پیدایش تمدن
گذشتهٔ بشر به دو دوره تقسیم میشود: پیش از تاریخ (تا اختراع خط، که اطلاعاتش فقط از باستانشناسی به دست میآید) و دورهٔ تاریخی (از اختراع خط به بعد). انسان در دورهٔ گردآوری خوراک با کوچگردی، شکار و جمعآوری گیاهان زندگی میکرد؛ کشف آتش و آغاز سخنگفتن و نقاشی غار از دستاوردهای همین دورهاند.
از حدود دوازده هزار سال پیش، انسان به تولید خوراک روی آورد: کشت گیاهان و اهلیکردن حیوانات. کاوشهای اخیر، کوهپایههای زاگرس در غرب ایران را خاستگاه این تحول میدانند. باستانشناسان این پدیده را «انقلاب کشاورزی» مینامند و اهمیتش را با انقلاب صنعتی مقایسه میکنند، زیرا زنجیرهٔ علّی مهمی را رقم زد: کشاورزی، تولید مازاد بر نیاز، تخصصیشدن مشاغل، داد و ستد میان روستاها، و در نهایت پیدایش شهر و تمدن.
بینالنهرین؛ مهد تمدن
بینالنهرین سرزمین میان رودهای دجله و فرات بود؛ رسوبات این رودها دشتهای حاصلخیزی پدید آورد که کهنترین تمدنهای جهان در آن شکل گرفتند. کمبود باران، ساکنان را به حفر آبراه و آبیاری واداشت. نخستین مراکز تمدنی این منطقه حدود ۳۵۰۰ پیش از میلاد شکل گرفتند.
سومر نخستین تمدن شهری بود؛ هر شهر آن (اور، اوروک، لاگاش، کیش) دولتـشهری مستقل و اغلب در رقابت با دیگری داشت. سومریان مخترع خط میخی بودند و افسانهٔ گیلگمش، یکی از کهنترین آثار ادبی بشر، از آنِ آنهاست. دین سومری سختگیر بود: خدایان انسان را برای خدمت آفریده بودند و کوتاهی را با سیل و خشکسالی تنبیه میکردند.
حدود ۲۴۰۰ پیش از میلاد، قوم اکد به فرماندهی سارگن بر دولتـشهرهای سومری چیره شد و نخستین امپراتوری بزرگ بینالنهرین را بنیان گذاشت. سپس قوم اموری سلسلهٔ بابل قدیم را تأسیس کرد؛ مشهورترین فرمانروای آن، حمورابی، صاحب نخستین سند قانونگذاری جهان بود؛ قانوننامهاش زراعت، آبیاری، خرید و فروش برده، ازدواج، ارث و مجازاتها را دربر میگرفت. بینالنهرین در سیاست، حکومت، قانونگذاری، معماری و خط میخی بر تمدنهای بعدی، از جمله ایران و یونان، تأثیر گذاشت.
مصر؛ هدیهٔ رود نیل
نیل هرساله بالا میآمد و لایهای از رسوبات غنی بر جای میگذاشت که زمین را برای کشت آماده میکرد. برخلاف بینالنهرین، مصر با صحراها و دریا از هجوم بیرونی نسبتاً در امان بود؛ تنها از سمت شبهجزیرهٔ سینا در معرض خطر قرار داشت.
حکومت مصر در سه دورهٔ امپراتوری قدیم، میانه و جدید طبقهبندی میشود؛ اوج قدرت فرعون و ساخت اهرام سهگانه به دورهٔ قدیم برمیگردد. اراده و سخن فرعون برابر با ارادهٔ خدایان دانسته میشد و فرمانش باید بیچونوچرا اجرا میشد. مصریان خدایان زیادی میپرستیدند و برخلاف سومریان، خدایانشان را مهربانتر میپنداشتند؛ شاید چون زندگی کنار نیل پربرکت آسانتر از زندگی کنار دجله و فرات بود. باور به زندگی پس از مرگ، ریشهٔ سنت مومیاییکردن اجساد فرعونها بود.
از دستاوردهای مصریان میتوان به خط هیروگلیف و دموتیک، ابداع کاغذ پاپیروس از نی، و ساخت اهرام سهگانه اشاره کرد که نیازمند محاسبات دقیق هندسی بود. در برابر بینالنهرین با دولتـشهرهای مستقل و خدایان سختگیر، مصر حکومتی متمرکز زیر فرعون و خدایانی مهربانتر داشت؛ هر دو تمدن نشان میدهند که جغرافیا و آب، پایهٔ اصلی شکلگیری تمدن باستانی بودند.
تمدن درهٔ سند
حدود پنج هزار سال پیش، در کنار رود سند تمدنی پیشرفته شکل گرفت که مهمترین شهرهایش، موهنجودارو و هاراپا، در پاکستان امروزی قرار دارند. این تمدن از نظر شهرسازی بسیار پیشرفته بود: خیابانهای با نقشهٔ از پیش طراحیشده، آجرهای استاندارد، و شبکهٔ فاضلاب که آن را یکی از نخستین نمونههای جهان میسازد. اقتصادش بر کشاورزی و داد و ستد با ایران و بینالنهرین استوار بود. خط این تمدن هنوز رمزگشایی نشده، به همین دلیل از اوضاع سیاسی و اجتماعیاش اطلاعات دقیقی در دست نیست.
آریاییها، آیین برهمنی و ظهور بودا
حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد، اقوام آریایی از شمال غرب وارد هند شدند و بهتدریج بر شمال آن مسلط شدند؛ جنوب هند زیر سلطهٔ قوم بومی دراویدی باقی ماند. کهنترین اثر آریاییان هند، وداها بود که آیین برهمنی بر پایهٔ آن شکل گرفت. از دل این آیین، نظام کاست پدید آمد: برهمنان (روحانیان)، کشاتریا (جنگاوران)، ویش (کشاورزان و بازرگانان)، شودراها (کارگران بیزمین)، و در پایین همه، پاریاها که «نجس» شمرده میشدند. ازدواج میان کاستها ممنوع بود.
سیدهارتا گوتاما، شاهزادهای هندی، در ۲۹سالگی قصر را ترک کرد و پس از ریاضت به «روشنایی» رسید و بودا نامیده شد. بر پایهٔ چهار حقیقت او، زندگی سراسر رنج است، سرچشمهٔ رنج آرزوست، و از راه هشتگانه میتوان به نیروانا رسید. آیین بودایی در واکنش به خرافات و دشواریهای آیین برهمنی ظهور کرد و از هند به تبت و چین راه یافت. پس از دوران قبایل پراکنده، سلسلهٔ موریا (با مشهورترین پادشاهش، آشوکا) و سپس سلسلهٔ گوپتا بر هند حکومت کردند.
چین باستان
حدود هشت هزار سال پیش، در کنار رودهای هوانگهو و یانگتسه کشاورزی آغاز شد. چین در ابتدا مجموعهای از دولتـشهرهای مستقل بود تا آنکه شی هوانگتی بر حاکمان محلی چیره شد، تفرقهٔ سیاسی را پایان داد و خود را «نخستین امپراتور» خواند. او تشکیلات اداری و مالیاتی را نوسازی کرد، سکه و اوزان را یکسان کرد و دیوار بزرگ چین را با بیگاری کارگران تکمیل کرد.
پس از او، سلسلهٔ هان روی کار آمد و در کشاورزی، صنعت، علم و فرهنگ پیشرفت کرد؛ کاغذ، قطبنما، باروت و چاپ از اختراعات این دورهاند و جادهٔ ابریشم ارتباط چین با ایران و اروپا را گشود. کنفوسیوس، پیش از این سلسله میزیست و تعالیمش بر رفتار اخلاقی، نه دین، و بر پنج رابطهٔ اجتماعی مبتنی بر احترام تکیه داشت؛ در دورهٔ هان، انتخاب کارگزاران دولتی بر پایهٔ شایستگی و آزمون، نه ثروت، از سنتهای ماندگار کنفوسیوسی شد.
یونان باستان
کوهستانیبودن یونان کشاورزی را محدود کرد اما دریانوردی و تجارت را رونق داد، و تقسیم جغرافیایی بهجای حکومت متمرکز، به شکلگیری دولتـشهرها انجامید. پیش از دوران دولتـشهرها، تمدن مینوسی در جزیرهٔ کرت و سپس تمدن میسنی (که حماسههای هومر، ایلیاد و اودیسه، از آن روایت میکنند) شکل گرفتند؛ پس از افول میسنی، «عصر تاریکی» فرارسید.
از میان دولتـشهرها، آتن مرکز فلسفه، علم و زادگاه دموکراسی بود و اسپارت جامعهای نظامی و بیعلاقه به فرهنگ. یونانیان به خدایان متعدد در کوه المپ باور داشتند و بازیهای المپیک را از سال ۷۷۶ پیش از میلاد هر چهار سال یکبار برای بزرگداشت آنها برگزار میکردند. حکومت یونان از شاهی موروثی به اشرافی و سرانجام به دموکراسی رسید؛ دموکراسی آتن با امروز تفاوت اساسی داشت، چون فقط مردان بالغ آتنیتبار حق رأی داشتند و زنان، بردگان و بیگانگان از آن محروم بودند.
فلسفهٔ یونان در قرنهای پنجم و چهارم پیش از میلاد به اوج رسید: سقراط با روش پرسشوپاسخ، افلاطون شاگرد او با نظریهٔ مُثُل، و ارسطو شاگرد افلاطون و معلم اسکندر، پایهگذار منطق؛ این میراث بعدها بر فیلسوفان مسلمان مانند فارابی و ابنسینا اثر گذاشت. در علوم، بقراط بیماری را پدیدهای طبیعی، نه مجازات خدایان، میدانست و فیثاغورث اصول هندسه را کشف کرد.
پس از جنگهای ایران و یونان، رقابت آتن و اسپارت به جنگهای پلوپونزی انجامید که با پیروزی اسپارت (و کمک پنهانی هخامنشیان به او) پایان یافت. سرانجام اسکندر مقدونی، پس از آنکه پدرش فیلیپ دوم یونان را مطیع کرده بود، به قلمرو هخامنشی حمله کرد و مصر، آسیای صغیر، بینالنهرین و ایران را تا رود سند فتح کرد و تعامل فرهنگی میان تمدنها را افزایش داد.
روم باستان
روم در شبهجزیرهٔ ایتالیا شکل گرفت و در ۵۰۹ پیش از میلاد، پس از شورش بر شاه، جمهوری رم را بنیان نهاد؛ ساختار آن شامل سنا (مجلس اشراف)، مجمع نمایندگان مردم، و دو کنسول یکسالهٔ غیرقابلتکرار بود تا قدرت متمرکز نشود. رم با فتح ایتالیا و شکست کارتاژ در جنگهای پونیک بر مدیترانه مسلط شد؛ تنها حکومت اشکانی بود که مانع پیشروی رومیان به سوی ایران شد.
با گسترش قلمرو، نظام جمهوری کارایی خود را از دست داد؛ اکتاویان بر رقیبانش چیره شد و با عنوان «آگوستوس» قدرت اجرایی را در دست گرفت و امپراتوری روم آغاز شد. سرانجام امپراتوری به روم غربی و روم شرقی (بیزانس) تقسیم شد؛ روم غربی در ۴۷۵ میلادی سقوط کرد و روم شرقی در ۱۴۵۳ میلادی به دست عثمانیان فتح شد.
رومیان مانند یونانیان خدایان متعدد میپرستیدند و پرستش ایزد ایرانی میترا نیز در قلمرو آنها رواج یافت. بردگی در روم رایج بود؛ در ۷۳ پیش از میلاد، اسپارتاکوس قیام بردگان را رهبری کرد که پس از دو سال سرکوب شد. رومیان در مهندسی و ساخت شبکهٔ جادهای سرآمد بودند، بهگونهای که ضربالمثل «همهٔ جادهها به روم ختم میشود» از همین میراث گرفته شده است. در همین دوره، حضرت عیسی به تبلیغ دین جدید پرداخت؛ با وجود مخالفتها، مسیحیت بهتدریج گسترش یافت، کنستانتین با فرمان میلان آزادی آن را اعلام کرد و حدود پنجاه سال بعد، مسیحیت دین رسمی امپراتوری روم شد.