پرش به محتوای اصلی

افشاریه و زندیه؛ آستانه دوره معاصر

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

از سقوط صفویه تا ظهور نادر

با سقوط صفویه (۱۱۳۵ق) ایران دچار هرج‌ومرج شد: افغان‌ها بر اصفهان مسلط شدند، روسیه و عثمانی بخش‌هایی از شمال و غرب را اشغال کردند. نادر از ایل افشار خراسان، با پیوستن به تهماسب دوم قدرت گرفت، افغان‌ها را شکست داد، عثمانی و روسیه را عقب راند و سرانجام تهماسب را خلع کرد. در شورای دشت مغان (۱۱۱۴ش) بزرگان و علما با سه شرط او سلطنت نادر را پذیرفتند و صفویه رسماً منقرض شد.

نادر با لشکرکشی به هند (نبرد کرنال، ۱۱۱۷ش) دهلی را تصرف کرد و غنایمی چون الماس دریای نور، تخت طاووس و گنجینه‌های نفیس به دست آورد و هزاران هنرمند و صنعتگر هندی را به ایران آورد. در شورای نجف کوشید مذهب جعفری را نزد اهل سنت به رسمیت بشناساند، اما ناکام ماند و در عمل، مذهب شیعه را به‌عنوان عامل انسجام ملی تضعیف کرد. اشتغال دائمی به جنگ، مالیات‌های سنگین، بی‌اعتمادی به نزدیکان، نداشتن وزیر و دیوان‌سالاری قوی و نداشتن پایتخت ثابت (مشهد و کلات بیشتر محل نگهداری خزاین بودند تا مرکز اداری)، نادر را با وجود توان نظامی فوق‌العاده از پادشاهی موفق بازداشت؛ او سرانجام در ۱۱۲۶ش با توطئهٔ نزدیکانش کشته شد. پس از او رقابت خونینی میان بازماندگانش درگرفت تا شاهرخ، نوهٔ نادر، به قدرتی محدود به مشهد رسید که سرانجام آقامحمدخان قاجار آن را برانداخت.

زندیه؛ آرامشی کوتاه

پس از مرگ نادر، کریم‌خان زند از عنوان «شاه» سر باز زد و خود را «وکیل‌الرعایا» خواند. با مدارا با مردم و اقلیت‌ها، پایان جنگ‌های توسعه‌طلبانه و آبادانی شیراز (ارگ کریم‌خانی، مسجد و بازار وکیل)، دوره‌ای از ثبات نسبی پدید آورد. با مرگ او آشوب بازگشت و در کمتر از ۱۵ سال هفت فرمانروای زند به قدرت رسیدند تا سرانجام لطفعلی‌خان، آخرین آنان، از آقامحمدخان قاجار شکست خورد.

در این دوره، مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران با جهان خارج کاهش چشمگیری یافت و مهم‌ترین مسئلهٔ خارجی، برخورد نظامی مکرر با عثمانی و روسیه بود؛ نظام اداری نیز ضعیف ماند، چرا که نادر وزیر و دیوان‌سالار قوی در کنار خود نداشت. اقتصاد در دورهٔ افشاریه به‌سبب جنگ‌های پیاپی دچار رکود شد، اما در زمان زندیه با آرامش نسبی و اقدامات کریم‌خان، تجارت شیراز و بندر بوشهر رونق گرفت. علم و آموزش نیز رونق دورهٔ صفوی را نداشت، هرچند فقیهانی چون وحید بهبهانی (احیاگر مکتب اصولی) در همین دوره فعالیت داشتند. مهم‌ترین رویداد ادبی این دوره، «نهضت بازگشت ادبی» در اصفهان بود که در واکنش به سبک هندی، قصیده را به سبک خراسانی و غزل را به سبک عراقی بازگرداند.

جهان در آستانهٔ دورهٔ معاصر: شرقِ رو به افول

در سده‌های ۱۷ تا ۱۹م، جهان دو سوی متضاد داشت: ایران، عثمانی و گورکانیان هند در دوران ضعف بودند، در حالی که روسیه، فرانسه و انگلستان در مسیر قدرت و شکوفایی گام برمی‌داشتند. عثمانی، «مرد بیمار اروپا»، با وجود حکومت بر بخش‌های وسیعی از سه قاره، زیر فشار عوامل داخلی و مداخلهٔ قدرت‌های اروپایی (به بهانهٔ دفاع از حقوق اقلیت‌ها) رو به افول رفت؛ رقابت خود اروپاییان بر سر تقسیم قلمروش، فروپاشی کاملش را تا پایان جنگ جهانی اول به تعویق انداخت. گورکانیان هند نیز با اختلاف هندوها و مسلمانان و سوءمدیریت شاهان تضعیف شدند؛ پس از پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها، کمپانی هند شرقی انگلستان با دامن‌زدن به اختلافات داخلی، رقابت استعمارگران را به سود خود پایان داد تا اینکه در ۱۸۵۷ انگلستان هند را رسماً به قلمرو خود افزود.

غرب: انقلاب‌ها و آزادی

در انگلستان، انقلاب باشکوه ۱۶۸۸ با پیروزی مجلس بر پادشاه، منشأ الهی سلطنت را نفی کرد و مجلس را منبع اصلی قدرت شناخت؛ این پیروزی، انگلستان را به قدرت برتر جهان بدل کرد. در آمریکا، نارضایتی از قوانین سخت‌گیرانهٔ انگلیس به جنگ استقلال (۱۷۷۵-۱۷۸۳) و تشکیل جمهوری به ریاست جورج واشینگتن انجامید؛ اعلامیهٔ استقلال بر برابری انسان‌ها تأکید داشت، هرچند در همان دوره برده‌داری و سرکوب بومیان ادامه داشت.

در فرانسه، فاصلهٔ طبقاتی میان اشراف ممتاز (معاف از مالیات)، طبقهٔ متوسط تحصیل‌کردهٔ ناراضی (وکلا، پزشکان، بازرگانان) و تودهٔ فقیر که بار اصلی مالیات و خدمت نظامی را بر دوش داشت، در کنار شکست‌های نظامی، هزینه‌های هنگفت رقابت استعماری و ورشکستگی اقتصادی، زمینهٔ نارضایتی عمومی را فراهم کرد. اندیشه‌های روشنگرانی چون ولتر (مبارزه با خرافات)، مونتسکیو (تفکیک قوا و حقوق بشر) و روسو (حکومت به‌مثابهٔ قرارداد اجتماعی) نیز بر افکار عمومی تأثیر گذاشت. در ۱۴ ژوئیهٔ ۱۷۸۹، حملهٔ مردم به زندان باستیل (نماد استبداد)، لویی شانزدهم را به پذیرش قانون اساسی وادار کرد؛ اما انقلابیون تندرو پادشاه را عزل و لویی شانزدهم و ماری آنتوانت را با گیوتین اعدام کردند و جمهوری برقرار شد. جنگ با اروپا آغاز شد و به کودتای ناپلئون (۱۷۹۹) و امپراتوری فرانسه (۱۸۰۴-۱۸۱۴م) انجامید.

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام‌یک از اقدامات زیر جزء شروط نادرشاه در شورای دشت مغان برای پذیرش سلطنت نبود؟

  • حل اختلافات مذهبی با عثمانی
  • حمایت نکردن بزرگان از خاندان صفوی
  • انتقال پایتخت به اصفهان
  • موروثی شدن سلطنت در خاندان افشار

پاسخنامه‌ی تحلیلی

شروط نادر در شورای دشت مغان برای پذیرش سلطنت شامل موروثی شدن سلطنت در خاندان افشار، حمایت نکردن بزرگان از خاندان صفوی، و حل اختلافات مذهبی با عثمانی بود؛ انتقال پایتخت به اصفهان هرگز جزء این شروط نبود، بنابراین «انتقال پایتخت به اصفهان» پاسخ درستِ این سؤال (یعنی گزینهٔ خارج از شروط) است. رد گزینه‌های دیگر: «موروثی شدن سلطنت در خاندان افشار» رد می‌شود چون این خود یکی از سه شرط واقعی نادر بود. «حمایت نکردن بزرگان از خاندان صفوی» رد می‌شود چون این هم از شروط اصلی او بود. «حل اختلافات مذهبی با عثمانی» رد می‌شود چون این نیز جزء شروط سه‌گانه بود. تلهٔ تستی: این سؤال منفی (کدام مورد جزء شروط نبود) است؛ باید دقت کرد که سه گزینه، شروط واقعی‌اند و فقط یکی بیرون از فهرست است، نه برعکس.

2. دلیل اصلی رکود شدید کشاورزی و تجارت در دورۀ افشاریه چه بود؟

  • جنگ‌های مداوم، ناامنی و مالیات‌های سنگین نظامی
  • مهاجرت کشاورزان به هند پس از فتح دهلی
  • سیاست‌های تجاریِ انحصارطلبانۀ انگلیسی‌ها در خلیج فارس
  • نبود زمین‌های حاصلخیز در قلمرو افشاریه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

جنگ‌های پی‌درپی نادر نیازمند هزینه‌های سنگین بود که به مالیات‌های کمرشکن، ناامنی در نواحی درگیر، و کاهش نیروی انسانی کشاورزی انجامید؛ بنابراین «جنگ‌های مداوم، ناامنی و مالیات‌های سنگین نظامی» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «نبود زمین‌های حاصلخیز در قلمرو افشاریه» نادرست است چون ایران زمین‌های حاصلخیز فراوان داشت و مشکل از کمبود زمین نبود. «مهاجرت کشاورزان به هند پس از فتح دهلی» نادرست است چون چنین مهاجرتی در متن ذکر نشده و اساساً روند برعکس (ورود هنرمندان هندی به ایران) رخ داد. «سیاست‌های تجاریِ انحصارطلبانۀ انگلیسی‌ها در خلیج فارس» نادرست است چون انگلیسی‌ها در این دوره امتیاز چشمگیری در ایران نداشتند. تلهٔ تستی: علت رکود اقتصادی، عاملی داخلی (جنگ و مالیات) بود، نه یک عامل بیرونی مانند دخالت انگلیس یا مهاجرت؛ نباید علل داخلی و بیرونی را با هم خلط کرد.

3. کدام ویژگی، تفاوت اساسی رویکرد حاکمیتی کریم‌خان زند را با نادرشاه افشار نشان می‌دهد؟

  • استفاده از عنوان شاهنشاه برای مشروعیت‌بخشی
  • توسعه‌طلبی نظامی و فتح سرزمین‌های جدید
  • تمرکز بر اقتدارگرایی شدید و برخورد خشن با مخالفان
  • پرهیز از جنگ‌های توسعه‌طلبانه و مدارا با مردم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

کریم‌خان برخلاف نادر جنگ‌طلب نبود؛ او خود را وکیل‌الرعایا نامید، از توسعه‌طلبی نظامی دست کشید و با مردم و اقلیت‌ها مدارا کرد؛ بنابراین «پرهیز از جنگ‌های توسعه‌طلبانه و مدارا با مردم» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «توسعه‌طلبی نظامی و فتح سرزمین‌های جدید» نادرست است چون این ویژگی متعلق به نادر بود نه کریم‌خان. «تمرکز بر اقتدارگرایی شدید و برخورد خشن با مخالفان» نادرست است چون این هم دقیقاً ویژگی حکومت نادر بود، نه کریم‌خان. «استفاده از عنوان شاهنشاه برای مشروعیت‌بخشی» نادرست است چون کریم‌خان اساساً از پذیرش عنوان شاه هم امتناع کرد، چه رسد به شاهنشاه. تلهٔ تستی: کریم‌خان و نادر در متن به‌طور صریح در تضاد با هم قرار می‌گیرند؛ گزینه‌های غلط اغلب ویژگی‌های نادر را به کریم‌خان نسبت می‌دهند و باید با دقت این دو شخصیت را از هم تفکیک کرد.

4. کدام‌یک از دانشمندان زیر در دورۀ افشاریه و زندیه به عنوان احیاگر مکتب اصولی در فقه شیعه شناخته می‌شود؟

  • محمد وحید بهبهانی
  • سید محمد مهدی بحرالعلوم
  • آقامحمد بیدآبادی
  • میرزا محمد نصیر اصفهانی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

محمد وحید بهبهانی فقیه بزرگ شیعه بود که مکتب اصولی را در برابر اخباریون احیا کرد؛ بنابراین «محمد وحید بهبهانی» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «سید محمد مهدی بحرالعلوم» نادرست است چون او فقیه اصولی و رجال‌نویس بود، نه احیاگر مکتب اصولی. «آقامحمد بیدآبادی» نادرست است چون او فقیه، حکیم و فیلسوف بود، نه پایه‌گذار احیای مکتب اصولی. «میرزا محمد نصیر اصفهانی» نادرست است چون او پزشک کریم‌خان و عالم به ریاضی، نجوم و موسیقی بود، نه فقیه اصولی. تلهٔ تستی: چند دانشمند شیعی هم‌عصر در این جدول وجود دارند که همگی فقیه‌اند؛ باید دقیقاً «احیاگر مکتب اصولی» را که ویژگی منحصر به وحید بهبهانی است، از سایر فقیهان تفکیک کرد.

5. ویژگی برجستۀ نهضت «بازگشت ادبی» در دورۀ زندیه چه بود؟

  • تأکیدِ انحصاری بر ادبیاتِ حماسی و اسطوره‌ایِ کهن
  • گرایش به شعر نو و رهایی از قید وزن
  • اعتراض به سبک هندی و تقلید از سبک‌های خراسانی و عراقی
  • ترجمۀ گستردۀ متون ادبی اروپایی به فارسی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

پیشگامان نهضت بازگشت ادبی با رد پیچیدگی‌های سبک هندی، به سرودن قصیده به سبک خراسانی و غزل به سبک عراقی روی آوردند؛ بنابراین «اعتراض به سبک هندی و تقلید از سبک‌های خراسانی و عراقی» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «گرایش به شعر نو و رهایی از قید وزن» نادرست است چون این نهضت بازگشت به سبک‌های کهن بود، نه نوآوری در قالب شعر نو. «ترجمۀ گستردۀ متون ادبی اروپایی به فارسی» نادرست است چون این نهضت کاملاً درون‌زا و مبتنی بر سنت ادبی فارسی بود، نه ترجمه از اروپا. «تأکیدِ انحصاری بر ادبیاتِ حماسی و اسطوره‌ایِ کهن» نادرست است چون این نهضت بر قصیدۀ خراسانی و غزل عراقی متمرکز بود، نه صرفاً حماسه. تلهٔ تستی: «بازگشت» در نام این نهضت به معنای بازگشت به سبک‌های کهن (خراسانی/عراقی) است، نه ابداع سبک نو؛ این نکته اغلب با مفهوم «نوآوری ادبی» اشتباه گرفته می‌شود.

6. کدام گزینه دربارۀ اوضاع علمی ایران پس از سقوط صفویه صحیح است؟

  • حوزه‌های علمیه به دلیل حمایت افشاریان به اوج شکوفایی رسیدند
  • اکثر دانشمندان به اروپا مهاجرت کردند
  • مدارس تعطیل یا کم‌رونق شدند و علما به عتبات عالیات رفتند
  • دانشگاه‌های جدیدی به سبک غربی در ایران تأسیس شد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

با سقوط صفویه و بروز هرج‌ومرج، مدارس و حوزه‌های علمیه تعطیل یا کم‌رونق شدند و بسیاری از علما به عتبات عالیات مهاجرت کردند؛ بنابراین «مدارس تعطیل یا کم‌رونق شدند و علما به عتبات عالیات رفتند» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «حوزه‌های علمیه به دلیل حمایت افشاریان به اوج شکوفایی رسیدند» نادرست است چون افشاریان حامی جدی حوزه‌ها نبودند و رونق علمی این دوره را نداشت. «اکثر دانشمندان به اروپا مهاجرت کردند» نادرست است چون مقصد اصلی مهاجرت علما عتبات عالیات (عراق) بود، نه اروپا. «دانشگاه‌های جدیدی به سبک غربی در ایران تأسیس شد» نادرست است چون تأسیس نهادهای آموزشی به سبک غربی متعلق به دوره‌های بسیار متأخرتر (اواخر قاجار) است. تلهٔ تستی: مقصد مهاجرت علما عتبات عالیات (نجف، کربلا) در عراق بود؛ نباید آن را با مقصدهای دیگر مانند اروپا اشتباه گرفت.

7. عثمانی‌ها در سده‌های هفده تا نوزده میلادی به چه عنوانی در میان اروپاییان شهرت یافتند؟

  • ناجی مطلق بالکان
  • ابرقدرت بلامنازع شرق
  • مرد بیمار اروپا
  • امپراتوری شکست‌ناپذیر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

به دلیل ضعف‌های داخلی و دخالت‌های استعمارگران، عثمانی در میان اروپاییان به «مرد بیمار اروپا» معروف شد؛ بنابراین «مرد بیمار اروپا» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «ابرقدرت بلامنازع شرق» نادرست است چون این عنوان کاملاً در تضاد با روند ضعف و افول عثمانی در این سده‌هاست. «ناجی مطلق بالکان» نادرست است چون عثمانی به جای نجات‌دهنده، خود در بالکان رو به تجزیه و ضعف بود. «امپراتوری شکست‌ناپذیر» نادرست است چون عثمانی در این دوره پیاپی از قدرت‌های اروپایی شکست می‌خورد. تلهٔ تستی: عنوان «مرد بیمار اروپا» دقیقاً بیانگر وضعیت ضعف و در آستانۀ فروپاشی است، نه یک لقب افتخارآمیز؛ نباید آن را با القاب قدرتمندانه اشتباه گرفت.

8. اصلی‌ترین دلیل تضعیف مذهب شیعه به عنوان عامل انسجام ملی در دورۀ افشاریه چه بود؟

  • تمایل اکثریت مردم ایران به مذهب شافعی
  • فشار و سرکوبِ شدیدِ علمای شیعه توسطِ افغان‌های غلجایی
  • نفوذ اندیشه‌های سکولار غربی در ایران
  • سیاست‌های مذهبی نادر برای تقریب با تسنن و عثمانی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تلاش‌های نادرشاه برای به‌رسمیت‌شناختن مذهب جعفری به‌عنوان مذهب پنجم اهل سنت (برای تقریب با عثمانی)، جایگاه شیعه را در داخل ایران تضعیف کرد؛ بنابراین «سیاست‌های مذهبی نادر برای تقریب با تسنن و عثمانی» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «نفوذ اندیشه‌های سکولار غربی در ایران» نادرست است چون چنین نفوذی در این دوره اساساً وجود نداشت. «تمایل اکثریت مردم ایران به مذهب شافعی» نادرست است چون اکثریت مردم ایران در این دوره شیعه بودند، نه شافعی. «فشار و سرکوبِ شدیدِ علمای شیعه توسطِ افغان‌های غلجایی» نادرست است چون افغان‌ها پیش از دورۀ افشاریه و برای مدتی کوتاه بر بخشی از ایران مسلط بودند و عامل اصلی تضعیف شیعه در دورۀ افشاریه نبودند. تلهٔ تستی: تضعیف شیعه محصول سیاست دیپلماتیک خودِ نادر (برای صلح با عثمانی) بود، نه یک فشار بیرونی از سوی دشمنان مذهبی؛ این یک تضعیف ناخواسته و درون‌زا بود.

9. شروع نفوذ استعمارگران در هندوستان با کدام کشورها بود و سرانجام کدام قدرت تسلط کامل یافت؟

  • پرتغال و هلند - فرانسه
  • اسپانیا و پرتغال - انگلستان
  • فرانسه و هلند - روسیه
  • انگلستان و فرانسه - هلند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

نخستین استعمارگران هند، اسپانیایی‌ها و پرتغالی‌ها بودند و در نهایت انگلستان پس از رقابت با سایر قدرت‌ها بر هند مسلط شد؛ بنابراین «اسپانیا و پرتغال - انگلستان» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «فرانسه و هلند - روسیه» نادرست است چون نه فرانسه و هلند نخستین استعمارگران بودند و نه روسیه در رقابت نهایی هند پیروز شد. «انگلستان و فرانسه - هلند» نادرست است چون انگلستان و فرانسه از استعمارگران متأخرتر بودند، نه نخستین، و هلند هم پیروز نهایی نبود. «پرتغال و هلند - فرانسه» نادرست است چون اسپانیا (نه هلند) در کنار پرتغال از نخستین استعمارگران بود، و فرانسه هم پیروز نهایی نبود. تلهٔ تستی: باید میان «نخستین استعمارگران» (پرتغال و اسپانیا) و «پیروز نهایی رقابت استعماری» (انگلستان) که کاملاً متفاوت‌اند، تمایز قائل شد.

10. مهم‌ترین دستاورد سیاسی «انقلاب باشکوه» انگلستان در سال ۱۶۸۸ میلادی چه بود؟

  • تأسیس جمهوری و اعدام پادشاه
  • نفی منشأ الهی سلطنت و برتری مجلس بر پادشاه
  • آغاز استعمار هند توسط کمپانی هند شرقی
  • تأسیس رسمی کلیسای پروتستان انگلستان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

انقلاب باشکوه باعث شد منشأ الهی سلطنت نفی شود و مجلس منشأ قدرت و تعیین‌کنندۀ اختیارات پادشاه شناخته شود؛ بنابراین «نفی منشأ الهی سلطنت و برتری مجلس بر پادشاه» درست است. رد گزینه‌های دیگر: «تأسیس جمهوری و اعدام پادشاه» نادرست است چون در انقلاب باشکوه نظام سلطنتی حفظ شد و پادشاه اعدام نشد؛ این ویژگی بیشتر شبیه انقلاب فرانسه است. «آغاز استعمار هند توسط کمپانی هند شرقی» نادرست است چون کمپانی هند شرقی پیش از این تأسیس شده بود و ربط مستقیمی به انقلاب باشکوه نداشت. «تأسیس رسمی کلیسای پروتستان انگلستان» نادرست است چون تأسیس کلیسای پروتستان انگلستان به دوره‌ای پیش‌تر (هنری هشتم) بازمی‌گردد. تلهٔ تستی: نباید انقلاب باشکوه (که سلطنت را حفظ کرد و فقط تابع مجلس ساخت) را با انقلاب فرانسه (که سلطنت را برانداخت) هم‌سطح دانست؛ پیامد سیاسی این دو رویداد ماهیتاً متفاوت بود.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. نادر از فرماندهی نظامی به پادشاهی رسید.
الف) دو مرحلۀ متفاوت مسیر قدرت‌یابی او را از یکدیگر جدا کنید.
ب) توضیح دهید پیروزی نظامی چگونه می‌تواند مشروعیت سیاسی بسازد، اما برای تثبیت حکومت کافی نباشد.
ج) یک پیامدِ تبدیل فرمانده نظامی به شاه برای رابطۀ حکومت و جامعه تحلیل کنید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) نخست نادر با نقش نظامی و غلبه بر بحران‌ها قدرت گرفت؛ سپس با کنارزدن نظم پیشین و پذیرش سلطنت، اقتدار سیاسی رسمی یافت. ب) پیروزی امنیت و اعتبار می‌آورد، اما ادارۀ پایدار، رضایت و سازوکار جانشینی را تضمین نمی‌کند. ج) تمرکز بر لشکر و اقتدار شخصی می‌تواند منابع و نیروی جامعه را به نیازهای نظامی وابسته کند و میان حکومت و گروه‌های محلی تنش پدید آورد.
کجا بخوانم: درسنامهٔ تاریخ ۳، بخش «نادر؛ از سردار تا شاه».
نکته مهم: مشروعیت ناشی از پیروزی با نهادهای پایدار حکومت یکسان نیست.

۲. حکومت نادر برای تأمین قدرت و پیشبرد سیاست خود به لشکرکشی و گردآوری منابع متکی بود.
الف) رابطۀ نیاز نظامی و سیاست مالی حکومت را توضیح دهید.
ب) دو پیامد متفاوت این سیاست را برای دولت و مردم تحلیل کنید.
ج) چه شواهدی برای سنجش موفقیت یا هزینه‌های اقدامات نادر لازم است؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) لشکرکشی هزینه‌بر است؛ حکومت برای تدارک نیرو به مالیات، غنیمت یا منابع تازه نیاز پیدا می‌کند. ب) دولت ممکن است توان نظامی و نفوذ خارجی به دست آورد، اما فشار مالی و انسانی بر مردم و کاهش ثبات داخلی نیز محتمل است. ج) گزارش‌های نظامی و مالی، شواهد جمعیتی و کشاورزی، و روایت‌های محلی باید مقایسه شوند.
کجا بخوانم: درسنامهٔ تاریخ ۳، بخش «اقدامات نادرشاه».
نکته مهم: ارزیابی اقدام حکومتی باید دستاورد سیاسی و هزینۀ اجتماعی را هم‌زمان بسنجد.

۳. پادشاهی که اقتدارش بیش از اندازه بر نیروی نظامی و شخص او تکیه دارد، با خطر بی‌ثباتی روبه‌روست.
الف) دو عامل ساختاری ناکامی نادر را توضیح دهید.
ب) رابطۀ فشارهای حکومتی بر مردم و تضعیف پایگاه سلطنت را تحلیل کنید.
ج) یک تفاوت میان پیروزی در جنگ و موفقیت در ادارۀ کشور بنویسید.

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) اتکای افراطی به قدرت شخصی و نظامی، فشارهای مالی و نبود پشتیبانی پایدار از گروه‌های جامعه از عوامل قابل تحلیل‌اند. ب) افزایش فشار می‌تواند نارضایتی و مقاومت را گسترش دهد و منابع اجتماعیِ لازم برای دوام حکومت را کاهش دهد. ج) جنگ با بسیج نیرو و پیروزی مقطعی سنجیده می‌شود؛ اداره کشور به امنیت پایدار، ادارۀ مالی و همراهی جامعه نیاز دارد.
کجا بخوانم: درسنامهٔ تاریخ ۳، بخش «علل ناکامی نادر به عنوان پادشاه».
نکته مهم: قدرت نظامی می‌تواند کشورگشایی کند اما جای نهاد و رضایت پایدار را نمی‌گیرد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان