دینامیک (هنر)
مجسمه چرا نمیافتد؟ سنباده چرا روی چوب میگیرد و روی شیشه سُر میخورد؟ فنرِ یک ماکتِ متحرک چرا برمیگردد؟ پاسخِ هر سه یک چیز است: نیرو.
نیرو، برهمکنشِ دو جسم
نیرو حاصلِ برهمکنشِ دو جسم بر یکدیگر است؛ کمیتی برداری با اندازه، جهت و نقطهٔ اثر، و یکای نیوتون (N). اثرِ نیرو میتواند تغییرِ اندازهٔ سرعت، تغییرِ جهتِ سرعت، تغییرِ شکلِ جسم یا شروع و توقفِ حرکت باشد. نیرو را با نیروسنج میسنجند و با پارهخطِ جهتدار و مقیاسِ مناسب رسم میکنند.
نیروهایی که هر روز با آنها سروکار داری
وزن: ، همیشه رو به مرکزِ زمین. جرم ثابت است ولی وزن با مکان عوض میشود ( روی زمین ۹.۸، ماه ۱.۶ و مریخ ۳.۷ نیوتون بر کیلوگرم).
نیروی عمودیِ سطح (): از سطح، عمود بر آن و رو به بیرون. روی سطحِ افقیِ ساکن ؛ در آسانسورِ شتابدار به بالا و به پایین ؛ در سقوطِ آزاد یعنی بیوزنی — که به معنیِ نبودِ وزن نیست، بلکه احساسنکردنِ آن است.
اصطکاک: ایستایی تا آستانهٔ حرکت متغیر است، ؛ و جنبشی هنگامِ لغزش تقریباً ثابت است، ، همیشه با . نکتهٔ خلافِ شهود: اصطکاک به مساحتِ سطحِ تماس بستگی ندارد، به جنسِ سطح و نیروی عمودی بستگی دارد.
کششِ طناب: طناب فقط میکشد، نمیفشارد؛ در طنابِ سبک کشش در همهٔ نقاط یکسان است.
فنر (قانونِ هوک): ، همیشه رو به نقطهٔ تعادل. شیبِ نمودارِ برحسب همان است؛ هرچه بزرگتر، فنر سختتر. فنرهای موازی سختتر میشوند () و فنرهای سری نرمتر.
مقاومتِ شاره: نیرویی که سیال در خلافِ جهتِ حرکت وارد میکند و به تندی، شکل و اندازهٔ جسم و چگالیِ سیال بستگی دارد. وقتی این نیرو با وزن برابر شود، شتاب صفر میشود و جسم با تندیِ حدی پیش میرود.
سه قانونِ نیوتون
قانونِ اول (لختی): اگر نیروی خالص صفر باشد، جسمِ ساکن ساکن میماند و جسمِ متحرک با همان سرعت و در همان جهت ادامه میدهد:
«نیروهای متوازن» یعنی برایندِ صفر، نه نبودِ نیرو. لختی هم مقاومتِ جسم در برابرِ تغییرِ حالتِ حرکت است و با جرم بیشتر میشود.
قانونِ دوم:
برایندِ برداریِ همهٔ نیروهاست، نه یکی از آنها؛ و شتاب همیشه همجهتِ نیروی خالص است.
قانونِ سوم (کنش و واکنش):
هماندازه، همراستا، خلافِ جهت، از یک نوع، و — مهمتر از همه — بر دو جسمِ متفاوت. پس هرگز با هم جمع نمیشوند و نمیتوانند یکدیگر را خنثی کنند.
تکانه و ضربه
همین رابطه توضیح میدهد چرا کیسهٔ هوا جان میرهاند: با بزرگشدنِ ، نیروی وارد بر سرنشین کوچک میشود. اگر نیروی خالصِ خارجیِ سامانه صفر باشد، تکانهٔ کل پایسته است.
حرکتِ دایرهای یکنواخت
اندازهٔ سرعت ثابت است ولی جهتش پیوسته عوض میشود؛ پس شتاب وجود دارد و رو به مرکز است:
نیروی مرکزگرا نوعِ تازهای از نیرو نیست؛ نقشی است که نیروهای موجود بازی میکنند: گرانش برای ماه، اصطکاکِ ایستایی برای خودرو در پیچ، و کششِ نخ برای توپی که به نخ بسته شده است.
گرانشِ عمومی
اگر فاصله دو برابر شود، نیروی گرانشی چهار برابر کم میشود. برای ماهواره در مدارِ دایرهای، گرانش همان نقشِ مرکزگرا را دارد و به میرسیم.
وقتی سطح شیب دارد
روی شیبی به زاویهٔ ، وزن به دو مؤلفه تجزیه میشود: در راستای شیب و عمود بر آن. پس و برای جسمی که با اصطکاکِ جنبشی رو به پایین میلغزد:
هرچه شیب تندتر باشد سهمِ بیشتر و سهمِ اصطکاک کمتر میشود — همان چیزی که تصمیم میگیرد یک قطعه روی تختهٔ کج بماند یا سُر بخورد.
تلههای رایج
- روی سطحِ شیبدار است، نه .
- سقفِ اصطکاکِ ایستایی است، نه مقدارِ همیشگیِ آن.
- در حرکتِ دایرهایِ یکنواخت کارِ نیروی مرکزگرا صفر است، چون بر جابهجایی عمود است.
- اگر A با نیروی به B نیرو وارد کند، B هم با همان (نه ) به A نیرو وارد میکند.