اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عصر قاجار
جامعه قاجار از چند گروه اصلی تشکیل میشد. روستاییان، اکثریت جمعیت، زمین نداشتند، روی اراضی مالکان کار میکردند و تا یکسوم محصول را به عنوان بهرهمالکانه میدادند. ایلات و عشایر، به دلیل مسلحبودن، وضع بهتری داشتند و منبع اصلی نیروی نظامی قاجار بودند. شهرنشینان طیف متنوعی از مقامات، علما، بازرگانان و اصناف را دربر میگرفتند و بازار هسته اقتصاد شهری بود. روحانیون هم در شهر و روستا نفوذ گسترده داشتند و چون از راه وجوهات شرعی و موقوفات از نظر مالی مستقل از حکومت بودند، گاه توان مقاومت در برابر شاه و بیگانگان را پیدا میکردند. در دل شهرها، قشری به نام لوطیان هم فعال بود که ریشه در سنت عیاری داشت؛ برخی از آنها، مثل ستارخان و باقرخان، پشتیبان تهیدستان در برابر ستم مأموران و از چهرههای مبارزه با استبداد بودند، در برابر دسته دیگری که در خدمت صاحبان قدرت بودند.
اقتصاد: از رونق تا افول صنایع دستی
نظام تولید بر سه شیوه دهقانی، خردهکالایی شهری و شبانکارگی ایلیاتی استوار بود. صنایع دستی در اوایل قاجار، به دلیل آنکه جنگهای ناپلئون مانع ورود کالای اروپایی میشد، رونق داشت؛ اما پس از پایان آن جنگها، سیل کالاهای ارزان صنعتی اروپا وارد ایران شد و صنایع دستی کاشان، اصفهان، شیراز، کرمان و یزد رو به انحطاط رفت. امیرکبیر برای احیای آن کوشید اما با قتلش این تلاش متوقف شد. کشاورزی هم از «معیشتی» به «تجاری» تغییر کرد و محصولاتی مثل ابریشم، تریاک، تنباکو و پنبه برای صادرات کشت میشدند؛ این تغییر درآمد مالکان و تجار را بالا برد اما با کاهش کشت غلات، قحطیهای پیاپی به بار آورد. در این میان فرش استثنا بود: به دلیل تقاضای بالای اروپا و آمریکا و ارزانی نیروی کار، تنها صنعت دستیای بود که در قاجار رشد کرد.
علم و آموزش
در کنار نظام سنتی مکتبخانه و مدارس علمیه، مراکز آموزشی جدیدی شکل گرفت. دارالفنون به همت امیرکبیر و با استادانی از اتریش و فرانسه (برای دوری از نفوذ روس و انگلیس) تأسیس شد، هرچند امیرکبیر افتتاحش را ندید. میرزا حسن رشدیه برای مدارس ابتدایی نوین کوشید و بیبی خانم استرآبادی در ۱۲۸۵ش نخستین مدرسه دختران را در تهران بنیاد گذاشت.
هنر و فرهنگ
در ادبیات، جنبش «بازگشت ادبی» شاعران را به سبک کلاسیک فردوسی و نظامی بازگرداند و از دوره مظفری شعر سیاسی با مضامین وطنپرستی و ضداستبداد رواج یافت. در نقاشی، پس از افول نگارگری صفوی، فتحعلیشاه سنت را احیا کرد و در دوره ناصری، محمد غفاری (کمالالملک) با سبکی متأثر از نقاشی اروپایی درخشید. تعزیه در دوره ناصرالدینشاه در تکیه دولت تهران گسترش یافت و نمایشهای کمدی روحوضی در کنار تئاتر اروپایی رونق گرفت. معماری هم با ترکیب سبک ایرانی و اروپایی — نمونه بارزش کاخ شمسالعماره در مجموعه گلستان — پاسخگوی نیاز به ساختمانهای جدید نظیر پستخانه، تلگرافخانه و بانک شد. ناصرالدینشاه در سفرهایش به اروپا به عکاسی، تلگراف و تلفن علاقهمند شد و مظفرالدینشاه هم در نمایشگاه پاریس با سینما آشنا شد و نخستین دوربین فیلمبرداری را خرید — نشانهای از آشنایی شاهان قاجار با مظاهر فناوری، بیآنکه زیرساخت علمی آن را در ایران بسازند.