پرش به محتوای اصلی

نهضت ملی شدن صنعت نفت (تاریخ ۳)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران

نفت در ۱۵۰ سال اخیر به مهم‌ترین منبع انرژی جهان تبدیل شد و کشف آن در غرب آسیا از همان ابتدای قرن بیستم توجه قدرت‌های استعماری را به این منطقه جلب کرد. ایران با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان، از همین نقطه وارد یکی از پرکشمکش‌ترین فصل‌های تاریخ معاصرش شد.

از امتیاز دارسی تا قرارداد ۱۳۱۲

در ۱۲۸۰ش، مظفرالدین‌شاه امتیاز کشف و استخراج نفت سراسر ایران را به مدت ۶۰ سال به ویلیام ناکس دارسی انگلیسی واگذار کرد؛ در برابر آن ایران تنها ۱۶٪ سود خالص سالانه دریافت می‌کرد. در ۱۲۸۷ش اولین چاه نفت در مسجد سلیمان فوران کرد و شرکتی تأسیس شد که خط لوله‌اش تا آبادان کشیده شد؛ دولت انگلستان در ۱۹۱۴ با خرید ۵۱٪ سهام، کنترل کامل شرکت را در دست گرفت و آن را به بازوی اقتصادی و سیاسی خود بدل کرد. رضاشاه در ۱۳۱۲ امتیازنامه دارسی را یک‌طرفه لغو کرد، اما بلافاصله قرارداد جدیدی امضا کرد که محدوده را به میادین شناخته‌شده جنوب محدود می‌کرد ولی مدت امتیاز را تا ۳۰ سال دیگر (تا ۱۹۹۳) تمدید می‌کرد.

زمینه‌های نهضت

پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ و برکناری رضاشاه، در فضای نسبتاً آزاد آن دوره، مجلس چهاردهم به پیشنهاد دکتر محمد مصدق سیاست «موازنه منفی» را تصویب کرد: امتیاز نفت به هیچ قدرت خارجی‌ای داده نشود، نه‌فقط شوروی. در پی اعتراض به قرارداد نفت جنوب، مذاکرات گس–گلشاییان به قرارداد الحاقی ۱۳۲۸ انجامید که همچنان حقوق ملی ایران را نادیده می‌گرفت؛ حسین مکی در مجلس پانزدهم با نطق طولانی مانع تصویبش شد و اقلیت جبهه ملی به رهبری مصدق در مجلس شانزدهم آن را متوقف کرد. جبهه ملی خود در آبان ۱۳۲۸ با ائتلاف چند حزب و صنف، پس از تحصن در کاخ مرمر، تشکیل شده بود.

تصویب ملی شدن نفت

نمایندگان مخالف قرارداد الحاقی طرح ملی شدن صنعت نفت را به مجلس بردند؛ آیت‌الله کاشانی آن را «تکلیف دینی و وطنی» خواند و مطبوعات و اقشار مختلف از آن حمایت کردند. نخست‌وزیر وقت، سپهبد حاجعلی رزم‌آرا، جانب‌دار انگلستان و سرسختانه مخالف ملی شدن بود، تا اینکه در ۱۶ اسفند ۱۳۲۹ به دست خلیل طهماسبی از اعضای جمعیت فداییان اسلام کشته شد. کمتر از دو هفته بعد، مجلس شورای ملی (۲۴ اسفند) و مجلس سنا (۲۹ اسفند) طرح ملی شدن نفت را تصویب کردند.

نخست‌وزیری مصدق و مقاومت در برابر انگلستان

در اردیبهشت ۱۳۳۰ مصدق با حمایت جبهه ملی و کاشانی نخست‌وزیر شد و هیئتی به ریاست مهندس مهدی بازرگان برای خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس به خوزستان رفت. انگلستان با تحریک اعتصاب کارگران، اعزام ناوهای جنگی، شکایت در مجامع بین‌المللی، تعطیلی شعب بانکی و تحریم خرید نفت ایران پاسخ داد. مصدق سیاست «اقتصاد بدون نفت» را پیش گرفت و در شورای امنیت سازمان ملل و دیوان بین‌المللی لاهه به پیروزی رسید — یکی از مهم‌ترین پیروزی‌های حقوقی یک کشور در حال توسعه در برابر یک قدرت استعماری.

قیام ۳۰ تیر و کودتای ۲۸ مرداد

وقتی شاه با درخواست مصدق برای گرفتن وزارت جنگ و فرماندهی ارتش مخالفت کرد، مصدق استعفا داد و احمد قوام مأمور تشکیل دولت شد. با فراخوان آیت‌الله کاشانی، مردم به خیابان‌ها ریختند و در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ — بزرگ‌ترین پیروزی داخلی نهضت — قوام کنار رفت و مصدق با اختیارات کامل‌تر بازگشت. اما پس از این پیروزی، اختلاف میان مصدق و کاشانی وحدت نهضت را از هم پاشید. آمریکا و انگلستان که نگران الگو شدن ملی‌سازی نفت ایران برای کشورهایی چون اندونزی و عراق بودند، کودتایی طراحی کردند که کرمیت روزولت (مأمور سیا)، اشرف پهلوی و سرلشکر فضل‌الله زاهدی در آن نقش کلیدی داشتند. کودتا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دولت مصدق را سرنگون کرد؛ پس از آن قرارداد کنسرسیوم، نفت ایران را برای ۲۵ سال میان شرکت‌های انگلیسی، آمریکایی، هلندی و فرانسوی با سهم ۵۰-۵۰ تقسیم کرد.

پس از کودتا

با تشکیل نهضت مقاومت ملی، مخالفت با قرارداد کنسرسیوم ادامه یافت و در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به سفر معاون رئیس‌جمهور آمریکا به ایران تظاهرات کردند؛ سه دانشجو کشته شدند و این روز به «روز دانشجو» نامگذاری شد.

سؤال تستی

۱۰ تست با پاسخنامه‌ی تحلیلی — برای دیدن بزن

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. بر اساس قرارداد دارسی، سهم دولت ایران از سود خالص سالانه شرکت نفت چه میزان تعیین شده بود؟

  • ۱۶ درصد
  • ۵۰ درصد
  • ۵۱ درصد
  • ۱۰ درصد

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«۱۶ درصد» پاسخ درست است، زیرا طبق قرارداد دارسی، تنها ۱۶ درصد از سود خالص سالانهٔ شرکت به دولت ایران تعلق می‌گرفت. گزینهٔ «۱۰ درصد» نادرست است؛ این رقم کمتر از سهم واقعی ایران است و با هیچ‌یک از قراردادهای این فصل مطابقت ندارد. گزینهٔ «۵۰ درصد» نادرست است؛ این رقم مربوط به قرارداد کنسرسیوم پس از کودتای ۲۸ مرداد است، نه قرارداد دارسی. گزینهٔ «۵۱ درصد» نادرست است؛ این رقم سهمی است که دولت انگلستان در سال ۱۹۱۴ از سهام شرکت خرید، نه سهم ایران از سود. تلهٔ تستی: عدد ۵۱ درصد (سهام خریداری‌شده توسط انگلستان در ۱۹۱۴) را با ۱۶ درصد (سهم ایران از سود خالص طبق دارسی) و ۵۰ درصد (سهم ایران در کنسرسیوم) اشتباه نگیرید؛ هر سه به رویدادها و طرف‌های متفاوتی مربوط‌اند.

2. کدام‌یک از اقدامات زیر از نتایج متناقض سیاست‌های نفتی رضاشاه محسوب می‌شود؟

  • ملی کردن صنعت نفت و سپس واگذاری داوطلبانهٔ دوبارهٔ آن به کنسرسیوم شرکت‌های غربی
  • حمایت هم‌زمان از سیاست موازنه منفی و اعطای امتیاز ویژهٔ نفت شمال به شوروی
  • تأسیس شرکت نفت ایران و انگلیس در دورهٔ رضاشاه و سپس انحلال کامل آن در همان دوره
  • لغو قرارداد دارسی و سپس امضای قراردادی با شرایط استعماری‌تر (تمدید ۳۰ ساله)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«لغو قرارداد دارسی و سپس امضای قراردادی با شرایط استعماری‌تر (تمدید ۳۰ ساله)» پاسخ درست است، زیرا رضاشاه ابتدا با سر و صدا امتیاز دارسی را یک‌طرفه لغو کرد، اما در قرارداد جدید (۱۳۱۲ش) مدت امتیاز را ۳۰ سال دیگر تمدید کرد؛ همین تضاد میان لغو نمایشی و تمدید عملی، وجه متناقض این سیاست است. گزینهٔ «ملی کردن صنعت نفت و سپس واگذاری داوطلبانهٔ دوبارهٔ آن به کنسرسیوم شرکت‌های غربی» نادرست است؛ ملی شدن نفت (۱۳۲۹) و قرارداد کنسرسیوم (پس از کودتای ۲۸ مرداد) هر دو به دورهٔ محمدرضاشاه تعلق دارند، نه رضاشاه. گزینهٔ «حمایت هم‌زمان از سیاست موازنه منفی و اعطای امتیاز ویژهٔ نفت شمال به شوروی» نادرست است؛ سیاست موازنه منفی را مصدق در دورهٔ محمدرضاشاه پیشنهاد داد، نه رضاشاه، و اساساً بر رد هرگونه امتیازی استوار بود. گزینهٔ «تأسیس شرکت نفت ایران و انگلیس در دورهٔ رضاشاه و سپس انحلال کامل آن در همان دوره» نادرست است؛ نام شرکت در دورهٔ رضاشاه تغییر کرد، اما هرگز در همان دوره منحل نشد. تلهٔ تستی: «لغو یک‌طرفهٔ قرارداد دارسی» توسط رضاشاه را نشانهٔ استقلال‌طلبی او نگیرید؛ او در همان اقدام، قراردادی با شرایط بلندمدت‌تر برای انگلستان امضا کرد.

3. محمدرضا پهلوی در ابتدای سلطنت خود (پس از شهریور ۱۳۲۰) برای جلب رضایت مردم و مجلس چه تعهدی داد؟

  • مطابق قانون اساسی فقط سلطنت کند نه حکومت
  • ارتش را منحل کرده و نیروهای مردمی را جایگزین سازد
  • قانون اساسی را تغییر داده و نظام جمهوری اعلام کند
  • صنعت نفت را در سراسر کشور ملی اعلام کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مطابق قانون اساسی فقط سلطنت کند نه حکومت» پاسخ درست است، زیرا شاه جوان که پایگاه مردمی نداشت، متعهد شد مطابق قانون اساسی فقط سلطنت کند، نه حکومت. گزینهٔ «قانون اساسی را تغییر داده و نظام جمهوری اعلام کند» نادرست است؛ چنین تعهدی نه‌تنها داده نشد، بلکه کاملاً برخلاف منطق حفظ سلطنت توسط شاه تازه‌به‌قدرت‌رسیده بود. گزینهٔ «صنعت نفت را در سراسر کشور ملی اعلام کند» نادرست است؛ ملی شدن نفت رویدادی مستقل و بعدی (۱۳۲۹) بود که ربطی به تعهدات ابتدای سلطنت محمدرضا نداشت. گزینهٔ «ارتش را منحل کرده و نیروهای مردمی را جایگزین سازد» نادرست است؛ چنین تعهدی هرگز داده نشد و با منطق تثبیت قدرت شاه در تضاد بود. تلهٔ تستی: تعهدات محمدرضا در آغاز سلطنت (سلطنت‌کردن نه حکومت‌کردن، بازگرداندن املاک، عدم محدودیت حجاب) را با اقدامات دوران اقتدار بعدیِ او که برخلاف همین تعهدات بود اشتباه نگیرید.

4. دوره دوازده ساله پس از شهریور ۱۳۲۰ تا کودتای ۱۳۳۲، از نظر فضای سیاسی داخلی چه ویژگی بارزی داشت؟

  • حکومت نظامی مداوم و تعطیلی کامل مطبوعات
  • دیکتاتوری مطلق شاه و دربار
  • آزادی نسبی، فعالیت احزاب و استقلال مجلس
  • تسلط کامل ارتش بر تمام شئون کشور

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«آزادی نسبی، فعالیت احزاب و استقلال مجلس» پاسخ درست است، زیرا به دلیل ضعف دربار و حضور متفقین، قدرتی نسبی به مجلس و هیئت دولت منتقل شد و فضای آزادی نسبی برای مطبوعات و احزاب فراهم گردید. گزینهٔ «دیکتاتوری مطلق شاه و دربار» نادرست است؛ این ویژگی مربوط به دورهٔ پیش از شهریور ۱۳۲۰ (رضاشاه) یا پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است، نه این دورهٔ میانی. گزینهٔ «تسلط کامل ارتش بر تمام شئون کشور» نادرست است؛ ارتش رضاشاهی پس از اشغال ایران تضعیف شده بود و چنین تسلطی وجود نداشت. گزینهٔ «حکومت نظامی مداوم و تعطیلی کامل مطبوعات» نادرست است؛ این وضعیت دقیقاً وارونهٔ فضای «آزادی نسبی» است که در همین دوره برقرار بود. تلهٔ تستی: این «دورهٔ آزادی نسبی» (۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲) را با دورهٔ پیش یا پس از آن که هر دو با تمرکز قدرت در دست شاه مشخص می‌شوند، اشتباه نگیرید.

5. مفهوم دقیق سیاست «موازنه منفی» در دیپلماسی ایران چه بود؟

  • تقسیم کشور به مناطق نفوذ میان شوروی و انگلیس
  • اتحاد نظامی با آمریکا برای مقابله با شوروی
  • خروج از سازمان ملل متحد و قطع کاملِ رابطهٔ سیاسی با قدرت‌های بزرگ
  • ایستادگی در برابر همه قدرت‌ها و عدم اعطای امتیاز به هیچ کشور خارجی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ایستادگی در برابر همه قدرت‌ها و عدم اعطای امتیاز به هیچ کشور خارجی» پاسخ درست است، زیرا موازنه منفی به معنای ندادن امتیاز به هیچ‌کس و حفظ استقلال کامل بود، نه صرفاً مخالفت با یک قدرت خاص. گزینهٔ «تقسیم کشور به مناطق نفوذ میان شوروی و انگلیس» نادرست است؛ این دقیقاً همان الگویی است که موازنه منفی در پی رد آن بود، نه اجرای آن. گزینهٔ «اتحاد نظامی با آمریکا برای مقابله با شوروی» نادرست است؛ موازنه منفی به معنای عدم اتحاد با هیچ قدرتی بود، حتی برای مقابله با قدرت دیگر. گزینهٔ «خروج از سازمان ملل متحد و قطع کاملِ رابطهٔ سیاسی با قدرت‌های بزرگ» نادرست است؛ موازنه منفی سیاستی دیپلماتیک دربارهٔ امتیازدهی بود، نه انزوای کامل بین‌المللی. تلهٔ تستی: موازنه منفی را تنها مخالفت با شوروی نپندارید؛ این سیاست مخالفت با اعطای امتیاز به هر قدرت خارجی، از جمله انگلستان، بود.

6. آغاز اعتراض رسمی و پارلمانی به قرارداد استعماری ۱۳۱۲ ش (نفت جنوب)، ریشه در کدام رویداد دارد؟

  • ترور سپهبد رزم‌آرا توسط اعضای جمعیت فداییان اسلام در اسفند ۱۳۲۹
  • تأسیس ائتلاف جبهه ملی در منزل دکتر مصدق در آبان ماه ۱۳۲۸
  • برگزاری قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و بازگشت دکتر مصدق به نخست‌وزیری و تصدیِ وزارت جنگ کشور
  • رد پیشنهاد امتیاز نفت شمال به شوروی و تکلیف دولت به استیفای حقوق ملت در جنوب (مهر ۱۳۲۶)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«رد پیشنهاد امتیاز نفت شمال به شوروی و تکلیف دولت به استیفای حقوق ملت در جنوب (مهر ۱۳۲۶)» پاسخ درست است، زیرا مجلس هنگام رد امتیاز نفت شمال، برای حفظ بی‌طرفی و استقلال، دولت را مکلف کرد که حقوق تضییع‌شدهٔ ایران در نفت جنوب را نیز پیگیری کند؛ همین اقدام آغاز اعتراض رسمی و پارلمانی به قرارداد ۱۳۱۲ بود. گزینهٔ «ترور سپهبد رزم‌آرا توسط اعضای جمعیت فداییان اسلام در اسفند ۱۳۲۹» نادرست است؛ این رویداد نزدیک به سه سال پس از آغاز اعتراض رسمی مجلس (مهر ۱۳۲۶) رخ داد و آغازگر آن نبود. گزینهٔ «برگزاری قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و بازگشت دکتر مصدق به نخست‌وزیری و تصدیِ وزارت جنگ کشور» نادرست است؛ این رویداد سال‌ها پس از آغاز اعتراض رسمی به قرارداد نفت جنوب رخ داد. گزینهٔ «تأسیس ائتلاف جبهه ملی در منزل دکتر مصدق در آبان ماه ۱۳۲۸» نادرست است؛ این رویداد نیز پس از آغاز اعتراض مجلس (مهر ۱۳۲۶) و مستقل از آن بود. تلهٔ تستی: «آغاز اعتراض رسمی به قرارداد ۱۳۱۲» را با رویدادهای بعدی و شناخته‌شده‌تر نهضت (ترور رزم‌آرا، جبهه ملی، قیام ۳۰ تیر) اشتباه نگیرید؛ این آغاز، ریشه در تصمیم کم‌سروصداتر مجلس در مهر ۱۳۲۶ دارد.

7. قرارداد الحاقی «گس - گلشاییان» که در تیرماه ۱۳۲۸ امضا شد، چه ماهیتی داشت؟

  • قراردادی برای واگذاری انحصاری فروش نفت ایران به ایالات متحدهٔ آمریکا
  • قراردادی که برای نخستین بار صراحتاً صنعت نفت را در سراسر ایران ملی اعلام می‌کرد
  • تعدیل جزئی قرارداد ۱۳۱۲ که همچنان حقوق ملی ایران را نادیده می‌گرفت
  • قراردادی برای خرید تسلیحات نظامی مدرن از دولت انگلستان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«تعدیل جزئی قرارداد ۱۳۱۲ که همچنان حقوق ملی ایران را نادیده می‌گرفت» پاسخ درست است، زیرا این قرارداد که توسط وزیر دارایی ایران و نمایندهٔ شرکت نفت امضا شد، تنها امتیازات اندکی می‌داد و استیلای انگلیس را حفظ می‌کرد. گزینهٔ «قراردادی که برای نخستین بار صراحتاً صنعت نفت را در سراسر ایران ملی اعلام می‌کرد» نادرست است؛ این توصیف مربوط به طرح ملی شدن نفت (۱۳۲۹) است، نه قرارداد الحاقی که دقیقاً در تقابل با آن قرار داشت. گزینهٔ «قراردادی برای خرید تسلیحات نظامی مدرن از دولت انگلستان» نادرست است؛ موضوع این قرارداد اصلاح جزئی روابط نفتی بود، نه خرید تسلیحات. گزینهٔ «قراردادی برای واگذاری انحصاری فروش نفت ایران به ایالات متحدهٔ آمریکا» نادرست است؛ طرف این قرارداد همچنان انگلستان بود، نه آمریکا. تلهٔ تستی: قرارداد الحاقی گس-گلشاییان را با طرح ملی شدن نفت که در تقابل مستقیم با آن در همان مجلس شانزدهم مطرح شد، اشتباه نگیرید؛ این دو کاملاً در دو جهت مخالف هم قرار داشتند.

8. بهانه اصلی تشکیل «جبهه ملی» در آبان ۱۳۲۸ چه بود و پیشنهاد ائتلاف از سوی چه کسی مطرح شد؟

  • اعتراض به دخالت هژیر در انتخابات مجلس شانزدهم - دکتر فاطمی
  • حمایت گسترده از قیام ۳۰ تیر، با پیشنهاد ائتلاف از سوی آیت‌الله کاشانی
  • مخالفت صریح با قرارداد کنسرسیوم، با پیشنهاد ائتلاف از سوی مهندس بازرگان
  • اعتراض به اشغال نظامی ایران توسط متفقین، با پیشنهاد اتحاد از سوی دکتر مصدق

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«اعتراض به دخالت هژیر در انتخابات مجلس شانزدهم - دکتر فاطمی» پاسخ درست است، زیرا پس از تحصن در کاخ مرمر به دلیل تقلب و دخالت وزیر دربار (هژیر) در انتخابات مجلس شانزدهم، جبهه ملی در منزل مصدق تشکیل شد و پیشنهاد این ائتلاف را سیدحسین فاطمی داد. گزینهٔ «اعتراض به اشغال نظامی ایران توسط متفقین، با پیشنهاد اتحاد از سوی دکتر مصدق» نادرست است؛ اشغال ایران (شهریور ۱۳۲۰) هشت سال پیش از تأسیس جبهه ملی (آبان ۱۳۲۸) رخ داده بود و بهانهٔ مستقیم آن نبود. گزینهٔ «حمایت گسترده از قیام ۳۰ تیر، با پیشنهاد ائتلاف از سوی آیت‌الله کاشانی» نادرست است؛ قیام ۳۰ تیر سه سال پس از تأسیس جبهه ملی رخ داد و نمی‌توانست بهانهٔ تأسیس آن باشد. گزینهٔ «مخالفت صریح با قرارداد کنسرسیوم، با پیشنهاد ائتلاف از سوی مهندس بازرگان» نادرست است؛ قرارداد کنسرسیوم پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (چهار سال بعد) امضا شد. تلهٔ تستی: بهانهٔ تأسیس جبهه ملی (دخالت هژیر در انتخابات مجلس شانزدهم) را با رویدادهای بعدیِ نهضت که سال‌ها پس از آن رخ دادند خلط نکنید.

9. ترتیب زمانی تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در مجالس ایران چگونه بود؟

  • ابتدا مجلس سنا (۲۴ اسفند ۱۳۲۹) سپس مجلس شورا (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)
  • طرحِ ملی‌شدنِ نفت، همزمان و در یک روز، یعنی ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، در هر دو مجلس تصویب شد.
  • ابتدا مجلس شورای ملی (۲۴ اسفند ۱۳۲۹) سپس مجلس سنا (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)
  • تصویب در هیئت دولت (۲۴ اسفند) و تأیید شاه (۲۹ اسفند)

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«ابتدا مجلس شورای ملی (۲۴ اسفند ۱۳۲۹) سپس مجلس سنا (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)» پاسخ درست است، زیرا طرح ملی شدن ابتدا در ۲۴ اسفند در مجلس شورای ملی و سپس در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ در مجلس سنا به تصویب نهایی رسید. گزینهٔ «ابتدا مجلس سنا (۲۴ اسفند ۱۳۲۹) سپس مجلس شورا (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)» نادرست است؛ ترتیب دو مجلس در این گزینه دقیقاً معکوس واقعیت است. گزینهٔ «طرحِ ملی‌شدنِ نفت، همزمان و در یک روز، یعنی ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، در هر دو مجلس تصویب شد.» نادرست است؛ تصویب در دو مجلس هم‌زمان نبود، بلکه با فاصلهٔ پنج روز از یکدیگر (۲۴ و ۲۹ اسفند) رخ داد. گزینهٔ «تصویب در هیئت دولت (۲۴ اسفند) و تأیید شاه (۲۹ اسفند)» نادرست است؛ این قانون در دو مجلسِ قانون‌گذاری (شورای ملی و سنا) تصویب شد، نه در هیئت دولت یا با تأیید شخص شاه. تلهٔ تستی: ترتیب همیشه «شورای ملی سپس سنا» است، نه برعکس؛ این ترتیب یکی از پرتکرارترین نکات کنکوری همین فصل است.

10. دولت انگلستان برای مقابله با اجرای قانون ملی شدن نفت دست به چه اقداماتی زد؟

  • حمایت مالی آشکار و رسمی از جمعیت فداییان اسلام برای ایجاد ناآرامی داخلی
  • بمباران هوایی و مستقیم شهرهای تهران و تبریز توسط نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا
  • ترور مستقیم و برنامه‌ریزی‌شدهٔ دکتر مصدق و آیت‌الله کاشانی توسط مأموران انگلیسی
  • تحریم خرید نفت، شکایت به مجامع بین‌المللی و اعزام ناو جنگی به خلیج فارس

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«تحریم خرید نفت، شکایت به مجامع بین‌المللی و اعزام ناو جنگی به خلیج فارس» پاسخ درست است، زیرا انگلیس با محاصرهٔ دریایی، تحریم اقتصادی و شکایات حقوقی (به لاهه و شورای امنیت) تلاش کرد دولت مصدق را به زانو درآورد. گزینهٔ «بمباران هوایی و مستقیم شهرهای تهران و تبریز توسط نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا» نادرست است؛ هیچ اقدام نظامی مستقیمی از این دست علیه ایران ثبت نشده است. گزینهٔ «ترور مستقیم و برنامه‌ریزی‌شدهٔ دکتر مصدق و آیت‌الله کاشانی توسط مأموران انگلیسی» نادرست است؛ اقدامات انگلستان اقتصادی و دیپلماتیک بود، نه ترور مستقیم رهبران نهضت. گزینهٔ «حمایت مالی آشکار و رسمی از جمعیت فداییان اسلام برای ایجاد ناآرامی داخلی» نادرست است؛ فداییان اسلام گروهی داخلی و مستقل با اهداف مذهبی خود بودند، نه ابزار مستقیم انگلستان. تلهٔ تستی: اقدامات انگلستان علیه ایران را اقتصادی-دیپلماتیک (تحریم، شکایت، فشار دریایی) بدانید، نه نظامیِ مستقیم؛ حتی اعزام ناوهای جنگی جنبهٔ بازدارندگی داشت، نه حمله.

نمونه سؤال تشریحی

۳ سؤال امتحانی با پاسخ نمونه — برای دیدن بزن

۱. نفت در اقتصاد و سیاست ایرانِ قرن بیستم به منبع درآمد و محور رقابت خارجی تبدیل شد.
الف) دو دلیل اقتصادی یا راهبردی اهمیت نفت را بیان کنید.
ب) توضیح دهید چرا کنترل استخراج و فروش نفت با حاکمیت سیاسی پیوند پیدا می‌کرد.
ج) چه تفاوتی میان افزایش درآمد نفتی و افزایش اختیار ملی بر منابع وجود دارد؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) نفت منبع انرژی و درآمد صادراتی بود و برای قدرت‌های صنعتی و نظامی اهمیت راهبردی داشت. ب) تصمیم درباره استخراج، قیمت و درآمد بر بودجه و استقلال تصمیم‌گیری دولت اثر می‌گذاشت. ج) درآمد ممکن است بالا رود، اما اگر کنترل قرارداد و شرکت در دست خارجی باشد، اختیار ملی افزایش نیافته است.
کجا بخوانم: درسنامهٔ تاریخ ۳، بخش «۱. اهمیت نفت».
نکته مهم: میزان درآمد و میزان کنترل بر منبع دو شاخص جداگانه‌اند.

۲. امتیاز دارسی حق اکتشاف و استخراج نفت را به یک سرمایه‌گذار خارجی واگذار کرد.
الف) امتیاز بلندمدت چگونه می‌توانست قدرت چانه‌زنی دولت ایران را محدود کند؟
ب) دو پرسش درباره توزیع منافع و نظارت بر قرارداد طرح کنید.
ج) چرا در سنجش پیامد امتیاز نباید تنها به تاریخ آغاز یا پایان آن بسنده کرد؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) واگذاری حقوق گسترده برای مدت طولانی، امکان تغییر شرایط و کنترل دولت بر منابع را محدود می‌کرد. ب) سهم درآمد ایران چقدر بود؟ چه نهادی بر حساب‌ها و اجرای مفاد نظارت داشت؟ ج) باید متن قرارداد، متمم‌ها، شیوۀ اجرا و توزیع واقعی درآمد را نیز تحلیل کرد؛ تاریخ به‌تنهایی ماهیت رابطه را نشان نمی‌دهد.
کجا بخوانم: درسنامهٔ تاریخ ۳، بخش «امتیاز دارسی (۱۲۸۰ش / ۱۹۰۱م)».
نکته مهم: قرارداد را با اختیار، نظارت و تقسیم منافع تحلیل کنید.

۳. قرارداد ۱۹۳۳م شرایط امتیاز نفت را تغییر داد و بحث‌هایی درباره مدت و منافع آن پدید آورد.
الف) برای مقایسۀ این قرارداد با امتیاز پیشین، سه بندِ مهم را مشخص کنید.
ب) چگونه تغییر مدت یا پرداخت می‌تواند در ظاهر امتیاز و در عمل محدودیت ایجاد کند؟
ج) اگر میان روایت‌های مربوط به مدت قرارداد ناسازگاری ببینید، چه شیوۀ پژوهشی به کار می‌برید؟

پاسخ نمونه

پاسخ کامل: الف) مدت امتیاز، سهم مالی ایران و اختیار نظارت/مدیریت از بندهای ضروری مقایسه‌اند. ب) تغییر یک بند ممکن است با تثبیت سلطۀ شرکت یا محدودکردن حق بازنگری همراه باشد؛ باید مجموع مفاد را سنجید. ج) متن اصلی و اصلاحیه‌ها را با تاریخ‌ها تطبیق می‌دهیم و از تکرار عدد ناسازگار بدون سند خودداری می‌کنیم.
کجا بخوانم: درسنامهٔ تاریخ ۳، بخش «قرارداد ۱۹۳۳م (۱۳۱۲ش)».
نکته مهم: در منابع این درس درباره مدت قرارداد ناسازگاری عددی وجود دارد؛ متن قرارداد باید ملاک سنجش باشد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان