نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران
نفت در ۱۵۰ سال اخیر به مهمترین منبع انرژی جهان تبدیل شد و کشف آن در غرب آسیا از همان ابتدای قرن بیستم توجه قدرتهای استعماری را به این منطقه جلب کرد. ایران با یکی از بزرگترین ذخایر نفت و گاز جهان، از همین نقطه وارد یکی از پرکشمکشترین فصلهای تاریخ معاصرش شد.
از امتیاز دارسی تا قرارداد ۱۳۱۲
در ۱۲۸۰ش، مظفرالدینشاه امتیاز کشف و استخراج نفت سراسر ایران را به مدت ۶۰ سال به ویلیام ناکس دارسی انگلیسی واگذار کرد؛ در برابر آن ایران تنها ۱۶٪ سود خالص سالانه دریافت میکرد. در ۱۲۸۷ش اولین چاه نفت در مسجد سلیمان فوران کرد و شرکتی تأسیس شد که خط لولهاش تا آبادان کشیده شد؛ دولت انگلستان در ۱۹۱۴ با خرید ۵۱٪ سهام، کنترل کامل شرکت را در دست گرفت و آن را به بازوی اقتصادی و سیاسی خود بدل کرد. رضاشاه در ۱۳۱۲ امتیازنامه دارسی را یکطرفه لغو کرد، اما بلافاصله قرارداد جدیدی امضا کرد که محدوده را به میادین شناختهشده جنوب محدود میکرد ولی مدت امتیاز را تا ۳۰ سال دیگر (تا ۱۹۹۳) تمدید میکرد.
زمینههای نهضت
پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ و برکناری رضاشاه، در فضای نسبتاً آزاد آن دوره، مجلس چهاردهم به پیشنهاد دکتر محمد مصدق سیاست «موازنه منفی» را تصویب کرد: امتیاز نفت به هیچ قدرت خارجیای داده نشود، نهفقط شوروی. در پی اعتراض به قرارداد نفت جنوب، مذاکرات گس–گلشاییان به قرارداد الحاقی ۱۳۲۸ انجامید که همچنان حقوق ملی ایران را نادیده میگرفت؛ حسین مکی در مجلس پانزدهم با نطق طولانی مانع تصویبش شد و اقلیت جبهه ملی به رهبری مصدق در مجلس شانزدهم آن را متوقف کرد. جبهه ملی خود در آبان ۱۳۲۸ با ائتلاف چند حزب و صنف، پس از تحصن در کاخ مرمر، تشکیل شده بود.
تصویب ملی شدن نفت
نمایندگان مخالف قرارداد الحاقی طرح ملی شدن صنعت نفت را به مجلس بردند؛ آیتالله کاشانی آن را «تکلیف دینی و وطنی» خواند و مطبوعات و اقشار مختلف از آن حمایت کردند. نخستوزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزمآرا، جانبدار انگلستان و سرسختانه مخالف ملی شدن بود، تا اینکه در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ به دست خلیل طهماسبی از اعضای جمعیت فداییان اسلام کشته شد. کمتر از دو هفته بعد، مجلس شورای ملی (۲۴ اسفند) و مجلس سنا (۲۹ اسفند) طرح ملی شدن نفت را تصویب کردند.
نخستوزیری مصدق و مقاومت در برابر انگلستان
در اردیبهشت ۱۳۳۰ مصدق با حمایت جبهه ملی و کاشانی نخستوزیر شد و هیئتی به ریاست مهندس مهدی بازرگان برای خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس به خوزستان رفت. انگلستان با تحریک اعتصاب کارگران، اعزام ناوهای جنگی، شکایت در مجامع بینالمللی، تعطیلی شعب بانکی و تحریم خرید نفت ایران پاسخ داد. مصدق سیاست «اقتصاد بدون نفت» را پیش گرفت و در شورای امنیت سازمان ملل و دیوان بینالمللی لاهه به پیروزی رسید — یکی از مهمترین پیروزیهای حقوقی یک کشور در حال توسعه در برابر یک قدرت استعماری.
قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد
وقتی شاه با درخواست مصدق برای گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی ارتش مخالفت کرد، مصدق استعفا داد و احمد قوام مأمور تشکیل دولت شد. با فراخوان آیتالله کاشانی، مردم به خیابانها ریختند و در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ — بزرگترین پیروزی داخلی نهضت — قوام کنار رفت و مصدق با اختیارات کاملتر بازگشت. اما پس از این پیروزی، اختلاف میان مصدق و کاشانی وحدت نهضت را از هم پاشید. آمریکا و انگلستان که نگران الگو شدن ملیسازی نفت ایران برای کشورهایی چون اندونزی و عراق بودند، کودتایی طراحی کردند که کرمیت روزولت (مأمور سیا)، اشرف پهلوی و سرلشکر فضلالله زاهدی در آن نقش کلیدی داشتند. کودتا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دولت مصدق را سرنگون کرد؛ پس از آن قرارداد کنسرسیوم، نفت ایران را برای ۲۵ سال میان شرکتهای انگلیسی، آمریکایی، هلندی و فرانسوی با سهم ۵۰-۵۰ تقسیم کرد.
پس از کودتا
با تشکیل نهضت مقاومت ملی، مخالفت با قرارداد کنسرسیوم ادامه یافت و در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به سفر معاون رئیسجمهور آمریکا به ایران تظاهرات کردند؛ سه دانشجو کشته شدند و این روز به «روز دانشجو» نامگذاری شد.