انرژی (هنر)
تابی که رها میشود در پایینترین نقطه تندترین است و در بالاترین نقطه لحظهای میایستد. چیزی از بین نرفته؛ فقط شکلِ انرژی عوض شده است. همین ایده — تبدیلشدن و در عینِ حال پایستنِ انرژی — ستونِ این فصل است.
قانونِ بزرگ: انرژی پایسته است
انرژی نه خلق میشود و نه از بین میرود، فقط از شکلی به شکلِ دیگر تبدیل میشود. در یک سامانهٔ منزوی:
دو انبارِ انرژیِ مکانیکی
انرژیِ جنبشی، انرژیِ ناشی از حرکت:
کمیتی نردهای، همیشه مثبت یا صفر، و مستقل از جهتِ حرکت. چون به مربعِ تندی بستگی دارد، دو برابر شدنِ تندی را چهار برابر میکند، ولی دو برابر شدنِ جرم فقط دو برابر.
انرژیِ پتانسیلِ گرانشی، انرژیِ ناشی از جایگاه:
این انرژی ویژگیِ سامانهٔ جسم–زمین است، نه تنها جسم. مبدأ را هر جا بخواهی میگذاری؛ و عوض میشوند اما و نتیجهٔ فیزیکیِ مسئله تغییر نمیکند. برای فنرِ فشرده یا کشیده هم انرژیِ پتانسیلِ کشسانی داریم: .
انرژیِ مکانیکی مجموعِ این دو است:
پیش از گذاشتنِ عدد در ، تندی را به متر بر ثانیه ببر: . فراموشکردنِ همین تبدیل، رایجترین خطای محاسباتیِ این فصل است.
پایستگیِ انرژیِ مکانیکی
اگر نیروهای اتلافی (اصطکاک، مقاومتِ هوا) ناچیز باشند:
جرم از دو طرف حذف میشود. نتیجهٔ زیبا این است که تندیِ جسم در یک ارتفاعِ معین به مسیر بستگی ندارد؛ سُرسرهٔ پیچدار و سقوطِ مستقیم، هر دو به یک تندی میرسند:
پایینرفتن یعنی کم و زیاد؛ بالارفتن برعکس؛ و در هر دو حالت ثابت.
کار، راهِ انتقالِ انرژی
انرژی با کار جابهجا میشود. برای نیروی ثابتِ همجهت با جابهجایی ، و برای نیروی زاویهدار:
تنها مؤلفهٔ نیرو در راستای جابهجایی کار انجام میدهد. پس بیشینهٔ کارِ مثبت، کارِ صفر و بیشینهٔ کارِ منفی است. به همین دلیل وزن و نیروی عمودیِ سطح در حرکتِ افقی کارِ صفر انجام میدهند و اصطکاک همیشه کارِ منفی.
کار کمیتی نردهای است و میتواند مثبت، منفی یا صفر باشد. کارِ کل جمعِ کارِ تکتکِ نیروهاست و با کارِ نیروی خالص برابر است.
قضیهٔ کار ـ انرژیِ جنبشی
کارِ کلِ مثبت جسم را تندتر، کارِ منفی آن را کندتر و کارِ صفر تندیاش را بیتغییر میگذارد. این قضیه مستقیماً از قانونِ دومِ نیوتون به دست میآید و برای هر مسیری، حتی مسیرِ خمیده، درست است.
نیروی پایستار و کارِ وزن
پایینرفتن ← ← کارِ وزن مثبت؛ بالارفتن ← کارِ وزن منفی. چون کارِ وزن به مسیر بستگی ندارد و فقط به اختلافِ ارتفاع، وزن یک نیروی پایستار است.
وقتی اصطکاک هست: انرژیِ درونی
انرژیِ درونیِ یک جسم مجموعِ انرژیِ ذرات سازندهٔ آن است و با گرمشدن افزایش مییابد. نیروهای اتلافی انرژیِ مکانیکی را کم میکنند:
و دقیقاً همان مقدار به انرژیِ درونی افزوده میشود؛ کاهشِ انرژیِ مکانیکی = افزایشِ انرژیِ درونی. گرمشدنِ فلز زیرِ سوهان، همین جمله است.
توان و بازده
توان یعنی آهنگِ انجامِ کار:
دقت کن که کیلوواتساعت یکای انرژی است، نه توان.
بازده نسبتِ انرژیِ مفید به انرژیِ دادهشده است:
همیشه کمتر از ۱۰۰٪، چون بخشی از انرژیِ ورودی به گرما (انرژیِ درونی) میرود. در سامانههای زنجیرهای بازدهها در هم ضرب میشوند: نیروگاهی با بازدهِ ۳۵٪، خطِ انتقالی با ۹۰٪ و لامپِ رشتهای با ۵٪، روی هم بازدهی نزدیکِ ۱.۶٪ میدهند — یعنی تنها همین اندازه از انرژیِ سوخت به نور تبدیل میشود.
در مسائلِ کنکور معمولاً توانِ متوسط کافی است، ولی توانِ لحظهای هم همان در یک لحظهٔ معیّن است.
مقیاسِ انرژی در جهانِ اطراف
عددها وقتی کنارِ هم بنشینند معنا پیدا میکنند: حرکتِ یک مورچه در حدِ ژول است، یک ضربانِ قلب حدودِ ۱ ژول، پرتابِ یک سنگ حدودِ ۱۰۰ ژول، و یک لیتر بنزین چیزی نزدیکِ ژول. همین مقایسه نشان میدهد چرا سوخت اینقدر متراکم و ارزشمند است. در مقیاسِ بنیادیتر، رابطهٔ میگوید خودِ جرم هم نوعی انرژی است.
تلههای رایج
- هرگز منفی نمیشود؛ وارونهشدنِ جهتِ سرعت هیچ اثری بر آن ندارد.
- پایستگیِ انرژیِ مکانیکی فقط در نبودِ نیروهای اتلافی برقرار است.
- در بالاترین نقطهٔ پرتابِ مایل، مؤلفهٔ قائمِ سرعت صفر است ولی صفر نیست.
- اگر جسم با سرعتِ ثابت حرکت کند، کارِ کل صفر است — حتی اگر نیروها بزرگ باشند.
- با توانِ ثابتِ موتور و نیروی مقاومتِ ثابتِ ، تندیِ بیشینه از به دست میآید.