پرش به محتوای اصلی

اروپا در قرون وسطا و عصر جدید

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

بیزانس و فروپاشی روم غربی

در قرن ۴م امپراتوری روم به دو بخش تقسیم شد. روم غربی سقوط کرد، اما بیزانس به مدد اقتصاد قوی، ارتشی نیرومند (به‌ویژه نیروی دریایی) و پایتختی مستحکم (قسطنطنیه) دوام آورد. قسطنطنیه هم مرکز کنترل ولایات تابع بود و هم محافظ راه‌های تجاری مهم، تا اینکه در ۱۴۵۳م، ترکان عثمانی به فرماندهی سلطان محمد فاتح آن را تسخیر کردند — رویدادی که در تاریخ‌نگاری غربی پایان قرون وسطا شمرده می‌شود. کلیسای ایاصوفیه، شاهکار معماری بیزانس، پس از این فتح به مسجد تبدیل شد.

روم غربی از سدهٔ ۵ و ۶م زیر هجوم اقوام ژرمن (آنگل‌ها، فرانک‌ها، گوت‌ها و دیگران) که رومیان «بربر» می‌خواندندشان، متلاشی شد: شهرنشینی افول کرد، تجارت رکود گرفت و مدارس تعطیل شدند. این دوره را تاریخ‌نگاری غربی «عصر تاریکی» می‌نامد، در حالی که هم‌زمان تمدن اسلامی در اوج شکوفایی بود.

شارلمانی، فئودالیسم و جنگ‌های صلیبی

فرانک‌ها با گرویدن به مسیحیت به کلیسای رم پیوستند. شارل مارتل مسلمانان را در پواتیه (۷۳۲م) متوقف کرد و پسرش پپن با حمایت از پاپ، پایهٔ دولت پاپی را گذاشت. نوه‌اش شارلمانی (۷۶۸-۸۱۴م) بخش اعظم اروپای غربی را متحد کرد و از پاپ لقب «امپراتور مقدس روم» گرفت.

پس از مرگ او و هجوم مجارها و وایکینگ‌ها، پادشاهان دیگر توان تأمین هزینهٔ ارتش را نداشتند؛ اربابان زمین را در برابر خدمت نظامی به زیردستان (واسال‌ها) واگذار کردند و نظام فئودالی شکل گرفت: از پادشاه تا اربابان بزرگ، اشراف درجه‌دوم (شوالیه‌ها) و در پایین‌ترین رده، سرف‌ها که برخلاف برده قابل خرید و فروش نبودند، اما نمی‌توانستند زمین ارباب را ترک کنند؛ تنها راه آزادی‌شان، فرار به شهر و سکونتِ یک سال و یک روز در آن بود. واسال در ازای زمین، سوگند وفاداری می‌خورد و موظف بود در جنگ ارباب را یاری دهد و مالیات بپردازد؛ در مقابل، فئودال‌ها اختیاراتی چون گرفتن مالیات، قضاوت و اعلان جنگ داشتند. پسران اشراف از ۷ سالگی آموزش شوالیه‌گری می‌دیدند و در ۲۱ سالگی به مقام شوالیه می‌رسیدند.

از ۱۰۹۶ تا ۱۲۹۱م، مسیحیان اروپا به دعوت پاپ اوربان دوم و به بهانهٔ کمک به بیزانس در برابر سلجوقیان، جنگ‌های صلیبی را علیه سرزمین‌های اسلامی برپا کردند. صلیبیان در ۱۰۹۹م بیت‌المقدس را تصرف و قتل‌عام کردند؛ صلاح‌الدین ایوبی در ۱۱۸۷م آن را بازپس گرفت و سرانجام مسلمانان در ۱۲۹۱م آخرین پایگاه‌های صلیبیان را در شام برچیدند. این جنگ‌ها برای مسلمانان خسارت جانی و مالی سنگین داشت، اما اروپاییان را با علوم و فرهنگ اسلامی آشنا کرد و زمینه‌ساز رنسانس شد.

جنگ‌های صدسالهٔ فرانسه و انگلستان (۱۳۳۷-۱۴۵۳م)، که ژاندارک قهرمان ملی فرانسه در آن درخشید، با ورود باروت و پیاده‌نظام مسلح به تفنگ، به افول عصر شوالیه‌گری انجامید.

کلیسا، علم و دولت‌های نیرومند

کلیسا قدرتمندترین نهاد قرون وسطا بود؛ از راه تفسیر انحصاری کتاب مقدس (فقط به زبان لاتین)، مالکیت زمین‌های وسیع و رسم بخشش گناهان، بر زندگی مردم مسلط بود و برای مقابله با مخالفان از تفتیش عقاید (انکیزیسیون) بهره می‌گرفت. سلسله‌مراتب کلیسا از پاپ (اسقف رم، بالاترین مقام) تا سراسقف، اسقف و کشیشِ روستا ادامه داشت. رابطهٔ پاپ و پادشاهان آمیزه‌ای از همکاری و رقابت بود: پاپ به شارلمانی لقب امپراتوری داد، اما در سده‌های ۱۱ و ۱۲م بر سر انتصاب اسقف‌ها با امپراتور آلمان اختلاف پیدا کرد و پاپ بونیفاس هشتم حتی مدعی شد قدرت دنیوی هم باید تابع قدرت مذهبی باشد.

آموزش نیز عمدتاً برای تربیت کشیشان بود، تا اینکه با رونق شهرها پس از جنگ‌های صلیبی، مراکز آموزش عالی مانند دانشگاه پاریس (۱۲۰۰م، با آموزش حقوق، فلسفه و الهیات به زبان لاتین) شکل گرفتند. ترجمهٔ آثار ابن‌سینا (کتاب قانون، از متون اصلی پزشکی دانشگاه‌های اروپایی) و فیلسوفان مسلمان، پایه‌ای برای اندیشمندانی چون توماس آکویناس شد که فلسفهٔ ارسطو را با الهیات مسیحی درآمیخت. در سده‌های ۱۲ و ۱۳م، با احیای شهرها، شاهان نیرومند انگلستان و فرانسه با تشکیل ارتش دائمی، قدرت اشراف فئودال را محدود کردند و بازرگانان که حکومت مرکزی مقتدر را ضامن امنیت تجارت می‌دیدند، از این تمرکز قدرت استقبال کردند.

رنسانس: نوزایی اروپا

رنسانس (نوزایی) از قرن ۱۴م در ایتالیا آغاز شد و تا قرن ۱۷م به سراسر اروپا گسترش یافت. رشد شهرهای بندری مانند ونیز، جنوا و فلورانس، پیدایش طبقهٔ ثروتمند بورژوا (تجار، بانکداران و صنعتگرانی که ثروتشان از تجارت بود، نه اشرافیت موروثی) و ترجمهٔ آثار دانشمندان مسلمان مانند ابن‌سینا از عربی به لاتین، در کنار میراث باستانی روم در دل شهرهای ایتالیا، زمینه‌ساز این تحول شدند. خاندان مدیچی در فلورانس، مهم‌ترین حامی مالی هنرمندان این دوره بود. اومانیسم (انسان‌گرایی)، که انسان را محور ارزش‌های دنیوی قرار می‌داد، در آثار پترارک (که نخستین‌بار قرون وسطا را «عصر تاریکی» نامید)، دانته (کمدی الهی) و ماکیاولی (شهریار) تجلی یافت. در هنر، لئوناردو داوینچی (مونالیزا و شام آخر)، رافائل و میکل‌آنژ آثار جاودان آفریدند و معماران از بناهای روم باستان الگو گرفتند.

در علم، کوپرنیک نظریهٔ خورشیدمحوری را در برابر نظریهٔ زمین‌مرکزی بطلمیوس مطرح کرد و گالیله و کپلر آن را تأیید کردند؛ این تحولات زمینه‌ساز انقلاب علمی قرن ۱۷م شد. اختراع ماشین چاپ به دست گوتنبرگ، نشر دانش و اندیشه را در سراسر اروپا شتاب داد.

اکتشافات جغرافیایی و اصلاح دین

جاذبهٔ ثروت هند و چین و مسدودشدن راه‌های زمینی به دست عثمانی، پرتغال و اسپانیا را به دریانوردی واداشت. بارتولمه دیاز دماغهٔ امیدنیک را دور زد، واسکودوگاما راه دریایی هند را یافت، کریستف کلمب با حمایت اسپانیا قارهٔ آمریکا را کشف کرد و ماژلان نخستین دور کرهٔ زمین را انجام داد. این اکتشافات به نابودی تمدن‌های بومی آمریکا، سرازیرشدن طلا و نقره به اروپا (که تجارت را رونق داد و اشراف فئودال را تضعیف کرد)، آغاز تجارت برده و رقابت استعماری میان قدرت‌های اروپایی انجامید.

هم‌زمان، مارتین لوتر، راهب و استاد دانشگاه ویتنبرگ، با نصب ۹۵ اصل بر در کلیسای این شهر (۱۵۱۷م)، به فساد کلیسا و فروش آمرزش اعتراض کرد؛ نظر او این بود که ایمان، نه کارهای نیک، مایهٔ رستگاری است. پاپ او را تکفیر کرد، اما شاهزادگان آلمانی از او حمایت کردند و حامیانش که به پاپ اعتراض (پروتست) کردند، نام پروتستان گرفتند. نهضت پروتستان که با کمک ماشین چاپ به‌سرعت گسترش یافت و در سوئیس با ژان کالون ادامه پیدا کرد، وحدت کلیسای کاتولیک را از میان برد، به جنگ‌های مذهبی دامن زد، قدرت کلیسا را در زندگی مردم تضعیف کرد و دولت‌های ملی و اندیشهٔ ملی‌گرایی را تقویت کرد. مجموع این رویدادها — رنسانس، اکتشافات جغرافیایی و اصلاح دین — زمینه‌ساز عصر جدید اروپا (۱۵۰۰-۱۸۰۰م) و در نهایت انقلاب علمی و روشنگری قرن‌های بعد شد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. کدام‌یک از عوامل زیر در تداوم امپراتوری بیزانس پس از سقوط روم غربی نقش نداشت؟

  • اتحاد مستحکم و پایدار با ژرمن‌ها
  • اقتصاد قوی‌تر و توانمندتر
  • ارتش نیرومند، به‌ویژه نیروی دریایی
  • پایتخت استراتژیک قسطنطنیه

پاسخنامه‌ی تحلیلی

بیزانس به دلیل «اقتصاد قوی‌تر»، «ارتش نیرومند، به‌ویژه نیروی دریایی» و «پایتخت استراتژیک قسطنطنیه» پس از سقوط روم غربی دوام آورد. رد سایر: «اتحاد مستحکم با ژرمن‌ها» هرگز عاملی برای بقای بیزانس نبود؛ ژرمن‌ها همان اقوامی بودند که روم غربی را از پای درآوردند، نه متحد بیزانس. تلهٔ تستی: دانش‌آموز ممکن است تصور کند چون بیزانس دوام آورد پس با همهٔ اقوام مهاجم از جمله ژرمن‌ها رابطهٔ مسالمت‌آمیز داشت؛ اما دوام بیزانس نتیجهٔ قدرت داخلی‌اش بود، نه اتحاد بیرونی با ژرمن‌ها.

2. نام امروزی قسطنطنیه چیست و شاهکار معماری بیزانس در آن چه نام دارد؟

  • استانبول - ایاصوفیه
  • اورشلیم - قبة‌الصخره
  • رم - پانتئون
  • آتن - پارتنون

پاسخنامه‌ی تحلیلی

قسطنطنیه امروز «استانبول» نامیده می‌شود و «ایاصوفیه»، شاهکار معماری بیزانس که پس از فتح عثمانی به مسجد تبدیل شد، در همین شهر قرار دارد. رد سایر: «رم - پانتئون» به تمدن روم باستان مربوط است، نه بیزانس. «آتن - پارتنون» به یونان باستان تعلق دارد. «اورشلیم - قبةالصخره» شهر و بنایی اسلامی-مسیحی در فلسطین است که ربطی به قسطنطنیه ندارد. تلهٔ تستی: هر چهار گزینه شهر و بنای تاریخی واقعی‌اند؛ باید دقیقاً همان جفتی را شناخت که به بیزانس/قسطنطنیه مربوط می‌شود، نه صرفاً یک بنای معروف مذهبی را حدس زد.

3. دلیل اصلی مهاجرت اقوام ژرمن در حدود 1000 قبل از میلاد به سمت جنوب چه بود؟

  • جستجوی معادن طلا و ثروت
  • دعوت پاپ برای جنگ‌های مذهبی
  • فرار از حملات نظامی امپراتوری روم
  • سرمای شدید و کمبود غذا در اسکاندیناوی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

اقوام ژرمن به دلیل «سرما و کمبود غذا» در شبه‌جزیرهٔ اسکاندیناوی و سواحل دریاهای بالتیک و شمال، حدود ۱۰۰۰ق.م به سمت جنوب مهاجرت کردند. رد سایر: «فرار از حملات امپراتوری روم» نادرست است؛ در آن زمان (۱۰۰۰ق.م) هنوز امپراتوری روم به این شکل شکل نگرفته بود. «جستجوی طلا و معادن» انگیزهٔ مستندی برای این مهاجرت نیست. «دعوت پاپ برای جنگ‌های مذهبی» کاملاً بی‌ربط است و مربوط به دوره‌ای بسیار متأخرتر (جنگ‌های صلیبی) است. تلهٔ تستی: نباید انگیزهٔ مهاجرت اولیهٔ ژرمن‌ها (که صرفاً اقلیمی-معیشتی بود) را با انگیزه‌های نظامی یا مذهبیِ رویدادهای بعدی این فصل خلط کرد.

4. رومیان به چه دلیل ژرمن‌ها را «بربر» می‌نامیدند؟

  • چون بی‌رحم و خونخوار بودند
  • چون سواد نداشتند و با تمدن بیگانه بودند
  • چون زبان لاتین را با لهجه عجیبی صحبت می‌کردند
  • چون دین مسیحیت را نپذیرفته بودند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

رومیان اقوام ژرمن را «بربر» می‌نامیدند چون سواد نداشتند و با تمدن بیگانه بودند. رد سایر: «بی‌رحم و خونخوار بودن» دلیل نام‌گذاری مذکور در متن نیست. «لهجهٔ عجیب در لاتین» ادعایی ساختگی است. «نپذیرفتن مسیحیت» هم نادرست است؛ خیلی از ژرمن‌ها بعدها به مسیحیت گرویدند و همچنان همین نام برایشان به کار می‌رفت. تلهٔ تستی: واژهٔ «بربر» را نباید با خشونت یا دین گره زد؛ دلیل اصلی این نام‌گذاری صرفاً بی‌سوادی و بیگانگی فرهنگی از دید رومیان بود.

5. مردم کدام‌یک از کشورهای امروزی ریشه ژرمنی ندارند؟

  • انگلستان
  • فرانسه
  • آلمان
  • یونان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

مردم «یونان» ریشهٔ ژرمنی ندارند؛ در مقابل، مردم آلمان، انگلستان، فرانسه، هلند، اسپانیا، ایتالیا و مهاجران اروپایی آمریکا ریشهٔ ژرمنی دارند. رد سایر: «فرانسه»، «آلمان» و «انگلستان» هر سه در فهرست کشورهای دارای ریشهٔ ژرمنی قرار دارند و نمی‌توانند پاسخ این سؤال باشند. تلهٔ تستی: یونان با وجود قرار داشتن در اروپا و همسایگی فرهنگی با تمدن روم، از نظر قومی به تمدن یونانی باستان (نه ژرمنی) تعلق دارد؛ این تفاوت نباید نادیده گرفته شود.

6. کدام‌یک از موارد زیر از پیامدهای هجوم ژرمن‌ها به روم غربی در سده‌های 5 و 6 میلادی نیست؟

  • تجزیه سیاسی به سرزمین‌های جدا
  • گسترش زندگی روستانشینی
  • رونق تجارت در مدیترانه
  • تعطیلی مدارس و فراموشی علوم

پاسخنامه‌ی تحلیلی

هجوم ژرمن‌ها به روم غربی در سده‌های ۵ و ۶م باعث «تجزیهٔ سیاسی»، «رکود تجارت و افول شهرنشینی»، و «تعطیلی مدارس و فراموشی علوم» شد؛ اما رونق تجارت هرگز پیامد آن نبود. رد سایر: «رونق تجارت در مدیترانه» دقیقاً عکس واقعیت است؛ هجوم ژرمن‌ها به رکود تجارت، نه رونق آن، انجامید. تلهٔ تستی: این سؤال حوزه‌های چهارگانهٔ پیامد هجوم ژرمن (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی) را می‌سنجد؛ باید هر چهار حوزه را دانست تا بتوان گزینهٔ نادرست را در میان‌شان تشخیص داد.

7. شکست سپاهیان مسلمان در پواتیه (732م) که مانع پیشروی اسلام در اروپا شد، توسط چه کسی رقم خورد؟

  • شارلمانی، نوهٔ شارل مارتل
  • پپن، پدر شارلمانی
  • پاپ اوربان دوم، از سدهٔ یازدهم
  • شارل مارتل، نیای شارلمانی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«شارل مارتل»، نیای شارلمانی، در ۷۳۲م سپاهیان مسلمان را در پواتیه شکست داد و مانع پیشروی بیشتر اسلام در اروپا شد. رد سایر: «شارلمانی» نوهٔ شارل مارتل بود و دورانش سال‌ها پس از پواتیه (۷۶۸ تا ۸۱۴م) آغاز شد. «پپن» پدر شارلمانی و پسر شارل مارتل بود، نه فاتح پواتیه. «پاپ اوربان دوم» شخصیتی از سدهٔ ۱۱م و مرتبط با جنگ‌های صلیبی است، نه پواتیه. تلهٔ تستی: شارل مارتل، پپن و شارلمانی سه نسل پیاپی از یک خاندان‌اند و در آزمون‌ها اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند؛ باید ترتیب نسلی و کارنامهٔ هرکدام را جدا از هم به‌خاطر سپرد.

8. نهاد «کُمِس» که توسط شارلمانی برای اداره قلمرو احیا شد، شامل چه کسانی بود؟

  • اسقف‌های اعظم کلیسای کاتولیک
  • کنت‌ها به عنوان نمایندهٔ پادشاه
  • شوالیه‌های وفادار به ارباب
  • سرف‌های تازه آزادشده

پاسخنامه‌ی تحلیلی

نهاد «کُمِس» که شارلمانی برای ادارهٔ قلمرو احیا کرد، شامل «کنت‌ها به‌عنوان نمایندهٔ پادشاه» بود که مناطق را اداره می‌کردند. رد سایر: «اسقف‌های اعظم کلیسا» بخشی از سلسله‌مراتب دینی بودند، نه اداری-سیاسی. «شوالیه‌های وفادار» به نظام نظامی فئودالی تعلق داشتند، نه نهاد اداری کُمِس. «سرف‌های آزادشده» پایین‌ترین قشر اجتماعی بودند و نقشی در ادارهٔ قلمرو نداشتند. تلهٔ تستی: کُمِس یک نهاد اداریِ منصوب از سوی پادشاه بود، نه یک عنوان دینی یا نظامی؛ نباید آن را با اسقف یا شوالیه اشتباه گرفت.

9. عامل اصلی شکل‌گیری نظام فئودالیسم در اروپا پس از مرگ شارلمانی چه بود؟

  • فشار کلیسا برای تقسیم قدرت دنیوی
  • حملات مجارها و وایکینگ‌ها و ناتوانی پادشاهان
  • تمایل سرف‌ها به داشتن اربابان محلی
  • انقلاب‌های کشاورزی و افزایشِ چشمگیرِ محصولاتِ زراعی

پاسخنامه‌ی تحلیلی

عامل اصلی شکل‌گیری فئودالیسم، «حملات مجارها و وایکینگ‌ها و ناتوانی پادشاهان در تأمین ارتش» پس از مرگ شارلمانی بود. رد سایر: «فشار کلیسا برای تقسیم قدرت» مستند نیست؛ کلیسا محرک اصلی این تحول نبود. «تمایل سرف‌ها به داشتن اربابان محلی» ادعایی ساختگی است؛ سرف‌ها نقشی در تصمیم‌گیری نداشتند. «انقلاب‌های کشاورزی» هم بی‌ربط است و در متن به چنین رویدادی اشاره نشده. تلهٔ تستی: باید علت اصلی فئودالیسم (ناامنیِ نظامی و ضعف مالی حکومت مرکزی) را از عوامل ساختگی یا نامرتبط تشخیص داد.

10. کدام‌یک از موارد زیر از اختیارات فئودال‌ها نبود؟

  • تعیین پاپ کلیسای کاتولیک
  • اعلان جنگ و صلح با همسایگان
  • داشتن پرچم و نشان مخصوص
  • صدور حکم اعدام برای متهمان

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«تعیین پاپ» جزو اختیارات فئودال‌ها نبود؛ اما گرفتن مالیات، قضاوت، صدور حکم اعدام، اعلان جنگ و صلح و داشتن پرچم مخصوص از اختیارات آنان بود. رد سایر: «صدور حکم اعدام»، «اعلان جنگ و صلح» و «داشتن پرچم مخصوص» هر سه صریحاً جزو اختیارات فئودال‌ها بودند و نمی‌توانند پاسخ این سؤال باشند. تلهٔ تستی: انتخاب پاپ در صلاحیت نهاد کلیسا بود، نه فئودال‌های دنیوی؛ نباید قدرت گستردهٔ فئودال‌ها در امور محلی را با اقتدار مذهبی کلیسا در سطح اروپا اشتباه گرفت.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان