پرش به محتوای اصلی

نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران

نفت در ۱۵۰ سال اخیر به مهم‌ترین منبع انرژی جهان تبدیل شد و کشف آن در غرب آسیا از همان ابتدای قرن بیستم توجه قدرت‌های استعماری را به این منطقه جلب کرد. ایران با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان، از همین نقطه وارد یکی از پرکشمکش‌ترین فصل‌های تاریخ معاصرش شد.

از امتیاز دارسی تا قرارداد ۱۳۱۲

در ۱۲۸۰ش، مظفرالدین‌شاه امتیاز کشف و استخراج نفت سراسر ایران را به مدت ۶۰ سال به ویلیام ناکس دارسی انگلیسی واگذار کرد؛ در برابر آن ایران تنها ۱۶٪ سود خالص سالانه دریافت می‌کرد. در ۱۲۸۷ش اولین چاه نفت در مسجد سلیمان فوران کرد و شرکتی تأسیس شد که خط لوله‌اش تا آبادان کشیده شد؛ دولت انگلستان در ۱۹۱۴ با خرید ۵۱٪ سهام، کنترل کامل شرکت را در دست گرفت و آن را به بازوی اقتصادی و سیاسی خود بدل کرد. رضاشاه در ۱۳۱۲ امتیازنامه دارسی را یک‌طرفه لغو کرد، اما بلافاصله قرارداد جدیدی امضا کرد که محدوده را به میادین شناخته‌شده جنوب محدود می‌کرد ولی مدت امتیاز را تا ۳۰ سال دیگر (تا ۱۹۹۳) تمدید می‌کرد.

زمینه‌های نهضت

پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ و برکناری رضاشاه، در فضای نسبتاً آزاد آن دوره، مجلس چهاردهم به پیشنهاد دکتر محمد مصدق سیاست «موازنه منفی» را تصویب کرد: امتیاز نفت به هیچ قدرت خارجی‌ای داده نشود، نه‌فقط شوروی. در پی اعتراض به قرارداد نفت جنوب، مذاکرات گس–گلشاییان به قرارداد الحاقی ۱۳۲۸ انجامید که همچنان حقوق ملی ایران را نادیده می‌گرفت؛ حسین مکی در مجلس پانزدهم با نطق طولانی مانع تصویبش شد و اقلیت جبهه ملی به رهبری مصدق در مجلس شانزدهم آن را متوقف کرد. جبهه ملی خود در آبان ۱۳۲۸ با ائتلاف چند حزب و صنف، پس از تحصن در کاخ مرمر، تشکیل شده بود.

تصویب ملی شدن نفت

نمایندگان مخالف قرارداد الحاقی طرح ملی شدن صنعت نفت را به مجلس بردند؛ آیت‌الله کاشانی آن را «تکلیف دینی و وطنی» خواند و مطبوعات و اقشار مختلف از آن حمایت کردند. نخست‌وزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزم‌آرا، جانب‌دار انگلستان و سرسختانه مخالف ملی شدن بود، تا اینکه در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ به دست خلیل طهماسبی از اعضای جمعیت فداییان اسلام کشته شد. کمتر از دو هفته بعد، مجلس شورای ملی (۲۴ اسفند) و مجلس سنا (۲۹ اسفند) طرح ملی شدن نفت را تصویب کردند.

نخست‌وزیری مصدق و مقاومت در برابر انگلستان

در اردیبهشت ۱۳۳۰ مصدق با حمایت جبهه ملی و کاشانی نخست‌وزیر شد و هیئتی به ریاست مهندس مهدی بازرگان برای خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس به خوزستان رفت. انگلستان با تحریک اعتصاب کارگران، اعزام ناوهای جنگی، شکایت در مجامع بین‌المللی، تعطیلی شعب بانکی و تحریم خرید نفت ایران پاسخ داد. مصدق سیاست «اقتصاد بدون نفت» را پیش گرفت و در شورای امنیت سازمان ملل و دیوان بین‌المللی لاهه به پیروزی رسید — یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های حقوقی یک کشور در حال توسعه در برابر یک قدرت استعماری.

قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد

وقتی شاه با درخواست مصدق برای گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی ارتش مخالفت کرد، مصدق استعفا داد و احمد قوام مأمور تشکیل دولت شد. با فراخوان آیت‌الله کاشانی، مردم به خیابان‌ها ریختند و در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ — بزرگ‌ترین پیروزی داخلی نهضت — قوام کنار رفت و مصدق با اختیارات کامل‌تر بازگشت. اما پس از این پیروزی، اختلاف میان مصدق و کاشانی وحدت نهضت را از هم پاشید. آمریکا و انگلستان که نگران الگو شدن ملی‌سازی نفت ایران برای کشورهایی چون اندونزی و عراق بودند، کودتایی طراحی کردند که کرمیت روزولت (مأمور سیا)، اشرف پهلوی و سرلشکر فضل‌الله زاهدی در آن نقش کلیدی داشتند. کودتا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دولت مصدق را سرنگون کرد؛ پس از آن قرارداد کنسرسیوم، نفت ایران را برای ۲۵ سال میان شرکت‌های انگلیسی، آمریکایی، هلندی و فرانسوی با سهم ۵۰-۵۰ تقسیم کرد.

پس از کودتا

با تشکیل نهضت مقاومت ملی، مخالفت با قرارداد کنسرسیوم ادامه یافت و در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به سفر معاون رئیس‌جمهور آمریکا به ایران تظاهرات کردند؛ سه دانشجو کشته شدند و این روز به «روز دانشجو» نامگذاری شد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. پدیده «نفرین منابع» که توسط مورخان در ارتباط با کشورهای دارای منابع طبیعی فراوان مطرح می‌شود، به چه معناست؟

  • وابستگی به صادرات خام به جای توسعه صنعتی
  • فقدان امنیت ملی به دلیل هجوم استعمارگران
  • کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی
  • تخریب محیط زیست بر اثر استخراج بی‌رویه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«وابستگی به صادرات خام به جای توسعه صنعتی» پاسخ درست است، زیرا نفرین منابع دقیقاً به این وضعیت اشاره دارد: کشورهای دارای منابع طبیعی فراوان، به‌جای توسعهٔ صنعتی متوازن، به صادرات مواد خام وابسته می‌مانند و همین ثروت آن‌ها را هدف رقابت قدرت‌های بزرگ می‌کند. گزینهٔ «فقدان امنیت ملی به دلیل هجوم استعمارگران» نادرست است؛ این یک پیامد امنیتیِ احتمالی است، نه تعریف اقتصادیِ خود پدیده. گزینهٔ «کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی» نادرست است؛ این یک شاخص مالی مجزاست که در تعریف نفرین منابع نیامده است. گزینهٔ «تخریب محیط زیست بر اثر استخراج بی‌رویه» نادرست است؛ این یک پیامد زیست‌محیطی است، نه هستهٔ اقتصادیِ مفهوم نفرین منابع. تلهٔ تستی: نفرین منابع را با پیامدهای جانبیِ آن (ناامنی، تورم، تخریب محیط زیست) اشتباه نگیرید؛ تعریف اصلی آن دقیقاً وابستگی ساختاری به صادرات مادهٔ خام است.

2. امتیاز کشف و استخراج نفت در سراسر ایران (به جز مناطق شمالی) برای اولین بار در چه دوره‌ای و به چه کسی واگذار شد؟

  • رضاشاه - کنسرسیوم بین‌المللی
  • ناصرالدین‌شاه - بارون جولیوس دو رویتر
  • مظفرالدین‌شاه - ویلیام ناکس دارسی
  • محمدعلی‌شاه - نویل گس

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مظفرالدین‌شاه - ویلیام ناکس دارسی» پاسخ درست است، زیرا مظفرالدین‌شاه در سال ۱۲۸۰ش امتیاز کشف و استخراج نفت را به ویلیام ناکس دارسیِ انگلیسی واگذار کرد. گزینهٔ «ناصرالدین‌شاه - بارون جولیوس دو رویتر» نادرست است؛ امتیاز رویتر به ناصرالدین‌شاه مربوط بود، اما امتیازی عام برای راه‌آهن و منابع معدنی بود، نه امتیاز مشخص نفت که سال‌ها بعد و به دارسی داده شد. گزینهٔ «محمدعلی‌شاه - نویل گس» نادرست است؛ نویل گس شخصیتی از دورهٔ بسیار متأخرتر (قرارداد الحاقی ۱۳۲۸) بود، نه هم‌زمان با محمدعلی‌شاه. گزینهٔ «رضاشاه - کنسرسیوم بین‌المللی» نادرست است؛ کنسرسیوم مربوط به پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و دورهٔ محمدرضاشاه بود، نه رضاشاه. تلهٔ تستی: نام «دارسی» را تنها با مظفرالدین‌شاه (۱۲۸۰ش) پیوند بزنید؛ نام‌های گس، گلشاییان و کنسرسیوم همگی به دوره‌های بسیار متأخرتر تعلق دارند.

3. بر اساس قرارداد دارسی، سهم دولت ایران از سود خالص سالانه شرکت نفت چه میزان تعیین شده بود؟

  • ۱۶ درصد
  • ۵۰ درصد
  • ۵۱ درصد
  • ۱۰ درصد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«۱۶ درصد» پاسخ درست است، زیرا طبق قرارداد دارسی، تنها ۱۶ درصد از سود خالص سالانهٔ شرکت به دولت ایران تعلق می‌گرفت. گزینهٔ «۱۰ درصد» نادرست است؛ این رقم کمتر از سهم واقعی ایران است و با هیچ‌یک از قراردادهای این فصل مطابقت ندارد. گزینهٔ «۵۰ درصد» نادرست است؛ این رقم مربوط به قرارداد کنسرسیوم پس از کودتای ۲۸ مرداد است، نه قرارداد دارسی. گزینهٔ «۵۱ درصد» نادرست است؛ این رقم سهمی است که دولت انگلستان در سال ۱۹۱۴ از سهام شرکت خرید، نه سهم ایران از سود. تلهٔ تستی: عدد ۵۱ درصد (سهام خریداری‌شده توسط انگلستان در ۱۹۱۴) را با ۱۶ درصد (سهم ایران از سود خالص طبق دارسی) و ۵۰ درصد (سهم ایران در کنسرسیوم) اشتباه نگیرید؛ هر سه به رویدادها و طرف‌های متفاوتی مربوط‌اند.

4. نخستین چاه نفت ایران در چه سالی و در کدام منطقه به نفت رسید؟

  • ۱۳۱۲ ش - گچساران
  • ۱۲۸۰ ش - آبادان
  • ۱۲۸۷ ش - مسجد سلیمان
  • ۱۹۱۴ م - خرمشهر

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«۱۲۸۷ ش - مسجد سلیمان» پاسخ درست است، زیرا نخستین چاه نفت ایران در سال ۱۲۸۷ش (۱۹۰۸م) در منطقهٔ مسجد سلیمان فوران کرد. گزینهٔ «۱۲۸۰ ش - آبادان» نادرست است؛ سال ۱۲۸۰ش سال واگذاری امتیاز دارسی بود، نه سال کشف چاه، و آبادان محل استقرار خط لولهٔ بعدی بود، نه محل چاه نخست. گزینهٔ «۱۹۱۴ م - خرمشهر» نادرست است؛ سال ۱۹۱۴م مربوط به خرید ۵۱ درصد سهام توسط انگلستان است، نه کشف چاه. گزینهٔ «۱۳۱۲ ش - گچساران» نادرست است؛ سال ۱۳۱۲ش سال امضای قرارداد نفتی رضاشاه بود، رویدادی کاملاً متفاوت با کشف نخستین چاه. تلهٔ تستی: میان محل کشف نفت (مسجد سلیمان) و محل استقرار خط لوله و پالایشگاه (آبادان) خلط نکنید؛ این دو منطقهٔ متفاوت‌اند.

5. اقدام مهم دولت انگلستان در سال ۱۹۱۴ میلادی در ارتباط با نفت ایران چه بود؟

  • لغو یک‌طرفه قرارداد دارسی و تأسیس کنسرسیوم
  • انتقال کامل تجهیزات پالایشگاه آبادان به بصره
  • واگذاری بخشی از سهام شرکت به دولت روسیهٔ تزاری در قفقاز
  • خرید ۵۱ درصد سهام شرکت نفت و اعمال نظارت کامل بر آن

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«خرید ۵۱ درصد سهام شرکت نفت و اعمال نظارت کامل بر آن» پاسخ درست است، زیرا در سال ۱۹۱۴ دولت انگلستان با نزدیک‌شدن به جنگ جهانی اول، برای تأمین سوخت ناوگان دریایی خود ۵۱ درصد سهام شرکت را خرید. گزینهٔ «لغو یک‌طرفه قرارداد دارسی و تأسیس کنسرسیوم» نادرست است؛ این دو رویداد به ترتیب مربوط به رضاشاه (۱۳۱۲ش) و دورهٔ پس از کودتای ۲۸ مرداد‌اند، نه سال ۱۹۱۴. گزینهٔ «انتقال کامل تجهیزات پالایشگاه آبادان به بصره» نادرست است؛ چنین انتقالی در هیچ‌جای این فصل ثبت نشده و رویدادی ساختگی است. گزینهٔ «واگذاری بخشی از سهام شرکت به دولت روسیهٔ تزاری در قفقاز» نادرست است؛ خریدار سهام در ۱۹۱۴ دولت انگلستان بود، نه روسیه. تلهٔ تستی: اقدام سال ۱۹۱۴ (خرید ۵۱ درصد سهام) را با اقدام رضاشاه در ۱۳۱۲ش (لغو و تجدید قرارداد) در یک بازهٔ زمانی نپندارید؛ نزدیک به دو دهه این دو را از هم جدا می‌کند.

6. قرارداد نفتی سال ۱۳۱۲ ش (۱۹۳۳ م) که در دوره رضاشاه به امضا رسید، چه پیامد خطرناکی برای ایران داشت؟

  • واگذاری امتیاز نفت شمال به اتحاد جماهیر شوروی
  • انتقال مالکیت پالایشگاه آبادان به دولت انگلستان
  • کاهش سهم سود ایران به کمتر از ۱۰ درصد
  • افزایش مدت قرارداد به مدت ۳۰ سال دیگر (تا ۱۹۹۳ م)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«افزایش مدت قرارداد به مدت ۳۰ سال دیگر (تا ۱۹۹۳ م)» پاسخ درست است، زیرا رضاشاه با وجود لغو اولیهٔ قرارداد دارسی، قرارداد جدیدی امضا کرد که مدت امتیاز را ۳۰ سال دیگر تمدید کرد. گزینهٔ «کاهش سهم سود ایران به کمتر از ۱۰ درصد» نادرست است؛ برخلاف این ادعا، سهم ایران در قرارداد ۱۳۱۲ اندکی نسبت به ۱۶ درصدِ دارسی افزایش یافت، نه کاهش. گزینهٔ «واگذاری امتیاز نفت شمال به اتحاد جماهیر شوروی» نادرست است؛ این امتیاز هرگز واگذار نشد و دقیقاً موضوع مقاومت و سیاست موازنه منفی در دهه‌های بعد بود. گزینهٔ «انتقال مالکیت پالایشگاه آبادان به دولت انگلستان» نادرست است؛ چنین انتقال مالکیتی در این قرارداد ثبت نشده است. تلهٔ تستی: «افزایش اندک سهم ایران» در قرارداد ۱۳۱۲ را نشانهٔ سودمندی کلی آن نگیرید؛ همین قرارداد با تمدید ۳۰ سالهٔ مدت امتیاز، در مجموع به زیان بلندمدت ایران بود.

7. کدام‌یک از اقدامات زیر از نتایج متناقض سیاست‌های نفتی رضاشاه محسوب می‌شود؟

  • ملی کردن صنعت نفت و سپس واگذاری داوطلبانهٔ دوبارهٔ آن به کنسرسیوم شرکت‌های غربی
  • حمایت هم‌زمان از سیاست موازنه منفی و اعطای امتیاز ویژهٔ نفت شمال به شوروی
  • تأسیس شرکت نفت ایران و انگلیس در دورهٔ رضاشاه و سپس انحلال کامل آن در همان دوره
  • لغو قرارداد دارسی و سپس امضای قراردادی با شرایط استعماری‌تر (تمدید ۳۰ ساله)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لغو قرارداد دارسی و سپس امضای قراردادی با شرایط استعماری‌تر (تمدید ۳۰ ساله)» پاسخ درست است، زیرا رضاشاه ابتدا با سر و صدا امتیاز دارسی را یک‌طرفه لغو کرد، اما در قرارداد جدید (۱۳۱۲ش) مدت امتیاز را ۳۰ سال دیگر تمدید کرد؛ همین تضاد میان لغو نمایشی و تمدید عملی، وجه متناقض این سیاست است. گزینهٔ «ملی کردن صنعت نفت و سپس واگذاری داوطلبانهٔ دوبارهٔ آن به کنسرسیوم شرکت‌های غربی» نادرست است؛ ملی شدن نفت (۱۳۲۹) و قرارداد کنسرسیوم (پس از کودتای ۲۸ مرداد) هر دو به دورهٔ محمدرضاشاه تعلق دارند، نه رضاشاه. گزینهٔ «حمایت هم‌زمان از سیاست موازنه منفی و اعطای امتیاز ویژهٔ نفت شمال به شوروی» نادرست است؛ سیاست موازنه منفی را مصدق در دورهٔ محمدرضاشاه پیشنهاد داد، نه رضاشاه، و اساساً بر رد هرگونه امتیازی استوار بود. گزینهٔ «تأسیس شرکت نفت ایران و انگلیس در دورهٔ رضاشاه و سپس انحلال کامل آن در همان دوره» نادرست است؛ نام شرکت در دورهٔ رضاشاه تغییر کرد، اما هرگز در همان دوره منحل نشد. تلهٔ تستی: «لغو یک‌طرفهٔ قرارداد دارسی» توسط رضاشاه را نشانهٔ استقلال‌طلبی او نگیرید؛ او در همان اقدام، قراردادی با شرایط بلندمدت‌تر برای انگلستان امضا کرد.

8. محمدرضا پهلوی در ابتدای سلطنت خود (پس از شهریور ۱۳۲۰) برای جلب رضایت مردم و مجلس چه تعهدی داد؟

  • مطابق قانون اساسی فقط سلطنت کند نه حکومت
  • ارتش را منحل کرده و نیروهای مردمی را جایگزین سازد
  • قانون اساسی را تغییر داده و نظام جمهوری اعلام کند
  • صنعت نفت را در سراسر کشور ملی اعلام کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مطابق قانون اساسی فقط سلطنت کند نه حکومت» پاسخ درست است، زیرا شاه جوان که پایگاه مردمی نداشت، متعهد شد مطابق قانون اساسی فقط سلطنت کند، نه حکومت. گزینهٔ «قانون اساسی را تغییر داده و نظام جمهوری اعلام کند» نادرست است؛ چنین تعهدی نه‌تنها داده نشد، بلکه کاملاً برخلاف منطق حفظ سلطنت توسط شاه تازه‌به‌قدرت‌رسیده بود. گزینهٔ «صنعت نفت را در سراسر کشور ملی اعلام کند» نادرست است؛ ملی شدن نفت رویدادی مستقل و بعدی (۱۳۲۹) بود که ربطی به تعهدات ابتدای سلطنت محمدرضا نداشت. گزینهٔ «ارتش را منحل کرده و نیروهای مردمی را جایگزین سازد» نادرست است؛ چنین تعهدی هرگز داده نشد و با منطق تثبیت قدرت شاه در تضاد بود. تلهٔ تستی: تعهدات محمدرضا در آغاز سلطنت (سلطنت‌کردن نه حکومت‌کردن، بازگرداندن املاک، عدم محدودیت حجاب) را با اقدامات دوران اقتدار بعدیِ او که برخلاف همین تعهدات بود اشتباه نگیرید.

9. دوره دوازده ساله پس از شهریور ۱۳۲۰ تا کودتای ۱۳۳۲، از نظر فضای سیاسی داخلی چه ویژگی بارزی داشت؟

  • حکومت نظامی مداوم و تعطیلی کامل مطبوعات
  • دیکتاتوری مطلق شاه و دربار
  • آزادی نسبی، فعالیت احزاب و استقلال مجلس
  • تسلط کامل ارتش بر تمام شئون کشور

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«آزادی نسبی، فعالیت احزاب و استقلال مجلس» پاسخ درست است، زیرا به دلیل ضعف دربار و حضور متفقین، قدرتی نسبی به مجلس و هیئت دولت منتقل شد و فضای آزادی نسبی برای مطبوعات و احزاب فراهم گردید. گزینهٔ «دیکتاتوری مطلق شاه و دربار» نادرست است؛ این ویژگی مربوط به دورهٔ پیش از شهریور ۱۳۲۰ (رضاشاه) یا پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است، نه این دورهٔ میانی. گزینهٔ «تسلط کامل ارتش بر تمام شئون کشور» نادرست است؛ ارتش رضاشاهی پس از اشغال ایران تضعیف شده بود و چنین تسلطی وجود نداشت. گزینهٔ «حکومت نظامی مداوم و تعطیلی کامل مطبوعات» نادرست است؛ این وضعیت دقیقاً وارونهٔ فضای «آزادی نسبی» است که در همین دوره برقرار بود. تلهٔ تستی: این «دورهٔ آزادی نسبی» (۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲) را با دورهٔ پیش یا پس از آن که هر دو با تمرکز قدرت در دست شاه مشخص می‌شوند، اشتباه نگیرید.

10. مفهوم دقیق سیاست «موازنه منفی» در دیپلماسی ایران چه بود؟

  • تقسیم کشور به مناطق نفوذ میان شوروی و انگلیس
  • اتحاد نظامی با آمریکا برای مقابله با شوروی
  • خروج از سازمان ملل متحد و قطع کاملِ رابطهٔ سیاسی با قدرت‌های بزرگ
  • ایستادگی در برابر همه قدرت‌ها و عدم اعطای امتیاز به هیچ کشور خارجی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ایستادگی در برابر همه قدرت‌ها و عدم اعطای امتیاز به هیچ کشور خارجی» پاسخ درست است، زیرا موازنه منفی به معنای ندادن امتیاز به هیچ‌کس و حفظ استقلال کامل بود، نه صرفاً مخالفت با یک قدرت خاص. گزینهٔ «تقسیم کشور به مناطق نفوذ میان شوروی و انگلیس» نادرست است؛ این دقیقاً همان الگویی است که موازنه منفی در پی رد آن بود، نه اجرای آن. گزینهٔ «اتحاد نظامی با آمریکا برای مقابله با شوروی» نادرست است؛ موازنه منفی به معنای عدم اتحاد با هیچ قدرتی بود، حتی برای مقابله با قدرت دیگر. گزینهٔ «خروج از سازمان ملل متحد و قطع کاملِ رابطهٔ سیاسی با قدرت‌های بزرگ» نادرست است؛ موازنه منفی سیاستی دیپلماتیک دربارهٔ امتیازدهی بود، نه انزوای کامل بین‌المللی. تلهٔ تستی: موازنه منفی را تنها مخالفت با شوروی نپندارید؛ این سیاست مخالفت با اعطای امتیاز به هر قدرت خارجی، از جمله انگلستان، بود.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان