منابع، گردآوریِ اطلاعات، تحلیلوتفسیر (دشوارترین مرحله؛ مورخ مثلِ یک کارآگاه، شواهد را برای بازسازیِ گذشته کنار هم میچیند)، و گزارشِ یافتهها. منابعِ دستاول در زمانِ وقوعِ رویداد یا نزدیک به آن نوشته یا ساخته شدهاند (سنگنوشته، سکه، بنا)؛ منابعِ دستدوم بر پایهٔ منابعِ دستاول نوشته میشوند. مطالعهٔ تاریخ سه کارکردِ اصلی دارد: منبعِ شناختوتفکر، بهرهگیری از تجربهٔ گذشته برای حالوآینده (رویدادهایی مانندِ تأسیسِ هخامنشیان، جنگهایِ صلیبی و رنسانس، اثرشان محدود به زمانِ وقوع نمانده)، و تقویتِ هویتِ ملیوحسِ میهندوستی — آگاهیِ ایرانیان از زبان و فرهنگِ مشترکشان نقشِ زیادی در حفظِ هویتِ تمدنی در برابرِ حملهٔ اسکندر و مغولان داشته است. علاوه بر منابعِ مکتوب، تمامیِ آثارِ باستانی (بناها، سکهها، سنگنگارهها) هم منبعِ دستاول محسوب میشوند؛ برای نمونه منشورِ کورش و سنگنوشتهٔ بیستون دستاولاند، اما کتابی که یک محققِ معاصر دربارهٔ ایرانِ باستان مینویسد، منبعِ دستدوم است.
تاریخ؛ زمان و مکان
رویدادهای تاریخی بدونِ زمان معنا ندارند. گاهشماری نظامِ اندازهگیریِ دقیقِ زمان است و با ریاضیات، نجوم و فیزیک پیوند دارد. هر تقویم یک مبدأ انتخاب میکند: مبدأ دینی (هجرتِ پیامبر برایِ هجریِ قمری، تولدِ مسیح برایِ میلادی)، مبدأ ملیوقومی (برتختنشستنِ پادشاهان در مصر و بابل)، یا مبدأیِ مبتنیبر رویدادِ طبیعی (سومریان و طوفانِ بزرگ). در بینالنهرین گاهشماریِ خورشیدیقمری رایج بود؛ مصریان با کبیسهٔ چهارساله گاهشماریِ دقیقی داشتند؛ رومیان گاهشماریِ خود را با کمکِ گاهشماریِ مصری اصلاح کردند و بعدها گاهشماریِ میلادی از آن شکل گرفت. در سالِ ۴۶ق.م. ژولیوس سزار گاهشماریِ رومی را بر اساسِ گاهشماریِ مصری اصلاح کرد و حدود هزار سال بعد پاپ گرگورِ سیزدهم آن را بارِ دیگر اصلاح کرد؛ همین گاهشماری امروز با نامِ میلادی شناخته میشود. در ایران، از گاهشماریِ بابلیِ دورانِ هخامنشی و گاهشماریهایِ بابلیوسلوکیِ دورانِ اشکانی، تا گاهشماریِ اوستاییِ ساسانی رسیدهایم: سال ۱۲ ماهِ ۳۰روزه بهعلاوهٔ پنج روزِ اضافه به نامِ «اندرگاه» بود، و چون کبیسه نداشت، هر ۱۲۰ سال یک ماه به تقویم اضافه میکردند. در دورانِ اسلامی، در کنارِ هجریِ قمری، گاهشماریهایی مانندِ یزدگردی و جلالی هم رواج داشت؛ هجریِ خورشیدیِ رسمیِ ایران (از سالِ ۱۳۰۴ش.) بر پایهٔ همان گاهشماریِ دقیقِ جلالی تنظیم شده است.
کرونولوژی یعنی نظموترتیبِ رویدادها بر اساسِ زمانِ وقوع؛ خطِ زمان ابزارِ نمایشِ آنهاست. دورهبندیِ تاریخ بر مبناهایِ گوناگون انجام میشود: اختراعِ خط (پیشازتاریخ/تاریخی)، فناوری (عصرِ سنگ، مس، برنز، آهن)، شیوهٔ معیشت، یا سیرِ تحولاتِ اروپا (باستان، قرونِوسطا، رنسانس، معاصر).
مکان رکنِ دومِ علمِ تاریخ است؛ اقلیم، رودخانهها، کوهها و دریاها شکلدهندهٔ سبکِ زندگی و تمدنها بودهاند. ابنخلدون از نخستین اندیشمندانی بود که بهصورتِ نظاممند به تأثیرِ جغرافیا بر تاریخ پرداخت. جغرافیایِ تاریخی تأثیرِ محیطِ طبیعی را بر مهاجرتها، جنگها و شکلگیریِ شهرها بررسی میکند و نقشههای تاریخی این اطلاعات را بههمراهِ مرزها و مسیرهایِ لشکرکشی نشان میدهند. خلیجِ فارس از دورانِ باستان کانونِ مبادلهٔ تجاری بوده و نامش در منابعِ یونانی، رومی، ایرانی و اسلامی بهطورِ یکسان ثبت شده — سندی تاریخیِ محکم بر هویتِ این نام.
در جستوجویِ میراثِ فرهنگی: باستانشناسی
باستانشناسی آثارِ مادیِ برجایمانده از گذشته را برای شناختِ فرهنگ و شیوهٔ زندگیِ انسانها بررسی میکند؛ برخلافِ تاریخنگاریِ سنتی که با متونِ مکتوب سروکار دارد. محوطههای باستانی انواعِ گوناگون دارند: سکونتگاهها (مثل شهرِ سوخته)، غارها (شناختِ دورانِ پیشازتاریخِ بدونِ منبعِ مکتوب)، گورستانها (اطلاعات دربارهٔ نظامِ اجتماعی و فناوری)، و تپههای باستانی که از سکونتِ چندلایهٔ مردم در طولِ زمان شکل میگیرند.
باستانشناسیِ علمی از رنسانس آغاز شد؛ در قرنِ هجدهم وینکلمانِ آلمانی آغازگرِ مطالعاتِ علمیِ این رشته بود و کاوشهایی مانندِ پمپئی انجام شد؛ در قرنِ بیستم کاوشها از جستوجویِ گنج به کاوشهایِ برنامهریزیشده تبدیل شدند. کارِ باستانشناسان سه مرحله دارد: شناساییوکشف (با کمکِ رادار، پهپاد، سامانهٔ اطلاعاتِ جغرافیایی (GIS) و تصاویرِ ماهوارهای، یا گاه بهصورتِ کاملاً اتفاقی، مانندِ کشفِ آرامگاهِ شیهوانگتیِ چین توسطِ کشاورزان یا کشفِ تمدنِ جیرفت در ایران که متأسفانه با حفاریِ غیرقانونی و قاچاقِ آثار همراه بود)، حفاری (حساسترین مرحله؛ نیازمندِ دانش و دقتِ فراوان — پیش از خارجکردنِ هر شیء، نخست نقشه یا عکسِ آن ثبت میشود) و استخراجوتنظیمِ اطلاعات (بررسیِ قدمت، موادِ بهکاررفته و کاربردِ آثار، و مقایسهٔ آنها با یکدیگر برایِ شناختِ روابطِ فرهنگیِ جوامعِ گوناگون).
برایِ تعیینِ سنِ آثار از دانشِ شیمی و فیزیک کمک گرفته میشود: روشِ رادیوکربن (کربن۱۴) برایِ موادِ آلی (استخوان، چوب) تا حدودِ ۷۵هزار سال، و روشِ پتاسیمـآرگون برایِ صخرهها تا میلیونها سال. موزهها مکانِ اصلیِ گردآوری، نگهداری و نمایشِ این آثارند؛ بخشِ زیادی از میراثِ ایران، بهدلیلِ خروجِ غیرقانونی در گذشته، امروز در موزههایِ خارجی نگهداری میشود. باستانشناسی و تاریخ رابطهٔ تنگاتنگی دارند: در دورانِ پیشازتاریخ که منبعِ مکتوب وجود ندارد، تقریباً تمامِ شناختِ ما از کاوشهای باستانشناسی میآید، و در دورههای تاریخی هم این کاوشها ابعادِ اجتماعیواقتصادیِ نادیدهگرفتهشده در منابعِ مکتوب را آشکار میکنند. از آنجا که میراثِ فرهنگی متعلق به همهٔ بشریت است، حفاریِ غیرمجاز و قاچاقِ آثارِ باستانی جرم و خیانت به این میراثِ مشترک محسوب میشود؛ هر شهروند وظیفه دارد در صورتِ کشفِ اتفاقیِ یک اثر، به مراجعِ قانونی اطلاع دهد.
جمعبندی مفاهیم کلیدی
| مفهوم | نکتهٔ کلیدی |
|---|---|
| سه معنایِ تاریخ | رویدادهایِ گذشته / علم / تقویم |
| منبعِ دستاول | نوشتهشده در زمانِ وقوع؛ مثل سنگنوشتهٔ بیستون |
| منبعِ دستدوم | نوشتهشده بر پایهٔ منابعِ دستاول |
| مبدأِ گاهشماری | دینی، ملیوقومی، یا مبتنیبر رویدادِ طبیعی |
| باستانشناسی | مطالعهٔ آثارِ مادی، نه متونِ مکتوب |
| رادیوکربن | تعیینِ سنِ موادِ آلی تا ۷۵هزار سال |
| پتاسیمـآرگون | تعیینِ سنِ صخرهها تا میلیونها سال |
سه درسِ این مبحث یک مسیرِ واحد را طی میکنند: نخست تعریفِ خودِ علمِ تاریخ و روشِ پژوهشش، سپس دو رکنِ اصلیِ هر رویداد — زمان و مکان — و در پایان باستانشناسی بهعنوانِ ابزاری که وقتی منابعِ مکتوب کم یا خاموشاند، صدایِ گذشته را از دلِ خاک بیرون میکشد. شناختِ دقیقِ گذشته، از سنگنوشتهٔ بیستون تا تپههای باستانیِ گمنام، همان چیزی است که به ما اجازه میدهد بپرسیم نهفقط «چه شد»، بلکه «چرا شد».