فشار (هنر)
از یک قطره جوهر روی کاغذ
قطرهٔ آبرنگ که به کاغذ میرسد، خودش پیش میرود و پخش میشود؛ همان قطره روی شیشه یا سطح چرب گلوله میشود و میماند. ایربراش با فوت هوا رنگ را از لولهٔ باریک بالا میکشد. همهٔ اینها رفتار شاره است: مایع و گازی که شکل ثابتی ندارد اما قانونهای روشنی دارد.
نیروهای میان مولکولها
- همچسبی: جاذبهٔ میان مولکولهای همسان (آب با آب).
- دگرچسبی: جاذبهٔ میان مولکولهای ناهمسان (آب با دیوارهٔ شیشه یا الیاف کاغذ).
این نیروها فقط در فاصلههای چند برابرِ اندازهٔ مولکول کار میکنند و بعد عملاً صفر میشوند؛ به همین دلیل دو تکهٔ شکستهٔ شیشه را با صرفِ نزدیک کردن نمیتوان به هم چسباند.
کشش سطحی: مولکولهای درون مایع از هر سو نیرو میگیرند و برایندشان صفر است، اما مولکولهای سطح فقط از پایین و کنار کشیده میشوند؛ نتیجه پوستهای کشیده روی سطح است. به همین سبب قطرهٔ آزاد کروی میشود (کره کمترین نسبت سطح به حجم را دارد)، گیرهٔ فلزی روی آب میماند و حباب صابون شکل میگیرد.
گرم کردن آب یا افزودن مایع ظرفشویی، هر دو کشش سطحی را کم میکنند — و همین است که شستوشو را ممکن میکند.
ترشوندگی: اگر دگرچسبی بر همچسبی بچربد، مایع جامد را خیس میکند (آب روی شیشهٔ تمیز)؛ اگر همچسبی غالب باشد، نه (جیوه روی شیشه).
مویینگی: در لولههای بسیار باریک (قطر حدود )، آب بالا میرود و سطحش گود (مقعر) میشود، در حالی که جیوه پایین میرود و سطحش برآمده (محدب) میشود.
چون ، هرچه لوله باریکتر باشد بالا رفتن بیشتر است. جذب جوهر و آبرنگ توسط الیاف کاغذ، بالا رفتن آب در ریشهٔ گیاه و حتی نفوذ رطوبت در دیوار ساختمان همه مویینگیاند.
حالتهای ماده در یک نگاه
| ویژگی | جامد | مایع | گاز |
|---|---|---|---|
| شکل | معین | نامعین | نامعین |
| حجم | معین | معین | نامعین |
| فاصلهٔ ذرات | ~۱ Å | ~۱ Å | ~۳۵ Å (هوا) |
| تراکمپذیری | عملاً صفر | عملاً صفر | زیاد |
جامدها دو گونهاند: بلورین با نظم تکرارشونده (نمک، یخ، فلزها) و بیشکل یا آمورف بدون نظم (شیشه). سرمایش آرام به ذرات فرصت نظم گرفتن میدهد و بلور میسازد؛ سرمایش سریع، جامد بیشکل. حالت چهارم ماده پلاسما است: گازِ بسیار داغ که الکترونهایش جدا شدهاند و برخلاف گاز، رسانای خوب برق است — از درون ستارگان و آذرخش تا لامپ نئون و شفق قطبی.
فشار
نیرویی که شاره وارد میکند همیشه عمود بر سطح است و فشار در یک نقطه در همهٔ جهتها یکسان است؛ فشار کمیتی اسکالر است.
سه نتیجهٔ مهم: فشار با عمق زیاد میشود؛ در نقاط همتراز یک شارهٔ ساکن فشار برابر است؛ و فشار به شکل ظرف بستگی ندارد.
یکاهای رایج:
بارومتر فشار هوا را از میسنجد (در سطح دریا میلیمتر جیوه) و مانومتر فشار پیمانهای را:
شناوری
فشار در زیر جسم بیشتر از بالای آن است و همین اختلاف، نیرویی رو به بالا میسازد:
یعنی نیروی شناوری برابر وزن شارهٔ جابهجاشده است — اصل ارشمیدس.
| شرط | رفتار جسم |
|---|---|
| شناور میماند | |
| معلق میماند | |
| فرو میرود |
برای جسم شناور، کسر فرورفته برابر نسبت چگالیهاست:
و وزنی که نیروسنج درون شاره نشان میدهد، وزن ظاهری است و همیشه از وزن واقعی کمتر:
شارهٔ در حرکت
جریان یا لایهای (منظم) است یا تلاطمی (گردابی). در مدل آرمانی، شاره تراکمناپذیر و بدون گرانروی فرض میشود.
معادلهٔ پیوستگی میگوید هرجا لوله باریکتر است، شاره تندتر میرود.
اصل برنولی پایستگی انرژی برای شاره است:
و در لولهٔ افقی به این جملهٔ کوتاه میرسد: هرجا تندی بیشتر، فشار کمتر. همین است که ایربراش و افشانهٔ عطر را کار میاندازد (هوای تند از بالای لولهٔ باریک، فشار را کم میکند و رنگ بالا کشیده میشود)، بال هواپیما را بالا نگه میدارد و آب را از نازل تفنگ آب با تندی بیرون میفرستد. برنولی برای گازها هم برقرار است، نه فقط مایعها.
تلههای رایج
۱. فشار اسکالر است و به جهت اندازهگیری بستگی ندارد.
۲. در نقاط همتراز شارهٔ ساکن، فشار برابر است صرفنظر از شکل ظرف.
۳. نیروی شناوری فقط به چگالی شاره و حجم فرورفته بستگی دارد، نه به جنس جسم. کشتی فولادی شناور است چون بدنهٔ توخالیاش آب زیادی جابهجا میکند.
۴. لولهٔ باریکتر ← تندی بیشتر ← فشار کمتر (ترکیب پیوستگی و برنولی).
۵. یادآوری: ، ، .