زمینههای نهضت مشروطه
جدایی سرزمینهای حاصلخیز ایران با عهدنامههای گلستان، ترکمانچای و پاریس، همراه با امتیازدهی به بیگانگان، وامهای کلان از روس و انگلیس (که صرف سفرهای اروپایی شاهان میشد، نه توسعهٔ کشور) و کاپیتولاسیون (معافیت اتباع خارجی از قوانین ایران، برخاسته از عهدنامهٔ ترکمانچای)، احساسات ملی را جریحهدار کرده بود. استبداد دربار، قدرت مطلق شاه بدون نظام اداری کارآمد و مالیاتهای سنگین حاکمان ایالات، مردم و بهویژه علما را در برابر حکومت قرار داد؛ آموزههای اسلامی دربارهٔ عدالتخواهی، احساس تکلیف دینی در برابر ظلم را در روحانیت زنده نگه داشت و نهضت تنباکو (۱۲۷۰ش) نشان داده بود که اتحاد روحانیت و مردم میتواند استبداد و استعمار را عقب براند. در همین سالها، از راه دانشجویان اعزامی، سفرهای درباریان، مهاجرت ایرانیان و روزنامههای فارسیِ خارج از کشور — که چون سانسور داخلی اجازهٔ انتقاد نمیداد آزادانه مینوشتند (مانند «قانون» در لندن و «حبلالمتین» در کلکته) — و آثار روشنفکرانی چون میرزا ملکمخان و مستشارالدوله، اندیشهٔ قانونخواهی به ایران راه یافت.
آغاز و پیروزی نهضت
در دوران مظفرالدینشاه، بیمار و ناتوان از اداره کشور، و صدارت مستبدانهٔ عینالدوله، رشتهای از رویدادها به اعتراض عمومی دامن زد: انتشار عکس نوز بلژیکی (مسئول گمرک) با لباس روحانی در ایام محرم، شلاقخوردن علمای کرمان، تخریب بانک استقراضی روس که روی قبرستانی متروک ساخته شده بود، و افزایش نرخ قند در پی جنگ روس و ژاپن. با پیشنهاد آیتالله طباطبایی، روحانیون و مردم در حرم عبدالعظیم (مهاجرت صغری) تحصن کردند و خواستار ایجاد عدالتخانه در همهٔ شهرها شدند. با بدعهدی عینالدوله و درگیری میان مردم و سربازان، مهاجرت گستردهتری به قم (مهاجرت کبری) شکل گرفت، همراه با تحصن گروهی در سفارت انگلیس که در واقع ابزار نفوذ انگلستان بود، نه حمایت واقعی از مشروطه. سرانجام شاه تسلیم شد: عینالدوله عزل شد و در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ فرمان تشکیل مجلس شورای ملی صادر شد؛ نخستین دورهٔ مجلس در ۲۸ مرداد همان سال گشایش یافت و قانون اساسی، با عجله (از بیم مرگ شاه و مخالفت ولیعهد با آن)، به امضای مظفرالدینشاه رسید — که ده روز بعد درگذشت.
دورهٔ محمدعلیشاه و استبداد صغیر
محمدعلیشاه از آغاز با مجلس مخالف بود. متمم قانون اساسی حقوق ملت را افزود؛ اصل دوم آن، به پیشنهاد شیخ فضلالله نوری، نظارت فقها بر مصوبات مجلس را پیشبینی میکرد، هرچند هرگز اجرا نشد. نوری که در ابتدا از مشروطه حمایت کرده بود، با شعار «مشروطهٔ مشروعه» از جریان اصلی جدا شد؛ مخالفتش با الگوی غربیِ مشروطه بود، نه با اصل عدالت.
در تیر ۱۲۸۷، محمدعلیشاه به کمک فرماندهٔ روسی قزاقها، لیاخوف، مجلس را به توپ بست، رهبران مشروطه را دستگیر یا اعدام کرد و یک سال استبداد صغیر آغاز شد. ستارخان و باقرخان در تبریز بیش از نه ماه مقاومت کردند و با حمایت مراجع نجف و پیوستن نیروهای مردمی از اصفهان، بختیاری و گیلان، تهران فتح شد (تیر ۱۲۸۸)؛ محمدعلیشاه به سفارت روسیه پناه برد و احمد میرزای نوجوان بر تخت نشست.
روابط خارجی و دورهٔ دوم مشروطه
روسیه آشکارا (برای جلوگیری از نفوذ انگلیس و تأثیر مشروطه بر مسلمانان قفقاز) و انگلیس در ظاهر موافق (برای رقابت با روسیه و محافظت از مرزهای هند)، هر دو در نهایت با منافع خود در برابر مشروطهٔ ایران عمل کردند. قرارداد ۱۹۰۷، با ترس هر دو کشور از قدرتگیری آلمان، ایران را به سه منطقهٔ نفوذ شمالی (روسیه)، جنوبی (انگلیس) و بیطرف مرکزی تقسیم کرد؛ مجلس آن را بهاتفاق آرا رد کرد، اما عملاً اجرا شد. در دورهٔ دوم مشروطه، اختلاف میان حزب اعتدالیون (طرفدار حضور دین در سیاست) و حزب دموکرات (خواهان جدایی دین از سیاست) بالا گرفت. پس از فتح تهران، تنها شیخ فضلالله نوری محاکمه و اعدام شد، در حالی که بسیاری از مخالفان واقعی نهضت در حکومت جدید سهیم شدند؛ به گفتهٔ بسیاری از مورخان، این اعدام گونهای انتقام استعمار از روحانیت برای شکست در نهضت تنباکو بود. برای اصلاح مالیهٔ خالی از خزانهٔ دولت جدید، مورگان شوستر آمریکایی استخدام شد، اما با اعتراض او به دخالت روسیه در امور مالی، این کشور با اولتیماتومی ۴۸ساعته، اخراج شوستر و انحلال مجلس دوم را تحمیل کرد و شمال ایران را اشغال نظامی کرد و مرقد امام رضا(ع) را به توپ بست.