پرش به محتوای اصلی

فیزیک اتمی و مدل بور (فیزیک ۳)

خلاصه‌ای از درسنامه‌ی این مبحث در کوئیز سنتر — رایگان و بدون نیاز به ثبت‌نام

خلاصه‌ی درسنامه

این خلاصه‌ای از درسنامه‌ی کامل است. متن کامل با همه‌ی نکته‌ها، مثال‌های حل‌شده و جمع‌بندی، با ثبت‌نام رایگان در دسترست قرار می‌گیرد.

آشنایی با فیزیک اتمی

تا پایان قرن نوزدهم، فیزیک بر سه پایه استوار بود: مکانیک نیوتونی، ترمودینامیک و الکترومغناطیس ماکسول — همان چیزی که «فیزیک کلاسیک» نامیده می‌شود. اما پدیده‌هایی مثل اثر فوتوالکتریک، طیف خطی اتم‌ها و ناپایداری مدل اتمی رادرفورد، فیزیک کلاسیک را ناتوان از توضیح نشان دادند و راه را برای نسبیت اینشتین و مکانیک کوانتومی باز کردند.

اثر فوتوالکتریک

وقتی نور فرابنفش به فلز باردار منفی می‌تابد، الکترون‌ها از سطح آن فرار می‌کنند؛ نور مرئی چنین اثری ندارد. آزمایش دقیق‌تر نشان داد:

  • افزایش شدت نور فقط تعداد فوتوالکترون‌ها را زیاد می‌کند، نه انرژی‌شان را.
  • افزایش بسامد نور، انرژی جنبشی بیشینهٔ فوتوالکترون‌ها را زیاد می‌کند.
  • زیر یک بسامد آستانه، هیچ فوتوالکترونی آزاد نمی‌شود — حتی با نور بسیار پرشدت.

فیزیک کلاسیک هیچ‌کدام از این نتایج را پیش‌بینی نمی‌کرد. اینشتین در ۱۹۰۵ (برندهٔ نوبل ۱۹۲۱ برای همین کار، نه نظریهٔ نسبیت) پیشنهاد کرد نور از بسته‌های انرژی گسسته به نام فوتون ساخته شده:

E=hf=hcλ\boxed{E=hf=\frac{hc}{\lambda}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

که h=6.626×10−34 J⋅sh=6.626\times10^{-34}\,\text{J·s}ادامهٔ فرمول را افقی ببین ثابت پلانک است. با پایستگی انرژی:

Kmax=hf−W0\boxed{K_{max}=hf-W_0}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

که W0W_0ادامهٔ فرمول را افقی ببین تابع کار فلز (کمینه انرژی لازم برای رهایی الکترون) است. بسامد آستانه: f0=W0/hf_0=W_0/hادامهٔ فرمول را افقی ببین. یکای رایج انرژی در این مبحث الکترون‌ولت است:

1 eV=1.60×10−19 J1\,\text{eV}=1.60\times10^{-19}\,\text{J}ادامهٔ فرمول را افقی ببین
فلز تابع کار (eV)
سزیم ۲.۱
سدیم ۲.۳
آلومینیوم ۴.۱
طلا ۵.۱

نکتهٔ کنکوری: فلزات سنگین مثل طلا تابع کار بزرگی دارند، پس نور مرئی نمی‌تواند از آن‌ها فوتوالکترون آزاد کند و به فرابنفش نیاز است.

طیف خطی اتم‌ها

جامد داغ طیف پیوسته می‌دهد؛ گاز رقیق داغ طیف خطی می‌دهد که مثل اثر انگشت هر عنصر منحصربه‌فرد است. طیف جذبی گاز سرد دقیقاً همان خطوطی را جذب می‌کند که در حالت گسیلی تولید می‌کرد — با همین روش ترکیب شیمیایی جو ستاره‌ها شناخته می‌شود.

برای هیدروژن، رابطهٔ ریدبرگ خطوط طیفی را پیش‌بینی می‌کند:

1λ=RH(1nL2−1nU2)\boxed{\frac{1}{\lambda}=R_H\left(\frac{1}{n_L^2}-\frac{1}{n_U^2}\right)}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

ردیف لیمان (به n=1n=1ادامهٔ فرمول را افقی ببین) در فرابنفش، بالمر (به n=2n=2ادامهٔ فرمول را افقی ببین) در نور مرئی، و پاشن و بالاتر در فروسرخ قرار دارند.

مدل اتمی بور

آزمایش رادرفورد نشان داد اتم از هستهٔ کوچک و متراکم مثبت (شعاع حدود 10−15 m10^{-15}\,\text{m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) و الکترون‌های اطراف آن (شعاع اتم حدود 10−10 m10^{-10}\,\text{m}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) تشکیل شده — نسبتی مثل مگسی در مرکز یک استادیوم فوتبال. اما طبق الکترومغناطیس کلاسیک، الکترون شتاب‌دار باید پیوسته تابش کند، انرژی از دست بدهد و طی 10−11 s10^{-11}\,\text{s}ادامهٔ فرمول را افقی ببین به هسته سقوط کند؛ در حالی که اتم‌ها پایدارند.

بور در ۱۹۱۳ این تناقض را با سه فرض حل کرد: تکانهٔ زاویه‌ای الکترون فقط مقادیر گسسته می‌گیرد (L=nℏL=n\hbarادامهٔ فرمول را افقی ببین)، الکترون در مدار مجاز تابش نمی‌کند، و گذار بین ترازها با گسیل یا جذب یک فوتون همراه است (hf=EU−ELhf=E_U-E_Lادامهٔ فرمول را افقی ببین). نتیجه برای هیدروژن:

rn=a0n2En=−13.6 eVn2\boxed{r_n=a_0n^2}\qquad \boxed{E_n=-\frac{13.6\,\text{eV}}{n^2}}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

که a0=0.529 A˚a_0=0.529\,\text{Å}ادامهٔ فرمول را افقی ببین شعاع بور است.

nnادامهٔ فرمول را افقی ببین EnE_nادامهٔ فرمول را افقی ببین (eV) نام تراز
۱ −13.6-13.6ادامهٔ فرمول را افقی ببین حالت پایه
۲ −3.4-3.4ادامهٔ فرمول را افقی ببین اول برانگیخته
۳ −1.51-1.51ادامهٔ فرمول را افقی ببین دوم برانگیخته
∞\inftyادامهٔ فرمول را افقی ببین 00ادامهٔ فرمول را افقی ببین یونش

حالت پایه (n=1n=1ادامهٔ فرمول را افقی ببین) انرژی −13.6 eV-13.6\,\text{eV}ادامهٔ فرمول را افقی ببین دارد؛ برای یونش کامل هیدروژن از حالت پایه، دقیقاً به همین مقدار انرژی نیاز است. هرچه nnادامهٔ فرمول را افقی ببین بزرگ‌تر، انرژی کمتر منفی و الکترون کمتر به هسته مقید است. مدل بور فقط برای اتم‌های تک‌الکترونی (H, He⁺, Li²⁺) درست جواب می‌دهد و بعدها با مکانیک کوانتومی کامل شد.

لیزر

سه نوع برهم‌کنش فوتون-اتم وجود دارد: جذب، گسیل خودبه‌خودی (فوتون تصادفی و بی‌فاز)، و گسیل القایی — فوتونی که به اتم برانگیخته برخورد کند و دو فوتون هم‌فاز و هم‌جهت تولید کند. لیزر بر پایهٔ همین گسیل القایی و با ایجاد وارونی جمعیت (اتم برانگیخته بیشتر از پایه) کار می‌کند، و برخلاف نور معمولی، تک‌فام، همدوس و کم‌واگراست.

در لیزر هلیم-نئون، تخلیهٔ الکتریکی ابتدا هلیم را برانگیخته می‌کند؛ برخورد هلیم با نئون انرژی را منتقل و وارونی جمعیت در نئون ایجاد می‌کند، و بازتاب پیاپی بین دو آینه «بهمن فوتونی» می‌سازد. تئودور مایمن نخستین لیزر (یاقوتی) را در ۱۹۶۰ ساخت.

حوزه کاربرد
صنعت برش، جوشکاری، چاپ
ارتباطات فیبر نوری، CD/DVD
پزشکی جراحی چشم (LASIK)، دندان‌پزشکی
علمی طیف‌سنجی، هولوگرافی

نمونهٔ حل‌شده

آیا نور سدیم با λ=589 nm\lambda=589\,\text{nm}ادامهٔ فرمول را افقی ببین می‌تواند از فلز طلا (W0=5.1 eVW_0=5.1\,\text{eV}ادامهٔ فرمول را افقی ببین) الکترون آزاد کند؟

E=hcλ≈2.11 eV<W0=5.1 eVE=\frac{hc}{\lambda}\approx 2.11\,\text{eV} < W_0=5.1\,\text{eV}ادامهٔ فرمول را افقی ببین

پس نه — انرژی فوتون کمتر از تابع کار طلاست و اثر فوتوالکتریک رخ نمی‌دهد.

طول موج فوتون گسیلی در گذار الکترون هیدروژن از n=4n=4ادامهٔ فرمول را افقی ببین به n=2n=2ادامهٔ فرمول را افقی ببین (ردیف بالمر) چقدر است؟

ΔE=E4−E2=−0.85−(−3.4)=2.55 eV\Delta E=E_4-E_2=-0.85-(-3.4)=2.55\,\text{eV}ادامهٔ فرمول را افقی ببینλ=hcΔE≈486.6 nm(نور آبی)\lambda=\frac{hc}{\Delta E}\approx 486.6\,\text{nm}\quad(\text{نور آبی})ادامهٔ فرمول را افقی ببین

نکات کنکوری مهم

  • شدت نور تعداد فوتوالکترون‌ها را زیاد می‌کند، نه انرژی‌شان را؛ فقط بسامد نور تعیین‌کنندهٔ KmaxK_{max}ادامهٔ فرمول را افقی ببین است.
  • اگر f<f0f<f_0ادامهٔ فرمول را افقی ببین، حتی با نور بی‌نهایت پرشدت هم هیچ فوتوالکترونی آزاد نمی‌شود.
  • گذار به تراز پایین‌تر همراه با گسیل فوتون است؛ گذار به تراز بالاتر همراه با جذب فوتون.
  • ردیف لیمان در فرابنفش، بالمر در نور مرئی، پاشن و ردیف‌های بالاتر در فروسرخ قرار دارند.

مباحث مرتبط

ادامه‌ی این مبحث رو ببین

با ثبت‌نام رایگان، به بانک کامل سؤال، شبیه‌ساز کنکور و تحلیل پیشرفت دسترسی داری

ثبت‌نام رایگان