جنگ تحمیلی و دفاع مقدس
جنگ تحمیلی (۱۳۵۹–۱۳۶۷ش) یکی از طولانیترین جنگهای متعارف قرن بیستم بود. رژیم بعثی عراق به رهبری صدام حسین، با حمایت گسترده قدرتهای بزرگ، در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به ایران حمله کرد. زمینه این حمله اختلافات مرزی قدیمی و قرارداد الجزایر (۱۳۵۴ش) بود که صدام، معاون رئیسجمهور وقت، خود امضا کرده و بعداً یکطرفه لغوش کرده بود. صدام با الهام از اشغال سریع اعراب در جنگ ۱۹۶۷، تصور میکرد ظرف چند هفته خوزستان را میگیرد؛ هدفش تسلط بر اروندرود، جدایی جزایر سهگانه و خوزستان، و تضعیف انقلاب اسلامی بود. شورای امنیت سازمان ملل با قطعنامه ۴۷۹ تجاوز عراق را محکوم نکرد و قدرتهای بزرگ حتی سلاح شیمیایی در اختیار صدام گذاشتند.
مقاومت مردم و آزادسازی مناطق اشغالی
با وجود ضعف اولیه ارتش و سپاه نوپا، نیروی هوایی از همان ساعات نخست ضربات سنگینی به دشمن زد و مدافعان خرمشهر با سلاحهای ساده بیش از یک ماه کوچهبهکوچه ایستادگی کردند. با فرماندهی نیروهای نامنظم توسط شهید چمران و عملیاتهای پیاپی — ثامنالائمه (آزادسازی آبادان، مهر ۱۳۶۰)، طریقالقدس (آزادسازی بستان، آذر ۱۳۶۰)، فتحالمبین (فروردین ۱۳۶۱) — سرانجام در عملیات بیتالمقدس، خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ آزاد شد؛ اوج حماسه دفاع مقدس.
ادامه جنگ و پایان آن
پس از آزادسازی خرمشهر، ایران خواستار عقبنشینی کامل عراق و شناسایی متجاوز شد؛ صدام در پاسخ به بمباران شهرها و سلاح شیمیایی روی آورد و مناطقی مانند سردشت و حلبچه را هدف گرفت. امام خمینی از ابتدا جنگ را تدافعی خواند و با تکیه بر مفاهیم جهاد و عاشورا روحیه رزمندگان را برانگیخت. حدود ۳۶ هزار معلم و نزدیک به ۵۰۰ هزار دانشآموز شهید، جانباز یا اسیر شدند و زنان هم در خط مقدم و پشت جبهه نقشآفرینی کردند. سازمان مجاهدین خلق در این دوره با آشوب داخلی و همکاری اطلاعاتی-نظامی با عراق به دشمن یاری رساند و پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران، در عملیات فروغ جاویدان با شکست سنگین در عملیات مرصاد روبرو شد. سرانجام امام در تیر ۱۳۶۷ قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت، صدام نیز پس از شکست منافقین آن را پذیرفت و قرارداد الجزایر را دوباره به رسمیت شناخت؛ در ۱۳۷۰ سازمان ملل رسماً عراق را متجاوز و آغازگر جنگ اعلام کرد. برای اولینبار در دویست سال اخیر، دشمن نتوانست یک وجب از خاک ایران را جدا کند؛ این دفاع، صنایع دفاعی و اعتماد ملی را تقویت کرد.