پرش به محتوای اصلی

05_آشنایی با فیزیک اتمی (علوم ریاضی)

بخشی از بانک سؤال طبقه‌بندی‌شده‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ی 30 درصدی درسنامه اصلی است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

آشنایی با فیزیک اتمی

تا پایان قرن نوزدهم، فیزیک بر سه پایه استوار بود: مکانیک نیوتونی، ترمودینامیک و الکترومغناطیس ماکسول — همان چیزی که «فیزیک کلاسیک» نامیده می‌شود. اما پدیده‌هایی مثل اثر فوتوالکتریک، طیف خطی اتم‌ها و ناپایداری مدل اتمی رادرفورد، فیزیک کلاسیک را ناتوان از توضیح نشان دادند و راه را برای نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی باز کردند.

اثر فوتوالکتریک

وقتی نور فرابنفش به فلز باردار منفی می‌تابد، الکترون‌ها از سطح آن فرار می‌کنند؛ نور مرئی چنین اثری ندارد. آزمایش دقیق‌تر نشان داد:

  • افزایش شدت نور فقط تعداد فوتوالکترون‌ها را زیاد می‌کند، نه انرژی‌شان را.
  • افزایش بسامد نور، انرژی جنبشی بیشینهٔ فوتوالکترون‌ها را زیاد می‌کند.
  • زیر یک بسامد آستانه، هیچ فوتوالکترونی آزاد نمی‌شود — حتی با نور بسیار پرشدت.

فیزیک کلاسیک هیچ‌کدام از این نتایج را پیش‌بینی نمی‌کرد. اینشتین در ۱۹۰۵ (برندهٔ نوبل ۱۹۲۱ برای همین کار، نه نظریهٔ نسبیت) پیشنهاد کرد نور از بسته‌های انرژی گسسته به نام فوتون ساخته شده:

E=hf=hcλ\boxed{E=hf=\frac{hc}{\lambda}}

که h=6.626×1034J⋅sh=6.626\times10^{-34}\,\text{J·s} ثابت پلانک است. با پایستگی انرژی:

Kmax=hfW0\boxed{K_{max}=hf-W_0}

که W0W_0 تابع کار فلز (کمینه انرژی لازم برای رهایی الکترون) است. بسامد آستانه: f0=W0/hf_0=W_0/h. یکای رایج انرژی در این مبحث الکترون‌ولت است:

1eV=1.60×1019J1\,\text{eV}=1.60\times10^{-19}\,\text{J}
فلز تابع کار (eV)
سزیم ۲.۱
سدیم ۲.۳
آلومینیوم ۴.۱
طلا ۵.۱

نکتهٔ کنکوری: فلزات سنگین مثل طلا تابع کار بزرگی دارند، پس نور مرئی نمی‌تواند از آن‌ها فوتوالکترون آزاد کند و به فرابنفش نیاز است.

طیف خطی اتم‌ها

جامد داغ طیف پیوسته می‌دهد؛ گاز رقیق داغ طیف خطی می‌دهد که مثل اثر انگشت هر عنصر منحصربه‌فرد است. طیف جذبی گاز سرد دقیقاً همان خطوطی را جذب می‌کند که در حالت گسیلی تولید می‌کرد — با همین روش ترکیب شیمیایی جو ستاره‌ها شناخته می‌شود.

برای هیدروژن، رابطهٔ ریدبرگ خطوط طیفی را پیش‌بینی می‌کند:

1λ=RH(1nL21nU2)\boxed{\frac{1}{\lambda}=R_H\left(\frac{1}{n_L^2}-\frac{1}{n_U^2}\right)}

ردیف لیمان (به n=1n=1) در فرابنفش، بالمر (به n=2n=2) در نور مرئی، و پاشن و بالاتر در فروسرخ قرار دارند.

مدل اتمی بور

آزمایش رادرفورد نشان داد اتم از هستهٔ کوچک و متراکم مثبت (شعاع حدود 1015m10^{-15}\,\text{m}) و الکترون‌های اطراف آن (شعاع اتم حدود 1010m10^{-10}\,\text{m}) تشکیل شده — نسبتی مثل مگسی در مرکز یک استادیوم فوتبال. اما طبق الکترومغناطیس کلاسیک، الکترون شتاب‌دار باید پیوسته تابش کند، انرژی از دست بدهد و طی 1011s10^{-11}\,\text{s} به هسته سقوط کند؛ در حالی که اتم‌ها پایدارند.

بور در ۱۹۱۳ این تناقض را با سه فرض حل کرد: تکانهٔ زاویه‌ای الکترون فقط مقادیر گسسته می‌گیرد (L=nL=n\hbar)، الکترون در مدار مجاز تابش نمی‌کند، و گذار بین ترازها با گسیل یا جذب یک فوتون همراه است (hf=EUELhf=E_U-E_L). نتیجه برای هیدروژن:

rn=a0n2En=13.6eVn2\boxed{r_n=a_0n^2}\qquad \boxed{E_n=-\frac{13.6\,\text{eV}}{n^2}}

که a0=0.529A˚a_0=0.529\,\text{Å} شعاع بور است.

nn EnE_n (eV) نام تراز
۱ 13.6-13.6 حالت پایه
۲ 3.4-3.4 اول برانگیخته
۳ 1.51-1.51 دوم برانگیخته
\infty 00 یونش

حالت پایه (n=1n=1) انرژی 13.6eV-13.6\,\text{eV} دارد؛ برای یونش کامل هیدروژن از حالت پایه، دقیقاً به همین مقدار انرژی نیاز است. هرچه nn بزرگ‌تر، انرژی کمتر منفی و الکترون کمتر به هسته مقید است. مدل بور فقط برای اتم‌های تک‌الکترونی (H, He⁺, Li²⁺) درست جواب می‌دهد و بعدها با مکانیک کوانتومی کامل شد.

لیزر

سه نوع برهم‌کنش فوتون-اتم وجود دارد: جذب، گسیل خودبه‌خودی (فوتون تصادفی و بی‌فاز)، و گسیل القایی — فوتونی که به اتم برانگیخته برخورد کند و دو فوتون هم‌فاز و هم‌جهت تولید کند. لیزر بر پایهٔ همین گسیل القایی و با ایجاد وارونی جمعیت (اتم برانگیخته بیشتر از پایه) کار می‌کند، و برخلاف نور معمولی، تک‌فام، همدوس و کم‌واگراست.

در لیزر هلیم-نئون، تخلیهٔ الکتریکی ابتدا هلیم را برانگیخته می‌کند؛ برخورد هلیم با نئون انرژی را منتقل و وارونی جمعیت در نئون ایجاد می‌کند، و بازتاب پیاپی بین دو آینه «بهمن فوتونی» می‌سازد. تئودور مایمن نخستین لیزر (یاقوتی) را در ۱۹۶۰ ساخت.

حوزه کاربرد
صنعت برش، جوشکاری، چاپ
ارتباطات فیبر نوری، CD/DVD
پزشکی جراحی چشم (LASIK)، دندان‌پزشکی
علمی طیف‌سنجی، هولوگرافی

نمونهٔ حل‌شده

آیا نور سدیم با λ=589nm\lambda=589\,\text{nm} می‌تواند از فلز طلا (W0=5.1eVW_0=5.1\,\text{eV}) الکترون آزاد کند؟

E=hcλ2.11eV<W0=5.1eVE=\frac{hc}{\lambda}\approx 2.11\,\text{eV} < W_0=5.1\,\text{eV}

پس نه — انرژی فوتون کمتر از تابع کار طلاست و اثر فوتوالکتریک رخ نمی‌دهد.

طول موج فوتون گسیلی در گذار الکترون هیدروژن از n=4n=4 به n=2n=2 (ردیف بالمر) چقدر است؟

ΔE=E4E2=0.85(3.4)=2.55eV\Delta E=E_4-E_2=-0.85-(-3.4)=2.55\,\text{eV}
λ=hcΔE486.6nm(نور آبی)\lambda=\frac{hc}{\Delta E}\approx 486.6\,\text{nm}\quad(\text{نور آبی})

نکات کنکوری مهم

  • شدت نور تعداد فوتوالکترون‌ها را زیاد می‌کند، نه انرژی‌شان را؛ فقط بسامد نور تعیین‌کنندهٔ KmaxK_{max} است.
  • اگر f<f0f<f_0، حتی با نور بی‌نهایت پرشدت هم هیچ فوتوالکترونی آزاد نمی‌شود.
  • گذار به تراز پایین‌تر همراه با گسیل فوتون است؛ گذار به تراز بالاتر همراه با جذب فوتون.
  • ردیف لیمان در فرابنفش، بالمر در نور مرئی، پاشن و ردیف‌های بالاتر در فروسرخ قرار دارند.

نمونه تست

پاسخنامه‌ی تحلیلی سه‌بخشی برای هر سؤال

  • چرا گزینه‌ی درست، درست است
  • چرا هر گزینه‌ی دیگر غلط است
  • تله‌ی تستی‌ای که باید بشناسی

1. در آزمایش اثر فوتوالکتریک، اگر دو فلز متفاوت A و B به‌ترتیب دارای تابع کار WA=2.3eVW_A = 2.3\,\text{eV} و WB=5.1eVW_B = 5.1\,\text{eV} باشند، و نوری با طول موج λ=350nm\lambda = 350\,\text{nm} به آن‌ها بتابد، کدام گزینه درست است؟ (h=4.136×1015eV⋅sh = 4.136\times10^{-15}\,\text{eV·s}, c=3×108m/sc = 3\times10^8\,\text{m/s})

  • فوتوالکترون از هر دو فلز گسیل می‌شود، اما بیشینه انرژی جنبشی آن‌ها برای A بیشتر از B است.
  • فوتوالکترون فقط از A گسیل می‌شود و بیشینه انرژی جنبشی آن 1.25eV1.25\,\text{eV} است.
  • فوتوالکترون فقط از B گسیل می‌شود و بیشینه انرژی جنبشی آن 3.54eV3.54\,\text{eV} است.
  • فوتوالکترون از هیچ‌کدام گسیل نمی‌شود، زیرا طول موج کمتر از λ0\lambda_0 هر دو فلز است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فوتوالکترون فقط از A گسیل می‌شود و بیشینه انرژی جنبشی آن 1.25eV1.25\,\text{eV} است.» درست است زیرا انرژی فوتون E=hc/λ=3.55eVE = hc/\lambda = 3.55\,\text{eV} است که از WAW_A بیشتر، اما از WBW_B کمتر است. بنابراین اثر فقط برای A رخ می‌دهد و Kmax=EWA=1.25eVK_{max} = E - W_A = 1.25\,\text{eV}. گزینهٔ «فوتوالکترون از هر دو فلز گسیل می‌شود، اما بیشینه انرژی جنبشی آن‌ها برای A بیشتر از B است.» نادرست است چون B گسیل ندارد؛ گزینهٔ «فوتوالکترون فقط از B گسیل می‌شود و بیشینه انرژی جنبشی آن 3.54eV3.54\,\text{eV} است.» انرژی را برای B اشتباه محاسبه کرده؛ گزینهٔ «فوتوالکترون از هیچ‌کدام گسیل نمی‌شود، زیرا طول موج کمتر از λ0\lambda_0 هر دو فلز است.» λ0\lambda_0 را برای A بزرگ‌تر از 350nm350\,\text{nm} اشتباه گرفته است. تلهٔ تستی: تابعِ کار و انرژیِ فوتون دو کمیتِ متفاوت‌اند که با تفریق (نه جمع) به Kmax=hfW0K_{\max}=hf-W_0 می‌رسند؛ جابه‌جاکردنِ عملگرِ جمع و تفریق رایج‌ترین خطاست.

2. برای اتم هیدروژن در مدل بور، اگر الکترون از تراز n=5n=5 به n=3n=3 گذار کند و سپس از n=3n=3 به n=2n=2، کدام یک از گزینه‌های زیر درباره این دو فوتون گسیلی درست است؟ (ثابت ریدبرگ RH=1.097×107m1R_H = 1.097\times10^7\,\text{m}^{-1})

  • طول موج فوتون اول کوتاه‌تر از فوتون دوم است و هر دو در ناحیه مرئی طیف قرار دارند.
  • طول موج فوتون اول بلندتر از فوتون دوم است و فوتون اول در ناحیه فروسرخ قرار دارد.
  • انرژی فوتون اول برابر انرژی فوتون دوم است و هر دو در ناحیه فرابنفش هستند.
  • طول موج فوتون اول بلندتر از فوتون دوم است و هر دو در ناحیه مرئی قرار دارند.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«طول موج فوتون اول بلندتر از فوتون دوم است و فوتون اول در ناحیه فروسرخ قرار دارد.» درست است زیرا با رابطه 1λ=RH(1nL21nU2)\frac{1}{\lambda} = R_H(\frac{1}{n_L^2} - \frac{1}{n_U^2})، گذار 535\to3 طول موج λ11282nm\lambda_1 \approx 1282\,\text{nm} (فروسرخ، ردیف پاشن) و گذار 323\to2 طول موج λ2656nm\lambda_2 \approx 656\,\text{nm} (مرئی، ردیف بالمر) می‌دهد. بنابراین λ1>λ2\lambda_1 > \lambda_2. گزینهٔ «طول موج فوتون اول کوتاه‌تر از فوتون دوم است و هر دو در ناحیه مرئی طیف قرار دارند.» نادرست است چون λ1>λ2\lambda_1 > \lambda_2 نه کوتاه‌تر؛ گزینهٔ «انرژی فوتون اول برابر انرژی فوتون دوم است و هر دو در ناحیه فرابنفش هستند.» انرژی‌ها را برابر فرض کرده درحالی‌که برابر نیستند؛ گزینهٔ «طول موج فوتون اول بلندتر از فوتون دوم است و هر دو در ناحیه مرئی قرار دارند.» λ1\lambda_1 را در ناحیهٔ مرئی می‌داند درحالی‌که در فروسرخ است. تلهٔ تستی: بلندترشدنِ طول‌موج با کاهشِ اختلافِ انرژیِ گذار متناظر است؛ گذاری با nUn_U بزرگ‌تر و nLn_L بزرگ‌تر لزوماً پرانرژی‌تر نیست.

3. در یک لیزر هلیم-نئون با طول موج λ=632.8nm\lambda = 632.8\,\text{nm}، توانِ مصرفیِ (ورودیِ) لیزر 5mW5\,\text{mW} و بازدهِ آن 0.1%0.1\% است. تعداد فوتون‌های گسیل‌شده در هر ثانیه از این لیزر کدام است؟ (h=6.626×1034J⋅sh = 6.626\times10^{-34}\,\text{J·s}, c=3×108m/sc = 3\times10^8\,\text{m/s})

  • 1.6×10161.6\times10^{16}
  • 8.0×10158.0\times10^{15}
  • 3.2×10143.2\times10^{14}
  • 1.6×10131.6\times10^{13}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«1.6×10131.6\times10^{13}» درست است. گام ۱ — انرژی هر فوتون: E=hcλ=(6.626×1034)(3×108)632.8×109=3.14×1019JE=\frac{hc}{\lambda}=\frac{(6.626\times10^{-34})(3\times10^8)}{632.8\times10^{-9}}=3.14\times10^{-19}\,\text{J}. گام ۲ — توانِ نوریِ خروجی: بازدهِ 0.1%0.1\% یعنی η=0.001\eta=0.001، پس Pout=ηPin=0.001×(5×103)=5×106WP_{out}=\eta P_{in}=0.001\times(5\times10^{-3})=5\times10^{-6}\,\text{W}. گام ۳ — تعدادِ فوتون در ثانیه: N=PoutE=5×1063.14×1019=1.59×10131.6×1013N=\frac{P_{out}}{E}=\frac{5\times10^{-6}}{3.14\times10^{-19}}=1.59\times10^{13}\approx1.6\times10^{13}. وارسیِ مستقل (حرکت در جهتِ عکس): 1.6×1013×3.14×1019=5.02×106W1.6\times10^{13}\times3.14\times10^{-19}=5.02\times10^{-6}\,\text{W}، که همان توانِ خروجیِ 5μW5\,\mu\text{W} است؛ ضمناً E=3.14×1019JE=3.14\times10^{-19}\,\text{J} معادلِ 1240/632.8=1.96eV1240/632.8=1.96\,\text{eV} است که برایِ نورِ سرخِ مرئی درست است. ردِ سایر گزینه‌ها: «1.6×10161.6\times10^{16}» بازده را کلاً نادیده گرفته و کلِ 5mW5\,\text{mW} را نورِ خروجی فرض کرده است؛ «3.2×10143.2\times10^{14}» بازده را 2%2\% گرفته است؛ «8.0×10158.0\times10^{15}» نصفِ حالتِ بی‌بازده است و هیچ مبنایِ فیزیکی ندارد. تلهٔ تستی: بازده در توانِ **ورودی** ضرب می‌شود تا توانِ نوریِ خروجی به دست آید؛ اگر مستقیماً توانِ ورودی را بر انرژیِ فوتون تقسیم کنی، پاسخ هزار برابرِ مقدارِ درست می‌شود.

4. کدام یک از عبارات زیر درباره گسیل القایی در لیزر نادرست است؟

  • در این فرایند، یک فوتون باعث گسیل فوتون دومی با بسامد و فاز یکسان می‌شود.
  • شرط وقوع گسیل القایی، وجود وارونی جمعیت در محیط فعال است.
  • فوتون گسیل شده در این فرایند، نسبت به فوتون محرک، جهت حرکت متفاوتی دارد.
  • گسیل القایی توسط اینشتین پیش‌بینی شد و مبنای کار لیزر است.

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«فوتون گسیل شده در این فرایند، نسبت به فوتون محرک، جهت حرکت متفاوتی دارد» نادرست است، زیرا در گسیل القایی فوتون گسیلی هم‌جهت و هم‌فاز با فوتون محرک است. سایر گزینه‌ها صحیح هستند. تلهٔ تستی: تمایزِ گسیلِ القایی از خودبه‌خودی صرفاً بر اساسِ هم‌فازی و هم‌جهتیِ فوتونِ خروجی با فوتونِ محرک است؛ این دو مفهوم را نباید با «جذب» یا با شرطِ وارونیِ جمعیت اشتباه گرفت.

5. در مدل بور برای اتم هیدروژن، اگر الکترون از تراز n=5n=5 به تراز n=2n=2 گذار کند، طول موج فوتون گسیلی چند نانومتر است؟ (RH=1.097×107m1R_H = 1.097 \times 10^7\,\text{m}^{-1})

  • 364.6364.6
  • 434.1434.1
  • 486.2486.2
  • 656.3656.3

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«434.1434.1» درست است زیرا از رابطه 1λ=RH(122152)=RH(14125)=RH×21100\frac{1}{\lambda}=R_H(\frac{1}{2^2}-\frac{1}{5^2})=R_H(\frac{1}{4}-\frac{1}{25})=R_H\times\frac{21}{100}، λ=10021×1.097×107=4.341×107m=434.1nm\lambda=\frac{100}{21\times1.097\times10^7}=4.341\times10^{-7}\,\text{m}=434.1\,\text{nm} به دست می‌آید. گزینه 486.2nm486.2\,\text{nm} مربوط به گذار 424\to2، گزینه 656.3nm656.3\,\text{nm} مربوط به گذار 323\to2، و 364.6nm364.6\,\text{nm} حد سری بالمر است. تلهٔ تستی: پیش از انتخابِ پاسخ، باید دقتِ محاسباتی و تطبیقِ دقیقِ فرمول با داده‌های سؤال بازبینی شود؛ خطاهایِ رایج معمولاً از جابه‌جاییِ اعداد یا فرمول‌هایِ مشابه ناشی می‌شوند.

6. نوری با بسامد 6.5×1014Hz6.5\times10^{14}\,\text{Hz} به سطح یک فلز با تابع کار 1.8eV1.8\,\text{eV} می‌تابد. بیشینه انرژی جنبشی فوتوالکترون‌های گسیلی چند الکترون‌ولت است؟ (h=4.136×1015eV⋅sh=4.136\times10^{-15}\,\text{eV·s})

  • 0.890.89
  • 1.081.08
  • 1.721.72
  • 2.692.69

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«0.890.89» درست است زیرا Kmax=hfW0=(4.136×1015×6.5×1014)1.8=2.68841.8=0.88840.89eVK_{\max}=hf-W_0=(4.136\times10^{-15}\times6.5\times10^{14})-1.8=2.6884-1.8=0.8884\approx0.89\,\text{eV}. گزینه 1.081.08 اگر از hfhf اشتباه 2.882.88 محاسبه شود، گزینه 1.721.72 حاصل hfW0hf-W_0 با hfhf نادرست 3.523.52، و گزینه 2.692.69 برابر hfhf است. تلهٔ تستی: تابعِ کار و انرژیِ فوتون دو کمیتِ متفاوت‌اند که با تفریق (نه جمع) به Kmax=hfW0K_{\max}=hf-W_0 می‌رسند؛ جابه‌جاکردنِ عملگرِ جمع و تفریق رایج‌ترین خطاست.

7. در مدل بور، انرژی یونش یک اتم هیدروژن 13.6eV13.6\,\text{eV} است. انرژی یونش اتم He+\text{He}^+، که یک الکترون دارد و عدد اتمی آن Z=2Z=2 است، چند الکترون‌ولت است؟

  • 6.86.8
  • 13.613.6
  • 27.227.2
  • 54.454.4

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«54.454.4» درست است زیرا En=13.6Z2n2E_n=-\frac{13.6Z^2}{n^2} و انرژی یونش EE1=0(13.6Z2)=13.6×22=13.6×4=54.4eVE_\infty-E_1=0-(-13.6Z^2)=13.6\times2^2=13.6\times4=54.4\,\text{eV}. گزینه 27.227.2 حاصل 13.6×213.6\times2 (یعنی ZZ نه Z2Z^2)، گزینه 13.613.6 مربوط به هیدروژن، و 6.86.8 حاصل تقسیم 13.613.6 بر 22 است که نادرست است. تلهٔ تستی: انرژیِ یونش از هر تراز برابرِ قدرمطلقِ انرژیِ همان تراز است؛ نباید آن را با اختلافِ انرژیِ دو تراز (که برایِ گذارهایِ معمولی به‌کار می‌رود) اشتباه گرفت.

8. نور فرابنفشی با طول موج λ=250nm\lambda = 250\,\text{nm} به صفحه‌ای از جنس ناشناخته می‌تابد و بیشینه انرژی جنبشی فوتوالکترون‌های گسیل‌شده 1.5eV1.5\,\text{eV} اندازه‌گیری می‌شود. اگر همان صفحه با نور دیگری با بسامد f=1.8×1015Hzf = 1.8\times10^{15}\,\text{Hz} تابیده شود، ولتاژ متوقف‌کننده (Vs)(V_s) چند ولت خواهد بود؟ (h=4.136×1015eVsh = 4.136\times10^{-15}\,\text{eV}\cdot\text{s}، hc=1240eVnmhc = 1240\,\text{eV}\cdot\text{nm})

  • 0.98V0.98\,\text{V}
  • 3.98V3.98\,\text{V}
  • 5.94V5.94\,\text{V}
  • 7.44V7.44\,\text{V}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«3.98V3.98\,\text{V}» درست است. گام ۱ — تابعِ کارِ فلز از آزمایشِ نخست: E1=hcλ=1240250=4.96eVE_1=\frac{hc}{\lambda}=\frac{1240}{250}=4.96\,\text{eV} و از Kmax=E1W0K_{\max}=E_1-W_0 داریم W0=4.961.5=3.46eVW_0=4.96-1.5=3.46\,\text{eV}. گام ۲ — انرژیِ فوتونِ دوم: E2=hf=(4.136×1015)(1.8×1015)=7.44eVE_2=hf=(4.136\times10^{-15})(1.8\times10^{15})=7.44\,\text{eV}. گام ۳ — Kmax=E2W0=7.443.46=3.98eVK_{\max}'=E_2-W_0=7.44-3.46=3.98\,\text{eV} و چون eVs=KmaxeV_s=K_{\max}'، عددِ VsV_s بر حسبِ ولت با عددِ KmaxK_{\max}' بر حسبِ الکترون‌ولت برابر است: Vs=3.98VV_s=3.98\,\text{V}. وارسیِ مستقل: W0=3.46eVW_0=3.46\,\text{eV} یعنی طول‌موجِ آستانه λ0=1240/3.46=358nm\lambda_0=1240/3.46=358\,\text{nm}؛ فوتونِ دوم طول‌موجِ c/f=167nmc/f=167\,\text{nm} دارد که از λ0\lambda_0 بسیار کوتاه‌تر است، پس گسیل قطعی است و KmaxK_{\max} باید از 1.5eV1.5\,\text{eV} بزرگ‌تر باشد — با 3.983.98 سازگار است. ردِ سایر گزینه‌ها: «0.98V0.98\,\text{V}» از جمعِ اشتباهِ 4.96+1.5=6.464.96+1.5=6.46 برایِ W0W_0 می‌آید؛ «5.94V5.94\,\text{V}» تابعِ کار را با KmaxK_{\max}ی اولیه (1.5eV1.5\,\text{eV}) اشتباه گرفته است؛ «7.44V7.44\,\text{V}» کسرِ تابعِ کار را کلاً فراموش کرده و خودِ انرژیِ فوتون است. تلهٔ تستی: تابعِ کار خاصیتِ فلز است و در هر دو آزمایش یکسان می‌ماند؛ باید نخست آن را از دادهٔ آزمایشِ اول بیرون کشید، نه اینکه 1.5eV1.5\,\text{eV} را مستقیماً به‌جای W0W_0 به کار برد.

9. در مدل بور برای اتم هیدروژن، الکترون از تراز n=4n=4 به تراز n=2n=2 گذار می‌کند. اگر انرژی یونش هیدروژن 13.6eV13.6\,\text{eV} و ثابت پلانک h=4.136×1015eV⋅sh = 4.136 \times 10^{-15}\,\text{eV·s} باشد، طول موج فوتون گسیلی در کدام ناحیه از طیف الکترومغناطیسی قرار دارد و مقدار آن بر حسب نانومتر کدام است؟

  • فرابنفش، 122nm122\,\text{nm}
  • مرئی، 486nm486\,\text{nm}
  • فروسرخ، 1875nm1875\,\text{nm}
  • مرئی، 656nm656\,\text{nm}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

«مرئی، 486nm486\,\text{nm}» درست است. انرژی ترازها: E4=13.616=0.85eVE_4 = -\frac{13.6}{16} = -0.85\,\text{eV}، E2=13.64=3.4eVE_2 = -\frac{13.6}{4} = -3.4\,\text{eV}. اختلاف انرژی ΔE=E4E2=2.55eV\Delta E = E_4 - E_2 = 2.55\,\text{eV}. طول موج از λ=hcΔE=1240eV⋅nm2.55eV486nm\lambda = \frac{hc}{\Delta E} = \frac{1240\,\text{eV·nm}}{2.55\,\text{eV}} \approx 486\,\text{nm} که در ناحیه مرئی (ردیف بالمر) قرار دارد. سایر گزینه‌ها: 122nm122\,\text{nm} مربوط به گذار لیمان 212\to1، 1875nm1875\,\text{nm} مربوط به گذار پاشن 434\to3، و 656nm656\,\text{nm} مربوط به گذار بالمر 323\to2 است. تلهٔ تستی: انرژیِ یونش از هر تراز برابرِ قدرمطلقِ انرژیِ همان تراز است؛ نباید آن را با اختلافِ انرژیِ دو تراز (که برایِ گذارهایِ معمولی به‌کار می‌رود) اشتباه گرفت.

10. در یک آزمایش فوتوالکتریک، ولتاژ متوقف‌کننده برای نور با بسامد ff برابر VsV_s است. اگر بسامد نور دو برابر شود، ولتاژ متوقف‌کننده جدید VsV_s' کدام است؟ (تابع کار فلز W0W_0 و بار الکترون ee است.)

  • Vs=2Vs+W0eV_s' = 2V_s + \frac{W_0}{e}
  • Vs=2Vs+2W0eV_s' = 2V_s + \frac{2W_0}{e}
  • Vs=2VsW0eV_s' = 2V_s - \frac{W_0}{e}
  • Vs=Vs+hfeV_s' = V_s + \frac{hf}{e}

پاسخنامه‌ی تحلیلی

گزینه «Vs=2Vs+W0eV_s' = 2V_s + \frac{W_0}{e}» درست است. از رابطه eVs=hfW0eV_s = hf - W_0، داریم Vs=hfW0eV_s = \frac{hf - W_0}{e}. برای بسامد 2f2f، eVs=2hfW0eV_s' = 2hf - W_0. با حذف hfhf از دو معادله، Vs=2Vs+W0eV_s' = 2V_s + \frac{W_0}{e} به دست می‌آید. سایر گزینه‌ها از ساده‌سازی ناقص یا نادیده گرفتن تابع کار حاصل می‌شوند. تلهٔ تستی: تابعِ کار و انرژیِ فوتون دو کمیتِ متفاوت‌اند که با تفریق (نه جمع) به Kmax=hfW0K_{\max}=hf-W_0 می‌رسند؛ جابه‌جاکردنِ عملگرِ جمع و تفریق رایج‌ترین خطاست.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان