ایران در دورۀ حکومت رضاشاه
در اوایل قرن بیستم، انگلستان به این نتیجه رسید که دیگر نمیتواند ایران را مستقیم اشغال کند — آگاهی مردم بالا رفته بود و شکست قرارداد ۱۹۱۹ هم این را ثابت کرده بود. راهحل، «استعمار نو» بود: نصب حاکمی وابسته بهجای اشغال مستقیم. دلایل این تصمیم ترکیبی از ترس از کمونیسم، حفظ منافع نفتی و بازار، ترس از قیامهای مردمی مثل نهضت جنگل، و ضعف و بیکفایتی قاجار بود.
کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ و رسیدن به سلطنت
کودتا را سفارت انگلیس و ژنرال آیرونساید طراحی کردند؛ آیرونساید در قزوین با رضاخان دیدار کرد و او را آماده کودتا ساخت. در بامداد ۳ اسفند ۱۲۹۹، قزاقها بدون مقاومت جدی تهران را گرفتند: سیدضیاءالدین طباطبایی نخستوزیر شد و رضاخان لقب «سردار سپه» گرفت. سیدضیاء بهزودی کنار رفت و رضاخان بهعنوان وزیر جنگ روزبهروز قدرت گرفت؛ در ۱۳۰۲ نخستوزیر شد، طرح جمهوریاش با مخالفت مدرس شکست خورد، و پس از سرکوب شیخ خزعل برای محبوبیتسازی، با ماده واحده ۱۳۰۴ قاجاریه خلع شد و مجلس مؤسسان در آذر همان سال رسماً سلطنت پهلوی را آغاز کرد. تنها چهار نماینده — مدرس، مصدق، تقیزاده و دولتآبادی — به ماده واحده رأی منفی دادند.
نهضت جنگل و ماهیت اقدامات رضاشاه
نهضت جنگل به رهبری میرزاکوچکخان، جنبشی مردمی و ضداستعماری در گیلان، سرانجام با خیانت شوروی، اختلاف داخلی و حمله نیروهای دولتی به فرماندهی رضاخان سرکوب شد — تناقضی که رضاخان با حمایت استعمار به قدرت رسید اما با سرکوب مبارزان ضداستعماری برای خود محبوبیت ساخت. اصلاحات رضاشاه هم پشت ظاهری توسعهطلب، اهدافی دیگر داشت: ارتش منظم بیشتر برای سرکوب داخلی بود تا دفاع از مرزها؛ راهآهن سراسری بهجای مسیر شرق-غرب (که به سود کشورهای رقیب انگلیس بود)، مسیر شمال-جنوب را گرفت که دسترسی انگلیس به نفت شمال و جابهجایی نظامیاش را آسان میکرد؛ اسکان اجباری عشایر با خشونت فراوان توان رزمی آنها را از بین برد و کشور را به واردات دام وابسته کرد؛ رضاشاه با مصادره و فشار بر زمینداران به ثروتمندترین فرد ایران بدل شد؛ و حتی تغییرات اداریاش — گسترش وزارتخانهها، دادگستری و آموزش — در بستر استبداد اتفاق افتاد، چون همان طراحان این اصلاحات را پس از تثبیت قدرت زندانی یا اعدام کرد.
سرکوب مخالفان و کشف حجاب اجباری
آیتالله سید حسن مدرس، جدیترین مخالف رضاشاه، در ۱۳۰۷ به خواف تبعید و سرانجام در ۱۰ آذر ۱۳۱۶ در کاشمر مسموم و شهید شد. رضاشاه با تقلید از آتاتورک، کشف حجاب اجباری را به اجرا گذاشت — مأموران چادر از سر زنان میکشیدند و عزاداری سیدالشهدا ممنوع شد — که با مقاومت مردمی در قیام مسجد گوهرشاد مشهد روبرو شد. در همین دوره، به دستور انگلیس، درهای ایران بهروی سرمایهگذاران آلمانی باز شد؛ حضور آلمانیها بعدها بهانه اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ شد. رضاشاه با کودتای انگلیسی روی کار آمد، با سیاست انگلیسی ماند، و سرانجام با تصمیم انگلیس، بدون کوچکترین اعتراض مردمی، از سلطنت کنار رفت — نشانهای روشن از نفرت عمومی نسبت به او.