پرش به محتوای اصلی

جنگ جهانی دوم و جهانِ پس از آن

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

جنگ جهانی دوم و جهانِ پس از آن

معاهده ورسای (۱۹۱۹) داوطلبانه نبود؛ آلمانِ شکست‌خورده برای فرار از نابودی پذیرفتش، اما متفقین تمام تقصیرها را به گردنش انداختند و به‌شدت تنبیهش کردند. همین صلح ناپایدار، همراه با ضعف جامعه ملل و بحران اقتصادی بزرگ، زمینه‌ساز جنگ دوم شد.

ضعف جامعه ملل و بحران بزرگ اقتصادی

جامعه ملل نه ضمانت اجرایی داشت و نه حتی آمریکا (پیشنهاددهنده‌اش) عضو آن شد؛ شوروی هم دیرتر عضو و بعد اخراج شد، و ژاپن، آلمان و ایتالیا هم خارج شدند. در نتیجه، جامعه ملل در برابر تجاوزهایی مثل حمله ایتالیا به اتیوپی (۱۹۳۵) کاملاً ناتوان بود. در همین حال، پس از فروپاشی اقتصادی آلمان در ۱۹۲۳ (ارزش مارک آنقدر سقوط کرد که از اسکناس برای کاغذدیواری استفاده می‌شد)، سقوط بورس نیویورک در ۱۹۲۹ به بحران بزرگ اقتصادی انجامید: در یک ماه قیمت سهام ۴۰٪ سقوط کرد و در سه سال ۵۰۰۰ بانک آمریکایی ورشکست شدند؛ این رکود از طریق نظام پایه طلا به سراسر جهان سرایت کرد.

ظهور دیکتاتوری‌ها

هر چهار دیکتاتوری این دوره از بحران اقتصادی و نارضایتی مردمی بهره بردند و به دشمن‌سازی، کنترل رسانه، سازمان امنیتی مخفی و اردوگاه‌های کار اجباری متوسل شدند: استالین در شوروی پس از مرگ لنین (۱۹۲۴) مخالفان را اعدام یا به سیبری تبعید کرد و صنعتی‌سازی سریع را در دستور کار گذاشت؛ موسولینی با حزب فاشیست، با حمایت صاحبان صنایع و نظامیان، در ۱۹۲۲ نخست‌وزیر ایتالیا شد و به اتیوپی تجاوز کرد؛ هیتلر با حزب نازی و شعار «آلمان، بیدار شو» در ۱۹۳۳ صدراعظم آلمان شد، گشتاپو را تأسیس کرد، رکود را با صنایع تسلیحاتی از میان برد و خواستار «فضای حیاتی» در اروپا بود؛ و ژاپن پس از انقلاب میجی به سلطه نظامیان درآمد و همراه آلمان و ایتالیا «کشورهای محور» را تشکیل داد.

جنگ جهانی دوم (۱۳۱۸–۱۳۲۴ / ۱۹۳۹–۱۹۴۵)

با حمله آلمان به لهستان در شهریور ۱۳۱۸، فرانسه و انگلستان به آلمان اعلان جنگ دادند و جنگ آغاز شد. محور پیروزی‌های اولیه چشمگیری داشت — مهم‌ترین‌شان اشغال فرانسه — تا اینکه حمله هیتلر به شوروی (ژوئن ۱۹۴۱)، با وجود عقب‌نشینی اولیه شوروی، در برابر سرمای روسیه شکست خورد و حمله ژاپن به پرل‌هاربر (دسامبر ۱۹۴۱) آمریکا را هم وارد جنگ کرد. سرانجام با ورود متفقین از نرماندی (ژوئن ۱۹۴۴) و پیشروی شوروی از شرق، در می ۱۹۴۵ برلین سقوط کرد و هیتلر خودکشی کرد؛ سران نازی در دادگاه نورنبرگ محاکمه شدند. در آسیا، آمریکا برای اولین‌بار در تاریخ بمب اتمی را بر هیروشیما و ناگاساکی فروریخت و ژاپن تسلیم شد.

ایران در جنگ

ایران با وجود اعلام بی‌طرفی، به دلیل روابط گسترده با آلمان و اهمیت نفت جنوب و باکو و مسیر رساندن کمک‌های تسلیحاتی به شوروی، در شهریور ۱۳۲۰ از شمال (شوروی) و جنوب (انگلستان) اشغال شد. تنها مقاومت جدی در آبادان و خرمشهر رخ داد، جایی که دریادار غلامعلی بایندر به شهادت رسید؛ رضاشاه استعفا داد و به جزیره موریس تبعید شد و ایران «پل پیروزی» متفقین لقب گرفت.

نظم نوین جهانی و جنگ سرد

جنگ باعث ۴۰ تا ۵۰ میلیون کشته شد و به تقسیم آلمان و تأسیس سازمان ملل (۱۹۴۵) انجامید. با از میان رفتن دشمن مشترک، همکاری شوروی و آمریکا به رقابت بدل شد و جهان به دو بلوک غرب (سرمایه‌داری، ناتو) و شرق (کمونیسم، ورشو) تقسیم شد؛ رویارویی مستقیم نظامی هرگز رخ نداد اما جنگ‌های نیابتی کره و ویتنام و ساخت دیوار برلین (۱۹۶۱) از نشانه‌های آن بودند. این دوره با فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱ پایان یافت.

استعمارزدایی و مسئله فلسطین

پس از جنگ، جنبش‌های استقلال‌طلبانه در آسیا و آفریقا اوج گرفت: هند در ۱۹۴۷ به رهبری گاندی مستقل شد، چین با پیروزی کمونیست‌ها به رهبری مائو جمهوری خلق چین را تأسیس کرد، و در کمتر از یک دهه بیش از ۳۰ کشور آسیایی و آفریقایی — از جمله الجزایر پس از سال‌ها مبارزه با فرانسه — استقلال یافتند. در همین دوره، با پشتوانه اعلامیه بالفور (۱۹۱۷) و فشار صهیونیسم، سازمان ملل در ۱۹۴۸ با تقسیمی ناعادلانه — با آنکه یهودیان تنها ۶٪ زمین‌های فلسطین را داشتند، ۵۶٪ سرزمین به آن‌ها رسید — دولت اسرائیل را به رسمیت شناخت.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. علت اصلی نام‌گذاری معاهده ورسای به عنوان «صلحی که جنگ بعدی را ساخت» توسط مورخان چیست؟

  • تحمیل غرامت‌های سنگین و تحقیر ملی آلمان شکست‌خورده
  • تقسیم مستعمرات انگلستان بین کشورهای برنده
  • تأسیس ارتش واحد اروپایی زیر نظر جامعه ملل
  • ایجاد محدودیت‌های نظامی برای تمام کشورهای اروپایی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

تحمیل غرامت‌های سنگین و تحقیر ملی بر آلمانِ شکست‌خورده، به‌جای ایجادِ صلحی پایدار، بذرِ کینه و انتقام‌جویی را در این کشور کاشت؛ به همین دلیل مورخان این معاهده را زمینه‌سازِ جنگِ بعدی می‌دانند، نه ضامنِ صلح. گزینهٔ «ایجاد محدودیت‌های نظامی برای تمام کشورهای اروپایی» نادرست است چون محدودیت‌های نظامیِ ورسای مشخصاً متوجهِ آلمانِ شکست‌خورده بود، نه همهٔ کشورهای اروپایی. گزینهٔ «تقسیم مستعمرات انگلستان بین کشورهای برنده» نادرست است چون این معاهده مستعمراتِ آلمان را میانِ متفقین تقسیم کرد، نه مستعمراتِ انگلستان. گزینهٔ «تأسیس ارتش واحد اروپایی زیر نظر جامعهٔ ملل» ساختگی است؛ چنین نهادی هرگز شکل نگرفت. تلهٔ تستی: نباید محدودیت‌های نظامیِ ورسای را که صرفاً متوجهِ آلمان بود، با نظامِ محدودیتِ عمومیِ اروپایی اشتباه گرفت؛ هدفِ این معاهده تنبیهِ یک‌جانبهٔ آلمان بود.

2. کدام تناقض در ساختار «جامعه ملل» بیشترین ضربه را به کارایی این سازمان وارد کرد؟

  • عضویت کشورهای آفریقایی در کنار قدرت‌های اروپایی
  • حضور همزمان آلمان و ایتالیا در شورای امنیت
  • پیشنهاد تأسیس توسط آمریکا و عدم عضویت خود این کشور
  • اخراج زودهنگام شوروی به دلیل مسائل اقتصادی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

بزرگ‌ترین تناقضِ ساختاریِ جامعهٔ ملل این بود که آمریکا، پیشنهاددهندهٔ اصلیِ تأسیسِ آن، به دلیلِ مخالفتِ سنا هرگز عضوِ این سازمان نشد؛ همین غیبت، ضمانتِ اجراییِ سازمان را از همان ابتدا تضعیف کرد. گزینهٔ «حضور همزمان آلمان و ایتالیا در شورای امنیت» بی‌پایه است؛ نهادی به نامِ «شورای امنیت» اساساً بخشی از ساختارِ جامعهٔ ملل نبود. گزینهٔ «اخراج زودهنگام شوروی به دلیل مسائل اقتصادی» نادرست است چون شوروی در پیِ حملهٔ نظامی به فنلاند و سال‌ها پس از پیوستنش اخراج شد، نه به دلایلِ اقتصادی. گزینهٔ «عضویت کشورهای آفریقایی» بی‌ارتباط با ضعفِ ساختاریِ سازمان است. تلهٔ تستی: نباید «شورای امنیت» (نهادِ سازمانِ ملل) را با ساختارِ جامعهٔ ملل که فاقدِ چنین نهادی بود اشتباه گرفت.

3. مکانیسم اصلی انتقال بحران اقتصادی سال ۱۹۲۹ از آمریکا به سایر نقاط جهان چه بود؟

  • لغوِ قراردادهای تسلیحاتی توسط فرانسه
  • پیوندِ اقتصادها از طریقِ نظامِ پایهٔ طلا
  • تحریم‌های تجاریِ جامعهٔ ملل
  • کشفِ منابعِ جدیدِ نفت در خاورمیانه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

نظامِ پایهٔ طلا، اقتصادهای کشورهای مختلف را به هم متصل کرده بود؛ به همین دلیل سقوطِ بورسِ نیویورک از همین مسیر به سرعت به سایرِ نقاطِ جهان سرایت کرد و بحران را جهانی ساخت. گزینهٔ «تحریم‌های تجاری جامعهٔ ملل» نادرست است چون جامعهٔ ملل هیچ تحریمِ تجاریِ مرتبط با این بحران اعمال نکرد. گزینهٔ «کشف منابعِ جدیدِ نفت در خاورمیانه» بی‌ربط به مکانیسمِ انتقالِ یک بحرانِ مالی است. گزینهٔ «لغوِ قراردادهای تسلیحاتی توسط فرانسه» نیز ساختگی است و هیچ نقشی در انتقالِ رکود نداشت. تلهٔ تستی: نامِ فنیِ «نظامِ پایهٔ طلا» ممکن است ناآشنا به نظر برسد، اما دقیقاً همین عبارت در متونِ کنکوری به‌عنوانِ مکانیسمِ انتقالِ بحرانِ ۱۹۲۹ ذکر می‌شود.

4. استالین برای تحقق «صنعتی‌سازی سریع» در شوروی، کدام اقدام اقتصادی را در اولویت قرار داد؟

  • خصوصی‌سازی مزارع و کارخانه‌های کوچک
  • اشتراکی کردن مزارع و تمرکز بر صنایع سنگین
  • کاهش بودجه نظامی برای تقویت بخش خدمات
  • واردات گسترده ماشین‌آلات از آلمان نازی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

استالین با اشتراکی‌کردنِ اجباریِ مزارع، منابعِ مالی و انسانیِ کشاورزی را به سمتِ صنایعِ سنگین (فولاد، زغال‌سنگ، سلاح، نفت) هدایت کرد تا صنعتی‌سازیِ سریع را تحققِ بخشد. گزینهٔ «خصوصی‌سازی مزارع و کارخانه‌های کوچک» دقیقاً برعکسِ سیاستِ استالین است که بر اشتراکی‌سازیِ اجباری تکیه داشت. گزینهٔ «کاهش بودجهٔ نظامی برای تقویت بخش خدمات» نادرست است چون استالین بر صنایعِ سنگین و نظامی تمرکز کرد، نه خدمات. گزینهٔ «واردات گستردهٔ ماشین‌آلات از آلمان نازی» ساختگی و بدونِ سندِ تاریخی است؛ شوروی و آلمانِ نازی رابطهٔ ایدئولوژیکِ متخاصمی داشتند. تلهٔ تستی: نباید «صنعتی‌سازیِ سریع» را با «خصوصی‌سازی» اشتباه گرفت؛ ابزارِ استالین برایِ این هدف دقیقاً برعکس، یعنی اشتراکی‌سازیِ اجباری بود.

5. شعار «فضای حیاتی» (Lebensraum) در سیاست خارجی هیتلر به چه معنا بود؟

  • ایجاد اردوگاه‌های تفریحی برای سربازان نازی
  • تأسیس بازار مشترک با کشورهای بالکان
  • توسعه فضای سبز در شهرهای صنعتی آلمان
  • لزوم فتح سرزمین‌های جدید برای رشد نژاد ژرمن

پاسخنامه‌ی تحلیلی

هیتلر معتقد بود آلمان برای بقا و شکوهِ نژادی، نیازمندِ تسلط بر سرزمین‌های اروپای شرقی است؛ همین باور مستقیماً به حملهٔ او به لهستان و شوروی انجامید. گزینهٔ «توسعه فضای سبز در شهرهای صنعتی» بازیِ لفظی با نامِ شعار است و ربطی به معنای واقعیِ آن ندارد. گزینهٔ «ایجاد اردوگاه‌های تفریحی برای سربازان نازی» ساختگی و بی‌پایه است. گزینهٔ «تأسیس بازار مشترک با کشورهای بالکان» نادرست است چون ابزارِ موردنظرِ هیتلر زور و فتحِ نظامی بود، نه همکاریِ اقتصادیِ داوطلبانه. تلهٔ تستی: نباید نامِ ظاهراً محیط‌زیستیِ «فضای حیاتی» را با معنای واقعیِ آن (توسعه‌طلبیِ نظامیِ ارضی) اشتباه گرفت.

6. عامل اصلی گرایش ژاپن به توسعه نظامی و لشکرکشی به همسایگان چه بود؟

  • شکست در جنگ جهانی اول و تحقیر ملی
  • دستور مستقیم جامعه ملل برای سرکوب چین و کره
  • نفوذ اندیشه‌های فاشیستی از ایتالیا
  • وابستگی شدید اقتصاد صنعتی به واردات مواد خام

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ژاپن کشوری صنعتی اما فقیر از نظرِ منابعِ طبیعی بود؛ همین وابستگیِ شدید به موادِ خامِ وارداتی، نظامیان را به سمتِ استراتژیِ اشغالگری در همسایگان برای تأمینِ این منابع سوق داد. گزینهٔ «نفوذ اندیشه‌های فاشیستی از ایتالیا» نادرست است چون نظامی‌گریِ ژاپن ریشه‌ای اقتصادی-داخلی داشت، نه وارداتی از ایتالیا. گزینهٔ «شکست در جنگ جهانی اول و تحقیر ملی» نادرست است چون ژاپن در جنگِ اول از پیروزها بود و آسیبِ کمی دید، برخلافِ آلمان. گزینهٔ «دستور مستقیم جامعهٔ ملل برای سرکوب چین» وارونهٔ کاملِ واقعیت است؛ جامعهٔ ملل نه‌تنها چنین دستوری نداد، بلکه در برابرِ تجاوزِ ژاپن به چین ناتوان ماند. تلهٔ تستی: نباید علتِ نظامی‌گریِ ژاپن را با علتِ مشابه در آلمان (شکست و تحقیر در جنگ اول) یکی دانست.

7. نقطه عطف جنگ جهانی دوم در جبهه شرق که منجر به تضعیف ارتش آلمان شد، کدام بود؟

  • فتحِ پاریس توسط نیروهای آلمانی
  • حمله به شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ و برخورد با سرمای روسیه
  • پیمانِ عدمِ تجاوزِ میانِ هیتلر و استالین در ۱۹۳۹
  • تسلیمِ سریعِ لهستان در برابرِ آلمان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

آلمانی‌ها به دلیلِ سرمای شدیدِ زمستانِ روسیه و سیاستِ زمینِ سوختهٔ شوروی، نتوانستند پیش از آغازِ زمستان کارِ ارتشِ سرخ را تمام کنند و همین امر آغازِ تضعیفِ تدریجیِ ارتشِ آلمان در جبههٔ شرق بود. گزینهٔ «فتحِ پاریس توسط نیروهای آلمانی» نادرست است چون فتحِ پاریس مربوط به جبههٔ غرب بود، نه شرق، و به‌تنهایی هیچ ارتشی را تضعیف نکرد. گزینهٔ «پیمان عدم تجاوز میان هیتلر و استالین» نادرست است چون این پیمان پیش از حمله و در جهتِ همکاریِ موقت بود، نه عاملِ تضعیفِ آلمان. گزینهٔ «تسلیم شدن سریع لهستان» نادرست است چون این پیروزیِ آلمان بود، نه نقطهٔ ضعفِ آن. تلهٔ تستی: نباید «حملهٔ اولیهٔ موفقِ آلمان به شوروی» را با «شکستِ نهاییِ آلمان در جبههٔ شرق» یکی دانست؛ همین حمله بود که با برخورد به سرما و مقاومت، به تدریج به تضعیفِ ارتشِ آلمان انجامید.

8. بهانه رسمی متفقین برای اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ چه بود؟

  • حمایت ایران از حمله ژاپن به پرل هاربر
  • حضور کارشناسان آلمانی در تأسیسات ایران
  • لغو قراردادهای نفتی توسط رضاشاه
  • پناهندگی سران حزب نازی به تهران

پاسخنامه‌ی تحلیلی

متفقین رسماً حضورِ کارشناسان و اتباعِ آلمانی در ایران را بهانهٔ اشغال قرار دادند، هرچند هدفِ واقعی‌شان استفاده از موقعیتِ راهبردیِ ایران برای کمک‌رسانی به شوروی بود. گزینهٔ «حمایت ایران از حمله ژاپن به پرل هاربر» ساختگی است؛ ایران هیچ نقشی در آن رویدادِ آسیایی نداشت. گزینهٔ «لغو قراردادهای نفتی توسط رضاشاه» نادرست و بدونِ سندِ تاریخی است. گزینهٔ «پناهندگی سران حزب نازی به تهران» نیز نادرست است؛ سرانِ نازی در آن مقطع هنوز در آلمان بودند. تلهٔ تستی: نباید «بهانهٔ رسمیِ» متفقین (حضورِ کارشناسانِ آلمانی) را با «هدفِ واقعیِ» آن‌ها (کنترلِ مسیرِ تدارکاتی به شوروی) یکی دانست؛ این دو باید از هم تفکیک شوند.

9. سرنوشت رضاشاه پس از اشغال ایران توسط متفقین چه شد؟

  • اعدام توسط دادگاهِ نظامیِ متفقین
  • پناهندگیِ داوطلبانه به آلمانِ نازی
  • استعفا و تبعید به جزیرهٔ موریس توسط انگلیس
  • ادامهٔ سلطنت تحتِ نظارتِ سازمانِ مللِ متحد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

پس از فشارِ متفقین، رضاشاه ناچار به استعفا شد و انگلیسی‌ها او را به جزیرهٔ موریس تبعید کردند تا از بحرانِ سیاسیِ بیشتر جلوگیری شود و در عین‌حال نهادِ سلطنت (زیرِ نظرِ ولیعهد) حفظ گردد. گزینهٔ «اعدام توسط دادگاه نظامی متفقین» کاملاً نادرست و ساختگی است؛ چنین دادگاهی هرگز برگزار نشد. گزینهٔ «پناهندگی به آلمان نازی» نادرست است چون رضاشاه توسطِ متفقین (نه به میلِ خود) تبعید شد و مقصدش آلمان نبود. گزینهٔ «ادامه سلطنت تحت نظارت سازمان ملل» نادرست است چون سازمانِ ملل در آن سال (۱۹۴۱) هنوز اصلاً تأسیس نشده بود. تلهٔ تستی: تاریخِ تأسیسِ سازمانِ ملل (۱۹۴۵) باید با تاریخِ اشغالِ ایران و استعفایِ رضاشاه (۱۹۴۱) مقایسه شود؛ گزینه‌ای که سازمانِ ملل را در سالِ ۱۹۴۱ فعال نشان دهد، از نظرِ زمانی نادرست است.

10. نماد اصلی جدایی دو بلوک شرق و غرب در اروپا چه بود؟

  • کانال سوئز
  • دیوار برلین
  • کاخ کرملین
  • برج ایفل

پاسخنامه‌ی تحلیلی

دیوارِ برلین که در سالِ ۱۹۶۱ توسطِ شوروی و آلمانِ شرقی ساخته شد، به نمادِ عینیِ تقسیمِ اروپا و جهان به دو بلوکِ کمونیسم و لیبرالیسم تبدیل شد. گزینهٔ «کانال سوئز» نادرست است چون این آبراه به بحرانِ استعماریِ خاورمیانه مربوط است، نه تقسیمِ اروپا. گزینهٔ «کاخ کرملین» صرفاً مقرِ حکومتِ شوروی بود، نه نمادِ تقسیمِ دو بلوک. گزینهٔ «برج ایفل» بی‌ارتباط با موضوعِ جنگِ سرد است. تلهٔ تستی: نباید نمادهای معروفِ دیگرِ اروپا (مانندِ برج ایفل یا کرملین) را با نمادِ مشخصِ تقسیمِ شرق-غرب که همان دیوارِ برلین است اشتباه گرفت.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان