پرش به محتوای اصلی

گرما (هنر)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

گرما (هنر)

لعابِ سفال چرا هنگامِ سردشدن ترک می‌خورد؟ چون لعاب و بدنه به یک اندازه جمع نمی‌شوند. شیشه‌گر هم قطعه را به همین دلیل آرام سرد می‌کند. سرنخِ هر دو یک چیز است: انبساطِ گرمایی.

انبساطِ گرمایی

با گرم‌شدن، ابعادِ جسم بزرگ‌تر می‌شود:

ΔL=αL1ΔT,L2=L1(1+αΔT)\Delta L = \alpha L_1 \Delta T,\qquad L_2 = L_1(1+\alpha\Delta T)
ΔA=2αA1ΔT,ΔV=βV1ΔT\Delta A = 2\alpha A_1 \Delta T,\qquad \Delta V = \beta V_1 \Delta T

برای جامدها β=3α\beta = 3\alpha؛ برای مایع‌ها β\beta را باید از جدول خواند و معمولاً از جامدها بسیار بزرگ‌تر است. خودِ α\alpha عددِ بسیار کوچکی است: فولاد 13×10613\times10^{-6} و آلومینیوم 23×10623\times10^{-6} بر درجهٔ سلسیوس.

نکتهٔ خلافِ شهود: اگر ورقه‌ای سوراخ داشته باشد و گرم شود، سوراخ هم بزرگ‌تر می‌شود — انگار از همان جنسِ ورقه پر بوده است.

چون جرم ثابت می‌ماند و حجم زیاد می‌شود، چگالی کم می‌شود:

ρ2=ρ11+βΔT\rho_2 = \frac{\rho_1}{1+\beta\Delta T}

استثنای آب: بین 00 تا 4°C4°C با گرم‌شدن حجم کم و چگالی زیاد می‌شود و بیشترین چگالیِ آب در 4°C4°C است. به همین دلیل دریاچه‌ها از بالا یخ می‌زنند، نه از پایین، و آبزیان زنده می‌مانند.

دما و مقیاس‌ها

T=θ+273.15,F=95θ+32,ΔT=ΔθT = \theta + 273.15,\qquad F = \frac{9}{5}\theta + 32,\qquad \Delta T = \Delta\theta

تغییرِ دما در کلوین و سلسیوس یکی است، پس در مسائلِ ΔT\Delta T فرقی نمی‌کند از کدام مقیاس استفاده کنی. صفرِ مطلق (00 K) پایین‌ترین دمای ممکن است.

گرما و گرمای ویژه

گرما انرژی در حالِ انتقال بر اثرِ اختلافِ دماست، نه انرژیِ ذخیره‌شده در جسم.

Q=CΔT,c=Cm,Q=mcΔTQ = C\Delta T,\qquad c = \frac{C}{m},\qquad Q = mc\Delta T

یکای گرما ژول است و 1 cal=4.186 J1\ \text{cal} = 4.186\ \text{J}. گرمای ویژهٔ آب (41874187 ژول بر کیلوگرم‌درجه) از موادِ معمولِ دیگر بزرگ‌تر است و همین آب را خنک‌کننده و تنظیم‌کنندهٔ خوبِ دما می‌کند.

تعادلِ گرمایی: وقتی اجسامی با دماهای متفاوت در تماس باشند، مجموعِ گرماها صفر می‌شود:

Qi=0\sum Q_i = 0

جسمی که گرما می‌گیرد Q>0Q>0 و جسمی که از دست می‌دهد Q<0Q<0. اگر ظرفیتِ گرماییِ ظرفِ گرماسنج داده شده باشد، سهمِ آن را هم در معادله بیاور.

تغییرِ حالت

در ذوب و جوش دما ثابت می‌ماند؛ گرما صرفِ شکستنِ پیوندها می‌شود نه بالا بردنِ دما:

Q=±mLf  (ذوب/انجماد),Q=±mLv  (تبخیر/میعان)Q = \pm mL_f \ \ (\text{ذوب/انجماد}),\qquad Q = \pm mL_v \ \ (\text{تبخیر/میعان})

برای بیشترِ مواد LvLfL_v \gg L_f؛ در آب Lf=334L_f = 334 و Lv=2256L_v = 2256 کیلوژول بر کیلوگرم، یعنی نزدیک به هفت برابر. در مسائلِ ترکیبی، گرم‌کردن و تغییرِ حالت را مرحله‌به‌مرحله جمع بزن؛ در مخلوطِ یخ و آبِ داغ هم اول بررسی کن گرما برای ذوبِ کلِ یخ کافی هست یا نه.

قوانینِ گازها

V1T1=V2T2 (شارل),P1T1=P2T2 (گی‌لوساک),P1V1=P2V2 (بویل)\frac{V_1}{T_1} = \frac{V_2}{T_2}\ (\text{شارل}),\qquad \frac{P_1}{T_1} = \frac{P_2}{T_2}\ (\text{گی‌لوساک}),\qquad P_1V_1 = P_2V_2\ (\text{بویل})

و رابطهٔ کلیِ گازِ آرمانی:

PV=nRT,R=8.314 J/(mol⋅K)PV = nRT,\qquad R = 8.314\ \text{J/(mol·K)}

دما در این روابط حتماً باید کلوین باشد و فشار باید مطلق باشد، نه پیمانه‌ای:

Pمطلق=Pپیمانه+PجوP_{\text{مطلق}} = P_{\text{پیمانه}} + P_{\text{جو}}

سه راهِ انتقالِ گرما

رسانش با ارتعاشِ اتم‌ها و در فلزها با الکترون‌های آزاد. همرفت با جابه‌جاییِ خودِ مادهٔ سیال. تابش با امواجِ الکترومغناطیسی، که به هیچ محیطی نیاز ندارد؛ گرمایی که از دهانهٔ کوره روی صورت حس می‌کنی از همین راه می‌رسد.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. مکعبی به ضریب انبساط طولی α\alpha را ΔT\Delta T گرم می‌کنیم. اگر حجم اولیه V1V_1 باشد، حجم نهایی کدام است؟

  • V1(1+3αΔT)V_1(1 + 3\alpha\Delta T)
  • V1(1+αΔT)V_1(1 + \alpha\Delta T)
  • V1(1+2αΔT)V_1(1 + 2\alpha\Delta T)
  • 3V1αΔT3V_1\alpha\Delta T

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گامِ محاسبه: برایِ جامدِ همسانگرد β=3α\beta=3\alpha و V2=V1(1+βΔT)V_2=V_1(1+\beta\Delta T)، پس V2=V1(1+3αΔT)V_2=V_1(1+3\alpha\Delta T). وارسیِ مستقل (تجزیهٔ ابعادی): مکعبی به ضلعِ LL داریم؛ L2=L(1+αΔT)L_2=L(1+\alpha\Delta T) و V2=L23=V1(1+αΔT)3=V1(1+3αΔT+3α2ΔT2+)V_2=L_2^3=V_1(1+\alpha\Delta T)^3=V_1(1+3\alpha\Delta T+3\alpha^2\Delta T^2+\dots)؛ چون α105\alpha\sim10^{-5} است، جمله‌هایِ مرتبهٔ دوم به بعد ناچیزند و همان V1(1+3αΔT)V_1(1+3\alpha\Delta T) می‌ماند. ردِ گزینه‌ها: «V1(1+αΔT)V_1(1+\alpha\Delta T)» ضریبِ انبساطِ طولی را به‌جایِ حجمی گذاشته (ضریبِ ۳ جا افتاده). «V1(1+2αΔT)V_1(1+2\alpha\Delta T)» ضریبِ انبساطِ سطحی (2α2\alpha) را به‌کار برده که مالِ مساحت است نه حجم. «3V1αΔT3V_1\alpha\Delta T» خودِ تغییرِ حجم ΔV\Delta V است نه حجمِ نهایی؛ حجمِ اولیه در آن جا افتاده. تلهٔ تستی: صورتِ سؤال «حجمِ نهایی» خواسته نه «تغییرِ حجم»؛ پرتکرارترین خطا این است که ΔV=βV1ΔT\Delta V=\beta V_1\Delta T را به‌عنوانِ پاسخ علامت بزنند.

2. دو میله فولادی و آلومینیومی در 20°C20°C هم‌طول هستند. در چه دمایی اختلاف طول آن‌ها 0.1%0.1\% طول اولیه می‌شود؟ (αAl=23×106\alpha_{Al} = 23\times10^{-6}، αFe=13×106\alpha_{Fe} = 13\times10^{-6})

  • 120°C120°C
  • 220°C220°C
  • 320°C320°C
  • 520°C520°C

پاسخنامه‌ی تحلیلی

ΔLAlΔLFe=L0(αAlαFe)ΔT=0.001L010×106ΔT=0.001ΔT=100 K\Delta L_{Al} - \Delta L_{Fe} = L_0(\alpha_{Al} - \alpha_{Fe})\Delta T = 0.001L_0 \Rightarrow 10\times10^{-6}\Delta T = 0.001 \Rightarrow \Delta T = 100\ \text{K}. دمای نهایی =20+100=120°C= 20 + 100 = 120°C. گزینه‌های دیگر («220°C220°C»، «320°C320°C»، «520°C520°C») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: α\alpha بسیار کوچک است؛ اگر سؤال «چند برابر شدنِ طول» بخواهد، باید از L2=L1(1+αΔT)L_2=L_1(1+\alpha\Delta T) استفاده کرد نه فقط ΔL\Delta L.

3. کره توخالی فلزی با شعاع داخلی rr و شعاع خارجی RR را ΔT\Delta T گرم می‌کنیم. تغییر حجم حفره داخلی چند است؟ (β=3α\beta = 3\alpha)

  • 4πr3αΔT3\frac{4\pi r^3\alpha\Delta T}{3}
  • 4πr2αΔT4\pi r^2\alpha\Delta T
  • 4πr3αΔT4\pi r^3\alpha\Delta T
  • 8πr3αΔT3\frac{8\pi r^3\alpha\Delta T}{3}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

حفره مانند کره توپر از همان جنس منبسط می‌شود: ΔV=βV1ΔT=3α×4πr33ΔT=4πr3αΔT\Delta V = \beta V_1\Delta T = 3\alpha \times \frac{4\pi r^3}{3}\Delta T = 4\pi r^3\alpha\Delta T. گزینه‌های دیگر («4πr3αΔT3\frac{4\pi r^3\alpha\Delta T}{3}»، «4πr2αΔT4\pi r^2\alpha\Delta T»، «8πr3αΔT3\frac{8\pi r^3\alpha\Delta T}{3}») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: ΔT\Delta T همیشه باید (دمای نهایی) منهایِ (دمای اولیه، با علامتِ خودش) باشد؛ نادیده‌گرفتنِ علامتِ منفیِ دمایِ اولیه رایج‌ترین خطا در این نوع مسئله است.

4. 100100 گرم یخ در 10°C-10°C را تا تبدیل کامل به آب در 20°C20°C گرم می‌کنیم. گرمای کل لازم چند است؟ (cیخ=2100c_{یخ} = 2100، Lf=334 kJ/kgL_f = 334\ \text{kJ/kg}، cآب=4200 J/kg⋅°Cc_{آب} = 4200\ \text{J/kg·°C})

  • 43.9 kJ43.9\ \text{kJ}
  • 50.5 kJ50.5\ \text{kJ}
  • 54.3 kJ54.3\ \text{kJ}
  • 33.4 kJ33.4\ \text{kJ}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

Q=m[cیخ(0(10))+Lf+cآب(200)]=0.1[2100×10+334000+4200×20]=0.1[21000+334000+84000]=43900 JQ = m[c_{یخ}(0-(-10)) + L_f + c_{آب}(20-0)] = 0.1[2100\times10 + 334000 + 4200\times20] = 0.1[21000 + 334000 + 84000] = 43900\ \text{J} =43.9 kJ= 43.9\ \text{kJ}. گزینه‌های دیگر («50.5 kJ50.5\ \text{kJ}»، «54.3 kJ54.3\ \text{kJ}»، «33.4 kJ33.4\ \text{kJ}») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: در حینِ تغییرِ حالت، دما ثابت می‌ماند؛ گرما صرفِ شکستنِ پیوندهایِ بینِ مولکولی می‌شود نه افزایشِ دما.

5. گاز در ظرف بسته از 27°C27°C و فشار 1 atm1\ \text{atm} به 227°C227°C گرم می‌شود. فشار نهایی چند اتمسفر است؟

  • 1.67 atm1.67\ \text{atm}
  • 8.4 atm8.4\ \text{atm}
  • 2.5 atm2.5\ \text{atm}
  • 7.44 atm7.44\ \text{atm}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

T1=300 KT_1 = 300\ \text{K}، T2=500 KT_2 = 500\ \text{K}. P2P1=T2T1=500300=1.67P2=1.67 atm\frac{P_2}{P_1} = \frac{T_2}{T_1} = \frac{500}{300} = 1.67 \Rightarrow P_2 = 1.67\ \text{atm}. گزینه‌های دیگر («8.4 atm8.4\ \text{atm}»، «2.5 atm2.5\ \text{atm}»، «7.44 atm7.44\ \text{atm}») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: دما در قانونِ گازهایِ آرمانی (PV=nRTPV=nRT) حتماً باید بر حسبِ کلوین باشد؛ این نکته پرکاربردترین تلهٔ کنکوری در کلِ فصلِ قوانینِ گازهاست.

6. 5050 گرم بخار آب در 100°C100°C با 500500 گرم آب در 20°C20°C مخلوط می‌شود. دمای تعادل تقریباً چند است؟ (Lv=2256 kJ/kgL_v = 2256\ \text{kJ/kg}، cآب=4200 J/kg⋅°Cc_{آب} = 4200\ \text{J/kg·°C})

  • 76.1°C76.1°C
  • 73.7°C73.7°C
  • 34.5°C34.5°C
  • 27.3°C27.3°C

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«76.1°C76.1°C» درست است. گرمای آزادشده از میعان و سردشدن بخار: Qبخار=0.05×2256000+0.05×4200×(100θ)Q_{بخار}=0.05\times2256000+0.05\times4200\times(100-\theta). گرمای گرفته‌شده توسط آب: Qآب=0.5×4200×(θ20)Q_{آب}=0.5\times4200\times(\theta-20). با برابرقراردادن این دو و حل معادله، θ76.1°C\theta\approx76.1°C. گزینه‌های دیگر («73.7°C73.7°C»، «34.5°C34.5°C»، «27.3°C27.3°C») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: در مسائلِ بخار، گرمایِ نهانِ میعان (Lv=2256 kJ/kgL_v=2256\ \text{kJ/kg}) بسیار بزرگ است؛ پیش از حل، بررسی کنید ظرفیتِ گرماییِ آبِ سرد برایِ جذبِ کلِ گرمایِ میعان کافی است یا نه — اگر کافی نباشد، بخشی از بخار میعان‌نشده می‌ماند و دما رویِ 100C100^\circ\text{C} قفل می‌شود.

7. 200200 گرم آهن در 100°C100°C با 400400 گرم آب در 10°C10°C مخلوط می‌شود. دمای تعادل چند است؟ (cآهن=450c_{آهن} = 450، cآب=4200 J/kg⋅°Cc_{آب} = 4200\ \text{J/kg·°C})

  • 14.6°C14.6°C
  • 20°C20°C
  • 25.3°C25.3°C
  • 12.5°C12.5°C

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گامِ محاسبه: Q=0\sum Q=0 با Q=mc(θfθi)Q=mc(\theta_f-\theta_i): 0.2×450(θ100)+0.4×4200(θ10)=00.2\times450\,(\theta-100)+0.4\times4200\,(\theta-10)=090(θ100)+1680(θ10)=090(\theta-100)+1680(\theta-10)=01770θ=9000+16800=258001770\theta=9000+16800=25800θ14.58°C\theta\approx14.58°C. وارسیِ مستقل (حالتِ حدی): ظرفیتِ گرماییِ آب 1680 J/°C1680\ \text{J/°C} و آهن 90 J/°C90\ \text{J/°C} است، یعنی آب حدودِ ۱۹ برابرِ آهن است؛ پس دمایِ تعادل باید بسیار نزدیک به دمایِ اولیهٔ آب (10°C10°C) بماند — و 14.614.6 دقیقاً همین‌طور است. ردِ گزینه‌ها: «20°C20°C» یعنی آب 1010 درجه گرم شود که 16800 J16800\ \text{J} می‌طلبد، ولی کلِ گرمایِ قابلِ آزادشدنِ آهن حداکثر 90×100=9000 J90\times100=9000\ \text{J} است — ناممکن. «25.3°C25.3°C» از میانگینِ ساده‌ٔ وزن‌دار با جرم (بدونِ گرمایِ ویژه) می‌آید. «12.5°C12.5°C» از گرفتنِ Δθ\Delta\theta آهن برابرِ Δθ\Delta\theta آب به دست می‌آید که نادرست است. تلهٔ تستی: گرمایِ ویژهٔ آب حدودِ ۹ برابرِ آهن است؛ وقتی جرمِ آب هم دو برابر باشد، دمایِ تعادل تقریباً به دمایِ آب می‌چسبد. علامت‌گذاریِ گزینهٔ وسطِ دو دما (55°C55°C-گونه) خطایِ کلاسیکِ این نوع سؤال است.

8. گاز آرمانی از حالت (P1,V1,T1)(P_1, V_1, T_1) به (2P1,3V1,T2)(2P_1, 3V_1, T_2) می‌رسد. نسبت T2T_2 به T1T_1 چند است؟

  • 66
  • 1.51.5
  • 22
  • 0.670.67

پاسخنامه‌ی تحلیلی

P1V1T1=P2V2T2T2T1=P2V2P1V1=2P1×3V1P1V1=6\frac{P_1V_1}{T_1} = \frac{P_2V_2}{T_2} \Rightarrow \frac{T_2}{T_1} = \frac{P_2V_2}{P_1V_1} = \frac{2P_1 \times 3V_1}{P_1V_1} = 6. گزینه‌های دیگر («1.51.5»، «22»، «0.670.67») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: دما در قانونِ گازهایِ آرمانی (PV=nRTPV=nRT) حتماً باید بر حسبِ کلوین باشد؛ این نکته پرکاربردترین تلهٔ کنکوری در کلِ فصلِ قوانینِ گازهاست.

9. کره توپر فلزی با شعاع RR را ΔT\Delta T گرم می‌کنیم. اگر α=20×106\alpha = 20\times10^{-6}، نسبت حجم نهایی به اولیه چند است؟ (ΔT=50 K\Delta T = 50\ \text{K})

  • 1.0031.003
  • 1.0011.001
  • 1.0061.006
  • 1.0091.009

پاسخنامه‌ی تحلیلی

V2V1=1+βΔT=1+3αΔT=1+3×20×106×50=1.003\frac{V_2}{V_1} = 1 + \beta\Delta T = 1 + 3\alpha\Delta T = 1 + 3 \times 20\times10^{-6} \times 50 = 1.003. گزینه‌های دیگر («1.0011.001»، «1.0061.006»، «1.0091.009») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: ΔT\Delta T همیشه باید (دمای نهایی) منهایِ (دمای اولیه، با علامتِ خودش) باشد؛ نادیده‌گرفتنِ علامتِ منفیِ دمایِ اولیه رایج‌ترین خطا در این نوع مسئله است.

10. گاز در حجم ثابت از 73°C-73°C به 127°C127°C گرم می‌شود. نسبت فشار نهایی به اولیه چند است؟

  • 22
  • 1.731.73
  • 44
  • 0.50.5

پاسخنامه‌ی تحلیلی

T1=200 KT_1 = 200\ \text{K}، T2=400 KT_2 = 400\ \text{K}. P2P1=T2T1=2\frac{P_2}{P_1} = \frac{T_2}{T_1} = 2. گزینه‌های دیگر («1.731.73»، «44»، «0.50.5») از خطاهای محاسباتیِ رایج در این نوع مسئله (مانندِ فراموش‌کردنِ یک ضریب، اشتباه در ΔT\Delta T، یا خلطِ دو فرمولِ مشابه) به دست می‌آیند و با محاسبهٔ دقیق تطابق ندارند. تلهٔ تستی: در قوانینِ گازها دما همیشه باید بر حسبِ کلوین باشد و نسبتِ دماهایِ سلسیوس هیچ معنایی ندارد؛ همچنین در فرایندهای چندمرحله‌ای باید حالتِ میانی را جداگانه نوشت، چون هر مرحله قانونِ خودش را دارد.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان