ماشین های ساده (هنر)
در کارگاه
یک مجسمهٔ سنگی سنگین را با دیلم بلند میکنی، دکور صحنه را با قرقره بالا میکشی، تختهٔ چوب را روی رمپ میرانی، و برای کندن یک پیچ آچار بلندتری برمیداری. هر بار داری با یک ماشین ساده کار میکنی — و همهٔ آنها یک منطق مشترک دارند.
ماشین چه میکند و چه نمیکند
ماشین وسیلهای است که اندازه، جهت یا نقطهٔ اثر نیرو را تغییر میدهد.
| کارکرد | نمونه |
|---|---|
| تقویت نیرو | دیلم، جک خودرو |
| تغییر جهت نیرو | قرقرهٔ ثابت پرچم |
| تقویت جابهجایی یا سرعت | جارو، انبرک، پارو |
اما هیچ ماشینی هر سه را با هم انجام نمیدهد و هیچ ماشینی انرژی نمیآفریند. با صرفنظر از اصطکاک:
این قانون طلایی مکانیک است: هرچه در نیرو به دست میآوری، دقیقاً همانقدر در مسافت از دست میدهی.
شش ماشین سادهٔ پایه در دو خانواده جای میگیرند: خانوادهٔ اهرم (اهرم، قرقره، چرخ و محور) و خانوادهٔ سطح شیبدار (سطح شیبدار، گوه، پیچ). چرخدنده هم عملاً چرخ و محورِ دندانهدار است.
گشتاور نیرو، زبان مشترک خانوادهٔ اهرم
بازوی گشتاور فاصلهٔ عمودی محور چرخش تا امتداد خط اثر نیروست، نه فاصله تا نقطهٔ اثر. اگر نیرو با بازوی زاویهٔ بسازد:
پس نیروی همراستا با بازو () هیچ نمیچرخاند و نیروی عمود () بیشترین گشتاور را میدهد — به همین دلیل آچار را عمود میکشی، نه مورب. قرارداد علامت هم ساده است: پادساعتگرد مثبت، ساعتگرد منفی.
تعادل کامل دو شرط دارد، نه یکی:
اولی یعنی شتاب خطی ندارد و دومی یعنی شتاب زاویهای ندارد. زوجنیرو — دو نیروی مساوی و مخالف که روی یک خط نیستند — برایند صفر دارد ولی جسم را میچرخاند؛ پس شرط اول بهتنهایی کافی نیست.
مزیت مکانیکی و بازده
اگر باشد ماشین نیرو را تقویت میکند، اگر فقط جهت را عوض میکند و اگر جابهجایی یا سرعت را تقویت میکند. نکتهٔ مهم: مزیت ایدهآل را فقط از روی هندسه میتوان به دست آورد، بیآنکه نیرویی اندازه بگیری.
چون همیشه است، مزیت واقعی همواره از ایدهآل کمتر است. سه دلیل همیشگیِ افت بازده: اصطکاک، وزن خودِ اجزای ماشین و تغییر شکل کشسان قطعات.
نمونه: سطح شیبداری به طول و ارتفاع داریم و برای بالا بردن جعبهای به وزن روی آن، نیروی لازم است؛ مزیتها و بازده چقدرند؟
اهرم
اهرم میلهای سخت است که حول تکیهگاه میچرخد. از شرط :
نوع اهرم را ترتیب سه نقطه روی میله تعیین میکند: تکیهگاه (ت)، نیروی مقاوم (م)، نیروی محرک (ح).
| نوع | ترتیب | مزیت مکانیکی | نمونهها |
|---|---|---|---|
| اول | ح — ت — م | میتواند ، یا باشد | الاکلنگ، قیچی، دیلم، انبردست |
| دوم | ت — م — ح | همیشه | فرغون، دربازکن، فندقشکن |
| سوم | ت — ح — م | همیشه | انبرک، جارو، ساعد انسان |
راه بهیادسپاری: حرفِ وسط در هر ترتیب بهترتیب ت، م، ح است. در نوع دوم بازوی محرک همیشه بلندتر است، پس تقویت نیرو قطعی است؛ در نوع سوم دقیقاً برعکس. فقط نوع اول به محل تکیهگاه بستگی دارد.
ساعد انسان اهرم نوع سوم است: عضله باید چند برابرِ وزنهٔ در دست نیرو بدهد، اما در عوض دست با جابهجایی کوچکِ عضله مسافت زیادی میپیماید. بدن، سرعت و دامنه را به قیمت نیرو خریده است.
قرقره
- قرقرهٔ ثابت: محورش جای ثابتی بسته شده؛ و فقط جهت نیرو را عوض میکند. در واقع اهرم نوع اول با دو بازوی برابر است.
- قرقرهٔ متحرک: همراه بار بالا و پایین میرود؛ ، چون دو رشته طناب وزن را نگه داشتهاند. در ازای نصف شدن نیرو، طناب دو برابرِ بار کشیده میشود.
اگر وزن خودِ قرقره () قابل صرفنظر نباشد:
در قرقرهٔ مرکب (کارگاه)، قاعدهای ساده هست:
فقط رشتههایی را بشمار که به قرقرهٔ متحرک یا خودِ بار وصلاند؛ رشتهای که دست میکشد تنها وقتی شمرده میشود که رو به بالا برود. افزودن قرقرهٔ ثابت به مزیت اضافه نمیکند و فقط کشیدن را راحتتر میکند، ولی هر قرقرهٔ متحرک مزیت را دو برابر میکند. و اگر باشد، برای بالا بردن بار به اندازهٔ ، طناب کشیده میشود.
چرخ و محور، چرخدنده و تسمه
دو استوانهٔ هممحور با شعاعهای متفاوت:
نیرو به چرخ (شعاع بزرگ) و بار به محور (شعاع کوچک). اگر برعکس عمل کنی، نیروی بیشتری لازم است ولی سرعت خروجی زیاد میشود. فرمان خودرو، دستگیرهٔ در، پیچگوشتی و چاه آب همه از این خانوادهاند.
برای دو چرخدندهٔ درگیر، با تعداد دنده و تعداد دور:
پس چرخدندهٔ کوچکتر همیشه تندتر میچرخد، گشتاور با تعداد دنده مستقیم و سرعت با آن معکوس است، و حاصلضربشان — یعنی توان — ثابت میماند. دو چرخدندهٔ درگیر خلاف جهت هم میچرخند؛ چرخدندهٔ واسط فقط جهت را همجهت میکند و نسبت سرعت نهایی را عوض نمیکند. در انتقال تسمهای هم برقرار است.
سطح شیبدار، گوه و پیچ
هرچه شیب ملایمتر، مزیت بیشتر — کاری که جادهٔ مارپیچ کوهستانی میکند. البته با اصطکاک، ملایمکردنِ بیحدِ شیب به سود ما نیست، چون بازده افت میکند.
گوه سطح شیبدارِ متحرک است: بهجای آنکه جسم روی آن برود، خودش در جسم پیش میرود (تبر، چاقو، اسکنهٔ حکاکی، میخ).
که طول گوه و ضخامت انتهای آن است؛ تیغهٔ تیزتر یعنی کوچکتر و برش آسانتر.
پیچ سطح شیبداری است که دور استوانه پیچیده شده و فاصلهٔ دو رزوه را گام () مینامند. با یک دور چرخاندنِ دستهای به شعاع ، دست مسیر را میپیماید و پیچ فقط پیش میرود:
گام ریزتر یعنی مزیت بیشتر. بازده پیچ کم است، ولی همین اصطکاک زیادِ رزوه است که خودقفلشوندگی میآورد و نمیگذارد بار زیر جک پایین بیفتد.
کار، توان و پایداری
توان همان چیزی است که ماشین نمیتواند تغییرش دهد؛ ماشین فقط توان را میان نیرو و سرعت بازتقسیم میکند.
مرکز جرم نقطهای است که میتوان کل جرم را در آن متمرکز فرض کرد:
جسم تا وقتی نمیافتد که خط قائمِ گذرنده از مرکز جرم درون سطح اتکا باشد. پایداری با پایینتر بودن مرکز جرم و پهنتر بودن سطح اتکا بیشتر میشود — قاعدهای که هر مجسمهساز و دکورساز باید در پایهٔ کارش رعایت کند.
| نوع تعادل | پس از جابهجایی کوچک | نمونه |
|---|---|---|
| پایدار | بازمیگردد | گلولهٔ ته کاسه |
| ناپایدار | بیشتر دور میشود | مداد ایستاده روی نوک |
| خنثی | در حالت جدید میماند | توپ روی سطح افقی |
فنر و آونگ
قانون هوک تا وقتی برقرار است که فنر از حد کشسانی نگذرد؛ علامت منفی در یعنی نیروی فنر همیشه بازگرداننده است. فنرهای موازی سفتتر میشوند () و فنرهای سری نرمتر () — دقیقاً برعکس قاعدهٔ مقاومتهای الکتریکی.
دورهٔ تناوب نوسانگر جرم-فنر به گرانش بستگی ندارد و دورهٔ تناوب آونگ ساده به جرم و دامنه (برای زاویههای کوچک، کمتر از حدود ). این استقلال از دامنه، همان همزمانی گالیله است. ساعت پاندولی را چنان میسازند که شود؛ با این یعنی طول نخ حدود یک متر.
تلههای رایج
۱. گشتاور نیرو بازوی عمود، نه فاصله تا نقطهٔ اثر.
۲. تعادل کامل هر دو شرط و را میخواهد. هنگام نوشتن ، محور را روی نقطهای بگذار که بیشترین نیروی مجهول از آن میگذرد تا حذف شود.
۳. مزیت ایدهآل از هندسه میآید و مزیت واقعی از نیروها؛ همیشه واقعی کمتر است و هیچ ماشینی بازده ندارد.
۴. مزیت مکانیکی بییکا است — نسبت دو نیرو یا دو طول.
۵. اهرم نوع دوم همیشه و نوع سوم همیشه ؛ فقط نوع اول هر دو حالت را میپذیرد.
۶. در قرقرهٔ مرکب، مزیت برابر تعداد رشتهطنابهای نگهدارندهٔ بار است، نه تعداد قرقرهها.