پرش به محتوای اصلی

مغناطیس (هنر)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

مغناطیس (هنر)

یک ایده، سه ابزار آشنا

بلندگو، میکروفون داینامیک و پیکاپِ گیتار برقی سه چهرهٔ یک ایده‌اند: آهنربا و سیم‌پیچ در برابر هم. در بلندگو، جریانِ صدا از سیم‌پیچی می‌گذرد که در میدان آهنربا نشسته است و نیروی مغناطیسی دیافراگم را می‌لرزاند. در میکروفون و پیکاپ، ماجرا برعکس است: چیزی می‌لرزد، شار مغناطیسیِ سیم‌پیچ تغییر می‌کند و جریان زاده می‌شود. این فصل همین رفت‌وبرگشت میان جریان و مغناطیس را می‌سازد.

آهنربا و میدان مغناطیسی

هر آهنربا دو قطب دارد: شمال (N) و جنوب (S)؛ قطب‌های هم‌نام یکدیگر را می‌رانند و ناهم‌نام می‌ربایند.

مهم‌ترین تفاوت با الکتریسیته: بار مثبت و منفی جداگانه وجود دارند، اما تک‌قطب مغناطیسی هرگز دیده نشده است. آهنربا را که نصف کنی، هر نیمه خودش آهنربایی کامل با دو قطب می‌شود:

BdA=0\oint \vec{B} \cdot d\vec{A} = 0

خطوط میدان مغناطیسی: بیرون آهنربا از N به S و درون آن از S به N؛ هر خط یک حلقهٔ بسته است (برخلاف خطوط میدان الکتریکی که باز است)، خطوط یکدیگر را قطع نمی‌کنند و تراکم بیشترشان یعنی میدان قوی‌تر.

ویژگی میدان الکتریکی E\vec{E} میدان مغناطیسی B\vec{B}
منشأ بار الکتریکی جریان الکتریکی / آهنربا
یکا N/CN/C یا V/mV/m تسلا (T)(T)
اثر بر بار ساکن دارد ندارد
خطوط میدان باز، از ++ به - حلقهٔ بسته
تک‌قطبی ممکن ناممکن

یکای میدان تسلا است و 1T=104G1\, T = 10^4\, G. برای حس اندازه‌ها: میدان زمین حدود 50μT50\, \mu T، آهنربای میله‌ای کوچک 0.010.01 تا 0.1T0.1\, T و آهنربای MRI میان 1.51.5 تا 3T3\, T.

جریان، میدان می‌سازد

کشف اورستد (۱۸۲۰): جریان الکتریکی عقربهٔ مغناطیسی را منحرف می‌کند — نخستین نشانهٔ پیوند الکتریسیته و مغناطیس، که راه را به آمپر، فارادی و سرانجام ماکسول باز کرد.

منبع محل رابطه
سیم مستقیم بلند فاصلهٔ rr B=μ0I2πrB = \dfrac{\mu_0 I}{2\pi r}
حلقهٔ دایروی (NN دور) مرکز B=μ0NI2RB = \dfrac{\mu_0 N I}{2R}
سیملوله (NN دور، طول ll) درون B=μ0NlIB = \mu_0 \dfrac{N}{l} I

که μ0=4π×107Tm/A\mu_0 = 4\pi \times 10^{-7}\, T \cdot m/A است. خطوط میدان سیمِ مستقیم، دایره‌های هم‌مرکز پیرامون سیم‌اند؛ جهتشان را با قاعدهٔ دست راست می‌یابی: شست در جهت جریان، خم شدن چهار انگشت جهت میدان.

میدان درون سیملولهٔ آرمانی یکنواخت و بیرون آن تقریباً صفر است. اگر درونش هستهٔ آهنی بگذاری، میدان به‌شدت تقویت می‌شود: آهنربای الکتریکی — که می‌توان خاموش و روشنش کرد، شدتش را با جریان تنظیم کرد و با معکوس کردن جریان قطبیتش را برگرداند.

میدان، به جریان نیرو می‌زند

بر سیم حامل جریان در میدان:

F=BIlsinθ\boxed{F = BIl\sin\theta}

و بر بار متحرک:

F=qvBsinθF=q(v×B)\boxed{F = |q|vB\sin\theta} \qquad \vec{F} = q(\vec{v} \times \vec{B})

θ\theta زاویهٔ میان جهت حرکت (یا جریان) و میدان است. اگر حرکت موازی میدان باشد نیرو صفر و اگر عمود باشد نیرو بیشینه است. جهت نیرو با قاعدهٔ دست راست به دست می‌آید و برای بار منفی معکوس می‌شود.

دو سیم موازی هم از راه میدانِ یکدیگر بر هم نیرو وارد می‌کنند: جریان‌های هم‌جهت یکدیگر را می‌ربایند و ضدجهت می‌رانند.

Fl=μ0I1I22πd\frac{F}{l} = \frac{\mu_0 I_1 I_2}{2\pi d}

نکتهٔ کلیدی: نیروی مغناطیسی هرگز کار انجام نمی‌دهد، چون همیشه عمود بر سرعت است؛ پس تندی و انرژی جنبشی بار ثابت می‌ماند و فقط مسیرش خم می‌شود.

حرکت بار در میدان یکنواخت

وقتی بار عمود بر میدان وارد شود، نیروی مغناطیسی نقش نیروی مرکزگرا را بازی می‌کند:

qvB=mv2rr=mvqB|q|vB = \frac{mv^2}{r} \quad \Rightarrow \quad \boxed{r = \frac{mv}{|q|B}}
T=2πmqBfc=qB2πmT = \frac{2\pi m}{|q|B} \qquad f_c = \frac{|q|B}{2\pi m}

نکتهٔ شگفت‌انگیز اینکه دورهٔ تناوب به تندی بستگی ندارد — پایهٔ کار سیکلوترون. اگر سرعت زاویه‌ای دلخواه با میدان بسازد، مؤلفهٔ عمود حرکت دایره‌ای و مؤلفهٔ موازی حرکت مستقیم می‌دهد و مسیر مارپیچ می‌شود؛ همان تلهٔ مغناطیسی زمین که شفق قطبی را می‌سازد.

اگر میدان الکتریکی و مغناطیسی را چنان بچینیم که نیروهایشان یکدیگر را خنثی کنند، فقط ذراتی مستقیم عبور می‌کنند که:

v=EB\boxed{v = \frac{E}{B}}

گشتاور روی حلقه: از گالوانومتر تا موتور

حلقه‌ای با NN دور و مساحت AA که جریان II می‌برد، در میدان یکنواخت گشتاور می‌گیرد:

τ=NIABsinα\boxed{\tau = NIAB\sin\alpha}

گشتاور وقتی بیشینه است که صفحهٔ حلقه موازی میدان باشد و وقتی صفر است که عمودِ صفحه در راستای میدان بیفتد. گالوانومتر بر همین اصل کار می‌کند: جریان بیشتر، گشتاور بیشتر، انحراف بیشتر عقربه؛ فنری هم تعادل را برمی‌گرداند.

در موتور DC مشکل این است که حلقه در وضع تعادل گشتاورش صفر می‌شود و می‌ایستد؛ راه‌حل کموتاتور است که هر نیم‌دور جهت جریان را برمی‌گرداند تا گشتاور همیشه در یک جهت بماند.

مواد در برابر میدان

هر اتم به‌سبب گردش و اسپین الکترون، خودش یک دوقطبی مغناطیسی کوچک است. بر همین پایه:

نوع دوقطبی ذاتی رفتار در میدان بیرونی ماندگار؟
دیامغناطیس ندارد ضعیف، در خلاف جهت میدان خیر
پارامغناطیس دارد، اما بی‌نظم ضعیف، هم‌جهت میدان خیر
فرومغناطیس دارد، در حوزه‌های هم‌جهت قوی، هم‌جهت میدان بله

در مادهٔ فرومغناطیس (آهن، نیکل، کبالت) نواحی کوچکی به نام حوزهٔ مغناطیسی وجود دارد که درون هرکدام میلیاردها دوقطبی هم‌جهت‌اند؛ در میدان بیرونی، حوزه‌های هم‌جهت رشد می‌کنند. بالاتر از دمای کوری (770°C770°C برای آهن) بی‌نظمی گرمایی این نظم را می‌شکند و ماده پارامغناطیس می‌شود. آهن نرم پسماند کم دارد و به کار آهنربای الکتریکی می‌آید؛ فولاد پسماند زیاد دارد و آهنربای دائمی می‌شود. همین پسماند است که نوار کاست و هارددیسک را ممکن می‌کند: اطلاعات به‌صورت جهتِ مغناطیسیِ نواحی ریز ذخیره می‌شود.

شار مغناطیسی و القا

شار می‌گوید چه مقدار از میدان از یک سطح می‌گذرد:

Φ=BAcosθ[وبر, 1Wb=1Tm2]\Phi = BA\cos\theta \qquad [\text{وبر},\ 1\,\text{Wb} = 1\,\text{T}\cdot\text{m}^2]

اگر B\vec{B} عمود بر سطح باشد (θ=0°\theta = 0°) شار بیشینه و اگر موازی سطح باشد (θ=90°\theta = 90°) شار صفر است.

قانون القای فارادی: تغییرِ شار، نیروی محرکه می‌سازد.

E=NΔΦΔtI=ER\boxed{\mathcal{E} = -N\frac{\Delta\Phi}{\Delta t}} \qquad I = \frac{\mathcal{E}}{R}

چون Φ=BAcosθ\Phi = BA\cos\theta، شار از سه راه تغییر می‌کند: تغییر میدان، تغییر مساحت (میلهٔ لغزنده) یا تغییر زاویه (چرخش پیچه — همان مولد برق).

قانون لنز (همان علامت منفی): جهت جریان القایی طوری است که با تغییرِ پدیدآورنده‌اش مخالفت کند. اگر شار زیاد شود، جریان القایی میدانی در خلاف جهت میدان اصلی می‌سازد و اگر کم شود، میدانی هم‌جهت. این قانون چیزی جز پایستگی انرژی نیست.

برای میلهٔ لغزنده به طول \ell با تندی vv عمود بر میدان:

E=Bv|\mathcal{E}| = B\ell v

مولد، سلف و مبدل

پیچه‌ای با NN دور و مساحت AA که با سرعت زاویه‌ای ω\omega در میدان می‌چرخد:

E(t)=Emsin(ωt)Em=NBAωω=2πf\mathcal{E}(t) = \mathcal{E}_m\sin(\omega t) \qquad \mathcal{E}_m = NBA\omega \qquad \omega = 2\pi f

در جریان متناوب، آنچه اندازه می‌گیریم مقدار مؤثر است:

Irms=Im2Vrms=Vm2I_{\text{rms}} = \frac{I_m}{\sqrt{2}} \qquad V_{\text{rms}} = \frac{V_m}{\sqrt{2}}

پس ۲۲۰ ولت برق شهر مقدار مؤثر است و بیشینه‌اش حدود 311V311\,\text{V}؛ با f=50Hzf = 50\,\text{Hz} دورهٔ تناوب T=20msT = 20\,\text{ms} می‌شود.

سلف (القاگر) انرژی را در میدان مغناطیسی ذخیره می‌کند، همان‌طور که خازن در میدان الکتریکی:

L=μ0N2lAU=12LI2L = \mu_0\frac{N^2}{l}A \qquad U = \frac{1}{2}LI^2

مبدل (ترانسفورماتور) با القای متقابل کار می‌کند:

V2V1=N2N1I2I1=N1N2V1I1=V2I2\frac{V_2}{V_1} = \frac{N_2}{N_1} \qquad \frac{I_2}{I_1} = \frac{N_1}{N_2} \qquad V_1 I_1 = V_2 I_2

اگر N2>N1N_2 > N_1 باشد ولتاژ بالا می‌رود (پله‌بالا) و اگر کمتر باشد پایین می‌آید (پله‌پایین).

دو نگاه فراتر

انرژی در خود میدان: همان‌طور که خازن انرژی را در میدان الکتریکی نگه می‌دارد، میدان مغناطیسی هم چگالی انرژی دارد:

uB=B22μ0u_B = \frac{B^2}{2\mu_0}

نور، خویشاوند همین فصل: ماکسول با کنار هم گذاشتن چهار قانون الکترومغناطیس نشان داد میدان الکتریکی و مغناطیسیِ متغیر یکدیگر را می‌زایند و موجی می‌سازند که با این تندی پیش می‌رود:

c=1μ0ϵ0=3×108m/sc = \frac{1}{\sqrt{\mu_0\epsilon_0}} = 3 \times 10^8\, m/s

این عدد دقیقاً سرعت نور بود — یعنی نور، رنگ و هر چه در عکاسی و نقاشی با آن سروکار داری، خودش موجی الکترومغناطیسی است.

دو نمونهٔ کوتاه

نمونهٔ ۱: سیمی به طول l=1.0ml = 1.0\, m که جریان I=5.0AI = 5.0\, A می‌برد، در میدان B=400G=4.0×102TB = 400\, G = 4.0\times10^{-2}\, T با زاویهٔ θ=30°\theta = 30° قرار دارد؛ نیروی وارد بر آن چقدر است؟

F=BIlsinθ=(4.0×102)(5.0)(1.0)(0.5)=0.10NF = BIl\sin\theta = (4.0 \times 10^{-2})(5.0)(1.0)(0.5) = 0.10\, N

نمونهٔ ۲: پیچه‌ای با N=1000N = 1000 دور و مساحت A=50×104m2A = 50\times10^{-4}\,\text{m}^2 عمود بر میدان است و میدان در Δt=0.010s\Delta t = 0.010\,\text{s} از 0.040T0.040\,\text{T} به 0.010T-0.010\,\text{T} می‌رسد؛ نیروی محرکهٔ القایی متوسط چقدر است؟

ΔΦ=(0.050)(50×104)=2.5×104Wb\Delta\Phi = (-0.050)(50\times10^{-4}) = -2.5\times10^{-4}\,\text{Wb}
E=NΔΦΔt=1000×2.5×1040.010=25V\mathcal{E} = -N\frac{\Delta\Phi}{\Delta t} = -1000\times\frac{-2.5\times10^{-4}}{0.010} = 25\,\text{V}

خلاصهٔ فرمول‌ها

Fبار=qvBsinθFسیم=BIlsinθr=mvqBF_{بار} = |q|vB\sin\theta \qquad F_{سیم} = BIl\sin\theta \qquad r = \frac{mv}{|q|B}
Bسیم=μ0I2πrBحلقه=μ0NI2RBسیملوله=μ0NlIB_{سیم} = \frac{\mu_0 I}{2\pi r} \qquad B_{حلقه} = \frac{\mu_0 NI}{2R} \qquad B_{سیملوله} = \mu_0 \frac{N}{l}I
τ=NIABsinαΦ=BAcosθE=NΔΦΔtE=Bv\tau = NIAB\sin\alpha \qquad \Phi = BA\cos\theta \qquad \mathcal{E} = -N\frac{\Delta\Phi}{\Delta t} \qquad \mathcal{E} = B\ell v

تله‌های رایج

۱. تک‌قطب مغناطیسی وجود ندارد؛ نصف‌کردن آهنربا دو آهنربای کامل می‌دهد.

۲. بر بار ساکن هیچ نیروی مغناطیسی وارد نمی‌شود، و نیروی مغناطیسی هرگز کار نمی‌کند.

۳. برای بار منفی جهت نیرو نسبت به قاعدهٔ دست راست معکوس می‌شود.

۴. شار وقتی صفر است که میدان موازی سطح باشد، نه عمود بر آن.

۵. قانون لنز با تغییرِ شار مخالفت می‌کند، نه با خود شار.

۶. مبدل با جریان مستقیم کار نمی‌کند، چون شار ثابت است و ΔΦ=0\Delta\Phi = 0.

۷. در سیملوله BN/lB \propto N/l؛ پس کوتاه‌تر کردن سیملوله با همان تعداد دور، میدان را زیاد می‌کند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. ذره‌ای باردار با جرم mm و بار q>0q>0 با سرعت اولیه v0v_0 در راستای محور xx به ناحیه‌ای از میدان مغناطیسی یکنواخت B\vec{B} (در راستای zz) وارد می‌شود. اگر ذره پس از طی دقیقاً نیم‌دایره از ناحیه خارج شود و تندی آن در لحظهٔ خروج هنوز v0v_0 باشد، کدام گزینه دربارهٔ میدان الکتریکی احتمالی درون این ناحیه درست است؟

  • هیچ میدان الکتریکی‌ای در ناحیه وجود ندارد؛ فقط میدان مغناطیسی باعث این مسیر دایروی شده است
  • میدان الکتریکی یکنواختی در راستای yy وجود دارد که EB=v0\dfrac{E}{B}=v_0 را برقرار می‌کند
  • میدان الکتریکی یکنواختی در راستای xx وجود دارد که EB=v0\dfrac{E}{B}=v_0 را برقرار می‌کند
  • میدان الکتریکی یکنواختی در راستای yy وجود دارد که EB=v0sin30\dfrac{E}{B}=v_0\sin30^\circ را برقرار می‌کند

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «هیچ میدان الکتریکی‌ای در ناحیه وجود ندارد؛ فقط میدان مغناطیسی باعث این مسیر دایروی شده است» درست است. مسیر «دقیقاً نیم‌دایره» به‌معنای یک قوسِ دایرویِ خالص با شعاعِ ثابت است؛ چنین مسیری فقط زمانی رخ می‌دهد که تنها نیروی مغناطیسی (که همیشه عمود بر سرعت است و کاری انجام نمی‌دهد) حضور داشته باشد. اگر میدان الکتریکی غیرصفری هم حضور داشت، حرکت برآیند به‌صورت یک منحنی سیکلوئیدی (ترکیب رانش + دوران) می‌شد، نه یک قوسِ دایرویِ خالص؛ علاوه‌بر این، هر میدان الکتریکی که دقیقاً روی شرطِ انتخاب‌گر سرعت (E/B=vE/B=v) نباشد، روی ذره کار انجام می‌دهد و تندی خروجی را از v0v_0 متفاوت می‌کند. گزینه‌های دیگر همگی فرض کرده‌اند میدان الکتریکی غیرصفری وجود دارد که با هندسهٔ «نیم‌دایرهٔ خالص» ناسازگار است. تلهٔ تستی: شرط E/B=vE/B=v (انتخاب‌گر سرعت) فقط برای مسیر مستقیم‌الخط معتبر است، نه برای مسیر دایروی؛ اگر مسیر دایرویِ خالص باشد (نه سیکلوئیدی)، تنها تفسیرِ سازگار نبودِ میدان الکتریکی است.

2. یک حلقه دایروی به شعاع RR حامل جریان II درون یک میدان مغناطیسی یکنواخت B\vec{B} قرار دارد. اگر صفحه حلقه با میدان زاویه α\alpha بسازد، گشتاور نیروی وارد بر حلقه کدام است؟

  • I(πR2)BcosαI(\pi R^2)B\cos\alpha
  • I(2πR)BcosαI(2\pi R)B\cos\alpha
  • I(πR2)BsinαI(\pi R^2)B\sin\alpha
  • I(πR2)Bcosα\dfrac{I(\pi R^2)B}{\cos\alpha}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «I(πR2)BcosαI(\pi R^2)B\cos\alpha» درست است. رابطهٔ گشتاور τ=μBsinφ\tau=\mu B\sin\varphi است که در آن φ\varphi زاویهٔ بردارِ عمود بر صفحهٔ حلقه با میدان است، نه زاویهٔ خودِ صفحه با میدان. در این مسئله زاویهٔ صفحه با میدان α\alpha داده شده، پس φ=90α\varphi=90^\circ-\alpha و در نتیجه τ=I(πR2)Bsin(90α)=I(πR2)Bcosα\tau=I(\pi R^2)B\sin(90^\circ-\alpha)=I(\pi R^2)B\cos\alpha. وارسی مستقل با دو حالت حدی: اگر صفحهٔ حلقه موازی میدان باشد (α=0\alpha=0)، بردارِ عمود بر میدان عمود است و گشتاور باید بیشینه باشد؛ رابطهٔ بالا τ=IπR2B\tau=I\pi R^2B می‌دهد که همان بیشینه است. اگر صفحهٔ حلقه بر میدان عمود باشد (α=90\alpha=90^\circ)، بردارِ عمود موازی میدان است و گشتاور باید صفر شود؛ رابطهٔ بالا τ=0\tau=0 می‌دهد. گزینهٔ «I(2πR)BcosαI(2\pi R)B\cos\alpha» به‌جای مساحتِ حلقه (πR2\pi R^2) از محیطِ آن (2πR2\pi R) استفاده کرده و از نظر بُعد هم نادرست است. گزینهٔ «I(πR2)BsinαI(\pi R^2)B\sin\alpha» قرارداد زاویه را جابه‌جا کرده؛ این رابطه فقط وقتی معتبر است که α\alpha زاویهٔ بردارِ عمود با میدان باشد، و با دادهٔ این سؤال دقیقاً در حالتِ بیشینه (α=0\alpha=0) گشتاور را صفر می‌دهد. گزینهٔ «I(πR2)Bcosα\dfrac{I(\pi R^2)B}{\cos\alpha}» در α=90\alpha=90^\circ به بی‌نهایت می‌رود، در حالی‌که آنجا گشتاور باید صفر باشد. تلهٔ تستی: همیشه اول تعیین کن زاویهٔ داده‌شده زاویهٔ «صفحه» با میدان است یا زاویهٔ «بردارِ عمود» با میدان؛ این دو مکمل یکدیگرند و با انتخابِ قراردادِ نادرست، دقیقاً به گزینهٔ وارونه می‌رسی.

3. یک پروتون با تندی vv در میدان مغناطیسی یکنواختی به اندازه BB عمود بر میدان حرکت می‌کند و مسیر دایروی به شعاع rr طی می‌کند. اگر تندی پروتون دو برابر شود و اندازه میدان مغناطیسی نیز نصف گردد، شعاع مسیر جدید چند برابر rr می‌شود؟

  • 44
  • 22
  • 11
  • 0.50.5

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «44» درست است چون شعاع از رابطهٔ r=mvqBr=\dfrac{mv}{|q|B} به دست می‌آید. با دو برابر شدن vv و نصف شدن BB، نسبت vB\dfrac{v}{B} چهار برابر می‌شود و در نتیجه شعاع هم 44 برابر می‌گردد. گزینهٔ «22» فقط اثر تغییر vv یا فقط BB را در نظر گرفته، نه هر دو را. گزینهٔ «11» به‌اشتباه فرض کرده دو تغییر یکدیگر را خنثی می‌کنند. گزینهٔ «0.50.5» جهتِ اثرِ کاهشِ BB بر شعاع را برعکس گرفته است. تلهٔ تستی: چون BB در مخرجِ رابطهٔ شعاع است، کاهش آن باعث افزایش شعاع می‌شود، نه کاهش؛ وقتی افزایش vv و کاهش BB هم‌زمان رخ می‌دهند، هر دو اثر هم‌جهت (افزایشی) عمل می‌کنند و باید ضرب شوند، نه خنثی فرض شوند.

4. ذره‌ای با بار +q+q و جرم mm با زاویه θ\theta نسبت به خطوط میدان مغناطیسی یکنواخت BB پرتاب می‌شود. کدام رابطه شعاع حرکت مارپیچی این ذره را به درستی نشان می‌دهد؟

  • mvsinθqB\frac{mv\sin\theta}{qB}
  • mvcosθqB\frac{mv\cos\theta}{qB}
  • mvqB\frac{mv}{qB} (بدونِ زاویه)
  • mvqBsinθ\frac{mv}{qB\sin\theta}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «mvsinθqB\frac{mv\sin\theta}{qB}» درست است زیرا مؤلفهٔ عمود سرعت v=vsinθv_\perp=v\sin\theta در فرمول شعاع r=mvqBr=\dfrac{mv_\perp}{|q|B} قرار می‌گیرد. گزینهٔ «mvcosθqB\frac{mv\cos\theta}{qB}» فرمول گام مارپیچ است، نه شعاع آن. گزینهٔ «mvqB\frac{mv}{qB}» فقط برای حالت خاص θ=90\theta=90^\circ درست است. گزینهٔ «mvqBsinθ\frac{mv}{qB\sin\theta}» رابطهٔ صحیح را معکوس کرده است. تلهٔ تستی: باید همیشه دقت کرد که sinθ\sin\theta مربوط به شعاع (مؤلفهٔ عمود) و cosθ\cos\theta مربوط به گام (مؤلفهٔ موازی) است؛ این دو فرمول در ظاهر بسیار شبیه‌اند و خلط‌کردنشان رایج‌ترین خطای این مبحث است.

5. یک سیم مستقیم بلند حامل جریان II در فاصله RR از یک سیم مشابه دیگر که حامل جریان 2I2I در خلاف جهت است قرار دارد. نسبت نیروی وارد بر واحد طول از سیم اول بر سیم دوم به نیروی وارد بر واحد طول از سیم دوم بر سیم اول (F12F21\frac{F_{12}}{F_{21}}) کدام است؟

  • دقیقاً 11
  • دقیقاً 0.50.5
  • دقیقاً 22
  • دقیقاً 44

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «دقیقاً 11» درست است زیرا بر اساس قانون سوم نیوتن، نیروهای دو سیم بر یکدیگر همواره هم‌اندازه و در خلاف جهت‌اند (F12=F21F_{12}=-F_{21})، مستقل از اندازهٔ جریان هرکدام؛ پس نسبت اندازهٔ نیروها همیشه دقیقاً 11 است. گزینه‌های دیگر فرض کرده‌اند نسبت جریان‌ها (II به 2I2I) روی نسبت نیروها اثر می‌گذارد، در حالی‌که طبق قانون سوم نیوتن این‌طور نیست. تلهٔ تستی: نسبت جریان‌های دو سیم فقط روی اندازهٔ مطلقِ نیرو اثر دارد (از طریق فرمول F/l=μ0I1I2/2πdF/l=\mu_0I_1I_2/2\pi d)، اما هرگز روی نسبتِ نیروی سیم اول بر دوم به نیروی سیم دوم بر اول تأثیری ندارد؛ این نسبت طبق قانون سوم نیوتن همیشه 11 است، صرف‌نظر از مقدار جریان‌ها.

6. یک سیم مستقیم بلند حامل جریان I1=4AI_1 = 4\,\text{A} در امتداد محور xx و یک سیم دیگر به طول L=0.5mL = 0.5\,\text{m} حامل جریان I2=2AI_2 = 2\,\text{A} روی خط y=0.1my = 0.1\,\text{m} و موازی با محور xx قرار دارند. اگر سیم دوم در جهت +x+x حرکت کند، نیروی مغناطیسی وارد بر سیم دوم چند نیوتن است؟ (μ0=4π×107Tm/A\mu_0 = 4\pi \times 10^{-7}\,\text{T}\cdot\text{m}/\text{A})

  • 8×106N8 \times 10^{-6}\,\text{N}
  • 4×106N4 \times 10^{-6}\,\text{N}
  • 1.6×105N1.6 \times 10^{-5}\,\text{N}
  • 8×107N8 \times 10^{-7}\,\text{N}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «8×106N8 \times 10^{-6}\,\text{N}» درست است. میدان مغناطیسی سیم اول در فاصلهٔ عمودِ d=0.1md=0.1\,\text{m}: B=μ0I12πd=4π×107×42π×0.1=8×106B=\dfrac{\mu_0 I_1}{2\pi d}=\dfrac{4\pi\times10^{-7}\times4}{2\pi\times0.1}=8\times10^{-6} (تسلا). نیروی وارد بر سیم دوم که کلِ طولِ LL آن در این میدان و عمود بر آن است: F=BI2L=8×106×2×0.5=8×106F=B I_2 L=8\times10^{-6}\times2\times0.5=8\times10^{-6} (نیوتن). وارسی مستقل از راه نیروی واحدِ طول: FL=μ0I1I22πd=2×107×4×20.1=1.6×105\dfrac{F}{L}=\dfrac{\mu_0 I_1 I_2}{2\pi d}=\dfrac{2\times10^{-7}\times4\times2}{0.1}=1.6\times10^{-5} (نیوتن بر متر)، و با ضرب در L=0.5L=0.5 همان 8×1068\times10^{-6} نیوتن به دست می‌آید. گزینهٔ «4×106N4\times10^{-6}\,\text{N}» نصفِ مقدار درست است و از انداختنِ ضریبِ ۲ در μ0/2π\mu_0/2\pi می‌آید. گزینهٔ «1.6×105N1.6\times10^{-5}\,\text{N}» در واقع نیروی وارد بر واحدِ طول است و ضرب در L=0.5mL=0.5\,\text{m} روی آن انجام نشده است. گزینهٔ «8×107N8\times10^{-7}\,\text{N}» یک مرتبهٔ بزرگی کوچک‌تر است. تلهٔ تستی: حرکتِ سیم دوم در جهت +x+x (یعنی موازیِ خودش) هیچ نقشی در نیروی وارد بر آن ندارد؛ تنها فاصلهٔ عمودِ dd، طولِ LL و جریان‌ها تعیین‌کننده‌اند.

7. ذره‌ای با بار q-q (که در آن q>0q>0) و جرم mm با تندی vv و عمود بر مرزِ یک ناحیهٔ نواری به عرض aa وارد آن می‌شود. در سراسر این نوار، میدان مغناطیسی یکنواخت BB عمود بر صفحهٔ حرکت برقرار است. کمترین عرضِ aa که برای آن ذره نتواند از مرزِ روبه‌رو بیرون برود و ناچار از همان مرزِ ورودی بازگردد، کدام است؟

  • mvqB\frac{mv}{qB}
  • mv2qB\frac{mv}{2qB}
  • 2mvqB\frac{2mv}{qB}
  • 4mvqB\frac{4mv}{qB}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «mvqB\frac{mv}{qB}» درست است. شعاع مسیر دایروی R=mvqBR=\dfrac{mv}{qB} است. ذره عمود بر مرز وارد می‌شود، پس بیشترین عمقی که در نوار پیش می‌رود دقیقاً وقتی است که بردار سرعت یک ربعِ دور (۹۰ درجه) چرخیده و موازیِ مرز شده باشد؛ در آن لحظه عمقِ نفوذ برابر RR است و از آن به بعد ذره به سمت مرزِ ورودی بازمی‌گردد. پس اگر aRa\ge R باشد ذره نمی‌تواند از مرزِ روبه‌رو خارج شود، و کمترین چنین عرضی a=R=mvqBa=R=\dfrac{mv}{qB} است. وارسی مستقل با تجزیهٔ مختصاتی: ذره را در مبدأ و با سرعت vi^v\hat{i} در نظر بگیر؛ مرکزِ دایره روی محور yy و در فاصلهٔ RR از مبدأ می‌افتد، پس معادلهٔ مسیر x=Rsin(ωt)x=R\sin(\omega t) است و بیشینهٔ xx دقیقاً RR می‌شود، نه بیشتر. گزینهٔ «mv2qB\frac{mv}{2qB}» نصفِ شعاع است؛ ذره تا عمقِ RR پیش می‌رود، پس از نواری به این باریکی عبور می‌کند. گزینهٔ «2mvqB\frac{2mv}{qB}» قطرِ مسیر است، ولی ذره هرگز تا عمقِ قطر پیش نمی‌رود؛ این عرض کافی است اما «کمترین» نیست. گزینهٔ «4mvqB\frac{4mv}{qB}» به‌طریق اولی بسیار بزرگ‌تر از حدِ لازم است. تلهٔ تستی: بیشینهٔ عمقِ نفوذ برای ورودِ عمود بر مرز برابر شعاع است، نه قطر؛ قطر مربوط به حالتی است که ذره وارد و سپس از همان مرز خارج شود و جابه‌جاییِ آن در امتدادِ مرز اندازه‌گیری شود.

8. یک ذره باردار با جرم mm و بار qq در یک میدان مغناطیسی یکنواخت BB با سرعت vv عمود بر میدان حرکت می‌کند. اگر ذره‌ای دیگر با جرم 2m2m و بار 2q2q با همان سرعت vv در همان میدان عمود بر آن حرکت کند، نسبت شعاع مسیر ذره دوم به ذره اول (r2r1\frac{r_2}{r_1}) کدام است؟

  • دقیقاً 11
  • دقیقاً 0.250.25
  • دقیقاً 0.50.5
  • دقیقاً 22

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «دقیقاً 11» درست است. شعاع حرکت دایروی از r=mvqBr=\dfrac{mv}{|q|B} به دست می‌آید. برای ذرهٔ اول r1=mvqBr_1=\dfrac{mv}{qB} و برای ذرهٔ دوم r2=(2m)v(2q)B=mvqBr_2=\dfrac{(2m)v}{(2q)B}=\dfrac{mv}{qB}؛ پس r2r1=1\dfrac{r_2}{r_1}=1. گزینه‌های دیگر فرض کرده‌اند فقط جرم یا فقط بار تغییر کرده، نه هر دو هم‌زمان با یک ضریب یکسان. تلهٔ تستی: وقتی جرم و بار هر دو با یک ضریب یکسان (اینجا هر دو دو برابر) تغییر می‌کنند، نسبت m/qm/q (که شعاع به آن وابسته است) بدون تغییر می‌ماند؛ این یک ترفند رایج برای آزمودنِ درکِ نسبتِ m/qm/q به‌جای مقادیر مطلق است.

9. یک سیملوله آرمانی با چگالی دور n=1000n = 1000 دور بر متر وجود دارد. جریان II از این سیملوله می‌گذرد. میدان مغناطیسی درون این سیملوله B0B_0 است. اگر طول سیملوله را به نصف کاهش دهیم و تعداد دورهای آن را دو برابر کنیم، چگالی دور جدید nn' و میدان مغناطیسی درون سیملوله جدید BB' (با فرض ثابت ماندن جریان II) کدام است؟

  • n=4000n' = 4000 و B=4B0B' = 4B_0
  • n=2000n' = 2000 و B=2B0B' = 2B_0
  • n=4000n' = 4000 و B=2B0B' = 2B_0
  • n=1000n' = 1000 و B=4B0B' = 4B_0

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «n=4000n' = 4000 و B=4B0B' = 4B_0» درست است. با N=2NN'=2N و l=l/2l'=l/2: چگالیِ دورِ جدید n=N/l=(2N)/(l/2)=4N/l=4n=4000n'=N'/l'=(2N)/(l/2)=4N/l=4n=4000. چون B=μ0nIB=\mu_0nI، داریم B=μ0nI=4(μ0nI)=4B0B'=\mu_0n'I=4(\mu_0nI)=4B_0. گزینهٔ «n=2000n'=2000 و B=2B0B'=2B_0» فقط یکی از دو تغییر (طول یا تعداد دور) را اعمال کرده است. گزینهٔ «n=4000n'=4000 و B=2B0B'=2B_0» nn' را درست محاسبه کرده اما آن را در فرمول BB درست به‌کار نبرده است. گزینهٔ «n=1000n'=1000 و B=4B0B'=4B_0» به‌اشتباه فرض کرده nn تغییر نمی‌کند. تلهٔ تستی: تغییرِ هم‌زمانِ طول (نصف) و تعداد دور (دوبرابر) به‌صورت ضربی روی چگالیِ دور اثر می‌گذارد (نه جمعی)؛ باید هر دو تغییر را در یک کسر واحد N/lN'/l' ترکیب کرد، نه جداگانه اعمال کرد.

10. یک سیم مستقیم و بلند حامل جریان II در راستای محور xx قرار دارد. یک حلقهٔ دایروی به شعاع RR در صفحهٔ xyxy و به مرکزِ نقطهٔ (0,d,0)(0,\,d,\,0) — یعنی در فاصلهٔ dd از سیم — حامل جریان I0I_0 است. برای اینکه میدان مغناطیسی کل در مرکز حلقه صفر شود، نسبت II0\dfrac{I}{I_0} کدام است؟

  • Rd\frac{R}{d}
  • πRd\frac{\pi R}{d}
  • πdR\frac{\pi d}{R}
  • 2πRd\frac{2\pi R}{d}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینهٔ «πdR\frac{\pi d}{R}» درست است. نخست راستاها: جریانِ سیم در راستای i^\hat{i} است و مرکزِ حلقه در راستای j^\hat{j} نسبت به سیم قرار دارد، پس میدانِ سیم در آنجا در راستای i^×j^=k^\hat{i}\times\hat{j}=\hat{k} است؛ میدانِ خودِ حلقه در مرکزش هم بر صفحهٔ xyxy عمود، یعنی در راستای ±k^\pm\hat{k} است. چون هر دو هم‌راستایند، با انتخابِ درستِ جهتِ I0I_0 می‌توانند یکدیگر را خنثی کنند و شرطِ صفرشدن، برابریِ بزرگی‌هاست: μ0I2πd=μ0I02R\dfrac{\mu_0 I}{2\pi d}=\dfrac{\mu_0 I_0}{2R}. با ساده‌کردنِ μ0\mu_0 و ضربِ طرفین: 2RI=2πdI02R\,I=2\pi d\,I_0، پس II0=πdR\dfrac{I}{I_0}=\dfrac{\pi d}{R}. وارسی مستقل با عدد: اگر R=0.1mR=0.1\,\text{m}، d=0.2md=0.2\,\text{m} و I0=1AI_0=1\,\text{A} باشد، میدانِ حلقه μ00.2=5μ0\dfrac{\mu_0}{0.2}=5\mu_0 است و برای برابری باید μ0I2π×0.2=5μ0\dfrac{\mu_0 I}{2\pi\times0.2}=5\mu_0، یعنی I=6.283AI=6.283\,\text{A}؛ از سوی دیگر πdR=π×0.20.1=6.283\dfrac{\pi d}{R}=\dfrac{\pi\times0.2}{0.1}=6.283 که با هم می‌خوانند. گزینهٔ «Rd\frac{R}{d}» کسر را وارونه نوشته و عاملِ π\pi را هم انداخته است. گزینهٔ «πRd\frac{\pi R}{d}» جای RR و dd را عوض کرده است. گزینهٔ «2πRd\frac{2\pi R}{d}» علاوه بر جابه‌جاییِ RR و dd، ضریبِ ۲ را هم به‌اشتباه نگه داشته است. تلهٔ تستی: هنگام برابر نهادنِ μ0I2πd\dfrac{\mu_0 I}{2\pi d} با μ0I02R\dfrac{\mu_0 I_0}{2R}، ضریبِ ۲ از دو طرف حذف می‌شود اما π\pi حذف نمی‌شود و به صورتِ کسرِ نهایی می‌رود؛ ساده‌سازیِ شتاب‌زده، این π\pi را قربانی می‌کند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان