چرا شناخت منابع تاریخی مهم است؟
تاریخ علمی مبتنی بر روش و قاعده است؛ مورخ مانند کارآگاه بدون شواهد و مدارک نمیتواند نتیجهگیری کند. منابع تاریخی همان شواهدی هستند که مورخان با تکیه بر آنها رویدادها را تحلیل میکنند؛ باید میان «منبع» (نوشتهشده در زمان رویداد) و «مرجع» (تألیفشده بعدها با استفاده از منابع) تفاوت گذاشت.
منابع غیرنوشتاری
آثار و بناهای تاریخی (مکانهایی مانند غار حرا و میدان نقش جهان، مساجد، کاخها، کاروانسراها، قلعهها، پلها و آبانبارها)، ابزارها و اشیای دستساختِ انسان (پوشاک، جواهرات، ظروف سفالی و برنجی، ابزار کشاورزی و جنگافزار، تابلوهای نقاشی و مجسمهها) و آثار شفاهی (افسانهها و اساطیر، خاطرات شفاهی، داستانهای عامیانه، دوبیتیها و لالاییها)، سه دستهٔ اصلی منابع غیرنوشتاریاند. آثار معماری بهعنوان منبع دستاول، تصویری از فناوری، هنر و اقتصاد گذشته به دست میدهند؛ مطالعهٔ اشیا در حوزهٔ باستانشناسی، معماری و هنر جای میگیرد و به شناخت فرهنگ، عقاید و آداب پیشینیان کمک میکند؛ آثار شفاهی نیز سنتهای اجتماعی دورانهای مختلف را روشن میسازند.
منابع نوشتاری
قرآن کریم، منشأ اصلی تاریخنگاری اسلامی و سند دستاول زندگی پیامبر و روابط اجتماعی و سیاسی مکه و مدینه است؛ تأکید آن بر عبرتگیری از سرگذشت اقوام پیشین، دانشمندان مسلمان را به سفر و پژوهش تشویق کرد. سیرهنویسانی چون محمد بن اسحاق (قدیمیترین سیرهنویس)، ابنهشام و محمد بن عمر واقدی (المغازی) میراث حدیثی صدر اسلام را ثبت کردند.
کتابهای تاریخی به شاخههای گوناگون تقسیم میشوند: تاریخهای عمومی از آفرینش عالم تا روزگار مؤلف، شامل تاریخ اساطیری ایران از کیومرث تا ساسانیان (نمونهٔ برتر: تاریخ طبری، همراه با اخبارالطوال دینوری و جامعالتواریخ خواجه رشیدالدین)؛ تاریخهای محلی دربارهٔ یک شهر یا منطقه، گنجینهای از اطلاعات جغرافیایی و اقتصادی کمیاب (تاریخ سیستان، تاریخ بخارا، تاریخ قم)؛ تاریخهای سلسلهای دربارهٔ یک حکومت (تاریخ بیهقی دربارهٔ غزنویان، تاریخ جهانگشای جوینی دربارهٔ مغولان)؛ تکنگاریها دربارهٔ زندگی یک فرمانروا، که باید به دیدگاه انتقادی یا تمجیدآمیز نویسنده توجه کرد (عجائب المقدور دربارهٔ تیمور)؛ و تاریخهای منظوم به شکل شعر، که در دورهٔ مغولان رونق گرفتند (برجستهترینشان شاهنامهٔ فردوسی).
سفرنامهها (ناصرخسرو، ابنبطوطه، مارکوپولو، شاردن) اطلاعات نابی از زندگی اجتماعی مردم به دست میدهند که کمتر در منابع داخلی یافت میشود. نوشتههای جغرافیایی مانند المسالک و الممالک و معجمالبلدان، محیط جغرافیایی رویدادها (راهها، مرزها، ادیان و اقتصاد) را روشن میکنند و ادبیات (گلستان سعدی، دیوان حافظ، آثار عبید زاکانی) اوضاع سیاسی، اجتماعی و عقاید زمانهٔ خود را بازتاب میدهد، هرچند باید با دقت تحلیل شود. سیاستنامهها (سیاستنامهٔ خواجه نظامالملک، دربارهٔ شیوهٔ کشورداری) و اندرزنامهها (قابوسنامه، دربارهٔ اخلاق فرمانروایی) نیز منابع مهمیاند؛ در کنار اینها، طبقات و انساب (طبقاتالکبری، انسابالاشراف)، اسناد حکومتی و فرمانها، و سکهها که نام فرمانروایان و اوضاع اقتصادی هر دوره را نشان میدهند، اطلاعات دستاولی در اختیار پژوهشگر میگذارند.
سنجش اعتبار شواهد تاریخی
مورخ پس از یافتن شواهد، باید اعتبار آنها را هم بسنجد؛ این فرایند «نقد تاریخی» نام دارد و دو مرحله دارد. در نقد راوی، هویت، گرایش فکری و مذهبی، انگیزهٔ نقل خبر و فاصلهٔ زمانی-مکانی راوی با رویداد بررسی میشود؛ خبر شاهدِ مستقیم رویداد، اعتبار بیشتری دارد. مسعودی برای گردآوری اخبار دستاول، شخصاً سفر میکرد.
در نقد گزارش، مهمترین معیار مطابقت با عقل است: خبری که با خرد ناسازگار باشد، نادرست شمرده میشود؛ بیهقی خود تأکید میکند که خردمندان سخن درست را میپذیرند و سخن نادرست را رد میکنند. معیارهای دیگر عبارتاند از مقایسهٔ یک خبر با سایر کتابهای تاریخی، اشعار و نسبنامهها (که در تاریخنگاری مدرن «تثلیث منابع» نام دارد)، تطبیق با یافتههای باستانشناسی، سنجش براساس زمان و مکان دقیق (خبر فاقد این دو، از اعتبار کافی برخوردار نیست)، و اعتبارسنجی به کمک علوم تجربی (مانند آزمایش کربن ۱۴ یا DNA) و علوم انسانی دیگر مانند زبانشناسی، نسخهشناسی و مردمشناسی.
روشهای تاریخنگاری
مورخان مسلمان سه روش اصلی داشتند: تاریخنگاری روایی که روایات گوناگون دربارهٔ یک موضوع را بدون داوری کنار هم میچیند و قضاوت را به خواننده وامیگذارد (طبری نمایندهٔ آن است)؛ تاریخنگاری ترکیبی که مورخ بهجای ذکر همهٔ روایات، با مطالعه و گزینش، یک گزارش جامع میسازد و از اواخر قرن سوم هجری رواج یافت (بلاذری در فتوحالبلدان، دینوری در اخبارالطوال)؛ و تاریخنگاری تحلیلی که پیشرفتهترین روش است و مورخ با بررسی موشکافانهٔ روایات، علل و پیامدهای رویداد را تحلیل و تفسیر میکند (ابوعلی مسکویه در تجاربالامم، بیهقی، و مسعودی در مروجالذهب). گزارشها همچنین به دو شکل سالشماری (به ترتیب زمان وقوع، مانند طبری) یا موضوعی (محور یک موضوع خاص، مانند مروجالذهب مسعودی) تنظیم میشدند.