پرش به محتوای اصلی

سیاست و حکومت در عصر قاجار

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

سیاست و حکومت در عصر قاجار

ایل قاجار از میان قزلباش‌ها و یاران شاه اسماعیل صفوی برخاست و شاه عباس اول آنان را به استرآباد (گرگان) کوچاند. پس از سال‌ها رقابت برای قدرت، آقامحمدخان قاجار — که در کودکی گروگان کریم‌خان زند بود — ایل را متحد کرد، تهران را پایتخت قرار داد و در ۱۱۷۴ش تاج‌گذاری کرد؛ تهران به دلیل نزدیکی به خاستگاه ایل، موقعیت راهبردی و منابع آب مناسب انتخاب شد. پس از او فتحعلی‌شاه، محمدشاه و ناصرالدین‌شاه به ترتیب بر تخت نشستند — دورانی که با جنگ‌های ایران و روس، صدارت امیرکبیر و در نهایت قتل ناصرالدین‌شاه به دست میرزارضا کرمانی رقم خورد.

صدراعظم‌های مصلح و سرنوشت مشترکشان

صدراعظم دومین مقام کشور پس از شاه بود، حق مداخله در همه امور را داشت اما امنیت جانی نداشت. قائم‌مقام فراهانی، وزیر مقتدر محمدشاه، مانع دخالت درباریان شد اما به دستور همان شاه کشته شد؛ جانشینش حاجی میرزاآقاسی ناکارآمد بود و نفوذ روس و انگلیس را افزایش داد. امیرکبیر، صدراعظم آغاز سلطنت ناصرالدین‌شاه و تربیت‌یافته مکتب قائم‌مقام، دارالفنون را تأسیس کرد، روزنامه راه انداخت و برای اصلاح امور مالی و اداری کوشید، اما با توطئه مخالفان داخلی و خارجی برکنار و کشته شد — الگویی که در تاریخ قاجار بارها تکرار شد.

نظام سیاسی و ضعف ساختاری

شاه در ظاهر مالک جان و مال مردم بود، اما در عمل قدرتش را فقدان ارتش و نظام اداری کارآمد، نفوذ روحانیت، قدرت ایلات و دخالت قدرت‌های استعماری محدود می‌کرد. حکومت ایالات به دست زمین‌داران و سران ایلات نیمه‌خودمختار بود؛ در اوایل قاجار فقط چهار وزارتخانه وجود داشت که در دوره ناصری گسترش یافت، اما تشکیلات اداری همچنان فاقد بایگانی منظم و حقوق ثابت بود و مناصب خرید و فروش می‌شد. رسیدگی به دعاوی هم میان محاکم عرفی (زیر نظر حکومت) و محاکم شرع (زیر نظر روحانیون) تقسیم می‌شد. تنها نیروی نظامی منسجم، بریگاد قزاق، زیر فرمان افسران روسی بود و بیشتر نگهبان شاه بود تا مدافع مرزها — همان نیرویی که بعدها رضاخان از دل آن کودتا کرد.

سایه سنگین روسیه و انگلستان

از زمان پتر کبیر، روسیه سیاست توسعه‌طلبانه به سمت جنوب داشت. دو جنگ ایران و روس، به فرماندهی عباس‌میرزا، با شکست ایران و معاهدات گلستان و ترکمانچای پایان یافت؛ ترکمانچای علاوه بر واگذاری سرزمین‌های قفقاز، ۵ میلیون تومان غرامت و کاپیتولاسیون (مصونیت قضایی اتباع روس) را هم بر ایران تحمیل کرد. انگلستان نیز برای حفظ هند، افغانستان را با معاهده پاریس و بخشی از سیستان و بلوچستان را با قرارداد گلداسمیت از ایران جدا کرد و امتیازهای اقتصادی بزرگی چون رویتر، بانک شاهنشاهی و انحصار تنباکو گرفت؛ امتیاز تنباکو تنها با فتوای میرزای شیرازی مبنی بر حرام‌بودن استعمال آن لغو شد — نخستین پیروزی بزرگ جنبش مردمی در دوره قاجار. فرانسه هم با معاهده فین‌کنشتاین کوتاه‌مدت به دنبال نفوذ بود، اما با صلح ناپلئون و روسیه، ایران را تنها گذاشت؛ روابط با عثمانی نیز عمدتاً حول اختلافات مرزی و زائران عتبات، با میانجی‌گری روس و انگلیس، آرام‌تر پیش رفت.

ناصرالدین‌شاه، نماد یک تضاد

ناصرالدین‌شاه هم علاقه‌مند به نوگرایی و دارالفنون بود و هم نگران کاهش قدرت مطلق خودش؛ سه سفر او به اروپا با واگذاری امتیازات زیانبار همراه بود و از گسترش اندیشه مشروطه هراس داشت. سرانجام در آستانه پنجاهمین سال سلطنتش، به دست میرزارضا کرمانی، از هواداران سیدجمال‌الدین اسدآبادی، کشته شد — پایانی که خود گواه بحران عمیق نظام سیاسی قاجار بود.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. ایل قاجار در اصل از کدام گروه بودند و توسط کدام پادشاه به استرآباد کوچانده شدند؟

  • ایلات کرد - آقامحمدخان
  • ایلات قزلباش - شاه عباس اول
  • ایلات شاهسون - شاه تهماسب دوم
  • ایلات لر - کریم‌خان زند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح «ایلات قزلباش - شاه عباس اول» است زیرا ایل قاجار از ایلات قزلباش و یاران شاه اسماعیل صفوی بود که شاه عباس اول آن‌ها را به استرآباد کوچاند. ب) رد گزینه‌های غلط: «ایلات شاهسون - شاه تهماسب دوم» نادرست است چون شاهسون ایل دیگری بود و تهماسب دوم کسی بود که قاجارها پس از سقوط صفویه به او پیوستند، نه کوچاننده آن‌ها؛ «ایلات لر - کریم‌خان زند» نادرست است چون قاجارها از قزلباش بودند نه لر، و کریم‌خان زند رقیب آنان بود؛ «ایلات کرد - آقامحمدخان» نادرست است چون آقامحمدخان خودش رهبر همین ایل قزلباش قاجار بود، نه کوچاننده ایلی دیگر. ج) تله تستی: نام «شاه تهماسب دوم» به نقش دیگری اشاره دارد (کسی که قاجارها پس از سقوط صفویه به او پیوستند)، نه کوچاننده ایل به استرآباد؛ خلطِ این دو رویداد با یک نام مشترک، تله اصلی این سؤال است.

2. کدام عامل در انتخاب تهران به عنوان پایتخت قاجارها نقش اساسی نداشت؟

  • موقعیت راهبردی و ارتباطی مناسب
  • نزدیکی به خاستگاه ایل قاجار در مازندران
  • مجاورت با ایلات طرفدار آقامحمدخان
  • دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و بنادر تجاری

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح «دسترسی مستقیم به آب‌های آزاد و بنادر تجاری» است زیرا این مورد اصلاً جزو دلایل چهارگانه انتخاب تهران (نزدیکی به خاستگاه، موقعیت راهبردی، منابع آب و آب‌وهوا، مجاورت با ایلات هوادار) ذکر نشده و تهران اساساً چنین دسترسی‌ای ندارد. ب) «نزدیکی به خاستگاه ایل قاجار در مازندران و استرآباد» رد می‌شود چون دقیقاً یکی از دلایل ذکرشده در جدول متن است؛ «مجاورت با ایلات طرفدار آقامحمدخان» رد می‌شود چون این هم یکی از دلایل صریح متن است؛ «موقعیت راهبردی و ارتباطی مناسب» هم رد می‌شود چون عیناً در جدول دلایل آمده است. ج) تله تستی: پرسش به‌صورت منفی («نقش اساسی نداشت») طرح شده؛ باید دقت کرد سه گزینه دیگر همگی از دلایل واقعی‌اند و فقط «آب‌های آزاد» کاملاً بی‌ربط است، چون تهران اصلاً به دریای آزاد راه ندارد.

3. نخستین پادشاهی که پیش از قاجارها به تهران توجه کرد و برای آن بارو کشید، چه کسی بود؟

  • شاه عباس اول
  • نادرشاه افشار
  • کریم‌خان زند
  • شاه تهماسب صفوی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح «شاه تهماسب صفوی» است زیرا تهران پیش از قاجار یک آبادی بود و شاه تهماسب صفوی نخستین کسی بود که به آن توجه کرد و برایش بارو کشید. ب) «شاه عباس اول» رد می‌شود چون او کسی بود که ایل قاجار را به استرآباد کوچاند، نه توجه‌کننده به تهران؛ «نادرشاه افشار» رد می‌شود چون او از سلسله صفوی نبود و ارتباطی با توجه به تهران ندارد؛ «کریم‌خان زند» هم رد می‌شود چون پایتخت او شیراز بود، نه تهران. ج) تله تستی: «کوچاندن ایل قاجار به استرآباد» (کار شاه عباس اول) و «نخستین توجه به تهران» (کار شاه تهماسب صفوی) دو رویداد متفاوت با دو پادشاه متفاوتِ یک سلسله (صفوی) هستند که دانش‌آموزان اغلب آن‌ها را با هم قاطی می‌کنند.

4. کدام مورد از شباهت‌های تاریخی سرنوشت «قائم‌مقام فراهانی» و «امیرکبیر» است؟

  • هر دو بنیان‌گذار وزارتخانه‌های جدید در عصر قاجار بودند
  • هر دو با توطئه درباریان و بیگانگان در دورۀ یک پادشاه کشته شدند
  • هر دو تربیت‌یافتۀ یک مکتب سیاسی بوده و با دسیسه به قتل رسیدند
  • هر دو موفق به لغو قراردادهای استعماری روسیه شدند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح این است که «هر دو تربیت‌یافتۀ یک مکتب سیاسی بوده و با دسیسه به قتل رسیدند»، زیرا امیرکبیر تربیت‌یافته مکتب قائم‌مقام بود و هر دو صدراعظم مصلح با دسیسه مخالفان برکنار و کشته شدند؛ این «تشابه کنکوری» صریحاً ذکر شده است. ب) «هر دو با توطئه درباریان در دورۀ یک پادشاه کشته شدند» رد می‌شود چون قائم‌مقام در دوره محمدشاه و امیرکبیر در دوره ناصرالدین‌شاه (دو پادشاه متفاوت) کشته شدند؛ «هر دو موفق به لغو قراردادهای استعماری روسیه شدند» رد می‌شود چون هیچ‌کدام چنین موفقیتی نداشتند و اصلاحاتشان ناکام ماند؛ «هر دو بنیان‌گذار وزارتخانه‌های جدید بودند» رد می‌شود چون چنین نقشی برای این دو ذکر نشده. ج) تله تستی: شباهت سرنوشت این دو صدراعظم (دسیسه و قتل) نباید با هم‌زمانیِ دوره پادشاهی‌شان اشتباه گرفته شود؛ آن‌ها در دو دوره پادشاهی متفاوت (محمدشاه و ناصرالدین‌شاه) فعالیت می‌کردند.

5. با وجود پادشاهی مطلقۀ قاجار، کدام عامل مانع از اعمال قدرت نامحدود شاهان در سراسر کشور می‌شد؟

  • فقدان نظام اداری کارآمد، ارتش ثابت و قدرت عشایر
  • حضورِ مستشارانِ نظامیِ آمریکایی در پایتخت و ایالات
  • نظارت دقیق محاکم عرفی بر تصمیمات دربار
  • وجود قانون اساسی مدون و مجلس قدرتمند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح «فقدان نظام اداری کارآمد، ارتش ثابت و قدرت عشایر» است زیرا قدرت شاه با وجود ادعای مطلقه‌بودن، به دلیل نبود ارتش ثابت، نفوذ مراجع شیعه، قدرت ایلات و دخالت استعمارگران محدود می‌شد. ب) «وجود قانون اساسی مدون و مجلس قدرتمند» رد می‌شود چون این نهادها محصول انقلاب مشروطه (سال‌ها بعد) بودند و در این دوره استبدادی وجود نداشتند؛ «حضورِ مستشارانِ نظامیِ آمریکایی در پایتخت و ایالات» رد می‌شود چون چنین موردی ذکر نشده؛ «نظارت دقیق محاکم عرفی بر تصمیمات دربار» رد می‌شود چون محاکم عرفی خود بخشی از دستگاه حکومتی بودند و نظارتی بر دربار نداشتند. ج) تله تستی: نظام قاجار را «پادشاهی مطلقه و استبدادی» می‌نامند دقیقاً چون فاقد نهادهای قانونیِ رسمیِ محدودکننده بود؛ محدودیت واقعی قدرت شاه از ضعف ساختاری و قدرت‌های غیررسمی می‌آمد، نه از نهادهای قانونی که اصلاً وجود نداشتند.

6. در نظام اداری دورۀ قاجار، وضعیت «مستوفیان» چگونه ارزیابی می‌شود؟

  • نظامیانی که مسئول حفظ امنیت راه‌های تجاری بودند
  • کارگزارانی با مشاغل ارثی که کتابچه‌های مالیاتی را ملک شخصی می‌دانستند
  • قضات شرع که به دعاوی ملکی و ارثی رسیدگی می‌کردند
  • حقوق‌بگیرانِ ثابتِ دولت که اسنادِ مالی را در بایگانیِ ملی ثبت می‌کردند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح این است که مستوفیان «کارگزارانی با مشاغل ارثی که کتابچه‌های مالیاتی را ملک شخصی می‌دانستند» بودند، زیرا شغل مستوفیان ارثی بود و آنان با شخصی‌دانستن اسناد مالیاتی باعث فساد گسترده می‌شدند. ب) «حقوق‌بگیرانِ ثابتِ دولت که اسنادِ مالی را در بایگانیِ ملی ثبت می‌کردند» رد می‌شود چون تشکیلات اداری قاجار فاقد بایگانی منظم و حقوق ثابت بود؛ «نظامیانی که مسئول حفظ امنیت راه‌های تجاری بودند» رد می‌شود چون مستوفیان مسئول امور مالی بودند نه نظامی؛ «قضات شرع که به دعاوی ملکی و ارثی رسیدگی می‌کردند» رد می‌شود چون این وظیفه محاکم شرع بود، نه مستوفیان. ج) تله تستی: کلمه «ارثی» در گزینه صحیح نباید با «بایگانی منظم» و «حقوق ثابت» (که در گزینهٔ «حقوق‌بگیرانِ ثابتِ دولت که اسنادِ مالی را در بایگانیِ ملی ثبت می‌کردند» به اشتباه به مستوفیان نسبت داده شده) اشتباه شود؛ مستوفیان شغل ارثی داشتند اما فاقد حقوق ثابت و بایگانی منسجم بودند.

7. ایالت آذربایجان در دورۀ قاجار از نظر سیاسی چه جایگاهی داشت و معمولاً چه کسی بر آن حکومت می‌کرد؟

  • مرکز خودمختار تحت کنترل ایلات کرد
  • منطقۀ حائل نظامی تحت کنترل ارتش روسیه
  • مقر اصلی حکومت ولیعهد ایران
  • پایتخت تابستانی شاهان قاجار

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح «مقر اصلی حکومت ولیعهد ایران» است زیرا ایالت مهم آذربایجان همواره به عهدۀ ولیعهد بود. ب) «منطقۀ حائل نظامی تحت کنترل ارتش روسیه» رد می‌شود چون آذربایجان تحت حاکمیت ولیعهد ایرانی بود نه ارتش روسیه؛ «پایتخت تابستانی شاهان قاجار» رد می‌شود چون پایتخت تابستانی مکان‌هایی مانند چمن سلطانیه بود، نه آذربایجان؛ «مرکز خودمختار تحت کنترل ایلات کرد» رد می‌شود چون آذربایجان زیر نظر مستقیم ولیعهد (از خاندان قاجار) بود. ج) تله تستی: باید تفاوت میان «ایالتی که تحت حاکمیت ولیعهد بود» (آذربایجان، استثنا) و «ایالاتی که حکامشان از سران ایلات محلی بودند» (قاعده کلی) را تشخیص داد.

8. دلیل اصلی ناکامی اصلاحات نظامی عباس‌میرزا در جریان جنگ‌های ایران و روس چه بود؟

  • مخالفت شدید امیرکبیر با نوسازی ارتش
  • پیمان‌شکنی فرانسه و بدقولی انگلستان
  • نبود نیروی انسانی کافی در ایالت آذربایجان
  • ترس فتحعلی‌شاه از قدرت گرفتن عباس‌میرزا

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح «پیمان‌شکنی فرانسه و بدقولی انگلستان» است زیرا تلاش‌های اصلاحی عباس‌میرزا به دلیل بدعهدی فرانسه و بدقولی انگلیس در تأمین تجهیزات ناکام ماند. ب) «مخالفت شدید امیرکبیر با نوسازی ارتش» رد می‌شود چون امیرکبیر خودش مجریِ اصلاح نظامی (تشکیل ارتش دائم) بود، نه مخالف آن؛ «نبود نیروی انسانی کافی در آذربایجان» رد می‌شود چون مشکل اصلی کمبود نیرو نبود بلکه بدعهدی متحدان خارجی بود؛ «ترس فتحعلی‌شاه از قدرت‌گرفتن عباس‌میرزا» رد می‌شود چون فتحعلی‌شاه حامی اصلاحات ولیعهدش بود، نه رقیب او. ج) تله تستی: امیرکبیر سال‌ها پس از عباس‌میرزا و در دوره‌ای متفاوت (ناصرالدین‌شاه) فعالیت می‌کرد؛ نباید او را با شکست اصلاحات عباس‌میرزا (در دوره فتحعلی‌شاه) مرتبط دانست.

9. هدف تاریخی امپراتوری روسیه از پیشروی به سمت جنوب (ایران و عثمانی) که از زمان پتر کبیر آغاز شد، چه بود؟

  • حمایت از گسترش دین مسیحیت در خاورمیانه
  • تسلط بر سرحدات شمالی و دستیابی به آب‌های گرم
  • مقابله با نفوذ استعماری فرانسه در هند
  • اتحاد با ایران علیه امپراتوریِ بریتانیا در هند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح «تسلط بر سرحدات شمالی و دستیابی به آب‌های گرم» است زیرا روسیه از زمان پتر کبیر همواره به‌دنبال توسعه‌طلبی به سمت جنوب و تسلط بر سرحدات شمالی ایران و عثمانی بود. ب) «حمایت از گسترش دین مسیحیت در خاورمیانه» رد می‌شود چون هیچ اشاره‌ای به انگیزه مذهبی روسیه نشده؛ «مقابله با نفوذ استعماری فرانسه در هند» رد می‌شود چون این هدف اصلی انگلستان بود نه روسیه؛ «اتحاد با ایران علیه بریتانیا» رد می‌شود چون روسیه در عمل با جنگ مستقیم علیه ایران (نه اتحاد) به دنبال منافعش بود. ج) تله تستی: هدف «مقابله با فرانسه در هند» متعلق به انگلستان است نه روسیه؛ دانش‌آموزان باید اهداف راهبردیِ دو رقیب استعماری (روسیه=شمال/آب‌های گرم، انگلیس=جنوب/هند) را از هم تفکیک کنند.

10. تفاوت اصلی عهدنامه گلستان با ترکمانچای در چیست؟

  • ترکمانچای با وساطت مستقیم ناپلئون امضا شد
  • در گلستان رود ارس به عنوان مرز قطعی تعیین گردید
  • گلستان باعث جدایی نخجوان شد اما ترکمانچای نه
  • در گلستان غرامت جنگی و کاپیتولاسیون وجود نداشت

پاسخنامه‌ی تحلیلی

الف) گزینه صحیح «در گلستان غرامت جنگی و کاپیتولاسیون وجود نداشت» است زیرا ترکمانچای برخلاف گلستان، هم ۵ میلیون تومان غرامت و هم کاپیتولاسیون را به ایران تحمیل کرد. ب) «گلستان باعث جدایی نخجوان شد اما ترکمانچای نه» رد می‌شود چون واگذاری نخجوان (در کنار سایر مناطق قفقاز) بر اساس ترکمانچای بود؛ «ترکمانچای با وساطت مستقیم ناپلئون امضا شد» رد می‌شود چون ناپلئون سال‌ها پیش از ترکمانچای درگذشته بود و اصلاً در آن نقشی نداشت؛ «در گلستان رود ارس مرز قطعی شد» رد می‌شود چون تعیین رود ارس به‌عنوان مرز، پیامد معاهده ترکمانچای بود نه گلستان. ج) تله تستی: تعیین رود ارس به‌عنوان مرز اغلب به اشتباه به گلستان نسبت داده می‌شود، در حالی‌که این پیامدِ مشخصِ ترکمانچای (معاهده دوم) است، نه گلستان (معاهده اول).

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان